اندیشه چیست؟ اندیشمند کیست؟

نویسنده: 
دکتر محمود ویسی
اندیشه چیست؟ اندیشمند کیست؟
اندیشمند حق‌مدار کسی است با ویژگی‌هایی که او را از سایرین متمایز می‌سازد و در عین حال همین خصوصیات بیانگر حقی است که او بر مدار آن می‌گردد و نور و هدایتِ دعوت او به سوی خدا را گواهی می‌دهد. 
انسان اندیشمند حق‌مدار و با خدا انسانی مثبت‌اندیش و زنده‌اندیش است لذا زندگی را با تمامی خوشی‌ها و ناخوشی‌هایش زیبا می‌بیند و آثار غم و حرمان در او یافت نمی‌شود، زیرا در قاموس ایمانی او غم خوردن حرام است و خود را مورد خطاب مستمر خدا می‌داند که می‌فرماید «لا تحزن إن الله معنا» و مادامی‌ که با خداست و خدا هم با اوست هیچ غمی بر او عارض نمی‌شود. 
انسان حق‌مدار اندیشمند انسانی است با عزم و اراده‌ای استوار و به قول حافظ غلام مسِ همت‌پرست است که جز با کیمیا شکست نمی‌آورد «من غلام آن مسِ همت‌پرست کو بغیر کیمیا نارد شکست» زیرا کیمیای عشق را یافته و از شخصیت زرین برخوردار گشته است:
«دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوی 
تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی»
انسان اندیشمند و فرزانه انسانی است که اهل کرم و عطاست و اهل عطا بودن مستلزم اهل اخذ بودن است. راهبر شدن منوط به راهرو بودن است و قیادت و رهبری موفق در گرو سربازی و پیروی مخلصانه و آگاهانه است.
انسان اندیشمند انسانی اهل ایثار و از خودگذشتگی و فداکاری است انسانی اهل درد و اهل عشق و ایثار است.
«مترس از جانفشانی چون طریق عشق می‌پویی
چو اسماعیل باید سر نهادن روز قربانی
در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده آنکو ز عشق زاید»
انسان وارسته و اهل فکر انسانی است که دارای همتی والاست و از هر چه رنگ تعلق می‌پذیرد آزاد است چرا که اسیر بودن با همت والا داشتن در تضاد است و به قول امام شافعی: «همتی همة الملوک و نفسی نفس حر تری المذلة کفراً»، «همت من همت پادشاهان است و نفس من نفس انسان آزاده‌ای است که هر ذلتی را کفر می‌داند.»
انسان والا و برجسته انسانی که در همه چیز گوی سبقت ربوده و امام و پیشوا است چون بنده‌ی خدای رحمانی است که به او یاد داده که از او بخواهد او را به امامت و پیشوایی اهل تقوا نایل گرداند.
بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1389/11/13

این ویژگی هایی که برشمردید می تواند انسان (مثلا)سخاوتمند یا انسان مهربان یا خیلی چیزهای دیگر را متمایز کند اما چه ارتباطی با انسان اندیشمند داشت؟

2
بدون‌نام
1389/11/13

سلام تمام فضایل اخلاقی محصول آراسته شدن انسان به اندیشه ای زنده و بویاست وتا زنده اندیش نباشیم نمی توانیم شخصیتی متمایز داشته باشیم بس زنده اندیشی اساس همه زیبایی ها و نیکویی هاست.با تشکر ویسی

3
بدون‌نام
1389/11/14

مامو ستا انسان اندیشمند نباید هیچوقت خود را حق مدار بخواند چون در بستر زمان اندیشه سیال بوده و سنتزهای حاصل از کنش وواکنشها حق را متظاهر میسازد هر چند که ما خود را بر صراط مستقیم بدانیم 0

4
بدون‌نام
1389/11/17

از نظرات استاد گرانمایه استفاده ی وافری برده می شود و همواره انتظار است که ایشان مطالب جدید و پر مغزی به جامعه اسلامی ارائه نماید. ولی در این بحث کوتاه بدون واکاوی معنای اندیشه و اندیشمند و تفاوت هائی که در جهان معاصر در مورد این مقوله وجود دارد اوصافی از اندیشمند ارائه نموده اند که بیشتر برخی از اوصاف مؤمن یا مسلمان اند و لذا تنها مفهوم محدودی از اندیشه را در بر می گیرد. اینکه انسانی که از هر چه رنگ تعلق می پذیرد آزاد است تنها اندیشمند است و دیگران فاقد اندیشه، می تواند نقصی بر این بحث باشد. در حالی که اندیشه وسیله ای برای کسب معارف و انتخاب مسیر زندگی است و اندیشه به تنهائی شاید راه به جائی نبرد لذا نیاز به علوم و معارف دیگری دارد که خطاها و لغزشهای اندیشه را تذکر داده و راه صحیح را نشان دهند. در نتیجه اندیشه محض و اندیشیدن نمی تواند ملاکی بر حقانیت برداشتها و موضع گیریهای انسان باشد و به قول مولانا "هر که سر تراشد نه قلندری داند!". در نتیجه اندیشمندان باید اولاً خود اندیشه را تفسیر نموده و ثانیاً مسیرهائی که به اندیشیدن و نتایج اندیشه می انجامد مشخص نمایند و نهایتاً در جهانی که این همه پیشرفت نموده و علوم متعددی ظاهر شده و می شوند آیا اندیشه و اندیشیدن را می توان در این مفاهیم مختصر و محدود محصور نموده و هر کس اینگونه نبود فاقد اندیشه فرض کرد و علمای غیر اسلامی را از دایره اندیشمند بودن خارج نمود؟
موفق باشید.