دین و دعوت

عنوان تاریخ
چند مبحث عمومی (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/30
آسیب‌شناسی شیوه‌ی دعوت اسلامی (محمد حامدی) 1399/08/29
نوح علیه السّلام چالش بزرگ؛ درس‌هایی در ثبات و توکّل بر خدا (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/27
نقش اختلاف فقهی در رویارویی با افراط‌گرایی (دکتر محمد احمد حسین – مفتی قدس و فلسطین) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/18
دوستی و محبّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم (محمد حامدی) 1399/08/12
پیامبر رحمت و مهربانی (گردآوری: اصلاحوب) 1399/08/10
چگونه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم را یاری دهیم؟ (احمد الفرجابی) (ترجمه: حمیدە کیانی) 1399/08/09
اگر جای قاتل معلم فرانسوی بودم ... (یوسف سلیمان‌زاده- سقز) 1399/08/09
يادى از دو عزيز سفركرده (فرزاد ولیدی) 1399/08/09
میلاد پیامبر رأفت و رحمت مبارک (فایز طالبی) 1399/08/08
محمّد(صلّی‌الله علیه و سلّم) پیامبر رئوف (عادل علیمرادی) 1399/08/06
گناه قلب و گناه جوارح (محمد غزالی مصری) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/06
تحلیل پاره‌ای مشکلات انسانی از منظری قرآنی ـ اخلاقی (مولود بهرامیان) 1399/08/04
چکیدەای از درسگفتار دعوت(بانگەواز) (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
چکیده‌ای از درسگفتار ازدواج (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
دینداری فاسد (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/04
مفاهیم تربیتی در مدرسه‌ی دعوت در برخورد با مخالفان فکری (شيخ محمّد عبدالله خطيب) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/07/17
قواعد منظّم فکری در قرآن (دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/07/16
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/07/12
شخصیّت عرفانی محمّد صلّی‌الله علیه وسلّم (جهانگیر بابایی) 1399/07/10
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش اوّل (فرزان خاموشی) 1399/07/10
دل در گرو معبود داشتن (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1399/07/08
نگرش صحیح به آیات صفات در قرآن در پرتو فهم دو اصطلاح محکم و متشابه (مظهر نعمتی) 1399/07/07
راهکارهای نوین فراخوانی جوانان به دینداری (بیان عزیزی – پاوه) 1399/06/14
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/05/27
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی نخست (فرزان خاموشی) 1399/05/24
قرضاوی، امام وسطیت و اعتدال (عصام تلیمه) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/05/12
کار دوست و کام دشمن (عبد العزیز سلیمی) 1399/05/11
فتواهایی در خصوص قضایا و مسائل مربوط به قربانی (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/10
دعاهایی که اجابتش هزاران سال طول کشید (نسرین حسن‌زاده) 1399/05/09
نگرشی نوین به قربانی از دیدگاه قرآن (بیان عزیزی – پاوه) 1399/05/08
حجاب و عفاف (بیان عزیزی) 1399/05/03
حج؛ چرایی و مقاصد ( بخش ۱ از ۳ ) (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/05/03
فتوایی در خصوص «حکم نماز جماعت با رعایت فاصله یک متر و نیم یا بیشتر از آن در میان دو نمازگزار» (د.علي محيى الدين قره داغي) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/02
پلیس درونی (فرزان خاموشی) 1399/04/24
گفتمان اصلاحی نوین در اندیشه‌ی اسلامی (مهنا الحبیل مدیر دفتر مطالعات مشرق اسلامی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/04/23
از سفارشات روشن‌گر امام حسن البنا (رح) (امام حسن البنا) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/04/22
پوشش قرآنی از منظر استاد ناصر سبحانی (فرمیسک فرهادی) 1399/04/21
اهمیّت و مشروعیّت فقه واقع (دکتر عصام البشیر) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1399/04/19
شیوه‌ی فهم ویروس کرونا ونحوه‌ی رفتار با آن (عبد المجید بن مسعود) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/19
خوشبختی در اخلاق قرآنی (یاسین محمد) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/17
نیازمندی‌های جنبش اصلاحات اسلامی معاصر (نورالدّین محمود) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/12
زن در گفتمان روشنفکری دینی (بیان عزیزی – پاوه) 1399/04/11
مباحثی پیرامون اندیشه و ایمان (هیوا راشدی) 1399/04/08
جهاد عنوان زندگی مؤمنانه (سعدالدین صدیقی) 1399/04/02
ازدواج مسیار - بخش دوّم و پایانی (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/04/01
آیا زمان تدوین‌ فقه‌ نوین فرا رسیده است (دکتر عمّار طالبی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/03/30
ازدواج مسیار– پاره‌ی دوّم از بخش اوّل (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/03/22
كرونا، آموزگار ايمان به قضا و قدر (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1399/03/22
سال «سنة الفقهاء» (دکتر علی صالحی) 1399/03/21
١. مؤمنان (صاحبان ایمان و عمل صالح) پس از حساب‏رسی و تعیین بهشتی‌‏بودن، استحقاق می‌‏یابند که توسط بندگان صالح خدا(شافعان) برای ایشان دعا شود تا نتیجه‌ی ایمان و عمل صالحشان (ورود به بهشت) تحقّق یابد. فلسفه‌ی شفاعت و اعطای چنین مقامی به بندگان صالح خدا به این دلیل است که: ١ـ این موضوع تفهیم گردد که ایمان و عمل صالح، سبب هستند و تنها با به‌‏کارگیری آن، نتیجه محقّق نگردیده و انسان مؤمن به بهشت نمی‌‏رود، بلکه باید خداوند هم آن نتیجه را محقّق گرداند؛
این امر بر همگان واضح است که برای عرضه‌ی هر کالایی اعم از مادی و معنوی بایستی از بهترین روش‌های تبلیغاتی استفاده نمود. و در صورتی که هنوز برای عرضه‌ی کالایی خاص روش مطلوبی را نیافته‌ایم، بایستی فعلاً از تبلیغ آن خودداری نمود. زیرا به جای استقبال از آن بی‌اعتنایی نسبت بدان ایجاد می‌شود. و این امر به حدی مهم است که یکی از مخالفان بزرگ دین خدا (استالین) این را می‌گفت که برای حذف دین در میان انسان‌ها، نیازمند لشکرکشی نظامی نیستیم. بلکه تنها با دفاع نادرست از آن می‌توان آن را از صحنه‌ی زندگی انسان‌ها حذف نمود.
نوح علیه السلام وقتی با آزار و اذیت قوم و تهمت‌هایی از قبیل دیوانگی و گمراهی و دهن‌کجی و تهدید به رجم روبرو شد، آنان را به سختی به چالش کشید. حتی برخی از اهل علم گفته‌اند معجزه‌ی نوح از همان نوعی بود که قومش را به چالش کشید. فرموده است:  وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ * فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ *
اختلاف از سرشت انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد زیرا عقل و فهم آنان با هم متفاوت است. خدای متعال می‌فرماید:   ﴿وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴾ (هود: ١١٨) و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعاً همه مردم را امّت واحدى قرار مى‌داد، در حالى كه پيوسته در اختلافند. صحابه‌ی رسول خدا در بسیاری از احکام فقهی با هم اختلاف داشته‌اند در حالی که بهترین امت بوده‌اند. پس از آنان هم اختلاف همواره وجود داشته است.  با پذیرش حقیقت اختلاف فقهی، باید بدانیم که شریعت اسلامی از اختلافی که موجب افراط‌گرایی و ستیزه‌جویی می‌شود نهی کرده است.
چرا باید پیامبر (ص) را از خود، اموال و عزیزانمان بیشتر دوست داشته باشیم؟  انسان موجودی است که دارای استعدادات مادی و معنوی بی‌نهایت است و برای رشد و تحقق آنها از آمادگی کافی برخوردار است و نسبت به کسب آنها به شدت نیازمند است. به صورتی که می‌توان این را گفت که همه‌ی فعالیت‌های مادی و معنوی انسان به خاطر جلب منافع مادی و معنوی و دفع موانع مادی و معنوی در دنیا و آخرت می‌باشد. محبت و مهرورزی نیز بر این اساس مبتنی است که انسان در راستای کسب کمال نسبت به موجوداتی اعم از خداوند، نعمات و انسان که در این رابطه مؤثر هستند، علاقه‌مند می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان این را گفت
قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‌] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.  خداوند این امت را تکریم کرده و آنان را بهترین امت قرار داده است؛ با فرستادن بهترین پیامبران و آخرین آنان محمد مصطفی به امت شرافت بخشیده است و بهترین کتاب را بر آنان نازل کرده است.  در این آیه‌ی کریمه خداوند متعال یکی از صفات رسول خدا را بیان کرده است که در این مبحث می‌خواهیم به شرح آن بپردازیم. لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... این آیه دو تفسیر دارد:
تقدیم به آن دسته از مسلمانانی که دفاع کردن از ساحت مقدس رسول خدا را بر خود واجب می‌دانند.  چگونه از رسول خدا– صلّی‌الله علیه وسلّم– دفاع و حمایت کنیم؟  کسی که به یاری و دفاع از پیامبر عزیزمان بشتابد خداوند او را از این آیه بی‌نصیب نمی‌کند که می‌فرماید:  «و رفعنا لک ذکرک» ‏و آوازه تو را بلند نكرديم و بالا نبرديم‌؟‏
جوان ۱۸ ساله چچنی معلم فرانسوی را به اتهام نشان دادن کاریکاتورهایی از رسول الله (ص)  به دانش آموزانش به قتل می رساند. این جوان قهرمان غیرت دینی در نگاه جمع کثیری از مسلمانان می‌گردد‌. عکس‌ها و کلیپ‌های او در فضای مجازی دست به دست می‌شود. به یک‌باره عکس پروفایل جمع کثیری از دوست‌داران رسول (صلّی‌الله علیه و سلّم) می‌شود ولی آیا از خود پرسیده‌ایم اگر جای آن جوان بودیم چه کار می‌کردیم؟  مسلمانان باید یک‌بار برای همیشه تکلیف‌شان را با خود و دین اسلام مشخص کنند‌. آیا به راستی ما پیرو واقعی رسول الله هستیم یا رسول الله (صلّی‌الله علیه و سلّم) و پیامش را در خدمت تعصب و احساسات خویش می‌خواهیم؟ 
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»( احزاب: ۲۳) از مؤمنان كسانى هستند كه آنچه را كه با خداوند بر آن پيمان بسته بودند، تحقّق بخشيدند و كسى از آنان هست كه قرارش را به انجام رسانده است و از آنان كسى هست كه چشم به راه است و به هيچ وجه تبديلى [در پيمان خود] نياورده‌اند. دلتنگى امانم را بريده است، دلتنگی برای كسانى كه عمر و حيات خود را در راه خدمت به دعوت دينى صرف كردند و اين راه دشوار و سنگلاخ را مجاهدانه و با ایمان طی نمودند.
سلام و درود خداوند بر همه‌ی مؤمنان به مناسبت تولّد آن فرزانه‌ی نورچشم اهل ایمان پیام‌آور آزادی و رحمت که وقاحت ماکرون و امثال او هیچ از فضل و کرمش نمی‌کاهد به خدمت آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی توبه می‌رویم تا خداوند رحمان رحیم ثنایش گوید:  «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ» ﴿التوبة: ١٢٨﴾ به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما می‌برید، برای او گران می‌آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است.
با نگاهی گذرا بر آیه‌ی سوره‌ی توبه، خداوند پیامبرش را به جهانیان معرّفی نموده که بسی جای تأمّل و تعقّل دارد: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»(التوبه:۱۲۸) بی‌گمان پیامبری محمّد نام، از خود شما (انسان‌ها) به سویتان آمده است. هرگونه درد، رنج، بلا و مصیبتی که به شما برسد بر او سخت و گران می‌آید. به شما عشق می‌ورزد و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان دارای محبّت، لطف و بسیار مهربان است.  در این آیه چندین ویژگی و صفت مهمّ برای پیامبر رئوف و مهربان(صلّی الله علیه وسلّم) بیان شده است که بسیار پرمعنا و مفهوم است
دوست خیرخواهی به گفت: به نظر می‌رسد از سیستم اخلاقی و نظم و انضباط حاکم بر جوامع غیر مسلمان تعجب می‌کنی. بر خودت سخت مگیر؛ این پیشرفت‌ها، عفت و پاکدامنی را به شدت خدشه‌دار کرده است و این جوامع به لحاظ جنسی در معرض فروپاشی قرار دارند در حالی که امت ما شکر خدا از این آفات پیراسته است و همچنان که از فحشا و منکر به دور است.  گفتم دوست من گوش کن؛ من مسلمانم و خدا را شکر می‌کنم که با اسلام او را شناختم. از این که مرا از پیروان خاتم پیامبران قرار داده است و نعمت اسلام را به من بخشیده است بسیار سپاسگزارم. کشاورز ساده‌ای که صبح و شام در برابر پروردگارش می‌ایستد و می‌گوید
در سوره‌ی حجرات، از شش خصلت و رذیله‌ی اخلاقی که دارای سویه‌ی اجتماعی هستند نهی شده است. اگر مؤمنان بتوانند از این شش صفت اخلاقی جاهلی خودداری کنند، چنین به نظر می‌رسد از جهت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی می‌رسند. این شش صفت عبارتنداز: مسخره‌کردن دیگری، عیب‌جویی و دادن لقب زشت و ناپسند به دیگری، داشتن سوءظن و بدگمانی و تجسّس در زندگی دیگران و غیبت و بدگویی از دیگری. این شش صفت مذموم شالوده‌ی زندگی اجتماعی را بهم می‌ریزند. اساس مسخره کردن دیگری نوعی تحقیر و کوچک‌شمردن کسی است که اثری از نعمت ـ خواه معنوی خواه مادی ـ در او دیده می‌شود. ریشه‌ی این ویژگی حسد و بالمآل رقابت و چشم‌و همچشمی و مقایسه‌ی خود با دیگری است.
1. پایه‌‌‌های دیدگاه اسلامی در زمینه‏‌ی تربیت ـ بر اساس کلمه‏‌ی ربّ ـ عبارتند از: ١ـ انسان نیازمند تربیت است. ٢ـ انسان برای تربیت ‏شدن آمادگی دارد؛ بنابراین، انسان مخلوقی محتاج و مستعد برای تربیت است. برای تحقّق این امر مهم، باید با استفاده از دو نیروی علم و اراده، در دو زمینه‌‏ی جسم و روح، اخذ و عطا داشته باشد. 2. تربیت، انتقال متربّی از پایین‌‏ترین درجه به بالاترین درجه‌‏ی ممکن است؛ به‏‌عبارت دیگر، تبدیل استعدادهای بالقوّه‌‏ی انسان به حالت بالفعل از طریق ایجاد اخلاق و رفتارهای نیکوی ملکه‌‏شده، «تربیت» نام‏ دارد.
یکم؛ وظیفه‏‌ی مرد، مراقبت و سرپرستی مداوم از خانواده است؛ به این وظیفه، «قوّامیّت» می‏‌گویند و پذیرش قوّامیّت مرد، شوهرداری و تربیت فرزندان ازجمله وظایف زن است. نکته‏‌ی اساسی این است که زن و مرد هیچ‏کدام نباید وظایفشان را به‏‌عنوان حقوق خود قلمداد کنند؛ بر این اساس، مرد هرگز نمی‏‌تواند وظیفه‏‌ی قوّامیت خود را به همسرش بسپارد و بالعکس؛ زیرا تکالیف، قابل تفویض نیستند و این کار بر مبنای مفاهیم دینی، همانند ترک روزه قلمداد می‏‌شود.
تجارب من در دعوت در سال ١٩٤١ میلادی از دانشگاه الازهر فارغ التحصیل شدم و از آن زمان تاکنون در خدمت اسلام بوده‌ام و به کار دعوت و تدریس مشغولم. به نظر من دعوتگران این زمان با زمان‌های گذشته تفاوت دارند؛ در زمان گذشته با دانش محدود و تقوای ظاهری موفق عمل کرده‌اند.  اما در این زمان که دشمنان اسلام فعالیت خود را دو چندان کرده‌اند و حقد و کینه‌ی آنان نسبت به اسلام زیاد شده است، موانع پیش روی دعوتگران فراوان است. دشمنان در بسیاری از نقاط جهان از موقعیت برتر فرهنگی خود برای متوقف کردن قطار اسلام بهره برده‌اند و ثروت و قدرت خود را برای فتنه‌انگیزی و به جان هم انداختن گروه‌هایی از مسلمانان در آفریقا و آسیا و اروپا نهایت به کار گرفته‌اند.
مسلمانان راستین، دارای سجایا و خصوصیّاتی هستند که در مکتب قرآن کریم و سنّت پیامبر اعظم(صلّی‌الله علیه وسلّم) آموخته و با این ویژگی‌ها شناخته می‌شدند؛ به‌گونه‌ای که زندگی و روابط آنان با هم، بازخوردی از پیروی و تطبیق این مفاهیم در زندگیشان بود تا جاییکه مسائل جنجال‌برانگیز و بحث‌های جدلی، از مجالس و نشستهایشان، رخت بربست و به کلّی به کار و جهاد در راه خدا و برای خدا روی آوردند. عناوینی که در ذیل می‌آید مفاهیمی هستند که مؤمنان صدر اسلام آموختند و به کار بستند
دکتر احمد ریسونی در همایش جهانی قرآن که به کوشش انجمن محافظت از قرآن کریم در عمان برگزار شده بود در موضوع قواعد منظم فکری در قرآن کریم سخنرانی کرد. وی در مقدمه تصریح کرد قرآن کریم از یک جهت حقایق و احکام مشخصی دارد که قابل اقتدا و عمل است؛ اما در کنار آن قواعد منظمی نیز دارد که به انسان قدرت تفکر و اظهار نظر و فهم و نتیجه‌گیری سالم می‌دهد و به او کمک می‌کند معارف و احکام بیشتری را درک کند. در ادامه چکیده‌ای از این قواعد را ذکر خواهیم کرد. 
٥- دعای خیر موجودات دیگر بر کسی که راهنمای دیگران است، دلیلی بر ارزش و اهمیت چنین فردی و تربیت آن دارد. قال النبي صلى الله عليه وسلم: (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ وَأَهْلَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرَضِينَ حَتَّى النَّمْلَةَ فِي جُحْرِهَا وَحَتَّى الْحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِ النَّاسِ الْخَيْرَ) رواه الترمذي (٢٦٠٩) وصححه الألباني في صحيح الجامع (١٨٣٨) ترجمه: به درستی که خداوند عز و جل و فرشتگان او و اهل آسمان‌ها و زمين‌ها حتى مورچه در سوراخ‌ها و حتى ماهى‌ها كسى را كه نيكى به مردم آموزد دعا می‌كنند. 
 جهان با تمام مکاتب آسمانی و فکری خود در پی آن است که شخصیت انسان را به سوی تعالی و ارزشمندی پیش ببرد. هم کتاب‌های آسمانی و هم مکاتب فکری و بشری، سروری و عظمت این موجود خاکی را تأیید می‌نمایند؛ هرچند برنامه و اهدافی که دارند برای ترقّی  و سربلندی او به کار می‌گیرند ولی در عمل تا چه اندازه به این اهداف و نتایج دست می‌یابند و چه راهکارهای عملی دارند باید قضاوت آن را به تاریخ و اندیشمندان و عالمانی سپرد که در این باره داوری نمایند.
یکی از ویژگی‌ها و صفاتی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، میل به جاودانگی و خلود است. و بر این اساس در داستان ابلیس و آدم می‌خوانیم که ابلیس برای فریب آدم او را بر اساس همین انگیزه و میل درونش به خوردن درخت ممنوعه تشویق کرد. «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى» [طه/١٢٠] (آنگاه شیطان [به دل] او وسوسه انداخت [و] گفت: (ای آدم، آیا تو را بر درخت جاودانگی و فرمانروایی [ماندگاری] راه نمایم که نفرساید [و از بین نرود]؟)  قرآن زندگی واقعی و جاوید را در سرای آخرت معرفی می‌کند. آنجا که سرتاسر آن نشاط و سرزندگی است، و مرگی وجود ندارد، سرای آخرت است.
مخاطبان گرامى، قبل از پرداختن به موضوع، لازم به ذکر است كه مسائل مطرح شده در اين يادداشت به معنى تطبیق عملی آن از سوی نويسنده نیست؛ بلكه خويشتن در بدو راهم.  عمر و مرگ اين هر دو با حق خوش بود  بى خدا، آب حيات، آتش بود مولانا  چنانکه مشهور است، در نماز، بنده با معبود به گفت‌وگو و راز و نياز مى‌پردازد و با قرائت و خواندن قرآن كريم، خداوند متعال با انسان هم کلام مى‌شود.  به تعبيرى، يك سوی اين محاوره انسان است و سوی ديگر آن خداوند متعال. رابطه‌ای سنگین و محاوره‌ای  شگرف که مستلزم تسهیلگری در مسیر شرفیابی به‌این ملاقات معنوی و محاوره‌ی متبرّک است.
آیات صفات خداوند به مجموعه آیاتی گفته می‌شود که در آنها به یکی از صفات خداوند اشارت رفته که همین صفات در انسانها نیز بکار رفته‌اند به تعبیر دیگر آیات صفات، در برگیرنده‌ی صفاتی هستند که مشترک لفظی میان خدا و انسان می‌باشند، تفسیر و چگونگی مواجهه با این آیات یکی از مسائل بحث برانگیز علوم قرآنی و علم تفسیر بوده که فکر و اندیشه دانشمندان اسلامی از ابتدا تا به اکنون و از تمامی فرق مختلف اسلامی را به خود معطوف و مشغول ساخته است بررسی آیات صفات با مسئله‌ی محکم و متشابه که خود یکی از مسائل چالش برانگیز و اختلافی علوم قرآنی است
جوانان آینده‌سازان هر جامعه‌ای به شمار می‌آیند که اگر خوب تربیت شوند و باورهای دینی را در قلب پاک خویش بپرورانند، ‌هادیان جامعه و مشعل به دستان راه طریقت خواهند شد و شور و نشاط جوانی وقتی با فرهنگ پاک و پویای اسلام عجین شود، آن‌گاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره‌مند خواهند شد. از نگاه جامعه‌شناسان، جامعه‌ای سالم است که جوانانی سالم و متعهّد داشته باشد.  راه‌های مهمّ تربیت سالم، آشنایی جوانان با آموزه‌های دینی و مفاهیم والای آن است، این شناخت دینی به مثابه‌ی نسخه‌ی پزشک است که انسان را از بیماری‌ها نجات می‌دهد
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است که می‌فرماید:  «ما يُصِيبُ المُسْلِمَ، مِن نَصَبٍ ولَا وصَبٍ، ولَا هَمٍّ ولَا حُزْنٍ ولَا أذًى ولَا غَمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إلَّا كَفَّرَ اللَّهُ بهَا مِن خَطَايَاهُ» [رواه البخاري] ترجمه:  هیچ اندوه و نگرانی و زحمت و ناراحتی برای انسان مسلمان پیش نمی‌آید حتی خاری که در بدنش فرو رود مگر آن که خدا به واسطه آن بخشی از خطاهایش را می‌زداید.
طبیعت زندگی دنیا و طبیعت حضور بشر در صحنه زندگی، اقتضای این است که محال است انسان در گیر و دار زندگی دچار سختی‌ها و گرفتاری‌های نشود. و دشواری‌هایی به سراغش نیاید. بسیار می شود که کاری به سامان نمی‌رسد، آرزوی جامعه عمل نمی‌پوشد، دوستی می‌میرد، بیماری بدنی عارض می‌شود، ثروتی از دست می‌رود، این‌ها همه چیزهایی است که در جویبار زندگی یافت می‌شود. نگرش و بینشی که خداوند به انسان از نظام زندگی به بندگانش می‌دهد این است
از مهمترین مواردی که قرضاوی را متمایز و برجسته می‏‌گرداند این است که او محققی معتدل است که نه گرایشی به غلو دارد و نه سهل‌انگاری وتسامح بی‌جا، در کارش نه افراط است و نه تفریط، نه اهل خشونت و سختگیری‌ست و نه سستی و بی‌ثباتی، اندیشه و منهج فقهیش میانه‌روی و اعتدال است، از همین روست که عناوین برخی کتب وی همین نگاه و رویه را نشان می‏‌دهد، مانند: «بیداری اسلامی بین جمود و افراط‌گرایی» و «اجتهاد معاصر بین انضباط و زیاده‌خواهی» و همه این شواهد موجود در کتب وی نمایانگر موقف ما بین حداکثر به راست و حداکثر به چپ وی می‏‌باشد.
رویارویی باورها و رویکردها نه اینکه پدیده‌ای طبیعی است بلکه نشانه‌ای است بر پویایی اهل دانش و اندیشه و دلسوزی برای درمان دردهای گوناگون جامعه‌های بشری، مشروط بر آن که معیارها، ارزش‌ها، اخلاق و امانتداری علمی مراعات شوند.  امّا اگر جریانی فکری یا فردی بخواهد به روش رومیان شیفته شوالیه‌ها شمشیر از کمر برکشد و بی‌پروا پای در گود بگذارد، به تمامی ارزش‌ها و آداب رایج پشت کند، و نه‌تنها فرق «فقه و فقاهت» را نشانه بگیرد، بلکه به‌نام دین و در مقام دلسوزی برای بیان باورها و باید و نبایدها به «زمین» و خاکیان بسنده کند
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السّلام على المبعوث رحمة للعالمين سيدنا محمد و على آله و صحبه، و بعد مسأله نخست: تعریف صحیح قربانی:  قربانی عبارت است از ذبح یکی از چهارپایان - گوسفند، بز، گاو ، شتر- به قصد تقرّب به خداوند در روز عید قربان و ایام التّشریق (سه روز بعد از روز عید قربان).
 ابراهیم با فراغت بال و خرسند، به خاطر رهایی از چند حادثه‌ی تلخ و شیرین، به دنبال مأموریتی دیگر بود.  سال‌ها قبل مقدّمه‌ی آموزش مراسم و مناسک حج آغاز شده بود؛ با عدم باروری همسر ابراهیم ساره و بار‌گرفتن هاجر، کنیزی که ساره برای بقای نسل ابراهیم به او بخشید. هاجر بار بر زمین نهاد. کودکش شیرین و جذاب بود، رشد نمود و حس پدری و مهر ابراهیم او را به سوی اسماعیل سوق می‌داد.  نمی‌دانم غریزه زنانگی ساره تا چه اندازه در دوری همسر دوم از شوهرش نقش داشته است؟! هر چه بود مشیت الهی این بود که هاجر و طفلی کوچک همراهِ مردی مصمم راهی سرزمینی لم‌یزرع و خشک شوند. امر پروردگار، ابراهیم را بر آن داشت که هاجر و طفل‌ را در تنهاییِ این سرزمین رها کند و برای حفظِ همسرِ جوان و طفل کوچکش از گرما و زندگی در غربت و تنهایی و ترس، پناهی جز سایه‌یِ مهر خداوند نبیند و چه سایه‌ی استواری!
 آیین قربانی، قدمتی بس طولانی دارد. قرآن در این مورد می‌فرماید: «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنَا مَنْسَکًا لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهة الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ» (قربانی تنها منحصر به شما مسلمانان نبوده و بلکه) ما برای هر ملّتی (که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را (که سمبل آمادگی انسان برای فدا شدن در راه خدا است) مقرّر کرده‌ایم، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است. خدای شما و ایشان خدای واحدی است (و برنامه‌ی او هم برنامه‌ی واحدی است. حال که چنین است) پس‌تسلیم (فرمان) او بوده، و (اعمالتان خالصانه برای او باشد. ای پیغمبر) مژده بده مخلصان متواضع (در برابر فرمان خدا) را (به بهشت و پاداش فراوان آفریدگارشان) (حج /34) کلمه منسک، از ظاهر جمله‌ی «لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ»، بر می‌آید که مصدر میمی ‌و به معنای عبادت باشد، عبادتی که مشتمل بر قربانی و ذبح هم هست و معنایش این است که ما در امتهای گذشته  میان آنهایی که ایمان داشتند، قربانی را وسیله‌ای برای عبادتشان قرار داده بودیم، تا آنان نیز نام خدا را بر بهیمه انعام که خدایشان بر آن‌ها روزی کرده بود ببرند و خلاصه شما پیروان ابراهیم، اولین امّت نیستید که بر آن‌ها قربانی مقرر شده بلکه برای قبل از شما هم مقرر شده بود.
حجاب و عفاف از واژه‌های پر‌بسامد در فرهنگ دینی و ملّی ما است و بدون شک حجاب از احکام شناخته‌شده‌ی شرعی و عفاف از پسندیده‌ترین سجایای اخلاقی است . گوهر وجود آدمی در دایره‌ی هستی ارزشمندترین و بی‌بدیل‌ترین تابلوی نقاشی شده توسط خالق بی‌همتاست که بعد از فراغ از خلقت آن گوهر بی مثال، خداوند خود را با «فتبارک الله احسن الخالقین» تحسین نموده و این شاهکار خلقت را مسجود ملائک قرار داد تا به آیه‎‌ی کریمه‌ی یادشده عینیت بخشد . حجاب و عفاف در قاموس بشری، واژه‌های آشنایی هستند که در گذر زمان، از سنّت به سوی مدرنیته، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده اند، در این میان مردان و زنان (به‌خصوص زنان) در مسیر تند‌باد حرکت به سوی مدرنیسم، در معرض برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی قرار گرفتند تا در توسعه سرمایه‌داری نقش خویش را ایفا کنند، امّا با گذر زمان از هویّت و شخصیّت و ماهیّت خود بیشتر دور شدند و در یک حرکت جدید با بازگشت دوباره به سوی منیّت خویش و توجّه به سرشت و طبیعت و احتیاجات حقیقی خود، در میان معنویت، هویّت خویش را در عفاف و حجاب جستجو کردند
خداوند انسان را در اصل خلقت ترکیبی دوگانه بخشیده است. خاک را ماده‌ى اولیه‌ی آفرینش او قرار داد و پس از آن، طی مراحلی از اندازه‌گیری و جدا کردن و تصویر بخشیدن از روح خود در او دمید. بدین ترتیب انسان موجودی زمينى آسمانى گشت، كه از يك سو نيروهايى او را به زمین و مادّه (ناسوت) و از دیگر سو نيروهايى او را به عالم بالا و روح (لاهوت) متصل مى‌كنند.
  الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على سيدنا محمد المبعوث رحمة للعالمين و إخوانه من الأنبياء و المرسلين، و آله و صحبه، ومن تبع هداه إلى يوم الدين، و بعد در سایه توجّه برخی از کشورهای اسلامی از جمله کشور قطر، به بازگشایی مساجد برای نمازهای جمعه و جماعت، به شرط پایبندی به رعایت فاصله بین نمازگزاران، سؤالات و پرسشهایی در خصوص صحت نماز با این حالت از ما پرسیده شده و این‌که آیا پاداش نماز جماعت در این صورت برای نمازگزار نوشته می‌شود یا نه؟ جواب: اولا – بدون شک فشردگی صف‌ها، کامل کردن صف اوّل و سپس کامل کردن صف بعدی، در موازات هم قرار گرفتن شانه‌ها و پر کردن جاهای خالی در صف‌ها، همه مسائلی هستند که سنّت صحیح بر آن دلالت می‌نماید و به این خاطر از دیدگاه جمهور فقها این موارد از سنّتهای مؤکّده‌ی نماز جماعت هستند ولی با توجّه به وضعیت کنونی در سایه‌ی ویروس کرونا (کوید 19) تصمیمات پیشگیرانه مقتضی آن است که فاصله اجتماعی رعایت شود به گونه‌ای که بین هر دو شخص، دو متر و یا حداقل یک متر و نیم فاصله باشد. 
اصلاح و تربیت انسان کار ساده‌ای نیست که بدون هیچ‌گونه ضابطه‌ای صورت پذیرد، چرا که تربیت یعنی دگرگون کردن روان و طرز تفکّر انسانی که از صفت و ویژگی اختیار برخودار است، خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است، در درون و روان او گرایش به سوی شر و بدی و گرایش به سوی خیر و خوبی را قرار داده، «فألهَمَها فٌجورَها وَ تَقواهَا» تا راه شکر را انتخاب کند یا مسیر و راه کفر، «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» و این اختیار به شخص داده شده که  اگر خواست گام در راه مسیر خدا نهد. «إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» [المزمل/19] (همانا این [آیاتِ قرآنی پند و] اندرزی است؛ پس هرکس که بخواهد [برای رسیدن] به پروردگارش، راهی در پیش گیرد) لذا تعامل با چنین شخصیّتی و ایجاد قناعت و تغییر در او کار آسانی نیست.  در این میان عصری که در آن زندگی می‌کنیم با وجود امکانات فراوان تکنولوژی و دسترسی آسان بشر به آن برای استفاده نادرست و ناصحیح،کار را بر مربیان تربیتی سخت‌تر کرده است.  لذا برای تربیت شخص از دو روش می‌توان بهره برد.
به‌تازگی برای اصلاح اندیشه‌ی بیداری اسلامی معاصر فراخوان‌هایی صورت گرفته است، از مهم‌ّترین آن‌ها فراخوان دکتر احمد ریسونی دعوتگر برجسته‌ی مراکشی است وب نگاه وی به اِشکال تأثیرپذیری گفتمان دعوت اسلامی از الگوهای دینداری که ساخته‌ و پرداخته‌ی شرایط و قالب مذهبی مؤسسه‌ی رسمی در خلیج فارس هستند. زبان گفتار دکتر ریسونی اهمیّت ویژه‌ای دارد؛ او در تأسیس اندیشه‌ی بیداری اسلامی در مراکش نقش مهمّی دارد به ویژه پس از آن‌که مجموعه‌ی مراکشی او خود را از تأثیرات فکری منفی سلفیّت افراطی رها کرد.  امّا مقاله‌ی «اسلام سعودی از شکوفایی تا فروپاشی» به خاطر شرایط زمان انتشار و قالب گفتار، در چارچوب تجزیه‌ و تحلیل علمی مطلوب قرار نگرفت و در بحث تأثیر سیاسی و جغرافیای تاریخی بر دعوت‌های مذهبی نیاز به بررسی دارد. این هم‌پوشانی به تقسیم تاریخی و سیاسی نیازمند است و می‌طلبد که به دوره‌های انحراف یا تصحیح که در تاریخ تشریع اسلامی رخ داده است ارتباط داده شود. 
با مجموعه‌ای از سفارشهای گرانبهای امام بنا روبه‌رو هستیم که به خاطر داشتن رنگ الهی، واقع‌گرایی و سازگاری با روح انسان و جامع بودن در زمینه‌های مختلف، شایسته‌ی درنگ و تأمّل است. این وصایا در قالب درخواست‌هایی دلسوزانه از جانب یک دعوتگر صادق و مربی مجرّب و فقیهی آگاه مطرح شده است. امید که پروردگار، ما را از آن بهره‌مند گردانده و در ترازوی حسنات ایشان قرار دهد . این متنِ وصایای روشن‌گر امام شهید حسن البنا (رح) است، که با این عنوان منتشر گردیده است:  «من وصايا المُرشد العام» از سفارشات مرشد عام:  •برادرم! بدون هدف زندگی نکن، زیرا خداوند شما را پوچ و باطل نیافریده و بیهوده در این کره‌ی خاکی رها نکرده است.    •برادرم! بگذار خداوند بالاترین و مهمترین آرمان و هدفت باشد. این سخن خداوند متعال را بشنو که می‌فرماید: «ففِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ»‌ (50 الذاریات) به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیم‌‌دهنده‌ای آشکارم
کلمه «حجاب» در معنای خویش تحریف شده است؛ حجاب در قرآن به معنی آنچه زن خود را به آن می‌پوشاند نیست، بلکه حجاب به معنی پرده یا دیوار یا چیزی شبیه آن است که زن در منزل در پشت آن پرده یا دیوار باشد و از پس پرده تقاضای چیزی کند و پرده در میان باشد، چون زن در منزل مکلّف نیست که خود را بپوشاند تا نامحرم او را نبیند. آن‌چه که صحیح است به‌کار برده شود کلمه‌ی«ستر» است و همچنین «جلباب» و «خمار»؛ این‌دو، کلمات قرآنی هستند. جلباب عبارت است از پیراهنی _ هم‌چون پیراهن کردی_ که از گردن به پایین را می‌پوشاند: «... يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنّ ...» بخشی از آیه ۵۹ از سوره مبارکه احزاب و «خمار»: عبارت است از روسری که سر و گردن را می پوشاند: «ولْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَ ...» بخشی از آیه ۳۱ از سوره مبارکه نور جیوب جمع جیب: یقه طوری روسری پوشیده شود که همه سر و جیب ( یقه): گردن هم پوشیده شود. در نتیجه صورت، چانه و ... می‌ماند که بیرون باشد. البته در جلباب که در سنّت هم تبیین شده است، انسان خودش هم متوجّه شده است که باید دست‌ها بیرون باشند.
یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی به‌حساب می‌آید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی تطبیق متن شرعی بر واقعیت موجود می‌باشد، علمای اصول این مسأله را «تحقیق مناط» نامیده‌اند، یعنی محل تحقّق و عملی سازی حکم. هم‌چنین اجتهاد در امور جدید و نوپدید در واقعیت زندگی که نصّی در مورد آن نباشد، جایز است.  حکم بر هر چیزی فرع شناخت و درک آن است، فقیه دانا کسی است که حقانیّت خود را با تعامل، به واقعیت زندگی و مردم ثابت می‌کند و کسی است که واقعیت را می‌شناسد و نسبت به آن نا‌آگاه نیست، به واقعیت توجه کرده و از آن رو بر نمی‌تابد، به آن عمل نموده و آن را مورد اهمال قرار نمی‌دهد، و مسایل شرعی را بر واقعیت بنا می‌کند و نه بر هوا.  ابن قیم رحمه الله می‌گوید: مفتی و حاکم وقتی می‌توانند، به حق حکم و فیصله نمایند که دو نوع فهم داشته باشند، یکی از آن دو نوع، فهم واقع و دانش روز است، در حقیقت استنباط آن است که با قرینه‌ها، نشانه‌ها و واقعیّت‌ها همگام باشد
خداوند متعال انسان را برای هدف بزرگی آفریده است و آن هم مسؤولیت جانشینی در زمین است؛ در این باره می‌فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (البقرة:30) و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده‌ی جانشینی در زمینم. انسان را به تمام چیزهایی که در راستای حمل این امانت سخت به آن نیاز دارد مجهّز کرده است. شیوه‌ی حرکت، نقشه‌ی راه، تضمین رسیدن به ساحل امن و رستگاری دنیا و آخرت همه و همه را برایش فراهم کرده است. درباره‌ی وسایل و امکاناتی که برای انجام تکالیف لازم است می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (النحل78). و خداوند [است‌] که شما را از شکم‌های مادران‌تان، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، بیرون آورد و [از پیش‌] برای شما گوش و چشم و قلب آفرید، باشد که سپاس گزارید. «وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (الجاثية: 13) و آن‌چه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه از اوست و آن‌ها را برای شما رام کرد، بی‌گمان در این، مایه‌های عبرتی برای اندیشه‌وران هست‌.
خواستن خوشبختی میلی طبیعی است و هم فیلسوفان یونانی و هم اسلامی بر این‌ نظر که خوشبختی هدف نهایی است، توافق دارند. امّا بر سر چیستی این هدف و چگونگی دست‌یابی به آن اختلاف دارند. پرسش مهمّی که فلاسفه طرح می‌کنند این است که آیا فضیلت‌ها برای خوشبختی کافی هستند یا این‌که برای تحقق خوشبختی به امور بیرونی مانند سلامتی، ثروت و دوستان احتیاج داریم. از روی تجربه می‌دانیم که دلبستگی افراطی به امور بیرونی همانند ثروت و دارایی‌های مادی می‌تواند برای زندگی انسان مضر باشد. با این وجود، نمی‌توانیم این باور را هم که این امور بیرونی برای دست‌یابی به بهزیستی و پرورش فضیلت ضروری هستند، رد کنیم. علاوه بر این، باید به‌یاد داشت که فلسفه اخلاقی قرآن کریم صرفاً خردگرایانه نیست، بلکه با تشخیص رنج انسانی و مفهوم بصری از شکوفایی انسان پیوند خورده است. ازاین‌رو، علمای اخلاق اسلامی در تلاش خود برای مقابله با رنج انسانی، سعی در مرتبط ساختن یک شیوه زندگی در جهان دارند. آنها فقط به خاطر لذّت علمی، در مورد اخلاق فلسفه‌ورزی نمی‌کنند.
نشست‌های فکری و اندیشگی نوید‌بخش آینده‌ی نوین جنبش اسلامی هستند؛ جنبشی که بیشتر اعضا و هواداران آن بر ضرورت بازسازی تأکید می‌کنند. بازسازی در اندیشه‌ی‌ اسلامی و میراث فکری ما با تغییر افکار ارتباط دارد نه با تغییر شکل و ظاهر؛ اگر چه تغییرات ظاهری هم زمانی مورد نیاز بود. پرداختن به این مقدّمات معرفتی ‌برای کسی که نگاهش به درون است و به مسائل و مشکلات خود توجّه دارد و از آن در رنج است و آن‌ها را از زاویه‌ی اصلاحات داخلی و نه خارجی می‌بیند، لازم است. خط سیر مرحله‌ی بیداری از نگاه من جنبش اصلاحات سه مرحله‌ی اساسی را پشت سر گذاشته است: مرحله‌ی نخست:این مرحله را می‌توانیم مرحله‌ی بیداری، رستاخیز یا پیکار بنامیم؛ مرحله‌ای است که جهان اسلام از سرنگونی خلافت و سقوط نظام‌های اسلامی و جایگزین شدن نظام‌های سکولار شگفت‌زده شده بود؛ آن‌ هم در شرایطی که ذهن مسلمان در نتیجه‌‌ی عوامل سیاسی و تاریخی به جمود رسیده بود. اینجا بود که تفکّر اسلامی به دو چیز نیاز داشت:
با نگاهی گذرا به تاریخ صدر اسلام، به این حقیقت رهنمون می‌شویم که در جامعه‌ی مدنی نبوی، زن تا حدود زیادی، حقوق از دست‌رفته‌اش را به دست آورد و جایگاه و مقام والای خویش را بازیافت، او تا قبل از اسلام از حقوق مسلّم خویش محروم مانده بود و شأن و جایگاه اجتماعی نداشت .ظهور اسلام مایه برکت و امتیازهای بی‌سابقه‌ای برای زنان گردید، به قول یکی از مفسّران، زن از برکت اسلام، مستقل و متکی به نفس شد اراده و عمل او که تا ظهور اسلام به اراده‌ی مرد گره خورده بود، مستقل شد و روی پای خود ایستاد. به مقامی رسید که دنیای قبل از اسلام، با همه‌ی قدمتش و در تمامی ادوارش چنین مقامی به وی نداده بود. اسلام مقامی به زن داد که در هیچ یک از زوایای تاریخ گذشته‌ی بشر، چنین مقامی برای او یافت نشد.
خداوند انسان را خلق کرد و نیروی خرد و تفکر را به او ارزانی داشت تا با آن حقایق را بیابد و خیر و شر را از هم تشخیص دهد. چنانکه می‌دانیم عقل مناط تکلیف است و فقدان آن سبب رفع تکلیف از آدمی می‌گردد. امّا حوزه عقل و توان آن و محدوده اندیشه را باید تعریف کرد. و به مستوای کاربرد آن از آن انتظار داشت. عقل درمیدان مشخصی جولان می‌کند که خارج از آن ناتوان بوده و ناکارآمد می‌گردد. انسان با دریافت معلومات از طریق حواس آنها را پردازش کرده و به نتایج جدیدی دست می‌یابد همچون کارخانه‌ای که مواد اوّلیه وارد آن گردیده و محصولات تازه‌ای را تولید می‌کند. و درهر زمینه‌ای که مواد اولیه به آن داده شود محصولی جدیدخواهد داشت. قرآن کریم در این راستا می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (78) نحل
مفهوم جهاد همچون بسياری از مفاهيم دينی دست‌خوش تحريف گشته است. بسیاری جهاد و قتال را یکی دانسته‌اند، به عبارت دقیق تر در اذهانِ خیلی‌ها، مفهوم فراگیر جهاد در یکی از مصادیق آن یعنی جنگ خلاصه شده است. اصطلاح قتال به عنوان يكى از مهمّ‌ترين اسباب حفظ دين، در عهد مدنی به مفاهيم دينی راه يافته است در حالی كه جهاد در آيات مكّی به آن پرداخته شده است. خداوند در سوره فرقان به پيامبر صلی الله عليه و سلم دستور می‌دهد كه به وسيله قرآن با كافرين جهاد كند، می‌فرمايد: «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» [فرقان:52]ترجمه: پس از کافران اطاعت مکن و با قرآن با آنان جهاد بزرگ را بیاغاز. بر همين اساس رسول خدا صلی الله عليه وسلم در حديثی كه امام مسلم آن را در كتاب خود آورده است، از انواع جهاد - و البته نه بر سبيل حصر- سخن می‌گويد و می‌فرمايد:
 بخش دوّم: پاسخ به برخی ایرادها و بیان تفاوت مسیار با عقد‌های شبیه به آندر دو پاره‎ی اوّل و دوّم، به ماهیّت و ارکان ازدواج مسیار پرداخته شد و به برخی شبه‌ها و اشکال‌ها پاسخ داده شد. در این قسمت به اذن خداوند، به اشکال‌های دیگری در این زمینه پاسخ داده می‌شود و همچنین تفاوت ازدواج مسیار با دیگر نکاح‌ها از جمله نکاح متعه که باعث شبهه برای افراد زیادی گشته، ذکر می‌گردد. • ترس از غارت و باج‌خواهی زنان توسط مردان در ازدواج مسیار: برخی از مخالفان ازدواج مسیار، از این واهمه دارند که مبادا نیاز زنان به مردان در این نوع ازدواج، دستاویزی در دست مردان قرار دهد تا به غارت و چپاول زنان متمول و ثرتمند بپردازند و با تحت فشار قرار دادن آن‌ها زمینه‌ی باج‌خواهی وسوء‌استفاده از آن‌ها را فراهم آورند.
می‌توان گفت که ما در بیان فقه بهداشت در اسلام کوتاهی کرده‌ایم، اگر به عوامل حفظ سلامتی در کتاب و سنّت دقت کنیم می‌بینیم یک مجموعه‌ی فقهی کامل است. بهداشت به معنی صحت و سلامتی کامل جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی یکی از حقوق اساسی انسان‌ها است که در حفظ جان خود به آن نیازمند هستند. همچنین بهداشت یکی از مقاصد کلان شریعت است و به همین خاطر امام غزالی به این مهم پی‌برد و قانونی را برای حفظ بهداشت وضع کرد که عبارت است از: «نظام دین با شناخت و عبادت سامان می‌یابد و انسان تنها با سلامتی بدن و بقای عمر و بهداشت جسم و برخورداری از خوراک و پوشاک و مسکن و ایمن بودن از آفات به آن دست می‌یابد».
بخش اوّل: ازدواج مسیار: ماهیّت، حکم و اسبابدر سیره‌ی نبوی، سوده بنت زمعه همسر گرامی رسول خدا (ص) پس از خدیجه را می‌بینیم، زمانی که به سن پیری رسیده و احساس کرد که پیامبر با وجود آن‌که در رعایت حقوقش کوتاهی نمی‌کند، امّا همچون گذشته ‌اقبال و رغبتی به ‌او ندارد، بیمناک گردید که مبادا رسول خدا او را طلاق دهد و یا به فکر جدایی از او بیفتد و او از فضیلت ام المؤمنین بودن و همسری پیامبر در بهشت محروم گردد، فلذا نزد پیامبر آمد و از چشم‌پوشی خود از سهم بیتوته‌ی رسول خدا در منزل خود، به نفع عایشه خبر داد، رسول خدا کارش را ستود و وی را در همسری خود نگاه داشت و این فرموده‌ی خداوند در تائید همین عمل می‌باشد
ديشب هنگام صحبت با يكى از دوستان عزيزم كه به بيمارى كرونا دچار شده است، متوجّه وضعيت جدّى و بغرنج اين بيمارى در سنندج شدم.  به گفته‌ی وی، يكى از پزشكان فعّال اين ايّام در حوزه‌ی كرونا فقط در يك روز  ١١٠ نفر را ويزيت كرده است كه متأسّفانه اکثر مراجعه كنندگانش به اين بيمارى دچار شده‌اند.  نگرانى و استرس فراوان، حال و روز اين ايّام خانواده‌هاى سنندجى است و چه بسا آثار مخرّب اين بيمارى برای سال‌ها بر ذهن و روان آحاد جامعه مانده و لطمات جبران‌ناپذيرى را به دنبال داشته باشد. از این رو، بر آن شدم تا سخنى با خانواده‌هاى درگير بيمارى كرونا و مردم ديارم داشته باشم.
سال ۹۴ هجری مصادف با ۷۱۲ هجری را سال «سنة الفقهاء» نامیده‌اند، زیرا طی این سال، تقریباً همه‌ی فقهای نامدار مدینه که اسامی و شرح حال مختصری از برخی از آن‌ها خواهد آمد، از دنیا رفتند و به دیار باقی پیوستند. (1)۱- ابوبکر مخزومی: ایشان یکی از هفت فقیه مدینه و حجّت و مورد وثوق و پیشوا بود و از بس که زاهدانه زیست که به (راهب قریش) ملقّب گشت. زهری و دیگر تابعین جوان‌تر، از وی حدیث نقل کرده‌اند و سرانجام در همین سال ۹۴ هجری در مدینه درگذشت.
همزمانی محتوا