چهار رکن اساسی آموزش در حوزه‌ها و مدارس علوم دینی

به کوشش: محمد عبدلی

اشاره
بدون تردید، هیچ مکتب و آیینی به اندازهی دین اسلام به علم و دانش ‏بها نداده است؛ زیرا، علاوه بر آن که اساس تعالیم خود را بر پایهی‌ معرفت و دانایی انسان ‏قرار داده، معیار ارزش هر کسی را میزان علم او می‌داند.‏ چنانچه،‌ منابع اصیل اسلامی نیز، دانش را سرچشمهی همهی‌ خوبی‌ها و خیرات می‌دانند. بر پایهی‌ همین ‌اهتمام، پیشوایان بزرگ این دین، توصیه‌ها و تأکیدهای فراوان‌ و گوناگونی برای تشویق‌ مسلمانان ‌نسبت‌ به ‌فراگیری دانش و آموزان و همچنین دستورالعمل‌های ارزنده‌ای ‏در رابطه با اصول و ضوابط فراگیری و آموزش علم و نکات مؤثری در زمینهی ارتقای کیفیت ‏آن بیان داشته‌اند که تحت عنوان «آداب تعلیم و تعلّم» مطرح و جمع‌آوری شده است.‏
در این میان، با توجه به جایگاه والای علمی و عملی حوزههای علمیه در گذر تاریخ و لزوم توسعهی همه جانبهی آموزش و پرورش دنیای معاصر، مناسب است با بررسی ویژگی‌های ‏کنونی حوزهها و مدارس دینی و مقایسهی آن با آداب و توصیه‌های اسلامی، میزان تأثیر ‏این شیوه در تحقّق و یا عدم تحقق این دستور‌العمل‌ها مورد سنجش قرار ‏گیرد؛ در این نوشتار تلاش شده که از میان آداب و اصول آموزش و پرورش در اسلام، به ارکان اساسی فراگیری علم و دانش با تکیه بر حوزههای علوم دینی، اشارهای شود؛ باشد که پارهای از آسیبهای به وجود آمده از عدم رعایت این اصول ترمیم گردد؛ بدیهی است که بررسی و شناخت ‏سایر اصول و آداب تعلیم و تعلّم، نیازمند تحقیقی گسترده و جداگانه خواهد بود. مقدمه اگرچه، آموزش در حوزههاى علمیه، بر خلاف سایر مراکز آموزشى دیگر، به صورت کاملاً آزاد انجام مىگیرد؛ یعنى طلاب در انتخاب استاد و مواد درسى مختارند، به درس هر کسى که بخواهند شرکت مىکنند و در بین علوم گوناگونى که در حوزه تدریس مىشود، هر کدام را که بخواهند، انتخاب میکنند. حتی دروسى که اساتید حوزهها شروع مى‌کنند، غالباً به درخواست عدهاى از شاگردان انجام مىگیرد؛ البته باید گفت که میان مراکز حوزوی و غیرحوزوی فرق اساسی وجود دارد و آن تفاوت در اهداف علمی تحصیل است؛ در مراکز غیر حوزوی هدف از تحصیل، علم و حفظ مبانی علوم و بسنده کرده به محدودهی مباحث آن علم و گرفتن مدرک برای حضور در مشاغل اجرایی است، به طوری که امکان دارد علم یک شخص اصلاً با کار او تناسب نداشته باشد؛ ولی علوم حوزوی برای یک دانشمند معارف اسلامی، بسان ابزار و وسایل درک و کشف واقعیات حقایق هستی و ابعاد گوناگون معارف الهی بوده و کوچکترین ضعف و نقص در آن ابزار، بزرگترین مانع برای استکشاف معارف است. به هر روی، در فراگیری یک علم در حوزه و دیگر مراکز دینی، چهار رکن اساسی، به عنوان عامل موفقیت در یادگیری آن علم به شمار میرود که با برنامهریزی صحیح و مدیریت قوی و به کارگیری دقیق این چهار عامل، نیل به مطلوب تحصیلی هر علم میسر میگردد؛ این چهار عامل عبارتند از: 1) طلبه یا دانشآموز. 2) استاد. 3) کتاب. 4) روش یا متدلوژی تحصیل.

1) طلبه: رکن اساسی موفقیت تحصیل در حوزه، خود طلبه میباشد که با جدیت و تلاش در تحصیل، تحقیق و استفادهی کامل از اساتید و کتب، همراه با روش صحیح و اعمال مدیریت تحصیلی به موفقیت نهایی نایل میآید. البته افزون بر این موارد، عوامل دیگری چون: زمان و مکان تحصیل، وضعیت امکانات، ویژگیهای فردی طلبه اعم از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، جسمانی و عاطفی و... در یادگیری نقش بسزایی دارد؛ که در روانشناسی آموزشی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. از اینرو، یک طلبه با توجه به حجم زیاد علوم و معارف اسلامی و زمان اندک حیات تحصیلی، باید نهایت تلاش و کوشش را برای بهرهگیری صحیح و مفید از عمر تحصیلی خود بنماید؛ زیرا حیات علمی یک طلبه در سه مقطع میباشد:
1-1) عمر مفید تحصیلی: عبارت است از زمان اولیهی تحصیل و تعلم و ایام سرمایهاندوزی علمی و اخلاقی یک طلبه. مرحله‌ای که تمامی دوران حیات علمی-اخلاقی آینده در گرو آن است و لذا به منزلهی زیربنای ساختمان حیات علمی طلبه میباشد، که اگر نهاد و شالودهی این زیربنا، مستحکم و استوار باشد، موجب موفقیت میگردد و چنانچه ضعیف و متزلزل باشد، در آینده باید شاهد انهدام آن ساختمان علمی- اخلاقی و دفن آن محصل در زیر آوارهای آن بود. بنابراین تحصل عمیق و دقیق مقدمات و سطوح علمی-اخلاقی در حوزهها، ضامن پیروزی و سرافرازی در آینده میباشد، زیرا که تمامی دستاوردهای علمی و اخلاقی از اندوختههای تحصیلی اولیه نشأت میگیرد و از طرفی دیگر، انسان دارای عمری بسیار محدود و کوتاه است و تنها بخشی از این فرصت کوتاه خود ‏را می‌تواند به فراگیری دانش اختصاص دهد. بنابراین، انسان عاقل باید به گونه‌ای ‏برنامه‌ریزی کند که حداکثر بهره‌برداری را از دوران فراگیری خود داشته باشد‏؛ علما و بزرگان نوعاً گسترهی زمانی دورهی دانشاندوزی را ده تا پانزده سال ذکر کردهاند.
2-1) عمر مفید تحقیقی: بعد از اختتام موفقیتآمیز عمر مفید تحصیلی، این مرحله آغاز میگردد و زمانی است که دیگر توان تحصیلی از دست رفته است و دانشآموخته در این دوره با سرمایههای علمی اندوخته شدهی خود، به تحقیق در منابع الهی و دیگر علوم میپردازد و به تعبیری دانشپژوه میشود. پرپیداست که عامل موفقیت در این دوره، پیشرفت و سرمایهاندوزی وسیع از دورهی قبلی و استفادهی بهینه از عمر تحصیلی می‌باشد.
3-1) عمر مفید تبلیغی: این دوره، آغاز عرضهی مطالب تحقیق شده به جامعهی اسلامی و ثمردهی یک عالِم اسلامی و منور نمودن جوامع بشری و دعوت و ارشاد در میان مردمان است. و از آنجایی که تمام فعالیتهای طلبه یا دانشآموخته در این دوره، پیوند تنگاتنگی با دوران تحصیل دارد، لذا طلاب، باید علوم مورد تحصیل خود را در حوزه با جدیت تمام و روش صحیح دنبال نماید تا از این عمر مفید تحصیلی آغازین و کوتاه، نهایت استفاده را ببرد. در اینجا برخی از نکات مهم که باید یک طلبه در ایام تحصیل علوم دینی رعایت نماید، ذکر می‌گردد:
1) هدف و جایگاه ارزشی تحصیل علوم دینی برای او کاملاً روشن باشد و بداند در این علم به دنبال چیست: هدف اصلی در فرآیند یادگیری، فهمیدن است. تجربه ثابت کرده است که تنها کسانی ‏موفق به پیشرفت علمی و نوآوری‌های سازنده شده‌اند که در هنگام تحصیل، همهی مطالب را ‏به صورت کامل و دقیق فرا گرفته و از جمع‌آوری صِرف برخی اصطلاحات و محفوظات ‏پرهیز کرده‌اند.
2) دقیقاً با روش تحصیل هر کدام از دروس(ادبیات عرب، فقه، اصول، تفسیر و...) آشنا باشد و آنرا به کار گیرد.
3) جدیت، بلندهمتی و استمرار و تداوم را سرلوحهی حیات طلبگی خود قرار دهد. یکی دیگر از آداب و دستورالعمل‌های مطرح شده دربارهی دانش‌جویی، اصل استمرار و ‏تداوم فراگیری است. کسی که واقعاَ به دنبال دانایی و داشتن توانایی‌های علمی است، در ‏هیچ شرایطی نباید خود را فارغ از تحصیل و فعالیت علمی بداند.
4) پیش مطالعه، پیش مباحثه، دقت در سر کلاس، مطالعه و مباحثهی دقیق و سپس جزوه نویسی و یادداشت‌برداری را به عنوان مراحل درسی خود قرار دهد. شاید این جمله را بسیار شنیده باشیم که «قیّدوا العلم بالکتابة: دانش را به وسیلهی نوشتن و یادداشت نمودن در اختیار خود در آورید» بنابراین، یکی دیگر از روش‌های ارتقای سطح فراگیری، یادداشت‌برداری و نوشتن مطالب درسی ‏و علمی است. چنان که مطمئن‌ترین شیوه برای محافظت از محفوظات و دانسته‌ها و ‏پیش‌گیری از فراموشی و نابودی آنها نیز نگهداری مکتوب ذخایر علمی است.
5) در میان دروس به تحصیل ادبیات عرب اهمیت ویژهای دهد؛ تجزیه و ترکیب، صحیح خوانی عبارات، انشا نویسی، ترجمهی متن کتابهای تحصیلی و فهم معنای دقیق عبارات را به عنوان ثمرهی تحصیل ادبیات عرب، مراعات و در آنها دقت نماید.
6) دوره کردن هفتگی دروس و همهی کتاب را با دقت بیشتر در ایام تعطیل، همواره ادامه دهد.
7) در دروس با استاد فنی و دلسوز، ملازم و مصاحب باشد.
8) پیوسته سطح معلومات علمی خود را با اساتید دقیق و دلسوز در میان بگذارد تا نقاط ضعف و قوت او شناخته شده و اصلاح گردد.
9) پرهیز از اتلاف وقت و صرف آن در مسایل غیر ضروری، و نهایت استفاده از اوقات خود جهت پیشرفت. 10) حضور پیوسته و دایم در کلاس درس و عدم غیبت در ایام درسی. متأسفانه عدم اطلاع از حضور و غیاب شاگردان یکی از نقصهایی است که حاکم بر کلاسهاى درسى حوزه است. که نتیجهای جز مبهم ماندن مطالب و عقبماندن از مطالب کلاس نیست.
11) رعایت آداب دانشآموزی طلاب عزیز توجه داشته باشند که یکی از مهم‌ترین آداب درس خواندن، حفظ احترام استاد است؛ بر اساس سفارشهای فراوان پیشوایان اسلام، حرمت استاد و دانشمند مانند حرمت پیامبران است؛ پایین آوردن صدا در هنگام سخن گفتن با او، شیوهی سخن گفتن و سؤال پرسیدن از استاد، نحوهی راه رفتن در کنار او، شیوهی نشستن در محضر معلّم و... از جلوه‌های ادب‌ورزی مرسوم در برابر استاد است.
12) پرهیز از خجالت و شرم و حیای مذموم یکی از موانعی که فرایند یادگیری را کُند و یا حتی متوقف می‌کند، شرم و حیا از ‏آموختن و یا پرسیدن است. بسیاری از افراد به خاطر ویژگی‌های شخصیتی و یا در نظر ‏گرفتن شأن و موقعیت اجتماعی خود، زیر بار نشستن در کلاس درس و یا پرسیدن ابهام و ‏ندانسته‌های خود نمی‌روند. این امر باعث می‌شود با وجود علاقه‌ای که به دانستن و ‏فراگیری دارند، از خیر آن بگذرند و خود را از آن محروم سازند. این در حالی است که این ‏نوع شرم و حیا، امری مذموم و نابجا بوده و انسان را از فواید و کمالات زیادی محروم می کند.
13) انتخاب زمان مناسب یکی دیگر از نکاتی که رعایت آن می‌تواند سطح کیفی آموزش و فراگیری را ارتقا دهد، ‏انتخاب زمان مناسب و بانشاط برای فراگیری است. ذهن انسان برای دریافت کامل و دقیق ‏مطالب آموزشی نیازمند آمادگی و کشش است. بر همین اساس، دقت در این رابطه و توجه ‏به آمادگی و نشاط فکری، به عنوان یکی دیگر از آداب تعلم در اسلام مطرح شده است. در ‏برخی از متون دینی، توصیه‌هایی نسبت به اختصاص بهترین اوقات شبانه‌روز به ویژه بعد از نماز صبح، به ‏فعالیت‌های علمی آمده است؛ در مقابل از خواندن دروس بعد از نماز مغرب نهی شده است.

2) استاد: نقش ارزندهی اساتید در هدایت و ارتقا و رشد علمی-اخلاقی طلاب روش و حایز اهمیت است و ارزش تعلیمی و تحصیلی کتابهای تدریسی در حوزه بستگی کامل به کار اساتید دارد. نکتهی قابل ذکر این است که نقش اساتید ادبیات عرب در حوزه، به علت تحصیل این علم در آغاز حوزه، و عدم آشنایی طلاب به روش علمی-اخلاقی حوزه، و تفاوت بسیار شیوهی تحصیلی حوزه با نظامهای آموزشی دیگر و آمادگی طلاب جهت رشد در زمینههای مختلف، بسیار زیاد و قابل توجه میباشد. تأثیر عمیق ویژگیهای اخلاقی و علمی استاد در روحیهی طلاب و پرورش استعداد و ایجاد روح عشق و علاقه به مراحل بعدی طلبگی توسط استاد، نقش بارز و مهم اساتید را نشان میدهد، از همینرو، بزرگان علم و عملِ آسمان گهربار علوم و. معارف دینی، رشد و علاقه و عشق علمی-اخلاقی خود را مرهون دلسوزیها و زحمات و محبتهای پدرانهی اساتید اولیهی تحصیل حوزوی خود میدانند. اساتید از جهت علمی در هر دانشی بر سه قسم هستند:
1-2) ماهر در تدریس کتب و متبحر در آن علم.
2-2) ماهر در تدریس کتب و غیر متبحر در آن علم.
3-2) غیر ماهر در تدریس کتب و متبحر در آن علم. طلاب گرامی در انتخاب اساتید بهتر است همین ترتیب را مراعات کرده و در انتخاب استاد دقت کنند؛ اسلام با ‏توجه به نقش تعیین‌کنندهی معلم و مربی در فرآیند آموزش، به پیروان خود توصیه ‏می‌کند که هر کسی را به عنوان معلم برنگزینند و عمر و گوشِ جان خود را در اختیار هر ‏نااهلی قرار ندهند. نکاتی که لازم است حضرات اساتید محترم مورد دقت و توجه قرار دهند عبارتند از:
1) تسلط کامل بر مطالب و آشنایی وی به نقش و میزان اثرگذاری خود در رشد طلاب، و در نتیجه، اعتلای اسلام و درک مسئولیت خود در مقابل این وظیفهی مهم الهی. زیرا شرط اساسی برای به عهده گرفتن هر مسئولیتی، توانایی انجام آن کار و تسلط بر ‏روش‌ها و اصول آن کار است. اما در پذیرفتن مسئولیت خطیر آموزش که با فکر و ‏گران‌بهاترین دوران زندگی دیگران سر و کار دارد، دارا بودن این شرط ضروری‌تر است. بر ‏همین اساس، در تعالیم اسلامی، به کسانی که می‌خواهند در جایگاه معلمی قرار گیرند ‏توصیه شده است ابتدا خود بر آنچه می‌خواهند به دیگران یاد دهند احاطه یابند و سپس در ‏این جایگاه قرار گیرند.
2) آغاز نمودن تدریس بعد از اتمام مرحلهی تحصیلی و اول تحقیقاتی.
3) مراعات روح و هدف تحصیل علوم دینی در مقام تدریس و جهت دادن مطالب و قواعد کتاب به سمت کاربردی نمودن آن برای فهم دقیق متون و عبارات، و توجه دادن طلاب به این نکته که حفظ قواعد و متون هدف اصلی تحصیل علوم دینی نیست.
4) استمرار در تدریس یک کتاب مشخص و مهارت در آن.
5) انتخاب شیوهی بیان متناسب با کلاس.
6) مطالعهی دقیق کتاب و حواشی و شروح، قبل از تدریس.
7) تدقیق در مطالب کتاب و تحقیق پیرامون مسایل علمی آن و برانگیختن روح تحقیق و پژوهش در طلاب.
8) بررسی و ارزیابی مرتب علمی-اخلاقی طلاب و مواظبت تحصیلی از آنان.
9) دقت کافی و بررسی عوامل موفقیت طلاب و ارزیابی نقاط ضعف آنان و حل آن.
10) ارائهی روش صحیح تحصیلی دروس به ویژه ادبیات عرب به طلاب.
11) ایجاد روح نشاط علمی و فضای رقابت آمیز در میان طلاب.
12) راهنمایی طلاب جهت کاربرد و استفادهی قواعد ادبی در قرآن، احادیث و متون ادبی.
13) به کارگیری وسایل جدید و مدرن معمول در دنیاى پیشرفته امروزى و تطبیق مطالب کلّى بر موارد جزئى و وادار نمودن متعلمین به تمرین و تطبیق.
14) مباحثه با شاگرد یکی از بایستههای اساسی فراگیری در حوزه، احیای سنّت فراموش شدهی مذاکره و مباحثه بین شاگرد و استاد است؛ زیرا اگر طلبه مجاز به ایراد اشکال و مذاکره در جلسه درس نباشد، به یقین ابهامات زیادى برایش باقى مىماند و آن طورى که باید فراگیری انجام گیرد، انجام نخواهد گرفت و بسیارى از نکتهها باقى خواهد ماند که زیانهاى بی‌شماری را به دنبال خواهد داشت.
15) انعطاف و مدارا یکی دیگر از آدابی که به عنوان توصیهی پیشوایان دین اسلام به معلمان مطرح شده است، ‏نرمی و مدارا و پرهیز از سخت‌گیری و تکلف است. در زمینه لازم است اساتید محترم به پیامبر اکرم تأسی جویند و روحیهی نرمی و مدارا و تحمل نارسایی‌های فراگیران را همواره در نظر داشته باشند.
16) طبقه‌بندی علمی طلاب از آنجا که میزان آگاهی و ظرفیت افراد، با هم متفاوت است، مطالب و آموزش‌هایی که ‏در اختیار دیگران قرار می‌گیرد نیز باید حساب‌شده و با توجه به سطح مخاطب، تنظیم و ‏ارائه گردد. البته این بدان معنا نیست که دانستن و دانش، منحصر به گروهی خاص باشد؛ ‏بلکه دانستن عمیق بسیاری از مسائل، نیازمند داشتن آگاهی‌های قبلی و کسب برخی ‏مقدمات است. بسیاری از علوم صحیح و مفید، اگر بدون وجود شرایط و پیش‌نیازهایشان ‏ارائه شوند، نه تنها مفید نیستند؛ بلکه چه بسا موجبات سردرگمی و حیرت فراگیران را ‏فراهم آورند. بنابراین، همیشه معلمان باید ضمن شناخت دقیق شرایط و ویژگی‌های ‏مخاطبانشان، آنها را دسته‌بندی و طبقه‌بندی کنند و مطالب را برای هر دسته و طبقه‌ای ‏متناسب با همان گروه مطرح سازند.
‏17) تأکید بر آموزش عملی توصیه‌ای که در اسلام به آن بسیار اهمیت داده شده، لزوم همراهی ‏کار و دانش و تلازم علم و عمل است. در این تعالیم ارزشمند اسلام، عمل به دانش، موجب ‏افزایش و رشد علم دانسته شده است. معلم – بر فرض آنکه دارای عذر شرعی موجهی باشد – باید از مخالفت افعال با اقوالش بپرهیزد؛ یعنی نباید میان کردار و گفتارش، تهافت و دوگانگی و تفاوت وجود داشته باشد؛ بلکه باید سعی کند همواره بر طبق گفتار و امر و نهی خود عمل نماید.

3) نقش کتابهای درسی: کتابهای تحصیلی همچون کشتی نجات میباشد که با راهبری استاد و تلاش و جدیت طلاب، آنان را به ساحل علم و عالمیت رهنمون میسازد. نقش کتاب به عنوان منبع ارایهی مسایل و مطالب یک علم، اساسی و ریشهای و به منزلهی گنجینهی گرانبهای آن علم میباشد. لذا کتابهای تحصیلی در حوزهها، ابزار و وسیلهی رسیدن به سر منزل مقصود علمی میباشند؛ بنابراین، قوت و یا ضعف در آن موجب اقتدار و یا سقوط و تضعیف علمی طلبه خواهد شد. مشخصات کتابهای تدریسی ممتاز عبارتند از:
1-3) قوّت علمی و تحقیقی مطالب.
2-3) تسهیل و تسریع در ایجاد تسلط بر آن علم.
3-3) مطابق بودن با روش صحیح تحصیلی آن علم. بر این اساس، کتابهایی در تحصیل دروس حوزوی مفید خواهد بود که دارای این امتیازات باشد؛ با جدیت طلبه و تدریس دقیق استاد و روش تحصیلی صحیح، تسلط لازم در چنین کتابهایی حاصل میگردد. البته به طور کلی اساتید گرامی باید کتابی را برای تدریس انتخاب نمایند که از جنبهی محتوایی و عملی پربار باشد و به صِرف جنبهی لفظی و نظری بسنده نکنند.

4) روش تحصیل: روش یعنی مسیری که طلبه یا دانشآموز از زمان تصمیم به شروع تحصیل تا پایان آن، باید طی کند. همچنین میتوان گفت: روشمندی مجموعهای از ملاکها، وسایل و مقدماتی است که طلبه را در هنگام تحصیل یاری میدهد. شکی نیست که روشهای تحصیل در علوم مختلف، متفاوت است؛ ادبیات، تاریخ، تفسیر، فقه و... هر کدام روش مخصوص به خود را دارد. به عنوان مثال روش تحصیل دو علم را در زیر می‌آوریم:
(1) روش تحصیل درس نحو:
1-4) توجه و دقت کامل در هنگام تدریس استاد.
2-4) مرور مطالب خوانده شده بلافاصله بعد از اتمام دروس.
3-4) (احتمالاً) رفع اشکال با مراجعه به اساتید و همکلاسیها.
4-4) مراجعه به چند منبع دیگر در همان زمینه برای توسعهی معلومات.
5-4) مرور بعدی(در صورت امکان مباحثه) قبل از خواب.
6-4) مرور نهایی قبل از شروع درس بعدی. مثلاً طلبهای که مشغول تحصیل مبحث «حال» از کتاب «الهداﻳﺔ فی النحو» است؛ پس از دقت کافی در هنگام تدریس، بعد از اتمام کلاس همان مطلب خوانده شده را مرور کرده و چنانچه مطلبی را گنگ یافت با راهنمایی دوستان و استاد آن را حل میکند، سپس برای دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد «حال» به کتابهای «صمدﻳﺔ» و «أنموذج» مراجعه مینماید و به ترتیبی که در بالا ذکر شد مطالب را مرور میکند. توصیه میشود که طلاب گرامی نکات کلیدی هر درسی را در یک دفتر جیبی، یاداشت نمایند تا در اوقات فراغت نیز بتوانند مطالب خوانده شده را مرور کنند. توصیه میشود چنانچه در روش انتخابی خود موفق هستید و احساس پیشرفت میکنید، آن را تغییر ندهید؛ چون تغییر روش تحصیل، میزان یادگیری شما را کُند نموده و وقت را هدر میدهد. روش تحصیل درس تفسیر: در این زمینه خاطرهای به یادم رسید که ذکر آن خالی از فائده نیست: یکی از اساتید دانشگاه هرگاه در اثنای تدریس به آیهای برمیخورد، بسیار دقیق آن را از لحاظ لغوی میشکافت، سپس اقوال و نظریات مفسرین متأخر و متقدم را همراه با سبب نزول بیان مینمود و بدین ترتیب دربارهی هر آیهای اطلاعات کاملی داشت و بر تمامی اقوال مسلط بود؛ ما شگفتانه راز این روش را جویا شدیم ایشان نکات زیر را بیان فرمود: «در حوزهی علوم دینی، تفسیر را به صورت عمومی و با مشارکت طلاب تدریس و تحصیل میکردیم به این ترتیب وقتی میخواستیم بر آیهای از لحاظ (لغت، شأن نزول، بیان اقوال مختلف کلامی، فقهی، عقیدتی و...) احاطه پیدا کنیم هر کدام از طلاب دنبال قسمتی از آن میرفت؛ یکی دربارهی لغات آیه در کتابهای چون «مفردات راغب اصفهانی و فقهاللغة ثعالبی» تحقیق میکرد و دیگری سراغ تفسیر «الکبیر فخر رازی و کشاف زمخشری» میرفت و آن یکی در تفسیر «المنار و قاسمی» تفحص مینمود و به همین ترتیب؛ سپس هر کدام آنچه را یافته بود در جلسه مطرح میکرد و بدین ترتیب همگی بر اقوال و نظریات مختلف پیرامون آیهی مورد نظر اطلاع مییافتیم و چون حالت مباحثهای داشت زود به حافظه می‌سپاردیم؛ در آخر جلسه همهی یافته‌های طلاب رونویسی میشد و به صورت کپی در اختیار همه قرار می‌گرفت. اکنون که مدت چهل سال از آن زمان میگذرد هنوز مطالب را به یاد دارم». از همین رو، توصیه می‌شود که از روشها موفقیّت آمیز افراد مختلف نیز استفاده شود؛ طلاب باید از اساتید بخواهند روشهای عملی و کاربردی موفق روش تحصیل خود را برای آنان بازگو نمایند؛ تا از این رهگذر برای آیندهی علمی خویش برنامهریزی نموده و از امکانات موجود برای رسیدن به وضعیت مطلوب، استفادهی بهنیه نمایند. انجامِ سخن: به هر روی، افزون بر مواردی که ذکر گردید نقش اخلاص، تقوا و اخلاق را باید پشتوانهی اساسی تحصیل دانست و بدون آنها گرچه ممکن است تخصص حاصل شود ولی تعهد ایجاد نمیشود و در نتیجه علم و دانش فرد در راستای هلاکت و نابودی وی سیر میکند. در قرآن کریم فلاح و رستگاری از آن اهل تزکیه و تهذیب نفس قرار داده شده است: «به راستی رستگار شد کسی که نفس خود را پیراسته نمود».[الشمس/9] «خداوند تنها از تقواپیشگان (کارهایشان) را قبول میکند».[المائدة/27] علوم و معارف اسلامی یکی از موهبتهای الهی است که خداوند به محبوبین خود عطا میکند، از همینرو، در قرآن کریم اعطای علم مقرون به تقوا شده است. «تقوای خدا را کنید وخداوند به شما دانش یاد میدهد».[بقرة/282] بنابراین طلبه باید قابلیت کسب نور معارف اسلامی را در خویش ایجاد کند تا پرتوهای علوم الهی به درون او بتابد و این جز با مراعات تقوا و تهذیب نفس و تخلق با اخلاق حسنه و جدیت تحصیلی ممکن نمیشود. و اگر چند صباحی با جدیت، اما بدون تقوا به تحصیل علوم دینی پرداخت و ظاهراً به مراتبی رسید، حتماً در آیندهی نه چندان دور، مبتلا به توقف و از جنبهی شخصی و اجتماعی رسوا خواهد شد.

بدون امتیاز