اهل سنت ایران

نام جهان‌پهلوان «سیامند رحمان» بر قامت ورزش ایران زمین حک شده است

نویسنده: 
تانیا شعفی

 «سیامند رحمان»، قوی‌ترین مرد دارای معلولیت جهان، رکورد دار آسیا، دارنده ٢ مدال طلای المپیک کسی که می خواست رکورد جدیدی را در پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیوی ژاپن به ثبت برساند، سال گذشته در چنین روزی جان به جان آفرین تسلیم کرد و همه را مات این کوچ ناگهانی. دارنده پنج عنوان قهرمانی جهان سه بار قهرمانی آسیا و صاحب رکورد بلامنازع رکورد ۳۱۰ کیلوگرم پارالمپیک جهان، شامگاه ١١ اسفند ماه سال ٩٨، در اثر ایست قلبی و در سن ۳۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.

«شیخ خردگرا و عالم اخلاق پسند» در سوگیاد شیخ محمد اسلامی دولابی

نویسنده: 
دکتر محمد ذاکری

و في رفيق الأعلى

زیست عالمانه:

آذرماه سال ۹۵ بود که استاد محمد مجتهد شبستری، یکی از سه چهره‌ی اصلی نواندیشی دینی معاصر مهمان دانشجویان دانشگاه هرمزگان بود. ایشان پس از سخنرانی مهم «حقوق بشر و حکومت دینی» قرار شد یکروز بعد رهسپار تهران گردد، استاد در غوغای مفتیان ظاهرگرای داعشی آن ایام که جهانی را مشرک و بدعتگزار و کافر می‌دانستند

گذری بر شصت سال مجاهدت ماموستا سیدمحمّد مصطفایی

ماموستا سیدمحمّد مصطفایی در ٦اسفندماه ١٣١٤ در روستای خانقاه پاوه چشم به جهان گشود. 

چون پدر و مادرش اهل دینداری و انجام عبادات بودند، از همان دوران کودکی به دنبال درس و عبادت بود. مادرش  ایشان را به کلاس قرآن و علوم دینی و مدرسه فرستاد؛ به‌واسطه‌ی علاقه‌مندی فراوانی که به علوم دینی و و قرآنی همکلاسیها و معلمانش داشت، به ایشان لقبِ «خلیفه محمّد» را داده بودند.

پس از اتمام دوران ابتدایی به دعوت شیخ محمدسعید و ماموستا شیخ عطا به سه رده پاوه می‌رود و در آنجا به‌عنوان طلبه و شاگرد مشغول به تحصیل می‌شود.

‍ باز مدرسه بی مدرّس شد

نویسنده: 
دکتر صباح حسینی

عالم وارسته و دانشمند ماموستا ملا حیدر مصطفوی فقیه، مفسّر و ادیب بزرگ دار فانی را وداع گفت. آن مرحوم متولّد حدود سال ۱۳۱۵ شمسی و اصالتاً اهل روستای «قوزلو سوفیه‌ل» در اطراف سقز و فرزند مرحوم ملاعلی مصطفوی از علمای ساکن اطراف شهر سقز بود.

مرحوم ماموستا از شاگردان علامه‌ی بزرگ ملا محمّد باقر بالک  بود که بعد از اخذ  اجازه از وی  به  سنندج  می‌رود و مرحومان  ماموستا مجتهدی و حاج ملا خالد مفتی نیز اجازه‌ی فتوا و تدریس وی را تأیید می‌کنند.

سی سال در محضر استاد عبدالرّحمن پیرانی

نویسنده: 
جلال معروفيان

 خداوند، استاد پیرانی را حفظ کند که در مقاطعی بسیار حسّاس و تعیین‌کننده، خدماتی ارزنده و سازنده و ماندگار به اهل سنّت ایران به‌طور کلّی و جماعت دعوت و اصلاح به‌ویژه، ارائه کرده است. بنده از سال ۶۹ از نزدیک با ایشان افتخار آشنایی و فرصت‌هایی برای تلمّذ و آموختن در محضرش داشته‌ام. 

استاد پیرانی، دقیقاً ۳۰ سال پیش در چنین روزهایی، رهبری این جماعت را برعهده گرفتند و تاکنون، یعنی روزهای آغازین پاییز ۹۹ این امانت را حفظ و مسئولیت خود را با التزام عملى به مبدأ شورا و خرد جمعى، و کمترین ضریب خطا و اشتباه، ادا نموده‌اند. 

مروری گذرا بر زندگی عالم ربانی مولوی زمان سلیمانی رحمه الله

دوم آبانماه جاری یکی از همراهان و یاران دیرین جماعت در خراسان رضوی «مولوی زمان سلیمانی دار فانی را وداع گفت. 

مولوی زمان سلیمانی در سال ١٣٤٧ه.ش. در روستای آزادده از توابع شهرستان صالح آباد خراسان رضوی در خانواده ای كم‌بضاعت و کارگر، ديده به جهان گشود.

ایشان در سن هفت سالگی وارد دبستان شده و بعد از پایان تحصیلات ابتدایی در سال ١٣٦١ شمسی همزمان با تاسیس حوزه علمیه تعلیم القرآن صالح‌آباد در این حوزه مشغول تحصیل شدند و از محضر اساتید آن دوران، مرحوم مولانا محی‌الدین بلوچستانی، مولانا سراج‌الدین فقهی سلجوقی و مولانا عبدالغفور سلیمانی (رحمهم الله جمیعا) کسب فیض نمودند.

دعوتگرى بر مسیر استقامت

گاهی در زندگى انسان‌ها اتّفاقاتی رُخ مى‌دهد كه نمى‌توان آن‌ها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچه‌ى محلّه‌ى قدیمى مان با بچّه‌ها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانى‌اش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاس‌هاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّه‌ها ایشان را مسخره كرده و با بى‌تفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّه‌ها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سال‌هاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.

به یاد روان‌شاد ماموستا عبدالله احمدیان-رحمةالله علیه-

نویسنده: 
جلیل بهرامی‌نیا

امروز سالگرد وفات جناب ماموستا احمدیان است؛ عالمی کم‌نظیر، زمان شناس، فروتن و خدمتگزار که نامش در تاریخ فرهنگ ایران و کردستان جاودان خواهد ماند!
  سال‌های آغازین دهه هفتاد شمسی و در زمانی که حس غریبی و رنجیدگی از زندگی در این کشور، بر روانم سنگینی می‌کرد و انبوه تجارب ناخوشایند قومی-مذهبی، روحیه‌ای مرکب از یأس و انزوا بر درونم حاکم کرده بود، در یکی از کتابفروشی‌ها کتابی توجّهم را به خود جلب کرد: «سیمای صادق فاروق اعظم»!
عنوانی که با ناباوری و شگفتی بارها مرورش کردم و آن را شربت‌وار نوشیدم!

یاد یار دیرین

نویسنده: 
ناصر صادقی

«استاد ماموستا ملا محمّد کوهی» بدون تردید یکی از برجسته‌ترین طلبه‌های مدارس علوم دینی اورامانات در دهه‌ی ۶۰ شمسی بود. جوانی با فیزیک بدنی مناسب و بسیار خوش‌سیما، با محاسنی آراسته به آرامش، طلبه‌ای مستعدّ، مدرّسی بزرگ در عنفوان جوانی، مفسّر و روشنگر تفسیر «في ظلال القرآن» شهید سید قطب که در آن زمان ترجمه‌ی فارسی نداشت، برای دیگر دوستان طلبه‌اش در مدرسه‌ی علوم دینی امام محمّد غزالی پاوه که با مدیریت شخصیت خوشنام اهل سنّت ایران و چهره‌ی ماندگار جماعت دعوت و اصلاح «ماموستا ملا احمد بهرامی حفظه الله تعالی»، اداره می‌شد.

در فضیلت استاد مصطفی خرّم‌دل

نویسنده: 
صلاح قاسمیانی

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را

  کرونا به شخصیّت محبوب ما، دکتر خرّم‌دل هم رحم نیاورد و او را نیز آسمانی نمود. 

از صمیم قلب برای عروج ملکوتی دکتر اندوهناک و متأثّرم. با توجّه به ارتباطات خانوادگی و همسایگی چند ساله‌ی دیوار به دیوار با ایشان و ارجاع بازبینی کتاب الله به این‌جانب، قبل از تحویل به ناشر، توفیق یار بود که از فیض همراهی و البتّه شاگردی ایشان بهره ببرم.

پیچیده‌ترین راز هستی؛ یعنی مرگ از نظرگاه ما غایب است و در پرده! تا آن‌گاه که بی‌سر و صدا از راه می‌رسد و ناگهان عزیزی را با خود می‌برد و ما را در شوک از دست دادنش فرو می‌برد. 

همزمانی محتوا