دین و دعوت

عنوان تاریخ
تفسیر سوره‌ی عبس، آیات ١-١٦ (اصلاحوب) 1400/03/24
جستاری کوتاه درباب گفت‌وگو در کتاب و سنّت (گردآوری: اصلاحوب) 1400/03/22
ویژگی‌های یک تربیت موثّر (فرزان خاموشی) 1400/03/18
اسلام، ایمان، احسان، قیامت و نشانه‌های آن (اصلاحوب) 1400/03/17
پروژه‌ی بازگشت بسوی قرآن، راه بازگشت منزلت مسلمانان (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1400/03/13
چرا خداوند امت اسلامی یعنی مسلمانان حقیقی را به عنوان بهترین امت‌ها معرفی نموده است؟ (محمد حامدی) 1400/03/08
واکاوی طیّ مدارج ایمانی به‌صورت ناگهانی و لحظه‌ای (محمد حامدی) 1400/03/06
راهکارهای مقابله با اسرائیل از جانب مسلمانان بر اساس قرآن (محمد حامدی) 1400/02/31
آسیب‌شناسی پدیده‌ی دین‌گریزی جوانان و خستگی بعضی از مسلمانان از دینداری (محمد حامدی) 1400/02/26
نماز شب توشه‌ی آخرت (استاد مصطفی مشهور) (ترجمه: اصلاحوب) 1400/02/19
رمضان منزلگاه عارفان (محمد احمدیان-سقز) 1400/02/16
فتور و سستی و اثرات آن (محمد احمدیان-سقز) 1400/02/16
بهشت آرايه می‌بندد، همّت‌داران كجايند؟ (حسان احمد ثابت العماری) (ترجمه: منصور عباسی) 1400/01/24
از عبادت عادی تا عبادت هدفمند (دکتر خالد ابوشادی) (ترجمه: اصلاحوب) 1400/01/23
جایگاه صبر در دعوت (دكتر سلمان بن فهد العودة) (ترجمه: اصلاحوب) 1400/01/14
شریعت خداوند چگونه می‌تواند جاودانه باشد؟ (استاد ناصر سبحانی) (ترجمه: محمّدکریم سروش‌مهر) 1400/01/11
پیدایش زبان انسان و اولین سخنگو (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1400/01/07
جوانه‌های ایمان... جایگاه سالمندان در نزد پیامبر اسلام (محمد وثیق ندوی – عضو اتحادیه) (ترجمه: اصلاحوب) 1400/01/05
بهار و بهانه (سعدالدین صدیقی) 1400/01/02
فرمانروایی سلیمان پیامبر (ص) (حسن قادری) 1400/01/01
صدای بهار (عبدالغفور گردهانی) 1399/12/24
کنکاشی بیانی بر معراج پیامبر(ص) (دکتر محمّد جهانگیری‌اصل) 1399/12/21
خود را امین و نیکوکار خواندن و تعارضش با عمل حضرت یوسف(علیه‌السلام) (مجدی الهلالی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1399/12/17
مخالفت آدم علیه‌السلام با امر خداوند و توبه‌ی او... اسرار و حکمت‌ها (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/12/13
تفاوت احکام شریعت با اصول شریعت (دکتر جاسر عوده) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/12/06
علم یقین و محبّت می‌آورد (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/11/19
تربیت اسلامی در مدرسه‌ی حسن بنا (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزاوری) 1399/11/17
پیامبر اسلام از زمان حاضر می‌گوید (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/11/17
اهل بيت و صحابه؛ دوستى يا دشمنى (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/10/28
قرآن؛ حفظ یا فهم؟ (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/10/27
نماز و ياد خدا (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/10/19
شیمی‌درمانی معنوی (فرزان خاموشی) 1399/10/12
نامه‌ای به بابا نوئل (ادهم شرقاوی) (ترجمه: یوسف سجادی) 1399/10/08
دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجد (سکینه عبدالهی) 1399/10/01
مفهوم پیام دین اسلام چیست و درک مفهوم آن چه ارتباطی با زندگی ما دارد؟ (سکینه عبدالهی) 1399/09/22
آیا وبا برای مؤمنان رحمت و برای دیگران عذاب است؟ (معتز خطیب) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/09/17
نکاتی پیرامون بیانیه‌ی ۸ آذر ۱۳۹۹ جماعت (دکتر رسول ابوالمحمدی - دکتری فقه و مبانی حقوق) 1399/09/09
چند مبحث عمومی (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/30
آسیب‌شناسی شیوه‌ی دعوت اسلامی (محمد حامدی) 1399/08/29
نوح علیه السّلام چالش بزرگ؛ درس‌هایی در ثبات و توکّل بر خدا (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/27
نقش اختلاف فقهی در رویارویی با افراط‌گرایی (دکتر محمد احمد حسین – مفتی قدس و فلسطین) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/18
دوستی و محبّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلّم (محمد حامدی) 1399/08/12
پیامبر رحمت و مهربانی (گردآوری: اصلاحوب) 1399/08/10
چگونه پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم را یاری دهیم؟ (احمد الفرجابی) (ترجمه: حمیدە کیانی) 1399/08/09
اگر جای قاتل معلم فرانسوی بودم ... (یوسف سلیمان‌زاده- سقز) 1399/08/09
يادى از دو عزيز سفركرده (فرزاد ولیدی) 1399/08/09
میلاد پیامبر رأفت و رحمت مبارک (فایز طالبی) 1399/08/08
محمّد(صلّی‌الله علیه و سلّم) پیامبر رئوف (عادل علیمرادی) 1399/08/06
گناه قلب و گناه جوارح (محمد غزالی مصری) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/06
تحلیل پاره‌ای مشکلات انسانی از منظری قرآنی ـ اخلاقی (مولود بهرامیان) 1399/08/04
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ عَبَسَ وَتَوَلَّى﴿١﴾‏ أَن جَاءَهُ الْأَعْمَى﴿٢﴾‏ وَمَا یدْرِیكَ لَعَلَّهُ یزَّكَّى﴿٣﴾‏ أَوْ یذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى﴿٤﴾‏ أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى﴿٥﴾‏ فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى﴿٦﴾‏ وَمَا عَلَیكَ أَلَّا یزَّكَّى﴿٧﴾‏ وَأَمَّا مَن جَاءَكَ یسْعَى﴿٨﴾‏ وَهُوَ یخْشَى﴿٩﴾‏ فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى﴿١٠﴾‏ كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ ‎﴿١١﴾‏ فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ ‎﴿١٢﴾‏ فِی صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ‎﴿١٣﴾‏ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ ‎﴿١٤﴾‏ بِأَیدِی سَفَرَةٍ ‎﴿١٥﴾‏ كِرَامٍ بَرَرَةٍ ‎﴿١٦﴾[، « چهره در هم کشید و روی برتافت! (۱) از این که نابینائی به پیش او آمد. (۲) تو چه می‌دانی، شاید او (از آموزش و پرورش تو بهره گیرد و) خود را پاک و آراسته سازد. (۳) یا این که پند گیرد و اندرز بدو سود برساند.
بسم الله الرحمن الرّحیم شکر و سپاس بیکران خدای یگانه را؛ او را می‌ستاییم و از او یاری و هدایت می‌جوییم. از پلیدی نفس و بدی اعمال‌مان به او پناه می‌بریم. هر که را او هدایت کند گمراه نخواهد شد و هر که او گمراه کند راهیابی نخواهد داشت. گواهی می‌دهم که معبودی جز او نیست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده‌ی اوست.  قرآن کریم و سنت نبوی وحی خداوندی است که شگفتی‌های آن پایانی ندارد و نشانه‌هایش هیچگاه محو نمی‌شود.
«تربیت» پرورش تدریجی، واقع بینانه، همه‌جانبه، متوازن، مثبت و مستمر شخصیت افراد جامعه بر اساس قرآن و سنت است. محصول چنین فرایندی انسان صالح است.  تربیت پروژه‌ای نیست که در محدوده زمانی مشخص شروع شود و پایان یابد. بلکه فرآیندی است که از ولادت تا هنگام مرگ جریان دارد. این تربیت در خلأ و در کنج و صومعه‌ها، مساجد و خانقاه‌ها صورت نمی‌گیرد و به آنها هم محدود نخواهد ماند. همانگونه که ماده درسی در کلاس درس و یا موضوعی قابل بحث در همایش‌ها و کنفرانس‌ها و سرمقاله روزنامه‌ها و نشریات تخصصی نیز نخواهد بود
از حضرت عمر رضی‌الله عنه روایت شده است: در حالی‌كه نزد رسول خدا- صلّی الله علیه وسلّم- نشسته بودیم، ناگهان مردی با لباسی بسیار سفید و موهای بسیار سیاه بر ما وارد شد. آثار سفر در او دیده نمی‌شد و ‌كسی از ما او را نمی‌شناخت. تا این‌كه كنار پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم- نشست: زانوهایش را به زانوهای پیامبر خدا تكیه داد و دستانش را بر روی ران‌های خود گذاشت و گفت: ‌ای محمد، مرا از اسلام آگاه كن. رسول خدا- صلّی الله علیه وسلّم- ‌فرمود: اسلام این است كه گواهی بدهی معبودی [راستین] جز خدا نیست و محمد پیامبر خداست، نماز بپا داری
آیا مسلمانان دستور خداوند را اجرا کردند؟ با کمال تأسّف خیر، بلکه کار شگفتی انجام دادند که امتی پیش از این انجام نداده بود… کار آنان با قرآن مختص به قرائت شد، اما قرائت را وسیله‌ای برای فهم مراد آیات قرآن و عمل بدان قرار ندادند و در همین مفهوم عبدالله بن مسعود (رض) می‌گوید: «بی شک خداوند قرآن را نازل نمود تا به آن عمل شود باید تلاوتش را تبدیل به عمل نمایند.» و فضیل بن عیاض می‌گوید: «قرآن نازل شده تا به آن عمل شود پس باید مردم آن چه را قرائت می‌کنند تبدیل به عمل نمایند.»
  انسان موجودی اجتماعی است که برای رفع نیازهای مادی و معنوی خویش نیازمند همکاری‌های جمعی بوده و هر کدام از افراد بشر در این راستا با کسانی که دارای تفکر مشترک بوده، جمعی را تشکیل می‌دهند، که بدان امت گفته می‌شود. به عبارت دیگر به جمعی از انسان‌ها که معتقد به باور خاصی بوده و در راستای تحقق مقتضیات آن در کنار یکدیگر قرار گرفته و به صورت منظم بر مبنای تقسیم وظایف بر اساس استعدادات افراد برای هدف واحدی تلاش می‌کنند، امت گفته می‌شود.
آیا همه‌ی انسان‌ها مانند ساحران فرعون، قادر به این امر بوده که بعد از روشنگری، در یک لحظه تمام مدارج ایمانی ممکن برای بشر را یک‌جا کسب نمایند؟ سنت تغییر یکی از سنن حاکم بر جهان آفرینش و انسان است. به گونه‌ای که این حالت، در نهاد نا آرام جهان (اتم) نیز جاری بوده و این امر بر اساس نظریات علمی غیر قابل توقف است. البته نحوه‌ی تغییر در میان مخلوقات، متفاوت است. به صورتی که در میان موجودات مسخر و مجبور، نهایت رشد آنها در هنگام خلقت به اتمام رسیده
قوم یهود نیز همچون سایر اقوام بشری از دیدگاه واحدی پیروی ننموده و به فرقه‌های تندرو، کندرو و معتدل تقسیم شده‌اند. لذا برای اینکه دچار بی‌انصافی نشویم، از همین ابتدا این را اعلام می‌کنیم که سخن ما با گروه تندرو و تجاوزگر آنهاست و با سایر فرقه‌ها که فاقد خوی ستمگری هستند، سخنی نداریم.  گروه تندرو قوم بنی‌اسرائیل در طول تاریخ ادیان آسمانی، به عنوان بزرگ‌ترین مانع دینداری انسان‌ها قلمداد شده و در هر جایی که دنیاخواهی افراطی و فسادانگیز وجود داشته
انسان موجودی است که دارای علم و اراده می‌باشد و با وجود اثبات حقانیت دین خدا و اتمام حجت کافی بر ایشان، مجبور به برگزیدن آن نخواهد بود. لذا تاریخ مسلمانان گواهی می‌دهد که تعداد کمی از آنان با عشق و علاقه و به صورت مداوم در هنگام آسایش، فقر، قوت و ضعف مسلمانان به صورت همسان دینداری نموده‌اند. لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ
«تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» ‎﴿السجدة: ١٦﴾‏ پهلوهايشان از خوابگاهها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى‌خوانند، و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند.  نماز توشه است اما وقتی در دل شب باشد باعث نزدیکی بیشتر می‌شود و توشه‌ و عطای بالاتری است. عاشقان و پیش از آنان تهجدخوانان با شب انسی دارند. 
۱- رمضان منزلگاه عارفان، منزل اوّل: شب زنده داری مقدّمه: منزلگاه، از نظر لغوی در فرهنگ معین به معنی «جای فرود آمدن» و «مقامگاه» آمده است. امّا از نظر اصطلاحی و عرفانی، «منزل» مقامی است که عارفان و سالکان طریق معرفت به آن مقام نایل می‌آیند. منازل عرفانی اسلوب و روش‌های تربیتی است که مکاتب تصوف در تزکیه و تربیت «نفس»، بدان تمسک جسته‌اند و در تاریخ تصوف بهره‌های تربیتی و دستاورد عارفان و سالکان در این طریق تربیتی بوده است.
فتور و سستی ، واژه‌ی «فتور» یک واژه‌ی قرآنی است، و دوبار در قرآن نقش آفرینی کرده است؛ یک بار در سوره‌ی «زخرف» در آیه‌ی (۷۵) [‏ لَا یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ] که اشاره به عدم کاهش عذاب جهنمیّان دارد. امّا فتوری که محور بحث ماست و مصداق قرآنی آن آیه‌ی (۲۰) سوره‌ی انبیاء [‏یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ] جای کنکاش و تدبّر است، کانون بحث ما می‌باشد.
در کتاب صحیح مسلم از خالد بن عُمیرِ عدوی روایت شده است که گوید: عتبه بن غزوان برای ما سخنرانی می‌کرد، وی ابتدا حمد و ستایش خداوند را به جای آورد و در ادامه گفت: بدانید که دنیا کوس جدایی در نواخته و شتابان در حال گذر است. از دنیا فقط اندک ته‌مانده‌ای ناچیز بر جای مانده است به مانند ته‌مانده‌ی ظرفی که صاحبش آن را دور می‌ریزد. شما از سرای فانی دنیا به سرای بی زوال آخرت منتقل می‌شوید، پس در این انتقال بهترین توشه‌ی ممکن را به همراه خود ببرید؛
سلمه بن دینار می‌گفت: اگر از دین خود هم مانند کفش‌هایتان مراقبت ‌کنید، از شما راضی خواهم بود. از این که کفش‌هایتان دزدیده شود می‌ترسید اما از سرقت دین توسط شیطان نمی‌ترسید.  کفش‌هایتان را جلوی خود می‌گذارید و مراقب آنها هستید اما همین رفتار را با ایمان خود ندارید. برای زندگی ناپایدار چندین برابر بیشتر از سرای باقی برنامه‌ریزی می‌کنید؛ برای خرید مسکنی که در آن چند سالی بیارامد مال فراوان می‌دهید در حالی که برای خریدن قصری در بهشت یک دهم آن را هزینه نمی‌کنید. این مقاله می‌کوشد عبادت عادی و راه انتقال به عبادت هدفمند را بررسی کند.
«وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلاً» و بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و از آنان به نیکویی دوری کن‌. پیامبرش را به صبر امر کرده است و صبر در قرآن کریم فراوان آمده است. بسیاری از مردم فضیلت صبر را نمی‌دانند و اگر از انسان‌های بزرگ را موفقیت‌شان را بپرسیم همه بر صبر توافق دارند. به همین خاطر خداوند صفات نجات‌یافتگان را با صبر به پایان برده است: «وتواصوا بالصبر»
خداوند متعال شریعت اسلام را طوری برای انسان ارسال نموده است که تا زمانی که انسان، روی این کره‌ی خاکی زندگی می‌کند، در هر زمان و هر مکانی برای او قابل اجرا باشد. خداوند در تدوین و وضع شریعت، تمام جزئیات احکام و قوانین سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دیگر جوانب برنامه زندگی بشر را بیان ننموده است؛ زیرا اگر تمام جزئیات را بیان می‌کرد، برای هر منطقه‌ای درهر عصری چندین کتاب لازم بود تا جزئیات برنامه‌های روزانه را در آن‌ها ثبت نماید.
قرآن کریم از جلمه آیه‌ی "وعلم آدم الأسماء کلها" تأکید می‌کند که انسان دانا، عابد و ناطق آفریده شده است و با زبان منطقی و قابل فهم سخن گفته است؛ از سوی دیگر اکثر دانشمندان متخصص در مطالعات انسانی می‌گویند که انسان اولیه قدرت تلکم نداشت و تنها با زبان اشاره یا یک دست یا دو دست سخن می‌گفت. همچنین برخی از دانشمندان امروز اصرار دارند که انسان اولیه عقیده‌ی مشخصی هم نداشته است نسبت به خود و هستی پیرامون آگاهی نداشت.
برادر گرامی سلام و درود خداوند بر تو باد زندگی پیامبر اسلام نمونه‌ی علمی برای انجام تمام مسائل شریعت است؛ الگوی نیکوی ما در تمام مراحل زندگی است از تولد تا وفات؛ از بازار تا حکومت؛ از دین تا سیاست، اقتصاد، آموزش، تربیت و اجتماع. رسول خدا الگویی است که تمام مسائل فرد یا جماعت یا امت را پوشش می‌دهد. با هر مسأله‌ای که روبرو می‌شد
حلول سال جديد خورشيدى و آغاز فصل بهار را خدمت خوانندگان عزيز تبريك عرض مى كنم. اميدوارم نو شدن سال بهانه‌اى باشد براى نو شدن افكار و رفتار و آغازى باشد براى تصميم‌گيریهاى مهم در زندگى. قبلاً مطلبى را با عنوان «بهار و بهانه» نگاشته بودم، اينك آن را بار ديگر به بهانه بهار جديد باز نشر مى‌كنم. 
همانطوریکه می‌دانید سلیمان (ع) پیامبری بود که خداوند امتیازات ویژه را به او عطا کرد از جمله فهمیدن زبان پرندگان. یکی از این پرندگان هدهد (پوپک) بود که روزی غایب بود سلیمان او را خواست ولی گفتند که غایب است. سلیمان گفت: چرا بدون اطلاع من رفته است؟ اگر دلیل قانع‌کننده‌ای برای غیبت خود نیاورد او را مجازات می‌کنم. طولی نکشید که پوپک آمد به سلیمان (ع) گفت: علت غیبت من کشفی بود که تو از آن آگاهی و اطلاع نداری. سلیمان گفت بگو:
 چیزی به پایان سال ١٣٩٩و آغاز نوروز ١٤٠٠ نمانده است. پس از این باید به تماشای بهار هزار رنگ بنشینیم که چهره‌ی طبیعت را گلگون می‌‌کند. زمانی فرا می‌‌رسد که سبزه‌ها می‌‌رویند، چلچله‌ها می‌‌خوانند و صدای رعد و برق به گوش می‌‌رسد، هوایی دلپذیر و نسیمی فرحبخش و جان‌افزا خواهد وزید و مژده‌ی وصل و طراوت را به ما خواهد داد.  نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
چکیده    قضیه‌ی اسراء و معراج پیامبر اسلام یکی از مباحث بحث برانگیزی است که همواره برای منکران قرآن کریم جای شک و ابهام بوده و بر همین اساس محققان علوم قرآنی همواره سعی بر تایید این موضوع از ناحیه‌ی اعجاز قرآن نموده‌اند. البته اگر این مهم قرآنی به صورت منسجم و دقیق مورد تجزیه و تحلیل واقع شود، هم می توان به راز و رمزهای جدیدی از این سفر بی مانند پی برد و هم دست ردی بر ادعاهای بی اساس منکران کلام الهی زد.
(ناپسند بودن خود را امین و نیکوکار خواندن و تعارضش با عمل حضرت یوسف(س) و ضوابط داوطلب شدن برای کاری) آیات و احادیث متعددی وجود دارد که فرد مسلمان را از خود ستایی کردن و خود را پاک معرفی نمودن نهی می‌نماید، و از او می‌خواهد که در پی به دست آوردن سلطه و قدرت و یا علاقه‌مند بدان نباشد، زیرا در بطن خود آزمایش بزرگی دارد: «فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَی»(النجم/٣٢)
خداوند متعال آدم علیه السلام را پیش از سپردن سمت جانشینی به او، به نحوی آموزش داد که شایستگی این مقام در زمین را داشته باشد. آموزش در جایی بود که زندگی و آرامش و امنیت را تضمین می‌کرد. چنان نبود که آدم را در این سرای پهناور بدون هیچ گونه آگاهی درباره‌ی وظیفه‌اش رها کند. اوامر را برایش تشریح کرد و نواهی را کاملا آشکار ساخت و او را از شیطان برحذر داشت. کردگار حکیم به این هم بسنده نکرد بلکه فرصت توبه را نیز به او داد تا در صورت نافرمانی ناشی
پیش از آن که بپرسیم در چه چیزهایی باید به اصول کلی باز گردیم – چنان که در سند الازهر و دیگر اسناد و پایان‌های مهم در این مرحله آمده است – مهم است به این پرسش‌ها پاسخ دهیم: اصول شریعت اسلامی چیست؟ چه ارتباطی با احکام مختلف فقهی دارد؟ تا چه حد حجیت دارد و قابل اثبات است؟ آیا مراجعه به آن به عنوان منبع اصلی قانون‌گزاری به معنای بازگشت به جزئیات شریعت در هر چیز است؟
از فضایل علم: یقین آور است یقینی که برای قلب پویایی و آرامش قلب به همراه دارد. خداوند در کتاب خود از متقیان و هدایت‌یافتگان با صفت یقین یاد می‌کند: "وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ" اینانند که خداوند آیاتش را برای آنان تشریح می‌کند خواه آیات مسطور در کتاب یا آیات تکوینی و دیدنی:  "قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ" (انعام:٩٧) 
 آیا زمین افسرده و خشکیده‌ای را دیده‌ای که وقتی خداوند آبی بر آن می‌باراند پس از آن به اهتزاز و جنبش در می‌آید و رشد می‌کند و بالا می‌آید وانواع گیاهان زیبا و خرّم می‌رویاند! زمانی که خلافت اسلامی که آخرین تجلیگاه تجمع امت مسلمان، تحت لوای ایمان و باور به وحدانیت خداوند بود، نابود شد و وطن اسلامی به بدترین شکل ممکن با چنگال استعمارگران خونخوار انگلیس و فرانسه و... پاره گردید تا جائی که حتی هلند چند میلیونی بر اندونزی صد میلیونی حکم می‌راند
رسول خدا می‌فرماید: قیامت به پا نمی‌شود مگر آن که خوش‌بخت‌ترین مردم دنیا لکع بن لکع باشد. [مسند امام احمد و جامع ترمذی]. بیهقی هم در دلائل النبوه به روایت از حذیفه بن یمان آن را حسن دانسته است.  لکع بن لکع فاسق بن فاسق است یا کسی که اصل و نسب پست و بی‌ارزشی دارد. همچنین گفته‌اند: کسی که اصل و نسب ندارد و احدی او را ستایش نمی‌کند. در النهایه آمده است: لکع در نزد عرب به برده اطلاق می‌شود سپس برای حماقت و سرزنش به کار رفته است. 
جريان‌‌هاى مختلف فكرى، عقيدتى و مذهبى در درازاى تاريخ امّت اسلامى در قالب نحله‌‌ها و گونه‌‌هاى متنوع وجود داشته و اكنون نيز در آسمان اين امّت چشم‌نوازى مى‌كنند. بايد اين تنوع را مصداق كثرت در عين وحدت ديد و آن را در ضمن امّت واحده تفسير و جستجو كرد. «إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبياء:٩٢) كاتب اين سطور به حكم انتساب به مدرسه‌ی فكرى اعتدال و ميانه‌روى، از آن رويكرد دعوى استقبال مى‌كند
عکس کودکی را دیدم که در سن ده سالگی به خاطر حفظ قرآن و تلاوت برتر جایزه‌ی سال قرآن کریم را از آن خود کرده بود.  در چهره‌اش خیره شدم دیدم سراسر سادگی و بی‌آلایشی است؛ با این حال به خاطر حافظه‌ی بالایی که در آن سن و سال داشت او را تحسین کردم. من هم روزی چنین بودم؛ و قرآن کریم را در ده سالگی حفظ کردم و پس از چند ماه وارد دانشگاه الازهر شدم. سپس قرآن را فراموش کردم و دوباره به خاطر آوردم. خدا را شکر.
غفلت و دورى از ياد خدا بزرگترين تهديد و آسيبِ مرد افكن در جهان معاصر است. ياد خدا به معنى  به همراه داشتن خداوند در همه لحظه‌ها و لايه‌هاى زندگى، مهمترين عاملِ استقامت در سير بر صراط مستقيم است. از طريق نماز بايد در ارتباطى صميمى و بى واسطه با خدا سخن گفت و ياد او را در درون نهادينه ساخت، خداوند فرمود: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي» نماز را براى ياد من بر پاى دار. 
خداوند در اصل خلقت انسانها، هدایت و پرهیزگاری را از تمامی انسانها خواسته است. اما این خواست الهی مقید به اختیار و اداره خود انسانها نیز هست، یعنی آنان در انتخاب راه آزاد و مختار می‌باشند.(إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا[سوره اﻹنسان ٣]
سلام، آقای بابانوئل وقتی برای اوّلین بار نام شما را شنیدم خردسال بودم، به من گفتند شما با یک کیف اسباب‌بازی از دودکش‌ها به خانه‌ها وارد می‌شوید؛ از ته قلب آرزو کردم که تو را ببینم. آن شب، اگر چه خانه ما فاقد شومینه و دودکش بود منتظر بودم که تو فرود بیایی. به این هم دقّت نکرده بودم
دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجد، یک دل را جای دو دوست نیست. چرا می‌گویند هر دلی که غیر خدا در آن باشد خدا وارد نمی‌گردد! مگر نمی‌شود هم خدا را دوست داشت هم نعمات خدا را !؟  چرا می‌شود فقط باید مواظب بود جای هدف و وسیله عوض نشود مسأله این است. وقتی حبّ غیر خدا در دل باشد، وقتی غیر خدا در دل پادشاهی ‌کند یعنی سطح معیار کارها ارضای منیت‌های شخص خواهد بود نه رضایت الله متعال، یعنی شخص اسیر آن نعمتها شده‌
اسلام یک دین کامل و جامع است که همه‌ی جوانب زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم را در برگرفته است. درواقع یک دین جهانشمول است که هر آنچه برای هدایت و سعادت زندگی بشر لازم است را پوشش داده است. در این راستا هم، کتابی مبارک و غنی (قرآن کریم) که حاوی دستورالعمل‌های زندگی است در اختیار بشر قرار داده تا راهنمای او در طول مسیر انسانی زندگی‌اش باشد. اما ظاهرا آنچه مسلمانان در این دوران به آن دچار شده‌اند
احادیث فراوانی درباره‌ی طاعون آمده است و این روزها پرسش‌های زیادی را در اذهان ایجاد کرده است؛ زیرا به برکت پیشرفت علم پزشکی ابهام و پیچیدگی وبا از بین رفته است و با گذشت زمان اطلاعات دقیقی به دست ما می‌رسد. علم تجربی ماهیت اکتشافی دارد و هر چند در این میدان پیش برویم دایره‌ی مجهولات و مسائل ناشناخته و اسرارآمیز تنگ‌تر می‌شود. اگر تفاسیر علمی و دینی را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید که تفاسیر علمی، تجربی و رو به پیشرفت است در حالی که تفاسیر نصی (در اینجا منظور حدیث) به دو مسأله بستگی دارد:
اشاره: انتشار بیانیەی جماعت دعوت و اصلاح در محکومیت ترور دانشمند ایرانی دکتر «محسن فخری‌زاده» در آبسرد دماوند در عصر جمعه‌ی گذشته، واکنش‌‌های متفاوتی را در فضای مجازی به دنبال داشت. استاد رسول ابوالمحمدی دانش‌آموخته‌ی حجره‌های علوم شرعی کردستان و دانشگاه تهران، در جستار زیر، مبانی فقهی و اصولی و فقه سیاسی بیانیە را از دیدگاه مقاصد شرعی مورد مداقه قرار داده است. ۱- جماعت دعوت و اصلاح در تصمیمات، بیانیه‌ها، اظهارنظرها و موضغگیرهای خود نسبت به امور مستحدثه، همانند سایر جماعت‌ها دارای ثوابت و متغیراتی است، که ثوابت محدود و تبیعیت از آنها الزامی بوده
١. مؤمنان (صاحبان ایمان و عمل صالح) پس از حساب‏رسی و تعیین بهشتی‌‏بودن، استحقاق می‌‏یابند که توسط بندگان صالح خدا(شافعان) برای ایشان دعا شود تا نتیجه‌ی ایمان و عمل صالحشان (ورود به بهشت) تحقّق یابد. فلسفه‌ی شفاعت و اعطای چنین مقامی به بندگان صالح خدا به این دلیل است که: ١ـ این موضوع تفهیم گردد که ایمان و عمل صالح، سبب هستند و تنها با به‌‏کارگیری آن، نتیجه محقّق نگردیده و انسان مؤمن به بهشت نمی‌‏رود، بلکه باید خداوند هم آن نتیجه را محقّق گرداند؛
این امر بر همگان واضح است که برای عرضه‌ی هر کالایی اعم از مادی و معنوی بایستی از بهترین روش‌های تبلیغاتی استفاده نمود. و در صورتی که هنوز برای عرضه‌ی کالایی خاص روش مطلوبی را نیافته‌ایم، بایستی فعلاً از تبلیغ آن خودداری نمود. زیرا به جای استقبال از آن بی‌اعتنایی نسبت بدان ایجاد می‌شود. و این امر به حدی مهم است که یکی از مخالفان بزرگ دین خدا (استالین) این را می‌گفت که برای حذف دین در میان انسان‌ها، نیازمند لشکرکشی نظامی نیستیم. بلکه تنها با دفاع نادرست از آن می‌توان آن را از صحنه‌ی زندگی انسان‌ها حذف نمود.
نوح علیه السلام وقتی با آزار و اذیت قوم و تهمت‌هایی از قبیل دیوانگی و گمراهی و دهن‌کجی و تهدید به رجم روبرو شد، آنان را به سختی به چالش کشید. حتی برخی از اهل علم گفته‌اند معجزه‌ی نوح از همان نوعی بود که قومش را به چالش کشید. فرموده است:  وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ * فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ *
اختلاف از سرشت انسان‌ها سرچشمه می‌گیرد زیرا عقل و فهم آنان با هم متفاوت است. خدای متعال می‌فرماید:   ﴿وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴾ (هود: ١١٨) و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعاً همه مردم را امّت واحدى قرار مى‌داد، در حالى كه پيوسته در اختلافند. صحابه‌ی رسول خدا در بسیاری از احکام فقهی با هم اختلاف داشته‌اند در حالی که بهترین امت بوده‌اند. پس از آنان هم اختلاف همواره وجود داشته است.  با پذیرش حقیقت اختلاف فقهی، باید بدانیم که شریعت اسلامی از اختلافی که موجب افراط‌گرایی و ستیزه‌جویی می‌شود نهی کرده است.
چرا باید پیامبر (ص) را از خود، اموال و عزیزانمان بیشتر دوست داشته باشیم؟  انسان موجودی است که دارای استعدادات مادی و معنوی بی‌نهایت است و برای رشد و تحقق آنها از آمادگی کافی برخوردار است و نسبت به کسب آنها به شدت نیازمند است. به صورتی که می‌توان این را گفت که همه‌ی فعالیت‌های مادی و معنوی انسان به خاطر جلب منافع مادی و معنوی و دفع موانع مادی و معنوی در دنیا و آخرت می‌باشد. محبت و مهرورزی نیز بر این اساس مبتنی است که انسان در راستای کسب کمال نسبت به موجوداتی اعم از خداوند، نعمات و انسان که در این رابطه مؤثر هستند، علاقه‌مند می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان این را گفت
قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‌] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.  خداوند این امت را تکریم کرده و آنان را بهترین امت قرار داده است؛ با فرستادن بهترین پیامبران و آخرین آنان محمد مصطفی به امت شرافت بخشیده است و بهترین کتاب را بر آنان نازل کرده است.  در این آیه‌ی کریمه خداوند متعال یکی از صفات رسول خدا را بیان کرده است که در این مبحث می‌خواهیم به شرح آن بپردازیم. لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ... این آیه دو تفسیر دارد:
تقدیم به آن دسته از مسلمانانی که دفاع کردن از ساحت مقدس رسول خدا را بر خود واجب می‌دانند.  چگونه از رسول خدا– صلّی‌الله علیه وسلّم– دفاع و حمایت کنیم؟  کسی که به یاری و دفاع از پیامبر عزیزمان بشتابد خداوند او را از این آیه بی‌نصیب نمی‌کند که می‌فرماید:  «و رفعنا لک ذکرک» ‏و آوازه تو را بلند نكرديم و بالا نبرديم‌؟‏
جوان ۱۸ ساله چچنی معلم فرانسوی را به اتهام نشان دادن کاریکاتورهایی از رسول الله (ص)  به دانش آموزانش به قتل می رساند. این جوان قهرمان غیرت دینی در نگاه جمع کثیری از مسلمانان می‌گردد‌. عکس‌ها و کلیپ‌های او در فضای مجازی دست به دست می‌شود. به یک‌باره عکس پروفایل جمع کثیری از دوست‌داران رسول (صلّی‌الله علیه و سلّم) می‌شود ولی آیا از خود پرسیده‌ایم اگر جای آن جوان بودیم چه کار می‌کردیم؟  مسلمانان باید یک‌بار برای همیشه تکلیف‌شان را با خود و دین اسلام مشخص کنند‌. آیا به راستی ما پیرو واقعی رسول الله هستیم یا رسول الله (صلّی‌الله علیه و سلّم) و پیامش را در خدمت تعصب و احساسات خویش می‌خواهیم؟ 
«مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»( احزاب: ۲۳) از مؤمنان كسانى هستند كه آنچه را كه با خداوند بر آن پيمان بسته بودند، تحقّق بخشيدند و كسى از آنان هست كه قرارش را به انجام رسانده است و از آنان كسى هست كه چشم به راه است و به هيچ وجه تبديلى [در پيمان خود] نياورده‌اند. دلتنگى امانم را بريده است، دلتنگی برای كسانى كه عمر و حيات خود را در راه خدمت به دعوت دينى صرف كردند و اين راه دشوار و سنگلاخ را مجاهدانه و با ایمان طی نمودند.
سلام و درود خداوند بر همه‌ی مؤمنان به مناسبت تولّد آن فرزانه‌ی نورچشم اهل ایمان پیام‌آور آزادی و رحمت که وقاحت ماکرون و امثال او هیچ از فضل و کرمش نمی‌کاهد به خدمت آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی توبه می‌رویم تا خداوند رحمان رحیم ثنایش گوید:  «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ» ﴿التوبة: ١٢٨﴾ به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما می‌برید، برای او گران می‌آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است.
با نگاهی گذرا بر آیه‌ی سوره‌ی توبه، خداوند پیامبرش را به جهانیان معرّفی نموده که بسی جای تأمّل و تعقّل دارد: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»(التوبه:۱۲۸) بی‌گمان پیامبری محمّد نام، از خود شما (انسان‌ها) به سویتان آمده است. هرگونه درد، رنج، بلا و مصیبتی که به شما برسد بر او سخت و گران می‌آید. به شما عشق می‌ورزد و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان دارای محبّت، لطف و بسیار مهربان است.  در این آیه چندین ویژگی و صفت مهمّ برای پیامبر رئوف و مهربان(صلّی الله علیه وسلّم) بیان شده است که بسیار پرمعنا و مفهوم است
دوست خیرخواهی به گفت: به نظر می‌رسد از سیستم اخلاقی و نظم و انضباط حاکم بر جوامع غیر مسلمان تعجب می‌کنی. بر خودت سخت مگیر؛ این پیشرفت‌ها، عفت و پاکدامنی را به شدت خدشه‌دار کرده است و این جوامع به لحاظ جنسی در معرض فروپاشی قرار دارند در حالی که امت ما شکر خدا از این آفات پیراسته است و همچنان که از فحشا و منکر به دور است.  گفتم دوست من گوش کن؛ من مسلمانم و خدا را شکر می‌کنم که با اسلام او را شناختم. از این که مرا از پیروان خاتم پیامبران قرار داده است و نعمت اسلام را به من بخشیده است بسیار سپاسگزارم. کشاورز ساده‌ای که صبح و شام در برابر پروردگارش می‌ایستد و می‌گوید
در سوره‌ی حجرات، از شش خصلت و رذیله‌ی اخلاقی که دارای سویه‌ی اجتماعی هستند نهی شده است. اگر مؤمنان بتوانند از این شش صفت اخلاقی جاهلی خودداری کنند، چنین به نظر می‌رسد از جهت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی می‌رسند. این شش صفت عبارتنداز: مسخره‌کردن دیگری، عیب‌جویی و دادن لقب زشت و ناپسند به دیگری، داشتن سوءظن و بدگمانی و تجسّس در زندگی دیگران و غیبت و بدگویی از دیگری. این شش صفت مذموم شالوده‌ی زندگی اجتماعی را بهم می‌ریزند. اساس مسخره کردن دیگری نوعی تحقیر و کوچک‌شمردن کسی است که اثری از نعمت ـ خواه معنوی خواه مادی ـ در او دیده می‌شود. ریشه‌ی این ویژگی حسد و بالمآل رقابت و چشم‌و همچشمی و مقایسه‌ی خود با دیگری است.
همزمانی محتوا