تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث-4

تألیف: مرحوم ملاعبدالله احمدیان (رحمه الله)

تألیف کتاب‌های سُنن

مرحله پنجم که به وسیله‌ی عبدالله دارمی (م ـ 255) آغاز و تا زمان بیهقی (م ـ 458) ادامه یافته است، در آن مرحله کتب (سنن) تألیف گردیده‌اند و کتاب سنن در اصطلاح محدثین عبارتست از کتابی که:
اولاً: تمام احادیث آن واجد جمیع شرایط احادیث[352] صحیح باشد، ثانیاً: احادیث[353] آن بر مبنای ابواب فقه از جمله طهارت، نماز و زکات و روزه و ... طبقه‌بندی شده باشد، ثالثاً: احادیث موقوفه که در نهایت به صحابی منتهی می‌گردد، در میان احادیث آن وجود نداشته باشد، زیرا روایتی که در نهایت به صحابی منتهی گردد، و از پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) روایت نشده باشد نمی‌توان آن را سنت[354] رسول‌الله(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) نامید و از (سنن) به شمار آورد.

در بین کتاب‌های سنن، سنن نسائی و ترمذی و ابن ماجه و ابوداود، در جوامع اسلامی به حدی مورد قبول واقع شده‌اند که آنها را در ردیف[355] (صحیحین) بخاری و مسلم قرار داده و آن چهار سنن را با بخاری و مسلم (صحاح سته) می‌نامند و اینک توضیح مختصر و مفیدی درباره‌ی این چهار کتاب سنن و بقیه کتاب‌های سنن:

1- ابوداود، سلیمان‌بن اشعث سجستانی مکنی به (ابوداود) در سال 202 متولد گشته[356] پس از کسب معلومات در محل سکونت خود برای تکمیل آن به حجاز و شام و مصر و عراق و جزیره و ثغر و خراسان سفر کرده[357]، و در محضر اساتید بزرگواری امثال ابوعمر ضریر، و مسلم‌بن ابراهیم، وقعنبی، و عبدالله بن رجا، و ابوالولید طالبی تلمذ نموده است[358] و شخصیت‌های اهل فضل نیز امثال ترمذی و نسائی و فرزندش ابوبکربن داود، و ابوعوانه، و ابوبشر دولابی، و ابواسامه محمدبن عبدالملک و جمعی دیگر از محضر او مستفیض[359] شده‌اند.

ابوداود دارای آثار و تألیفات بسیار مفید و مهمی است که از مهمترین آنها در علوم قرآن کتاب «المصاحف» و در حدیث کتاب سنن اوست، و ابوداود درباره‌ی سنن خود گفته است: «بعد از آنکه پانصد هزار حدیث پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) را نوشته بودم، در میان آنها چهار هزار و هشتصد حدیث[360] را برگزیدم، که شامل احادیث صحیح و شبه صحیح و قریب به صحیح بود، اما در هر حدیثی که ضعفی را در آن مشاهده کرده‌ام، آن را بیان نموده‌ام». «به کشف الظنون، ج 2، قائمه 1004 مراجعه شود».

شرط ابوداود در انتخاب احادیث این بود که از افرادی که به اتفاق علمای (علم الرجال) مورد تضعیف[361] قرار گرفته‌اند، حدیثی روایت نشود، و اگر احیاناً حدیثی از جهتی مشکل داشت آن را بیان کرده است، و با توجه به دقت و اهتمامی که در انتخاب احادیث آن سنن به عمل آمده است، سنن ابوداود، در میان کتب صحیح از یک موقعیت ممتازی برخوردار[362] است و پس از صحیحین (بخاری و مسلم) معتبرترین کتاب حدیث[363] به شمار می‌آید.

این کتاب به روایات متعددی در اختیار دانشمندان قرار گرفته، در بین این روایات، به روایت ابولؤلؤی[364] انتشار یافته است و شرح‌های زیادی بر آن نوشته شده که قدیمی‌ترین آنها شرح ابوعثمان خطائی (م ـ 388) معروف به معالم[365] السنن است ابوداود سجستانی در شانزدهم شوال سال 275 در بصره متوفی گردید و در آنجا به خاک سپرده شد[366]. فرهنگ‌های فارسی نوشته‌اند: سجستان قسمتی از استان «بلوجستان و سیستان» است در قدیم آن را «ساگاستان» سرزمین ساگ‌ها و سگستان «معرّب آن سجستان» و زابلستان گفته‌اند.

سُنن ترمُذی محدّث
محمد بن عیسی[367] ترمذی، در محضر پرداخته از جمله قتیبه‌بن[368] سعید، ابومصعب، ابراهیم بن عبدالله هروی، اسماعیل‌بن موسی، محمدبن عبدالملک و شخصیت‌های اهل فضل نیز از محضرش مستفیض شده‌اند از جمله: مکحول بن فضل، محمدبن محمود، حمادبن شاکر، عبدبن محمد نسفیون و هیثم بن کلیب شاشی و ابوعبدالله[369] بخاری.

ترمذی ابوعیسی از حیث قدرت حافظه از نوابغ روزگار به شمار آمده است، و به عنوان نمونه خود گفته است: «دو جزء از احادیث یکی از اساتید حدیث را نوشته بودم، و در راه سفر به مکه مکرمه اتفاقاً به خدمت آن استاد رسیدم، و دفتری[370] را که خیال می‌کردم آن دو جزء را در آن نوشته‌ام بیرون آوردم و به استاد عرض کردم می‌خواهم شما احادیث این دو جزء را برایم بگویید و من در حال مطالعه‌ی آن دو جزء آنها را استماع کنم، و لحظاتی که استاد خواندن احادیث را آغاز کرد و من به دفترم مراجعه کردم معلوم شد آن دو جزء در منزل به جا مانده است و من دفتر سفید را مطالعه می‌کردم استاد وقتی این حال را مشاهده کرد به شدت عصبانی شد و گفت از من شرم نمی‌کنی؟ ناچار وضعیت[371] را برایش توضیح دادم و گفتم نگران نباشد هر چه گفته‌ای[372] فوراً حفظ کرده‌ام و نگذاشته‌ام زحمت خواندن تو بیهوده شود، استاد گفت بگو ببینم همه را حرف کرده‌ای وقتی آن احادیث را مرتب برایش خواندم بیشتر عصبانی شد و گفت تو قبل از اینکه به من برسی از جزوه‌ها این احادیث را حفظ کرده بودی به او گفتم شما مجموعه احادیث دیگری را که در آن جزوه‌ها نیستند برایم بخوانید، استاد یک مجموعه احادیث دیگر را برایم خواند و گفت حالا بگو ببینم آنها را حفظ کرده‌ای؟ و وقتی من این مجموعه از احادیث را به همان صورت که استاد گفته بود بازگو نمودم، استاد راضی شد و حالت عصبانیت او به حالت مسرت و تحسین[373] مبدل گردید.

سنن ترمذی به «الجامع الصحیح»[374] معروف است و دلیل این لقب (الجامع) این است که روایات سنن ترمذی منحصر به روایات فقهی نبوده، بلکه جامع احادیث فقهی و اعتقادی و تاریخی و ... است.

سنن ترمذی در حدود (5000)[375] پنج هزار حدیث را در خود جای داده و در ذیل این روایات مطالبی با ارزش از جهت فقه الحدیث و یا جرح و تعدیل‌های رجالی به چشم می‌خورد، ترمذی خود درباره‌ی اهمیت کتابش گفته است: «پس از تألیف آن را بر علمای حجاز و عراق و خراسان عرضه[376] نمودم و عموماً آن را پسندیده و مورد وثوق دانستند» و بار دیگر درباره‌ی اهمیت آن گفته است: «کسی که این کتاب را در خانه‌اش داشته باشد، مانند این است که پیامبری در خانه‌ی او در حال تکلم و سخن گفتن[377] است».

از امتیازات دیگر این کتاب این است که پس از ذکر هر حدیثی به بیان نوع آن حدیث پرداخته و صحت یا ضعف آن را برای خواننده بیان کرده است و معروف است که وی نخستین[378] کسی است که اصطلاح «حسن» را به عنوان نوع جدیدی از حدیث ابداع نموده است و قبل از او حدیث فقط به صحیح و ضعیف[379] تقسیم می‌گردید، و یکی دیگر از تألیفات مهم او در رابطه با احادیث کتاب «العلل» است که آن را در سمرقند تألیف نموده است. این محدث نامور[380] و کم‌نظیر بعد از اتمام کارهای یک محدث از سفر به مناطق دور و نزدیک و استماع‌ها و سماع‌ها و تعلیم و تألیف‌ها در اواخر عمر از بینایی[381] محروم گردید و در شب دوشنبه سیزدهم رجب سال (279) در ترمذ[382] (از شهرهای قدیم ماوراءالنهر در ساحل رود جیحون و شمال بلخ جزو جمهوری تاجیکستان) متوفی گردید.

سُنن نسائی
نسائی یعنی احمدبن شعیب خراسانی، در سال (215)[383] متولد گردیده، بعد از کسب معلومات در خراسان برای تکمیل آن به عراق و حجاز و مصر و شام و جزیره سفر کرده است[384]. و از محضر اساتید بزرگواری همچون «قتیبه‌بن سعید و اسحاق ‌بن راهویه، و هشام‌بن عمار، و عیسی‌بن رغبه، و محمدبن نصر مروزی» کسب فیض نموده است[385]، و در آگاهی از احادیث و حفظ و روایت آن به فوق تخصص نایل گشته و برای تعلیم و افاضه در مصر سکونت گزیده است، و از شخصیت‌های اهل فضل جمع زیادی در محضر او مستفیض شده‌اند از جمله: «ابوبشر دولابی، ابوعلی حسین، و حمزه کتانی، و حسن‌بن خضر سیوطی[386] و ابوالقاسم طبرانی و غیره».

سنن نسائی که آن را «مجتبی» نامیده مشتمل بر (5761) حدیث صحیح و برگزیده از تألیف بزرگتر نسائی بنام «السنن الکبری» است توضیح اینکه نسائی در آغاز کتاب مفصلی از احادیث پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) را تألیف نمود و آن را «السنن الکبری»[387] نامید و به عنوان ارمغان برای فرمانروای رمله (یکی از شهرهای فلسطین) فرستاد[388]، و چون فرمانروا از نسائی پرسید[389] آیا همه‌ی روایات این کتاب احادیث صحیح است؟ نسائی در جواب گفت: در این کتاب احادیث صحیح و احادیث حسن و احادیث نزدیک به این دو نوع گردآوری شده است، فرمانروای رمله از او خواست که در یک کتاب مجرد احادیث صحیح را استخراج کند، نسائی به این کار مبادرت نمود و پس از تلخیص سنن کبری و تجرید احادیث صحیح، آن را «مجتبی» نامید (سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5).

نسائی در انتخاب احادیث صحیح مجتبی، نسبت به بخاری و مسلم شرایط سخت‌تری[390] را اعمال می‌کرد، و بعداً یکی از صحاح ششگانه به شمار آمده است[391]. و برخی از محدثین معتقدند که سنن نسائی از جهت صحت روایات و تنظیم ابواب فقهی همتای سنن ابوداود و از حیث اعتبار در مرتبه‌ی بعد از آن قرار دارد[392]. سنن نسائی به کثرت تکرار نیز معروف و حتی یک حدیث (حدیث نیت) شانزده بار در آن تکرار گردیده است.[393]

نسائی هنگامی که در راه حج به شهر دمشق رسید، و می‌دید که جمع زیادی نسبت به علی مرتضی هیچ ارادتی نداشتند، کتابی را بنام «خصایص علی» نوشت تا مردم شهر را نسبت به امام علیu ارادتمند نماید، و وقتی مردم شهر به او پیشنهاد کردند که در فضایل و خصایص معاویه هم کتابی را بنویسید در پاسخ گفت: چه حدیثی را در فضیلت معاویه روایت کنم؟ مگر همین حدیث که پیامبر نسبت به او فرمود: «اللهم لاتشبع بطنه»[394] یعنی: «خدایا شکمش را سیر نکن» و مردم شهر همین رفتار و گفتار او را بر سنی‌ستیزی و تمایل او به تشیّع حمل کرده و به طور دسته‌جمعی او را کتک زدند و از شهر اخراج نمودند، و او را به رفتن به مکه مجبور کردند و در آنجا در شعبان سال (303) متوفی گردید و در بین صفا و مروه به خاک سپرده شد.

سُنن ابن ماجه
محمدبن[395] یزید قزوینی ابن ماجه در سال (209)[396] متولد گشته، و در محضر اساتید بزرگواری همچون: «محمدبن عبدالله، و جباره‌بن مُغلس، و ابراهیم‌بن منذر[397]، و عبدالله بن معاویه و هشام‌بن عمار، و داودبن رشید» به کسب علوم و معارف اسلامی اشتغال داشته، و برای تکمیل معلومات خود به بغداد و بصره و کوفه و مکه و شام و مصرف مسافرت کرده است و بعد از نیل به رتبه‌ی تفوق و تخصص در احادیث و در تفسیر و تاریخ جمعی از اهل فضل از محضر او مستفیض شده‌اند امثال «محمدبن عیسی‌ ابهری»[398] و ابوعمر و احمدبن محمد، و ابوالحسن قطان، و احمدبن روح و غیره و در تفسیر و تاریخ و احادیث تألیفات بسیار مفید و مهمی را ارائه داد که از مهمترین و معروف‌ترین آنها «سنن ابن ماجه» است که مشتمل بر بیشتر از چهار هزار حدیث است که در یک هزار و پانصد باب ذکر شده‌اند، ابن ماجه گفته است: «این کتاب را بر ابوزرعه عرضه نمودم و او گفت اگر این کتاب در دسترس مردم قرار گیرد، جوامع حدیث کلاً یا اکثر آنها کنار گذارده می‌شوند، بعد گفت: «کاش در آن سی حدیث وجود نمی‌داشت که سندهایشان ضعیف است».[399]

سنن ابن ماجه در بردارنده‌ی (4341) حدیث است که در حدود[400] سه هزار حدیث آن در پنج کتاب دیگر (از صحاح سته) وارد شده است و از بقیه (1341) تعداد (428) حدیث صحت آنها مورد اتفاق[401] محدثین است.

سنن ابن ماجه با وجود حسن ترتیب و نهایت اهتمام و دقت مؤلف آن، از همان آغاز در مورد درجه‌ی اعتبار او نظرهای مختلفی ابراز گردیده است، به باور برخی موطای[402] ابن مالک مقدم بر سنن ابن ماجه و نسبت به آن ارجحیت دارد، و برخی سنن دارمی را راجح‌تر از سنن ابن ماجه می‌دانند[403]، و به طوری که معروف است، نخستین کسی که سنن ابن ماجه را در زمره‌ی صحاح ششگانه قرار داد، ابوالفضل محمدبن طاهر مقدسی[404] (م ـ 507) بود و به گفته شیخ سیوطی، این کتاب مشتمل بر احادیثی است که افراد متهم به کذب[405] و سرقت آنها را نقل کرده‌اند، و بعضی از این احادیث به گونه‌ای است که جز از ناحیه‌ی همین عده شناخته شده نیست، و از دانشمندان معاصر «شیخ منصور علی ناصف» در کتاب «التاج الجامع للأصول فی احادیث الرسول» تنها به جمع‌آوری روایات کتب صحیح (صحیح بخاری و صحیح مسلم و سنن ابوداود و سنن ترمذی و سنن نسائی) پرداخته و سنن ابن ماجه را در جامع حدیثی خود حذف کرده است اما این گفتار و رفتارهای از اهمیت سنن ابن ماجه نکاسته است و بر این سنن شرح‌های متعددی نوشته شده است که در بحث‌های آینده مشاهده می‌گردند.

سُنن دارمی
عبدالله بن عبدالرحمن مکنی به ابومحمد دارمی سمرقندی در سال 181 متولد گردیده، و بعد از کسب علوم و معارف در محل تولدش برای تکمیل آن راهی خراسان و کوفه و بصره و شام و مکه و مدینه گشته، و از محضر فضلای امثال نضربن شمیل و یزیدبن هارون و معیدبن عامر و جعفربن‌عون، و زیدبن یحیی، و وهب‌بن جریر، مستفیض گشته است و محدثین نام‌آوری امثال مسلم و ابوداود و ترمذی و مطین و جعفر فریابی و عمربن بجیر و نسائی و عبدالله بن احمدبن حنبل و غیره از محضر او مستفیض شده‌اند، و کتاب‌های بسیار مفید و سودمندی را در تفسیر و حدیث تألیف نموده است که مهمترین آنها مسند معروف به «سنن دارمی» است و همان‌گونه که قبلاً گفتیم دارمی نخستین محدث است که به سبک سنن کتاب حدیث نوشته است و سنن درامی نخستین سنن در میان محدثین است، این محدث بزرگوار روز ترویه (هشتم ذیحجه) سال 255[406] متوفی گردیده است.

سُنن دارقطنی
علی‌ بن عمربن احمد دارقطنی[407] در سال (306) در بغداد و در محله‌ی دارقطن متولد گشته، و بعد از کسب معلومات در بغداد، برای تکمیل آن به بصره و کوفه و واسط سفر نموده و در دوران کهولت به مصر و شام سفر کرده است، و در محضر اساتید بزرگواری همچون بغوی و ابن داود، و ابن صاعد و حضرمی و ابن درید و ابن نیروز و جمع دیگر مستفیض گردیده[408]، و از محضر او نیز شخصیت‌های نام‌آوری امثال حاکم نیشابوری و ابوحامد اسفرائینی و تمام رازی و عبدالغنی ازدی و ابوبکر برقانی و ابونعیم اصفهانی و جمع دیگر مستفیض شده‌اند[409]. و حاکم نیشابوری از حیث حافظه و فهم و ورع او را یگانه‌ی روزگار شمرده[410] و گفته است دارقطنی در عصر خود بی‌نظیر بوده و همتای او بر روی زمین وجود نداشته است، دارقطنی کتاب‌های بسیار مفید و مهمی را تألیف نموده و مهمترین آنها «السنن» دارقطنی در احادیث است، دارقطنی در هفتم ذیقعده سال 385[411] متوفی گردیده است.

سُنن بیهقی
احمد بن حسین بن علی‌ بیهقی[412] در سال 384 متولد گشته، و در محضر ابوعبدالله حاکم نیشابوری و ابوطاهربن جحمش و ابن فورک و روزباری و هلال‌بن محمد و جناح ابن نذیر و اساتید بزرگوار دیگر در خراسان و بغداد و کوفه و حجاز مستفیض گردیده[413]، و از حیث تألیف و آثار مفید و مهم و بی‌سابقه و کم ‌سابقه نظیر او پیدا شده است و برخی از آن تألیفات عبارتند از: «کتاب اسماء و صفات دو جلد و سنن کبیر ده جلد[414] و سنن و آثار چهار جلد، و شعب ایمان دو جلد و دلایل النبوه سه جلد، و سنن صغیر دو جلد و آداب یک جلد، و نصوص شافعی سه جلد، و زهد یک جلد، بعث یک جلد و معتقد یک جلد، و مدخل یک جلد، دعوات یک جلد، ترغیب و ترهیب یک جلد، خلافیات دو جلد، اربعون کبری و اربعون صغری، و مناقب شافعی یک جلد و مناقب احمد یک جلد و کتاب اسری و کتب بسیار دیگر و از همه مهمتر همان سنن کبیر اوست که ده جلد است.

بیهقی در اواخر عمر از بیهق (سبزوار فعلی) به نیشابور رفت و پس از مدتی در جمادی الاولی سال 458 در نیشابور[415] متوفی و جنازه‌اش به بیهق انتقال داده شد و در آنجا به خاک سپرده شد.

تأسیس درالحدیث
یکی از تحولات مهمی که در سیر تکاملی ضبط و ثبت احادیث به وجود آمد، تأسیس «دارالحدیث» بود، که تا اواخر قرن ششم هجری[416]، مدارس دینی برای تعلیم و تعلم فقه و تحقیق درباره‌ی مذاهب و آراء مجتهدین و بیشتر از همه تأمین نیاز دولت‌ها به قاضیان و کارشناسان شریعت و فقه اسلامی تأسیس می‌گردید[417]، و برای استماع و اخذ احادیث مدارس خاصی وجود نداشت، به همین جهت طالبان استماع و اخذ احادیث ناچار بودند، هر ماه و هر سال و هر زمانی از جایی به جای دیگر سفر کنند، و نخستین[418] «دارالحدیث» در اواخر قرن ششم هجری به همت نورالدین محمودبن سعید[419] (م ـ 569) بنام «المدرسه النوریه» تأسیس گردید و نام نورالدین محمود را در دل تاریخ جاودانه نمود، و ابن عساکر صاحب خطط از اساتید همین مدرسه بوده است، و بعد از ده سال یعنی در سال 579 به فرمان کامل ناصرالدین یکی از پادشاهان ایوبی درالحدیث دیگری بنام «کاملیّه»[420] بنای طاق‌ها (و حجره‌ها)‌ی آن آغاز گردید و در سال 622 بنای آنها به اتمام رسید و نخستین آن ابوخطاب[421] بن دحیه (م ـ 633) بود، و بعد از چهار سال از تأسیس مدرسه‌ی «کاملیّه» در دمشق، درالحدیث دیگری بنام «اشرفیه»[422] تأسیس گردید و ابن الصلاح[423] شهرزوری به سمت ریاست اساتید حدیث دارالحدیث اشرفیه انتخاب گردید، و امام نووی[424] نیز در همان درالحدیث به اخذ و استماع احادیث اشتغال داشته است. و با توجه به تألیفات بسیار مفید و مهم این دانشمند کُرد شهرزوری مخصوصاً «مقدمه‌ی ابن الصلاح» و توجه به اینکه نخستین استاد و رئیس این دارالحدیث بوده، به طور فشرده شرح حال ایشان را می‌نویسم.

ابن الصلاح کُرد شهرزوری
این دانشمند نابغه نامش عثمان، کُنیه‌اش ابوعمر، نام پدرش عبدالرحمن[425] ملقب به صلاح‌الدین و شهرتش تقی‌الدین شهرزوری است و در سال 577 در شهر زور متولد گردید و در محضر پدرش در شهر زور تحصیلاتش را آغاز نمود، و پس از مدتی که پدرش به شهر حلب منتقل و مدرس مدرسه‌ی اسدیه گردید، ابن الصلاح در محضر پدرش فقه را آموخت آنگاه برای تکمیل معلومات خود راهی شهرهای دور و نزدیک جهان وسیع اسلام گردید از جمله در موصل از محضر عبدالله بن سمین[426]، و نصرالله بن سلامه و محمودبن علی موصلی و عبدالمحسن، و در بغداد از محضر ابواحمد سکینه و عمربن طبرزد، و در همدان از محضر ابوالفضل و در نیشابور از محضر منصور و مؤید، و در مرو از محضر ابوالمظفر و در دمشق از محضر قاضی جمال‌الدین و شیخ موفق‌الدین و شیخ فخر‌الدین ابن عساکر و در حلب[427] از محضر ابومحمد و در حرّان از محضر حافظ عبدالقادر مستفیض گردیده است.

ابن الصلاح بعد از تکمیل معلومات از محضر آن اساتید بزرگوار، در مدرسه صلاحیه در بیت‌المقدس به تدریس معارف اسلامی مشغول گردید و بعد از مدتی به دمشق دعوت شد و به عنوان نخستین استاد و همچنین ریاست «دارالحدیث اشرفیه» انتخاب گردید[428] و شخصیت‌های اهل فضل امثال فخرالدین و تاج‌الدین و زین‌الدین و قاضی شهاب و خطیب شرف‌الدین فراری و ... در محضر او کسب فیض نمودند و کتاب‌های بسیار مفید و مهمی را در علم الحدیث و در فقه تألیف نمودند و از همه مهمتر کتاب علم الحدیث او بنام «مقدمه‌ی ابن الصلاح» است که در بردارنده‌ی شصت و پنج نوع از علم حدیث است این کتاب به علت ارزش و اهمیتی که داشت، پایه و اساس تألیفات مهمی بعد از او گردیده است به طوری که عده‌ای مانند شرف‌الدین نووی[429] (م ـ 676) و قاضی بدرالدین جماعه[430] (م ـ 733) و عمربن رسلان بلقینی (م ـ 805) آن را مختصر کرده‌اند و جمع دیگر مانند زین‌الدین عراقی[431] (م ـ 806) و بدرالدین زرکشی (م ـ 794)[432] و ابن حجر عسقلانی[433] (م ـ 854) توضیحات و شروحی بر مقدمه ابن الصلاح نوشته‌اند، و عده‌ای دیگر از جمله زین‌الدین عراقی و جلال‌الدین سیوطی، آن را در یک هزار بیت به نظم کشیده‌اند که به «الفیه الحدیث»[434] معروف گشته است و ما در توضیح مرحله‌ی ششم از سیر تکاملی ضبط و ثبت احادیث به گونه‌ی مشروحی از این کتاب‌ها بحث می‌کنیم.

قاضی ابن خلکان یکی[435] از شاگردان ابن الصلاح بوده است و از علم و تقوی و پرهیزگاری او به غایت تعریف کرده و همچنین از او نقل کرده که در حال خواب[436] و رویا این جملات و نصایح حکیمانه به قلب ابن الصلاح الهام گردیده است:

1- تا هر زمانی که تاب تحمل[437] بی‌چیزی را در خود دیدی، از کسی چیزی را مخواه، زیرا برای هر روزی رزق جدیدی هست.
2- اصرار و سماجت در تقاضاها ارزش انسان‌ها را کم می‌کند.
3- خیلی وقت‌ها فقر و تنگدستی نوعی از تربیت خداست.
4- بهره‌هایی که به انسان می‌رسند مراحل خاص خود را دارند نسبت به تناول هیچ میوه‌ای شتابزده نباش، زیرا هنگامی که رسید، در دسترس[438] تو قرار می‌گیرد.
5- در تحقق نیازهایت شتابزده مباش که در نتیجه از هر جا دستت کوتاه شود، و نومیدی تمام وجود تو را فراگیرد.

این چهره‌ی تابناک حدیث‌شناس کُرد بعد از ده‌ها سال تحقیق و تألیف کتب علم الحدیث و تدرس و مدیریت دارالحدیث در سن (66)[439] در سال 643 در دارالحدیث[440] اشرفیه دمشق متوفی و در همان شهر به خاک سپرده شد.

مرحله‌ی ششم سیر تکاملی تألیف کتب و علم الحدیث
مرحله‌ی ششم از سیر تکاملی ضبط و ثبت و صیانت احادیث صحیح که از لحاظ کمیت زمانی و کمیت کتب و تنوع مطالب و کیفیت مباحث از همه‌ی مراحل مفصل‌تر بوده و از اوایل قرن چهارم آغاز گشته و تا عصر حاضر امتداد یافته است کلاً در دو نوع ظهور نموده است یکی تألیف کتب در متون احادیث و دیگری تألیف کتب در علم‌الحدیث و نوع اول نیز مشتمل بر دو بخش بوده، یکی تألیف کتب مستقل حدیث به شکل جامع فراگیر و کتب غیر فراگیر و دیگر متعلق به کتاب‌های اصلی و قدیمی مانند نوشتن شرح‌ها بر موطای ابن مالک و بر صحاح سته، و نوشتن کتاب‌های اطراف و معاجم و تخریج و مستخرجات و اجزاء و زوایدنویسی و نوشتن کتب موضوعات، و نوع دوم نیز یعنی تألیف کتب علم الحدیث در بخش‌های (علل حدیث و مختلف الحدیث و ناسخ و منسوخ و رجال و جرح و تعدیل راویان و غیره تحقق یافته است.

و اینک توضیحات مناسب درباره‌ی فرآوردهای مستقل و متعلق و وابسته‌ی این مرحله «یعنی نوع اول» که دارای ده بخش است.

تألیف کتب جدید
بخش یکم از نوع اول تألیف کتاب‌های جدید است و عبارتند از: الف- مسند ابوعوانه[441]، که به شیوه‌ی صحیح مسلم به اضافه‌ی زیاداتی، تنظیم گردیده و به صحیح نیز معروف است این کتاب تألیف یعقوب بن اسحاق معروف به ابوعوانه اسفرائینی (م ـ 313) و ابوعوانه نخستین شخصیتی است که پس از اخذ و استماع کتب و مذهب امام شافعی از ربیع و مزنی آنها را[442] به اسفرایین آورد، در سال 316 در اسفرایین متوفی و به خاک سپرده شد.

ب- مُسند صحیح محمد ابن حبان بُستی (م ـ 354)[443] در این کتاب احادیث به ترتیب جدیدی مغایر با ترتیب همه‌ی مسندها و سنن‌ها تنظیم گردیده به این صورت که احادیث در پنج موضوع کلی یعنی «اوامر، نواهی، اخبار، اباحات و افعال پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) طبقه‌بندی شده‌اند، و در ذیل هر یک از این موضوعات طبقه‌بندی کوچکتری نیز صورت گرفته است، از این رو این کتاب به «الانواع و التقاسیم» شهرت یافته و چون استفاده از این کتاب برای مراجعه‌کنندگان دشوار بود، علاءالدین بن علی‌بن بلبلان فارسی (م ـ 739) آن را بر پآیه‌ی ابواب فقهی تدوین نمود و «الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان»[444] نامید و در نه جلد آن را تنظیم نمود.

ج- معجم‌های طبرانی[445] ( م ـ 360) معجم در اصطلاح محدثین به کتابی گویند که در آن روایت‌ها به ترتیب اسامی صحابه و یا مشایخ حدیثی و یا شهر و دیار محدثین طبقه‌بندی شده و مبنای این طبقه‌بندی نیز ترتیب الفبایی باشد، و طبرانی دارای سه معجم حدیثی می‌باشد، معجم کبیر و معجم صغیر و معجم متوسط، و طبرانی در معجم کبیر تمام مسندهای اصحاب را ـ جز مسند ابوهریره که گویا او را تنها تدوین کرده است ـ به ترتیب حروف[446] الفبا جمع‌آوری کرده است، و در معجم متوسط روایات را به ترتیب اسامی اساتید خود مرتب نموده، و از هر استادی در حدود پنجاه حدیث روایت کرده و این معجم دارای سی هزار حدیث بوده و در شش جلد قطور جمع‌ گردیده، و طبرانی به علت زحمات بسیاری که در راه جمع‌آوری احادیث این معجم متحمل شده می‌گفت «هذا روحی» این کتاب جان من است، و این کتاب نظیر کتاب افراد دارقطنی است؛ و در معجم صغیر که بر حسب نام استادانش آن را تنظیم نموده، و بعد از ذکر هر استادی یک حدیث از آن روایت کرده است و این کتاب در یک جلد تنظیم شده و دارای یک هزار و پانصد حدیث است.

د- سُنن[447] دارقطنی (م ـ 385) که قبلاً در مبحث سنن‌ها از آن بحث کردیم و کتاب‌های دیگر دارقطنی در زمینه‌ی حدیث عبارتست از «العلل» و «الافراد».

ه‍- کتاب‌های «العلل و الامالی و فواید الشیوخ[448] و امالی العشیات» تألیف محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری (م ـ 405) معروف به ابن البیع[449] حاکم نیشابوری کتاب‌های مهم دیگری را در زمینه‌ی حدیث تألیف نمود مانند: «معرفه علم الحدیث و المستدرک علی الصحیحین» که در بحث کتاب‌های متعلق و ملحق به کتب اصلی و در مبحث علم الحدیث از آنها بحث می‌کنیم.

و- سُنن بیهقی[450] (م ـ 458) قبلاً درباره‌ی بیهقی بحث کرده‌ایم و اما سنن بیهقی این محدث و مؤلف نامور نخست «السنن الکبری» را تألیف نمود که روایت 74 کتاب[451] حدیث در آن جمع شده است بعد همین کتاب را تلخیص نمود و آن را «السنن الصغری» نامید، و غیر از مؤلف عده‌ی دیگری نیز کتاب «السنن الکبری» را اختصار نموده‌اند که از جمله می‌توان از ابن عبدالحق دمشقی (م ـ 744) و حافظ شمس‌الدین ذهبی (م ـ 748) و شیخ عبدالوهاب شعرانی[452] (م ـ 974) نام برد.

از اواخر قرن پنجم به بعد کتاب مستقلی در متون احادیث و مشتمل بر احادیثی که قبلاً روایت نشده بودند تألیف نگردید و هر کتابی که از آن به بعد در زمینه‌ی حدیث نوشته شده است جزو متعلقات و ملحقات به کتب اصلی و قدیمی بود که بعداً از آنها بحث می‌کنیم، و به قول یکی از کارشناسان احادیث، قرن پنجم هجری انتهای مرحله‌ی طلایی تدوین کتب مستقل حدیث بوده و تا اواخر این قرن جمع کردن تمام مصادری که مشخصه آنها سندهای متصل از مؤلف تا رسول‌الله(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) است تکمیل گردید، دیگر[453] پیشوایان و کارشناسان حدیث از قبول حدیث که نزد محدثان سابق نبود خودداری می‌کردند. از جمله بزرگترین کارشناس احادیث ابن الصلاح شهرزوری (م ـ 624) در عبارتی گفت: «اگر امروز کسی[454] حدیثی بیاورد که نزد محدثان سابق نباشد، از او پذیرفته نمی‌شود» (علم فهرست الحدیث، ص 17).

1- شرح‌نویسی بر جوامع و کتب اولیه
بخش دوم از نوع اول کتاب‌های غیر مستقل احادیث اول شرح‌نویسی بر جوامع و کتب اولیه‌ی احادیث است در این زمینه شرح‌های زیادی نوشته شد، و کتاب موطا و صحیح بخاری بیشترین شرح خود را به خود اختصاص داده‌اند، و پس از آنها صحیح مسلم است که شرح‌های مفصلی بر آن نوشته شده است اینک توضیح مناسب درباره‌ی آن شرح‌ها:

بر کتاب موطا شرح‌های زیادی نوشته شده است که بر حسب دوره‌های مختلف عبارتند از: [455]

الف- شرح‌های کتب موطا
1- شرح عبدالملک بن خبیب مالکی (م ـ 230).

2 و 3- دو شرح به وسیله‌ی ابن عبدالبر (م ـ 463) اول بنام (التقصی به حدیث[456] الموطا) و دوم بنام (التمهید[457] لما فی الموطا من المعانی و الاسانید).

4 و 5- دو شرح به وسیله‌ی ابوالولید باجی (م ـ 474) اول بنام (المنتقی) و دوم بنام (الاستیفاء).[458]

6- شرح عبدالله بن محمد بطلمیوسی (م ـ 521) به نام المقتبس.[459]

7- شرح قاضی ابوبکر ابن العربی مغربی یا المعافری (م ـ 949) به نام القبس.[460]

8- و 9 و 10- سه شرح شیخ سیوطی (م ـ 911) به نام‌های اول کشف الغطا فی شرح[461] الموطا، دوم تنویر الحوالک[462] فی شرح موطا مالک سوم اسعاف المبطا فی رجال الموطا.

11- شرح زرقانی مصری (م ـ 1122) که از شرح‌های[463] دیگر مشهورتر است.

ب- شرح‌های صحیح بخاری
بر کتاب صحیح بخاری نزدیک به چهل شرح مفصل نوشته شده است که برخی از آنها عبارتند از:

1- اعلام[464] السنن فی شرح صحیح البخاری، تأْلیف ابوسلیمان احمدبن محمد خطابی (م ـ 338).

2- الکواکب الدراری[465]، تألیف شمس‌الدین ‌محمدبن یوسف کرمانی (م ـ 786).

3- التلویح تألیف علاءالدین مغلطایی حنفی (م ـ 796).

4- فتح‌الباری[466] فی شرح صحیح البخاری، تأْلیف زین‌الدین ابوالفرج شهاب‌الدین بغدادی مشهور به ابن رجب حنبلی (م ـ 795).

5- اللاّمع الصبیح، تألیف شمس‌الدین ابوعبدالله محمدبن عبدالدایم متوفی، (م ـ 831).

6- فتح الباری فی شرح صحیح[467] البخاری، تألیف ابن حجر عسقلانی متوفی 852، این شرح ـ به گفته‌ حاج خلیفه ـ از بزرگترین شروح صحیح بخاری به شمار می‌رود، این کتاب دارای مقدمه مفصل و مهمی در باب تاریخ و علوم حدیث است که «هدی الساری» نام دارد.

7- عمده القاری فی شرح صحیح البخاری، تأْلیف بدرالدین ابومحمد محمودبن احمد عینی (م ـ 855).

8- التوشیخ فی شرح الجامع الصحیح، تألیف جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911).

9- ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری[468] تألیف احمدبن محمد شافعی قسطلانی (م ـ 923).

10- لامع الدراری علی جامع البخاری، فقیه محدث کنکوهی قرن سیزدهم.

ج- شرح‌های صحیح مسلم
ج- بر کتاب صحیح مسلم شرح‌های متعددی نوشته شده است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- الاکمال فی شرح[469] مسلم بن الحجاج، تألیف قاضی عیاض (م ـ 544).

2- المنهاج فی شرح صحیح مسلم[470] بن الحجاج، تألیف یحیی‌بن شرف‌الدین (نووی) ملقب به محی‌الدین (م ـ 676) که بهترین شرح بر کتاب صحیح مسلم به شمار آمده است.

3- الدیباج علی صحیح مسلم بن الحجاج[471]، تألیف جلال‌الدین سیوطی (م ـ 923).

4- منهاج الابتهاج[472] فی شرح صحیح مسلم بن الحجاج، تألیف احمدبن محمد الخطیب القسطلانی (م 923).

5- فتح الملهم فی شرح صحیح مسلم[473] تألیف محمد تقی عثمانی از علمای کراچی.

د- شرح‌های سُنن ابوداود
د- بر کتاب سنن ابوداود نیز شرح‌های متعددی نوشته شده است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- معالم السنن[474]، تألیف ابوسلیمان خطابی (م ـ 388).

2 و 3- مرقاه الصعود[475] الی سنن ابی‌داود، تألیف شیخ سیوطی و عون المعبود فی شرح سنن ابی‌داود، نیز تألیف شیخ سیوطی.

4- عون المعبود[476] علی سنن ابی‌داود، تألیف شرف الحق محمد اشرف صدیقی.

5- عون المعبود[477] شرح سنن ابی‌داود، تألیف حافظ شمس‌الدین ابن قیم جوزیه (م ـ 751).

6- بذل المجهود[478] فی حلّ ابی‌داود، تألیف شیخ خلیل احمد بهارنفوری (م ـ 1346).

ه‍- شرح‌های سنن ترمذی
ه‍- بر کتاب سنن ترمذی نیز شرح‌هایی نوشته‌اند که عبارتند از: [479]

1- عارضه الاحوذی فی شرح صحیح الترمذی تألیف ابوبکر محمدبن عبدالله[480] معروف به ابن العربی مالکی (م ـ 543).

2- العرف[481] الشذی علی جامع الترمذی، تألیف سراج‌ الدین بن عمر رسلان یلقینی (م ـ 805).

3- قوت[482] المغتذی علی جامع الترمذی، تألیف جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911).

4- تحفه الاحوذی فی شرح جامع الترمذی، تألیف ابوالعلاء محمدبن عبدالرحمن مبارکفوری (م ـ 1353).

و- شرح‌های سُنن نسائی
و- بر کتاب سنن نسائی نیز شرح‌های نوشته‌اند ولی نسبت به شرح بقیه‌ی صحاح تعدادشان کمتر است و مهمترین آنها عبارتند از:

1- شرح شیخ سراج‌الدین عمربن علی‌بن الملقن[483] الشافعی (م ـ 804).

2- زهر الربی[484] علی المجتبی، تألیف جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911).

3- حاشیه سندی، تأْلیف محمدبن عبدالهادی سندی (م ـ 1138).

ز- شرح‌های سنن ابن ماجه
ز- بر سنن ابن ماجه نیز شرح‌های نوشته‌اند که مهمترین آنها عبارتند از:

1- الدیباجه[485] شرح سنن ابن ماجه، تألیف محمدبن موسی الدمیری (م ـ 808).

2- شرح ابراهیم[486] بن محمد چلبی (م ـ 841).

3- مصباح الزجاجه[487] علی‌ سنن ابن ماجه، تألیف جلال‌الدین سیوطی.

4- کفایه الحاجه[488] فی شرح ابن ماجه، تألیف ابوالحسن محمدبن عبدالهادی بندی (م ـ 1138).

2- تدوین کتب جوامع حدیث
دومین بخش از کتاب‌های غیر مستقل تدوین جوامع حدیثی است، جوامع، جمع جامع که در اصطلاح محدثین به دو معنی استعمال می‌گردد، اول کتاب‌هایی که مستقلاً تألیف می‌گردند و مشتمل بر تمام[489] ابواب هشتگانه‌ی حدیث هستند یعنی: «عقاید، احکام، رقاق، آداب طعام، تفسیر، تاریخ و سیر، سفر و قیام و قعود (که شمایل هم نامیده می‌شود) و مناقب و مثالب و هر کتاب حدیثی مشتمل بر ابواب هشتگانه باشد آن را جامع می‌نامند، زیرا در یکایک این ابواب و موضوعات کتاب‌هایی تألیف شده‌اند مانند: «کتاب توحید[490] ابن خزیمه در عقاید، و سنن اربعه در احکام، و کتاب زهد امام احمد در رقاق، و کتاب ادب مفرد بخاری در آداب، و کتاب ابن مردویه و ابن جریر در تفسیر، و کتاب شمایل ترمذی در سفر و قیام، و کتاب نعیم بن حماد در متن و ...» و هر کتاب حدیثی مشتمل بر تمام ابواب هشتگانه باشد چون آنها را در خود جمع کرده است آن را «جامع» می‌نامند مانند جامع بخاری و جامع ترمذی.[491]

دوم «جامع» به معنی کتابی است که مستقلاً تألیف نشده است بلکه از جمع کردن روایات کتب اصلی (صحاح سته و موطا و مسندها و ...) به وجود آمده است و این جامع‌ها دو نوع هستند یکی جامع تنها روایات صحیحین و دیگری جامع روایات صحاح سته و غیره.

الف- جامع تنها روایات صحیحین که به چهار شکل صورت گرفته است.

اول با جمع کردن تمام روایات صحیحین بدون هیچ تغییری در نظم و بدون هیچ‌گونه تعبیر و تفسیر عبارات آنها و اکثر جوامع به این شکل صورت گرفته است که به وسیله‌ی این دانشمندان جمع‌آوری شده‌اند: «جوزقی نیشابوری (م ـ 388) ابومسعود دمشقی ابراهیم‌بن عبید (م ـ 401)، اسماعیل‌بن احمد معروف به ابن فرات سرخسی (م ـ 414)، ابوبکر احمدبن محمد برقانی (م ـ 425)، محمدبن نصر فتوح حمیدی (م ـ 488) حسین بن مسعود مشهور به فراء بغوی (م ـ 516) محمدبن عبدالحق اشبیلی (م ـ 581) احمدبن محمد قرطبی (م ـ 642)، صاعانی[492] (م ـ 650) که جامعش به نام «مشارق الانوار[493] النبویه، من صحاح الاخبار المصطفویه» شهرت یافته است.

دوم، با جمع روایات صحیحین و تغییر ترتیب آنها و مرتب کردن آنها به ترتیب مسندها مانند جامع ابراهیم بن عبید و حمیدی.

سوم، بعد از جمع روایات صحیحین کلمات و مشکل و عبارات معضل آنها را نیز توضیح داده‌اند مانند جامع ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی به نام «کشف المشکل من[494] حدیث الصحیحین».

چهارم، تمام روایات صحیحین را جمع‌آوری نکرده‌اند، بلکه مشترکات و آنچه در بین مسلم و بخاری مورد اتفاق بوده جمع‌آوری کرده‌اند مانند کتاب «زاد المسلم فیما التفق علیه البخاری و مسلم، تألیف محمد حبیب الله شنقیطی (م ـ 1363) و کتاب اللؤللؤ و المرجان فیما اتفق علیه الشیخان تدوین محمد فؤاد عبدالباقی از معاصرین.

جوامع صحاح سته و غیره
ب- جوامع صحاح سته و غیره، تألیف جوامعی مشتمل بر احادیث صحاح سته و ... از نیمه اول قرن ششم آغاز گردیده و تا عصر حاضر ادامه داشته است، و اینک معرفی اهم آنها:

1- نخستین جامع از کتب حدیث که با استفاده از کتب متقدمین به وجود آمد، کتاب «التجرید الصحیح للصحاح السته» تألیف احمدبن[495] رزین بن معاویه (م ـ 535) است، این مؤلف همان‌گونه که از نام کتابش پیداست به جمع روایات کتب ششگانه پرداخته است اما با این تفاوت که به جای «سنن ابن ماجه»، «موطای ابن مالک» را در نظر گرفته است و از طرف دیگر تنها منتخباتی از آن صحاح را جمع‌آوری کرده، و موفق به تبویب دقیق روایت‌ها و تنظیم کامل کتابش هم نگشته است، ولی چون در این اقدام پیشتاز بوده و قدم اول را برداشته همراه تحسین در تدوین جوامع سرمشق محدثین بعدی گردیده است.

2- دومین جامع حدیثی کتاب «مصابیح السنه»[496] است که تألیف حسین‌ بن مسعود شافعی مشهور به فراء بغوی[497] (م ـ 516) می‌باشد بغوی در (مصابیح السنه) روایات کتب هفتگانه حدیث یعنی صحاح سته و موطا مالک‌ بن انس را جمع‌آوری کرده، و پس از حذف سند، آنها را با تبویب جدید تنظیم نموده است، بغوی روایات صحیحین (مسلم و بخاری) را صحیح شمرده است و احادیث آنها را با تعبیر (من الصحاح) بیان کرده است و احادیث بقیه سنن و احادیث موطا را، حدیث حسن شمرده است[498] و با تعبیر «من الحسان» آنها را ذکر نموده است.

«مصابیح السنه» بغوی با همه‌ی محسناتی که داشت به علت حذف سند و حتی حذف نام راوی اصلی روایت‌ها، دچار نقص فنی شده بود به همین جهت بعدها توسط دانشمند معروف به خطیب تبریزی (م ـ 730) مورد اصلح و تهذیب قرار گرفت، و در مورد هر حدیثی به ذکر راوی و به ذکر کتابی که حدیث از آن نقل شده بود، پرداخت و در اکثر باب‌ها پس از دو فصل «صحاح و حسان»[499] فصل سومی را هم اضافه کرد که مشتمل بر احادیث ضعاف بود، و خطیب تبریزی کتابش را که ـ مصابیح السنه اصلاح شده بود، «مشکاه المصابیح»[500] نامید و این کتاب به گونه‌ای مورد توجه دانشمندان قرار گرفت که عده‌ی زیادی به شرح آن مبادرت نمودند، از جمله قاضی ناصرالدین[501] عبدالله بن عمر بیضاوی (م ـ 685) شرح مفید و مهمی را بر مشکاه المصابیح نوشت.

3- یک کتاب جامع حدیثی دیگری که در قرن ششم هجری جلب توجه کتاب «جامع الاصول لاحادیث الرسول»[502] تألیف ابوالسعادات مبارک بن محمد[503] معروف به ابن اثیر جزری (م ـ 606) است، وی همان کتاب رزین «التجرید الصحیح للصحاح السته» را اصل و مبنای کار خود قرار داده و آن را مهذب و مرتب ساخت و علاوه بر منتخبات رزین سایر روایات صحاح سته را که رزین کنار گذارده بود در کتاب خود وارد ساخت، ابن اثیر در این تألیف اسناد روایات را حذف کرد و تنها به ذکر نام آخرین راوی از صحابه یا تابعین اکتفا نمود و همچنین احادیث را بر مبنای حروف الفبا، فصل‌بندی کرد، و در ذیل پاره‌ای از لغات و تعبیرهای دشوار روایت‌ها، توضیحاتی اضافه کرد، به همین جهت کتاب «جامع الاصول» برای مراجعه‌کنندگانی کتابی سهل‌ التناول به شمار می‌آمد و عده‌ای در صدد اختصار آن برآمده و جمعی نیز به نگارش شروحی بر آن مبادرت نموده‌اند، و از جمله اختصار‌کنندگان ابوجعفر محمد مروزی (م ـ 682) و بقیه‌الله بن رحیم[504] حموی (م ـ 738) و عبدالرحمن بن علی مشهور به ابن الربیع شیبانی (م ـ 944) بوده‌اند، و مختصر اخیر به عنوان بهترین مختصر و بنام «تیسیر الوصول»[505] مکرر چاپ شده است، و از جمله‌ی شارحان جامع الاصول می‌توان از شیخ عبدربه مشهور به قیلوبی از علمای معاصر نام برد که به نگارش شرحی موسوم به «جامع المعقول و المنقول شرح جامع الاصول» مبادرت کرد، اما ناتمام مانده است.

4- جامع حدیثی دیگر «جامع المسانید و الألقاب» است که به وسیله ابوالفرج عبدبن علی خوزی معروف به ابن جوزی[506] (م ـ 597) تألیف گردیده است، وی در این کتاب روایات صحیحین و مسند و ابن حنبل و جامع ترمذی را جمع‌آوری نموده است، و بعدها به وسیله‌ی ابوالعباس احمدبن عبدالله مکی معروف به محب‌الدین طبری[507] (م ـ 694) به گونه‌ی جدیدی مرتب و مهذب گردید.

5- بزرگترین کتاب جامع حدیثی «جامع[508] المسانید و السنن الهادی لاقوم السنن» تألیف محدث بزرگ و معروف، اسماعیل‌بن عمربن کثیر معروف به ابن کثیر دمشقی (م ـ 694) است، در این کتاب در حدود یکصد هزار روایت از صحاح سته و مسند احمدبن حنبل و مسند ابوبکر بزاز و مسند ابویعلی موصلی و معجم کبیر طبرانی آورده شده است و در آن هر نوع حدیثی اعم از صحیح، حسن، ضعیف، دیده می‌شود. ابن کثیر کتاب مسانید الحدیث را به ترتیب مسانید حدیثی تنظیم کرده است وی در آغاز در مورد هر کدام از اصحاب شرح حالی نوشته و سپس مجموع روایاتی که از آن صحابی در دست[509] داشته نقل کرده است، این کتاب در عصر حاضر بعد از آنکه به وسیله دو دانشمند صالح احمد و مصلح ابوعیل در مدینه‌ی منوره تحقیق گردیده در سی و شش جلد به طبع رسیده است.

6- بزرگترین کتاب جامع حدیثی دوره‌ی متأخرین کتاب «جمع الجوامع»[510] جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911) است.

جلال‌الدین سیوطی این کتاب را (که به جامع کبیر سیوطی مشهور است) به منظور جمع کردن تمام احادیث پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) تألیف نموده، و روایات صحاح سته، مسند ابن حنبل و موطای مالک ‌بن انس و سایر کتاب‌های حدیث را که تا بیش از هفتاد کتاب و مجموعه‌ی احادیث برآورد شده‌اند، در آن کتاب جمع کرده است و درباره‌ی جامع کبیر سیوطی دو نکته قابل توجه است: نکته‌ی اول اینکه سیوطی این کتاب را در دو بخش تدوین نموده است، نخست بخش اقوال، در این بخش سخنان منسوب به پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) بر پآیه‌ی حروف ابجد مرتب شده است و اگر کسی جویای حدیثی باشد و نخستین کلمه‌ی آن حدیث را بداند، به آسانی می‌تواند به متن کامل آن حدیث و رتبه‌ی آن از حیث صحت و حسن و ضعف دست[511] یابد، دوم بخش افعال این بخش بر پآیه‌ی مسانید اصحاب تنظیم شده است و کسی که به این بخش می‌نگرد آنچه را که یک صحابی از افعال پیامبر(صلی الله‌ علیه‌ وسلم) روایت کرده یا خود آن صحابی گفته و یا گفتار و کرداری که به وی نسبت داده‌اند به طور یکجا در مسندی که بنام همان صحابی نامگذاری شده خواهد یافت[512] و سیوطی روایات را با حذف سندهای آن آورده و تنها به ذکر منابع اصلی و مخرج آنها اکتفا کرده است.

نکته دوم اینکه سیوطی بعد از تدوین جامع‌الکبیر که مشتمل بر احادیث صحیح و حسن و ضعیف و بیان یکایک آنها بود. کتاب جامع دیگری را تدوین نمود که فقط شامل احادیث صحیح و حسن بود و احادیث ساختگی و موضوع و ضعیف[513] در آن وجود نداشت و این کتاب دارای ده هزار و سی و یک حدیث (10031) و این دو کتاب سیوطی چون بر حسب حروف الفبا مرتب شده و خواننده را با رمز منابع آن احادیث رهنمون ساخته است در حکم فهرست‌هایی برای کتاب‌های اصلی حدیث است.

کتاب جامع الصغیر به وسیله محمد عبدالرئوف مناوی[514] با عنوان «فیض القدیر شرح جامع الصغیر» و نیز به وسیله شیخ علی‌بن احمد شافعی با عنوان «السراج المنیر» شرحی بر آن نوشته شده است.

7- علاءالدین علی‌بن حسام مشهور به متقی هندی (م ـ 975) کتاب جمع الجوامع سیوطی را مبنای کار خود قرار داده و روایات آن را بر مبنای حروف الفبا و همچنین نظم و موضوعات فقهی مرتب ساخته و آن را «کنزل العمال فی سنن[515] الاقوال و الافعال» نام نهاده است و متقی هندی به همین ترتیب احادیث جامع صغیر سیوطی[516] را مرتب کرده و آن را «منهج العمال فی سنن الاقوال» نام نهاده است.

متقی هندی کتب دیگری را نیز مانند «الاکمال فی سنن الاقوال» و «غایه العمال فی سنن الاقوال» تألیف نموده است و همچنین کنزالعمال را مختصر نموده و آن را «منتخب کنز العمال» نامیده است.

8- از دیگر جوامعی که به کوشش یکی از دانشمندان معاصر صورت پذیرفته است کتاب «التاج الجامع للأصول فی احادیث الرسول» تألیف شیخ منصور علی ناصف از علمای الازهر مصر است در این کتاب احادیث (بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی و نسائی) جمع‌آوری شده و در بین صحاح سته فقط از ابن ماجه حدیث روایت نشده است، روش تدوین این کتاب بر حسب ابواب فقهی است و برای اهل تحقیق به ویژه فقها مرجع مفیدی است، و در این کتاب احادیث مکرر و سلسله‌ی اسناد روایات حذف شده اما نام آخرین راوی و مرجع اصلی روایت معین شده است.

9- آخرین کتابی که در این قسمت باید معرفی شود کتابی است با نام و عنوان «المسند الجامع لاحادیث الکتب السته و مؤلفات اصحاب‌ها الاخری و موطا مالک و مسانید الحمیدی و احمدبن حنبل». این کتاب 1- احادیثش بر محور صحابه مرتب شده. 2- و احادیث هر صحابی به ابوابی مرتب گشته. 3- احادیث مقطوع و مرسل و معلق در این کتاب وجود ندارد. 4- این کتاب دارای هفده هزار و هشتصد و دو روایت (17802) که از یک هزار و دویست و سی و هفت تن صحابی نقل شده است. 5- این کتاب توسط هیئتی (سید ابوالمعاطی، محمد نوری احمد عبدالرزاق عبدابن ابراهیم زاملی و محمود محمد خلیل) و به سرپرستی بشار عواد عراقی تنظیم شده و در بغداد به طبع رسیده است.
ادامه دارد ....

ارجاعات:
--------------
[352]- الرسالة المستطرفه، محمدبن جعفر کتانی، بخش کتاب‌های سنن.

[353]- همان.

[354]- همان.

[355]- سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5.

[356]- تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 591 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 89.

[357]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 591 و 593 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 58 و 59.

[358]- همان.

[359]- همان.

[360]- همان.

[361]- اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 321.

[362]- همان.

[363]- همان.

[364]- مختصر علوم الحدیث، ابن کثیر.

[365]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 2، قائمه 1005.

[366]- البدایه و النهایه، ج 11، ص 59 و تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 593.

[367]- تذکرة الحفاظ، ج 2، ص 634 و 635 و به البدایه و النهایه، ج 11، ص 71 نیز مراجعه شود.

[368]- همان.

[369]- همان.

[370]- همان.

[371]- همان.

[372]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 635.

[373]- همان.

[374]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، قائمه 559 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 71 و تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 634.

[375]- همان.

[376]- همان.

[377]- همان.

[378]- اصول الحدیث علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 331.

[379]- همان.

[380]- البدایه و النهایه، ج 11، ص 72.

[381]- همان.

[382]- همان.

[383]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 698 و 699 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 131 و 132.

[384]- همان.

[385]- همان.

[386]- همان.

[387]- کشف الظنون، ج 2، ص (1006) ضمن نقل آن را «السنن الکبیر» نام برده است اما «السنن الکبری» مناسب‌تر است.

[388]- همان.

[389]- سنن نسائی، شرح سیوطی، ج 1، ص 5.

[390]- همان.

[391]- همان.

[392]- اصول الحدیث، معلومه و مصطلحه، ص 325.

[393]- علم الحدیث، ص 54.

[394]- استیعاب ابن عبدالبر، هامش الاصابه، ج 2، ص 401.

[395]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 2، ص 636 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 56 و هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 18.

[396]- همان.

[397]- همان.

[398]- همان.

[399]- همان.

[400]- بحوث فی تاریخ السنة المشرفه، ضیاء العمری، ص 245.

[401]- همان.

[402]- اصول الحدیث علومه و مصطلحه، محمد عجاج خطیب، ص 327. طبق همین مرجع ابن اثیر جزری (م ـ 606) ورزین معاویه (م ـ 535) هر دو موطا را بر سنن ابن ماجه ترجیح داده‌اند.

[403]- طبق اصول الحدیث علومه و مصطلحه، ص 299، ابن حجر عسقلانی، سنن دارمی را بر سنن ابن ماجه ترجیح داده.

[404]- اصول الحدیث، ص 327.

[405]- مقدمه سنن نسائی، ج 1، ص 5.

[406]- همان.

[407]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 991 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 11، ص 338.

[408]- همان.

[409]- همان.

[410]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 991 و 992 و البدایه و النهایه، ج 11، ص 338. توجه: ذهبی تولدش را (306) نوشته: و ابن کثیر در البدایه و النهایه عمرش را (77) نوشته.

[411]- همان.

[412]- تذکرة الحفاظ، ج 3، ص 1132 و البدایه و النهایه، ج 12، ص 100.

[413]- همان.

[414]- همان.

[415]- همان.

[416]- علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 69 و 70.

[417]- همان.

[418]- همان.

[419]- همان.

[420]- همان.

[421]- همان.

[422]- همان.

[423]- همان.

[424]- همان.

[425]- تذکرة الحفاظ، ج 4، ص 143 و البدایه و النهایه، ابن اثیر، ج 13، ص 179 و 180.

[426]- همان.

[427]- همان.

[428]- همان.

[429]- الحدیث و المحدثون، ص 494 و علم الحدیث، ص 129.

[430]- همان.

[431]- الحدیث و المحدثون، محمد ابوزهر، 493.

[432]- همان.

[433]- همان.

[434]- علم الحدیث، ص 14.

[435]- البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 180.

[436]- همان.

[437]- همان.

[438]- همان.

[439]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 4، ص 1431.

[440]- البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 180.

[441]- تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 3، ص 779 و 780 و کشف الظنون، ج 2، حاجی خلیفه، ص 1679.

[442]- همان.

[443]- اسماء المؤلفین، کشف الظنون، ج 6، ص 44 و 45.

[444]- ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون، اسماعیل باشا، ص 32.

[445]- کشف الظنون، ج 2، کاتب چلبی ضمن شرح معجم‌ها نوشته: «امیر علاءالدین علی بن بلبلان (م ـ 731) معجم کبیر را به شیوه زیبایی مرتب کرده است.

[446]- همان.

[447]- کشف الظنون، ج 2، ص 1007.

[448]- هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 59.

[449]- همان.

[450]- هدیة العارفین، ج 5، ص 68.

[451]- علم الحدیث، ص 61.

[452]- همان.

[453]- علم فهرست الحدیث، ص 17.

[454]- علم فهرست الحدیث، ص 17.

[455]- کشف الظنون، کاتب چلبی، حاج خلیفه، ج 2، ص 1907.

[456]- همان.

[457]- همان.

[458]- همان.

[459]- همان.

[460]- همان.

[461]- همان.

[462]- همان.

[463]- همان.

[464]- کشف الظنون، کاتب چلبی، حاج خلیفه، ج 1، ص 545 و 546 تا 554.

[465]- همان.

[466]- همان.

[467]- همان.

[468]- همان.

[469]- کشف الظنون، کاتب چلبی، حاج خلیفه، ج 1، ص 557 و 558.

[470]- همان.

[471]- همان.

[472]- همان.

[473]- همان.

[474]- کشف الظنون، ج 2، ص 1004.

[475]- همان.

[476]- همان.

[477]- همان.

[478]- همان.

[479]- کشف الظنون، ج 1، ص 559.

[480]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 559.

[481]- همان.

[482]- همان.

[483]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 2، ص 1006.

[484]- همان.

[485]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، ص 1004.

[486]- همان.

[487]- همان.

[488]- همان.

[489]- علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 305 و ذیل آن به نقل از توضیح الافکار، محمدبن اسماعیل، ص 260.

[490]- همان.

[491]- همان.

[492]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، ص 1495 و 1988.

[493]- همان.

[494]- همان.

[495]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 345.

[496]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، (1698 تا 1702).

[497]- همان.

[498]- همان.

[499]- همان.

[500]- همان.

[501]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، ص 1698.

[502]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 536 و 537 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 59 و 60.

[503]- همان.

[504]- همان.

[505]- همان.

[506]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 573 و البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج 13، ص 31 و 32 دارای ششصد تألیف بود و با دست خود دویست جلد را نوشته است.

[507]- البدایه و النهایه، ج 13، ص 361.

[508]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 573 و 597.

[509]- همان.

[510]- همان.

[511]- کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 597.

[512]- همان.

[513]- کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 560 و 561 و ص 597 و 598 توجه شماره احادیث آن کتاب (10031) فقط در تاریخ عمومی حدیث دیده می‌شود.

[514]- همان.

[515]- همان.

[516]- همان.

بدون امتیاز