تفکر واقعی و تحول اساسی

تهیه و تنظیم: عبدالحمید احمدی

به کیکی تو گلیمی را مسوز
ور صداع هر مگس مگذار روز / [مولوی؛ کیک: حشره‌ای است موذی معروف به کک. مفهوم بیت: نباید چیزهای باارزش را فدای چیزهای بی‌ارزشی کنیم.]
بسیار اتفاق می‌افتد که انسان خواهان ایجاد تحول و گشودن صفحه‌ی جدیدی در زندگی خود می‌باشد، ولی این امر پسندیده و بسیار مفید را به انتظار تحقق امور غیبی مجهول و نامشخصی به تأخیر می‌اندازد، اموری هم‌چون بهبودی در وضعیت زندگی و معیشتی، به‌دست‌آوردن پست و مقامی، تغییر و تحول ناگهانی در جامعه و شرایط حاکم بر آن و یا این‌که آن را با یک فصل معینی و مناسبت خاصی هم‌چون آغاز سال جدید مقرون می‌سازد.
او تصور می‌کند در چنین تاریخی از زندگیش، محرکی بسیار قوی به یاری او می‌شتابد، او را از حالت خمول و تنبلی بیرون می‌کشاند و سرزنده و بانشاط می‌گرداند، یأس و ناامیدی را از زندگی‌اش برطرف می‌سازد و آسایش، آرامش و امید به زندگی را برای او به ارمغان می‌آورد. چنین تصوری بی‌ارزش، پوچ و مبتنی بر وهم و خیال است؛ چرا که ایجاد تغییر و تحول در شرایط سخت حاکم بر زندگی و دمیدن روح تازه‌ای در آن قبل از هر چیز وابسته به ایجاد تغییر و تحول در درون خود انسان است.
فردی که با بینش و بصیرت کامل به زندگی رو می‌آورد هیچ‌گاه در مقابل شرایط موجود، هر چند که سخت باشد، تسلیم نمی‌شود و بیکار نمی‌نشیند، بلکه چنین فردی از همین شرایط سخت در جهت بهبود وضع زندگی خود بهره می‌برد، و ارزش‌ها و توانمندی‌های ذاتی خود را در مقابل همه‌ی این سختی‌ها حفظ می‌نماید و با سعی و تلاش، استعدادهای بالقوه خود را بالفعل درمی‌‌آورد. چنین فردی وضعیتی هم‌چون بذر گُلی دارد که در زیر توده‌هایی از خاک دفن می‌شود ولی پس از مدتی راه خود را برای حرکت به سوی افق باز می‌کند و با بوی خوش خود به استقبال نو آفتاب می‌رود. بلی! این بذر، از گِل گندیده و آب مُکَدَّر، رنگ زیبا و بوی خوش و معطّری می‌سازد که توجه هر صاحب ذوقی را به سوی خود جلب می‌کند. انسان نیز این توانایی و استعداد بالقوه را دارد که لحظات تلخ زندگی خود را به لحظات شیرین مبدل سازد، در صورتی که به توانمندی‌هایی که خداوند به او عطا فرموده‌است واقف باشد و با استقامت در مقابل مشکلات زندگی، بی‌وقفه به حرکت خود ادامه دهد. در این صورت است که انسان می‌تواند کارهای بسیاری بزرگ و عظیمی انجام دهد بدون این‌که در رؤیاهای واهی به انتظار امور غیبی مجهولی باشد تا او را برای رسیدن به هدفش کمک کند. انسان به وسیله‌ی استعدادهای بالقوه‌ی خود و به وسیله‌ی فرصت‌های محدودی که برای او پیش آید می‌تواند صفحه‌ی جدیدی را در دفتر زندگی خود بازنماید.
جای درنگ و توقف نیست! زمانه امکان دارد آبستنِ حوادث و رویدادهایی باشد که روحیه‌ی افراد زحمتکش و باهمت را تقویت نماید ولی امکان ندارد که انسان‌های تنبل و بی‌همت را نیرو دهد تا به رشد و شکوفایی زندگی خود همت گمارند. چرا که خداوند دانا رسیدن به هر هدفی را وابسته به سعی و تلاش دانسته‌است. آن‌جا که می‌فرماید: «و أنْ لَیْسَ لِلْإنْسَانِ إلََّا مَا سَعَی» [نجم/39]
سزاوار انسان عاقل و خردمند نیست که غرق در رؤیاها و آرزوهای واهی باشد و از حرکت در جهت تکوین زندگی سالم و خوشبخت غافل بماند و آن را به تعلیق دربیاورید؛ چون تأخیر در چنین امری پیامدهای بسیار بدی را به دنبال دارد.
باید بدانیم: زمان حالی که در آن زندگی می‌کنیم؛ استعدادهای نهفته را در وجودمان بارور می‌سازد. و شرایط تلخ و شیرینِ زندگی، همگی پایه‌های ضروری و اساسی‌ای هستند که آینده درخشان ما از آن‌ها متولد و نمایان می‌گردد. پیامبر جلیل‌القدر در این باره می‌فرماید: «شب و روز هم‌چون مرکبی هستند که برای رسیدن به هدف نهایی و خوشبختی ابدی باید آن دو را به غنیمت بشماریم و از آن‌ها به نحو احسن استفاده نماییم. و از به تأخیرانداختن کارها باید پرهیز کنیم، چون مرگ بی‌خبر می‌آید.»
چه زیباست انسان هر از چند گاهی برنامه‌ی زندگی خود را مورد بررسی قرار دهد و با چشم انتقاد و به جوانب مختلف آن بنگرد تا بر آسیب‌ها و آفت‌های آن واقف شود و با طرح برنامه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت، خود را از تنبلی و عواقب وخیم آن ایمن سازد. تنبلی و کسالتی که رسول اکرم از جای به خدای خود پناه برده‌است و چنین می‌فرماید: «اَللَّهُمَّ إنِّی أعُوذُبِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَ الْکَسَلِ»
پس باید آستین را بالا زند و با سعی و تلاشِ مبتنی بر علم و یقین در مسیر پرتلاطم زندگی گام برداشت، چون راز موفقیت در زندگی و منشأ تمام تحولات اساسی و سازنده، در اندیشیدن درست و حرکت بر اساس تفکر واقعی مبتنی بر علم و یقین است. و منشأ تمام آسیب‌ها و آفت‌های زندگی ما از جهل و نادانی ماست، جهلی که مسایل را وارونه و بر خلاف واقعیت نمایان می‌سازد، باطل را حق و حق را باطل جلوه می‌دهد.
بار الها! از جهل و نادانی خود به ذات احدیت که منشأ وجود ماست پناه می‌بریم.

منابع:
1-محمد غزالی، جدد حیاتک.
2- محمد متولی شعراوی، الاسلام عقیدة و منهاج.

بدون امتیاز