اُمّ المؤمنین عایشه(رض) همسر، همراه و همراز پیامبر(ص)- بخش سوّم و پایانی

نویسنده: دکتر رُفَیدة الحبش
ترجمه: داود نارویی

9- امر به معروف و نهی از منکر
شخصیت ام‌المؤمنین عایشه به مثابه‌ی یک زن دعوتگر و مسؤول در تصمیم‌گیری ها و موضع‌گیری‌های وی نسبت به مقوله‌ی امر به معروف و نهی از منکر متجلی می‌شود. روزی حفصه دختر عبدالرحمن با چارقدی نازک و با گریبانی برهنه، نزد وی آمد. عایشه آن چارقد را پاره کرد و در عوض یک چارقد غلیظ و کلفت به او داد.[الطبقات الکبری، ج8،ص72] زمانی که زنان حمص نزدش آمدند، گفت: «شمایید که زنانتان را به حمام‌های عمومی می‌برید؟ از رسول خدا شنیدم: هر زنی که لباس‌هایش را در جایی غیر از خانه‌ی شوهر خود در بیاورد، در حقیقت پرده‌ای را که میان او و خدا وجود دارد، پاره کرده است.»[المسند، امام احمد، ج6،ص41]
عایشه‌ی صدیقه نسبت به قضیه‌ی امر به معروف کوتاهی نمی کرد واز آن عقب‌نشینی نمی‌نمود، بلکه برای عملی و اجرا نمودنِ آن، مقاومت و پایداری نشان می‌داد. نقل شده: برادش عبدالرحمن عاشق لیلی دختر جودی شده بود. چون با او ازدواج کرد، سخت شیفته‌اش شد و او را بر دیگر زنان خود ترجیح داد. سرانجام زنان عبدالرحمن به عایشه شکایت نمودند. عایشه مدام عبدالرحمن را سرزنش می‌کرد و از او می‌خواست با همسرانش به عدالت رفتار کند. اما عبدالرحمن می‌گفت: رهایم کن.[در الاغانی آمده: «خواهرکم، رهایم کن، به خدا قَسم گویی من از میان دندان‌هایش دانه‌ی انار می‌مکم.» الاغانی، ج17،ص359(مترجم)]
با این حال، پس از چندی عبدالرحمن به این زن خود جفا نمود و نسبت به او بی میل و بی علاقه گردید. لیلی از عبدالرحمن به عایشه شکایت نمود. عایشه به عبدالرحمن گفت: «تو، هم در عشق ورزیدن و هم در کینه ورزیدن به او افراط نمودی یا با او به انصاف و عدالت رفتار کن و یا این که او را نزد خانواده‌اش بفرست.»[البدایة و النهایة؛ الاصابة، ج4،ص404]

10- اجتهاد
عایشه‌ی صدیقه از عالمان و مجتهدان بزرگ صحابه به شمار می‌رود. قاسم بن محمد یادآور شده که ام‌المؤمنین عایشه(رضی‌الله‌عنها) از زمان خلافت ابوبکر، عمر و عثمان تا هنگامی که چشم از جهان فرو بست، به صورت مستقل به مردم فتوا می‌داد. بنابراین می‌بینیم او به مفاهیمی که از پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) شنیده، بسنده نکرده، بلکه در راستای استنباط حکم حوادث جدیدی که به صراحت حکمشان در کتاب و سنت یافت نمی‌شد، به اجتهاد می‌پرداخت. از جمله استنباط‌های فقهی او از این قرار است:
زنی به او گفت: ای ام‌المؤمنین! من کنیزی داشتم که ان را به زید بن ارقم به هشتصد درهم فروختم. قرار بر این شد تا قیمتش را زمان توزیع سهام (عطایا) به من بپردازد. اما پیش از دریافت قیمت آن دوباره آن را به ششصد درهم خریدم. به این شکل ششصد درهم را به صورت نقدی از او دریافت نمودم و دویست درهم وام باقی ماند.
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رضی‌الله‌عنها) گفت: تو و زید بسیار بد داد و ستد نموده‌اید. این خرید و فروش، جهادی را که زید در کنار پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) کرده، باطل نموده است، مگر این که توبه کند.
زن، به ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه گفت: اگر سرِ پولم را بردارم و اضافه را به او پس بدهم چکونه است؟
عایشه(رضی‌الله‌عنها) گفت: «... هر کس که اندرزی از جانب پروردگارش به او رسید و (از رباخواری) دست کشید، آن چه در گذشته بوده، از آنِ او است.»[بقره/275] چون زید بن ارقم از فتوای عایشه اطلاع یافت، از این خرید و فروش دست کشید و از خداوند آمرزش خواست.
آن‌چه ذکر گردید، تنها بخشی از کلیه‌ی ابعاد دعوت در زندگانی عایشه‌ی صدیقه به شمار می‌رود. شاید پدیده‌ای که این ابعاد را از دیگران متمایز می‌سازد، شیوه‌ای باشد، که عایشه‌ی صدیقه در رساندن دعوت و ابلاغ دستورات و قوانین دینی به دیگران در پیش گرفته بود.

11- تربیت
نبوغ ام‌المؤمنین عایشه همچنان که در زمینه‌ی حفظ و به خاطر سپردن مطالب جدید به وی کمک می‌نمود، در تجزیه و تحلیل و فهم عمیق مسائل نیز او را یاری می‌رساند. مسلماً حافظه‌ی قوی همراه با قدرت فهم و تجزیه و تحلیل به نتایج بزرگ و سودمندی می‌انجامد. بدیهی ترین مقوله‌ای که از ترکیب این دو پدیده استنتاج خواهد شد، شکل گیری یک شخصیت نیرومند و متعادل است. ام‌المؤمنین عایشه(رضی‌الله‌عنها) در باب تجزیه و تحلیل حوادث از نبوغ بالایی برخوردار بود. چگونگی آغاز جرریان وحی و سپس نحوه‌ی دسته بندی رویدادها از جمله موضوعاتی بود، که ام‌المؤمنی عایشه (رضی‌الله‌عنها) در باب آن‌ها اظهارنظر می‌کرد. بهترین و گویاترین سندی که در باب آغاز وحی در دست داریم، روایتی است، که از ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) نقل شده است.[ر.ک: صحیح بخاری، باب بدء الوحی] قرآن به صورت تدریجی نازل شده بود. عایشه‌ی صدیقه(رضی‌الله‌عنها) این مقوله را به شیوه‌ی تربیتی قرآن بر می‌گرداند. می‌گفت: نخست سوره‌ای با مقطع‌های کوتاه که در آن یادی از بهشت و جهنم شده بود، نازل گردید. همین که مردم به اسلام دل باختند، حلال و حرام نازل شد. اگر در همان ابتدا نازل می‌شد: شراب نخورید. قطعاً مردم می‌گفتند: ما هیچ گاه شراب را ترک نمی‌کنیم. اگر در آغاز نازل می‌شد: زنا نکنید، می‌گفتند: هرگز زنا را رها نمی‌کنیم.[صحیح بخاری]
او از این مقوله برای خود نوعی روان‌‌شناسی تربیتی به دست آورده بود. ام‌المؤمنین عایشه(رضی‌الله‌عنها) قبل از هر چیز به اصلاح جامعه و مردم می‌اندیشید. بدین جهت در انتخاب شیوه‌ی صحیح، وسواس نشان می‌داد. او در نهایت این شیوه را از قرآن و نزول تدریجی و گام ‌به‌گام آن کسب کرده بود: یعنی تربیت و دعوت به صورت تدریجی و گام‌ به‌گام.
پرداختن به اصول عقاید و سپس کم‌کم به سوی احکام و حلال و حرام سوق دادن. در زمینه‌ی تربیت کودکان نیز، او دقت خاصی از خود نشان می‌داد. مثلاً از والدین می‌خواست در کودکی به فرزندانشان شعر بیاموزند، تا زبانشان شیرین شود. زمانی که محمدبن ابوبکر در مصر کشته شد، دو فرزند از خود به جا گذاشت، که عبدالرحمن بن ابوبکر آنان را به مدینه آورد. عایشه بی‌درنگ آنان را از عبدالرحمن گرفت و به خانه‌ی خود آورد. یکی از این فرزندان قاسم بن محمد بود که از نوابغ روزگار به شمار می‌رفت. او بعدها می‌گفت: هیچ پدر و مادری نیک‌تر از او ندیده‌ام.[الاغانی، ج2، ص319]
عایشه این دو تا را با خود نگهداشت، تا این که بزرگ شدند. روزی به تنِ هر دو لباسی سفید پوشاند و هر دو را روی زانوان خود نشاند. سپس دنبال عبدالرحمن فرستاد و با زبانی بلیغ و رسا به او گفت: «برادر! می‌بینم از زمانی که این دو کودک را از تو گرفته‌ام، مرتب از من روی می‌گردانی. اما به خدا قسم، این دو تا را نه به این خاطر از تو گرفته‌ام، که به تو تجاوز کنم یا تو را متهم سازم و نه چیز دیگری که تو دوست نداری. ولی تو مردی بودی که چندین زن داشتی. این دو کودک هم کاری از دستشان بر نمی‌آمد. بیم داشتم زنان تو از آلودگی‌هایی که کودکان عموماً دچار آنها می‌شوند، متنفر شوند. بنابراین من در این زمینه برایشان مهربان‌تر بودم و در سرپرستی آنان از اولویت برخوردار بودم. اما اکنون هر دو نیرومند و جوان شده‌اند و می‌دانند چه کار باید بکنند. حالا این دو تا را با خود ببر و به خانواده‌ات ملحق کن.»[الاغانی، ج2، ص319]
ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) این درسها را از داستان زنی آموخته بود به نام جُحَیّه کندی، که در ضمن سخنانش داستان آن زن را نیز برای برادرش عبدالرحمن تعریف نمود، تا صداقت و عینی بودن موضع خود را اثبات نماید.[ر.ک: الاغانی، ج،صص20-319]

روش دعوت ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها)
ام‌المؤمنین عایشه(رضی‌الله‌عنها) در دعوت خود درست همان روشی را در پیش گرفته بود، که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) در زندگی خود داشت. او می‌کوشید خود را به عقل و فهم مخاطبانش نزدیک کند. به همین سبب هنگام سخن گفتن درنگ می‌کرد و آرام و شمرده حرف می‌زد، تا سخن بر دل‌ها بنشیند و در اعماق نفوذ کند. به همین جهت چون شنید، که ابوهریره(رضی‌الله‌عنه) پی در پی و بی درنگ «حدیث» می‌گوید، برآشفت و گفت: پیامبر خدا حدیث را همانند شما بی‌درنگ و به‌سرعت بیان نمی‌کرد، بلکه به آرامی سخن می‌گفت. حتی اگر کسی می‌خواست سخنانش را بشمارد، می‌توانست. ضمناً سخنانش را سه بار تکرار می‌کرد.[صحیح بخاری، بخش مناقب]
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رضی‌الله‌عنها) برای این که دل‌ها را به چنگ آورد و بر قلب‌ها چیره شود، چون می‌خواست در مورد زنان حرف بزند، در آغاز کارهای مثبت و پسندیده آنها را یادآور می‌شد و از ارزش و جایگاهشان تمجید می‌نمود. این روش سبب می‌شد، که آنان بیشتر در جهت کسب رضایت و خشنودی خداوند حرکت کنند و به سوی تقوا و نیکی تشویق شوند. صفیه دختر شیبه می‌گوید:
روزی نزد عایشه بودیم. موضوع زنان قریش و فضیلت و جایگاهشان به میان آمد. عایشه گفت: بی‌تردید زنان قریش دارای ارزش و فضیلت هستند، اما به خدا سوگند من زنانی بهتر از زنان انصار ندیده‌ام. آنان به سرعت کتاب خدا را تصدیق نمودند و به وحی ایمان آورند. چون این آیه نازل گردید: «...وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ...»، «... زنان باید چارقد و روسریشان را بر گریبان خود بیاویزند...»[نور/31]
مردان انصار بی‌درنگ نزد زنان خود رفتند و آیاتی را که خداوند نازل کرده بود، بر آنان خواندند. مرد می‌رفت و برای زن، دختر، خواهر و همه‌ی زنان خویشاوندش آیات نازل شده را می‌خواند. از این پس هیچ زنی باقی نماند، مگر این که پارچه‌ای را که داشت، برداشت و آن را به سر نمود. این سرعت عمل تنها به خاطر این بود که آنان به آیاتی که خداوند در قرآن نازل کرده بود، ایمان داشتند. پس از این چون در نماز پشت سرِ پیامبر خدا قرار می‌گرفتند، سرهایشان پوشیده بود. گویی کلاغ بر سرهایشان نشسته‌ بود.[تفسیر ابن کثیر، ج3،ص284]

تذکر و یادآوری به مردان در مورد خویش رفتاری با زنان
امام بخاری از عایشه حدیثی روایت نموده مبنی بر این که روزی سیاه پوستان در مسجد بازی می‌کردند. پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) عایشه‌ی صدیقه(رضی‌الله‌عنها) را با عبای خود پوشاند تا بازی کردن سیاهان را تماشا کند. عایشه پس از روایت این موضوع گفته است: «قدر دخترک نوباوه و کم سن و سال را که شیفته‌ی بازی و سرگرمی است، بدانید.»[صحیح بخاری، ج3،ص266]
همچنین به گروهی از زنان گفته است: «تنها مردان بزرگوار با شما نرمی و مهربانی می‌کنند و تنها مردان پست و فرومایه شما را می‌زنند.»

تجمع با زنان
عایشه‌ی صدیقه برای زنان حدیث روایت می‌نمود. گاه یک زن، و گاه دو زن و گاه ده زن نزد او برای شنیدن حدیث گرد می‌آمدند. بدین سان، خانه‌ی او شکل یک مرکز فرهنگی و دینی را داشت.[تفسیر ابن کثیر، ج3،ص284] عایشه در این خانه‌، نقش خویش را به عنوان یک دعوتگر آگاه و مسؤول که به نشر حکمت و آموزش آن می‌پرداخت، ایفا می‌نمود. زنان با دقت به سخنانش گوش می‌سپردند و او این‌چنین احادیث پیامبر را با زبانی شیوا و رسا بیان می‌نمود: شما زنان مهم‌ترین چیزی هستید که پس از خودم به جای می‌گذارم. به خدا قسم به خدا قسم جز شکیبایان راستین، با شما مهربانی نمی‌کنند.[مسند امام احمد، ج6،ص121]
ای گروه زنان! به شما مژده باید پاداشی که در اثر اطاعت از شوهران و خدمت به فرزندان به شما تعلق می‌گیرد. شما در دنیا، بینوا و بیچاره‌اید، اما در آخرت با روح‌های پیامبران به سوی بهشت به پیش می‌تازید. خداوند هر گناهی را که از شما سر زده، به جز گناهان کبیره، می‌آموزد.[اعلام النساء، ج3،ص119]
گهگاه عایشه با زنان نماز می‌خواند. ریطه‌ی حنفیه روایت می‌کند: عایشه در نماز فرض ما را امامت نمود و در وسط ما ایستاد.[الطبقات الکبری، ج8، ص483 اعلام النساء]
او همچنین زنان را تشویق می‌کرد، که هرگاه وقت داشتند به کار آبرومند بپردازند. می‌گفت: هرگاه زن نماز فرضش را خواند، از شوهرش اطاعت نمود و دوک خود را به دست گرفت، گویی تسبیح خدا را می‌گوید.
می‌گفت: دوک در دست زن از سرنیزه‌ای که در دست مجاهد راه خدا هست بهتر است.[اعلام النساء، ج3، ص118]
از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) نیز روایت می‌کرد: جهاد زنان، حج کعبه گزاردن است.[المسند، ج6،ص120؛ الطبقات، ج8،ص72]

امانتداری در ابلاغ دعوت
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه(رضی‌الله‌عنها) زندگیِ خالصانه و بی‌آلایش و سرشار از زلالی و خلوص در پیش گرفته بود. در تمام زندگی، سراسرِ وجودش را، این آرزو فرا گرفته بود که خداوند او را در ساری جاودانگی به پیامبر عزیز برساند. او سخت شیفته بود که همه‌ی روایاتی را که در حافظه دارد، با امانتداری و تعهد به دیگران منتقل کند. تا بدین سان وظیفه‌ی خود را در قبال امت به صورت کامل ادا کرده باشد. او در پیش روی خود این فرموده‌ی پیامر را قرار داده بود: جز انسان‌های آموزگار یا متعلم، کسی دیگر از من نیست.
او، دانشمندی بود که نسبت به علم خویش سخت متعهد و پایبند بود. او در این کار مخلص و در ابلاغ آن امانت دار بود. هر چند در عمل انتقال حدیث، ضعف خود او بیان می‌گردید. روایات زیادی در خصوص سرزنش او به وسیله‌ی پیامبر به سبب حسادت و غیرت بیش از حدش نسبت به هووهای خویش، نقل نموده است. وی هیچ گاه نمی‌کوشید که اشتباه خود را بپوشاند. خودش نقل می‌کرد، که در قبال زینب دچار اشتباه شده است. همچنین اعتراف می‌کرد، که زینب زنی صالح و نیکوکار بود. شب‌ها به نماز می‌ایستاد و روزها به روزه گرفتن می‌پرداخت و در صدقه دادن نسبت به همه‌ی همسران پیامبر پیش دست‌تر و دست و دل بازتر بود. عایشه‌، در قبال صفیه و دیگران نیز چنین نموده است.

منبع: عایشه همسر، همراه و همراز پیامبر، مؤلف: رفیدة الحبش، مترجم: داود نارویی، نشر احسان، چاپ اول82

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1389/07/28

السلاع علیکم
از اینکه اینهمه به شناخت شخصیت ام المومنین کمک نمودید بسیار سپاسگذارم خصوصا از مترجم محترم مولانا داود نارویی که زحمات فراوانی برای توسعه ی تعالیم متعالی و میانه روی اسلامی میکشند.
جزاکم الله عنا و عن المسلمین جمیعا

2
بدون‌نام
1389/07/28

داماد مولوی عبدالحمید بازداشت شد

کاوه قریشی

در حالی که دادستان تهران از طریق رسانه­های رسمی، خبر بازداشت تمام عوامل انفجار مقابل مسجد جامع زاهدان رامی داد، برخی دیگر از رسانه­ها، خبر بازداشت عبدالعلیم شه‏بخش معروف به حاج عبدالرحیم، داماد و برادرزاده امام جماعت اهل تسنن زاهدان و همچنین حمله به اساتید حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان را بر خروجی های خود قرار دادند. خواهرحاج عبدالرحیم شه­بخش، با تائید این خبر به روز می گوید: "برادرم دوازده روز پیش از طریق مقامات امنیتی استان به صورت تلفنی به دادسرای انقلاب زندان اوین احضار شد. بعد از مراجعه به تهران و زندان اوین، دیگر به خانه برنگشت."

برادرم ملاقات ممنون است

پایگاه های خبری وابسته به فعالان اهل تسنن سیستان و بلوچستان دیروز خبر از بازداشت و حمله به برخی از نزدیکان مولوی­های بلوچستان دادند.پایگاه خبری سنی آنلاین، ارگان اینترنتی مدرسه علمیه دارالعلوم زاهدان، صبح دیروز اعلام کرد عبدالعلیم شه‏بخش معروف به حاج عبدالرحیم، داماد و برادرزاده شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان بازداشت شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین، حاج عبدالرحیم روز چهارشنبه به تهران احضار و روز پنجشنبه 15 مهر 89 پس از مراجعه به دادگاه، بازداشت شد.

این خبر در حالی منتشر می شود که بستگان آقای شه‏بخش به روز می گویند ازتاریخ بازداشت تاکنون مقامات زندان اوین اجازه ملاقات یا تماس تلفنی به آنها نداده اند.

زهرا شه‏بخش، در مورد چگونگی بازداشت برادرش می گوید: "دوازده روز پیش از طریق مقامات امنیتی استان به صورت تلفنی به دادسرای انقلاب زندان اوین احضار شد. بعد از مراجعه به تهران و زندان اوین، دیگر به خانه نگشت."

آیا خانواده برای پیگیری سرنوشت آقای شه‏بخش به زندان اوین مراجعه کرده اند؟ خانم شه‏بخش در پاسخ به این سئوال می گوید: "بله از همان روزهای اول به زندان اوین مراجعه کردیم، اما مسئولان دادسرای انقلاب در آنجا به ما گفتند تا یک ماه تحت هیچ شرایطی امکان ملاقات و تماس تلفنی داده نمی شود."

خواهر حاج عبدالرحیم، با بیان اینکه برادرش سابقه بازداشت نداشته است، در خصوص اتهامات وی می گوید: "از علت و اتهامات احتمالی بازداشت برادرم نیز اطلاعی در دست نداریم. مقامات قضایی و مسئولان زندان حاضر به هیچگونه توضیحی این مورد نشدند."

با این حال تصور خانواده از بازداشت وی چیست؟ زهرا شه‏بخش می گوید: "برادر من هیچ نوع فعالیت سیاسی نداشته و مرتکب هیچ جرمی هم نشده است. ما تصور می کنیم به خاطر تحت فشار قرار دادن جناب مولوی عبدالحمید این بازداشت صورت گرفته است."

مولوی عبدالحمید اسماعیل­زهی، امام جمعه اهل تسنن مسجد مکلی شهر زاهدان، مدیر مدرسه دارالعلوم این شهر و یکی از روحانیون با نفوذ در بین علما و مردم اهل تسنن منطقه سیستان و بلوچستان است. او در طول سالهای گذشته یکی از منتقدین گروه "جندالله" در زاهدان بوده و اقدامات آنها را"تفرقه آمیز" و "فتنه گرانه" خوانده است.

حمله به یک استاد حوزه علمیه

ارگان اینترنتی مدرسه علمیه دارالعلوم زاهدان، در خبری دیگر به نقل از منابع خبری بلوچستان از حمله به حافظ محمد اسلام، یکی از اساتید حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان خبر داده است.

سنی نیوز، در آخرین ساعات روز گذشته بدون ذکر جزئیات بیشتر اعلام کرد: "ساعتی قبل چند شیعه زابلی تندرو به حافظ محمد اسلام یکی از اساتید قدیمی حوزه علمیه دارلعلوم زاهدان و داماد مولانا عبدالعزیز رحمة الله علیه در خیابان بهشتی زاهدان حمله و وی را به شدت زخمی کردند."

این اولین بار نیست که فعالان سنی در بلوچستان بازداشت می شوند. علاوه بر بازداشت های موردی، پیشتر در سال 87 محمد عمر بلوچ (شاعر)، عبدالرحمن شه‏بخش، نورمحمد شه‏بخش، عبدالقادر نارویی، عزیزالله نارویی، محمد ‏حسین خلیلی مدیر موسسه فرهنگی خلیلی و دستیارش محمدرضا رخشانی، و عبدالکریم شه‏بخش خواهر زاده ‏مدیر مدرسه علمیه ابوحنیفه در روستای عظیم آباد زابل به همراه 11 تن دیگر در فاصله کمتر از یک هفته دستگیر شده بودند.

در مرداد ماه سال جاری هم گذرنامه مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل تسنن زاهدان در فرودگاه امام خمینی تهران توسط ماموران وزارت اطلاعات توقیف و بدین ترتیب از حضور وی در یک مراسم مذهبی در عربستان سعودی جلوگیری به عمل آمد.

همزمان با روزهای پایانی ماه رمضان سال جاری نیز شماری از فعالان سنی مذهب کردستان در حالی که مشغول به جا آوردن مراسم احیای شب های قدر بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

تمامی عوامل دستگیر شدند

همزمان با تشدید فشار بر فعالان مذهبی اهل تسنن در بلوچستان، محمد مرزیه، دادستان تهران، روز گذشته در خصوص آخرین وضعیت پرونده انفجارهای مقابل مسجد جامع زاهدان اعلام کرد: "عوامل این حادثه، به اتفاق دو نفر معدوم و عواملی که بمب را وارد کرده‌اند و عواملی که اینها را همراهی کرده‌اند و حتی بعضی‌ها تا لحظه انفجار با این‌ها بوده‌اند، دستگیر شدند."

وی که با خبرگزاری دانشجویان ایران- ایسنا، گفتگو می کرد با بیان اینکه هنوز کیفرخواست این پرونده صادر نشده است، گفت: "پرونده این حادثه تشکیل شده و انشاءالله بعدا نتیجه آن اعلام می‌شود."

روز پنج‌شنبه، ۲۴ تیرماه سال جاری در پی دو بمب‌گذاری انتحاری در مسجد جامع شیعیان شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، 27 نفر کشته و 300 نفر زخمی شدند. این عملیات که بزرگترین عملیات انتحاری در طول سال گذشته در ایران بود، علاوه بر استعفای تعدادی از نماینگان مردم بلوچستان در مجلس شورای اسلامی، واکنش بسیاری از مقامات حکومتی، شخصیت ها و فعالان حقوق بشر و حتی بعضی از دولت ها را در پی داشت.

مقامات جمهوری اسلامی بعد از متهم کردن "اسرائیل و آمریکا" و دیگر "قدرت های مداخله جو" و همچنین پاکستان و برخی از کشورهای همسایه، گروه جندالله را که اینک خود را جنبش مقاومت مردمی ایران معرفی می کند، مسبب این حادثه اعلام کردند.

جنبش مقاومت مردمی ایران، آنطور که گفته می شود یک گروه تروریستی شبه نظامی سنی بلوچ است که با جمهوری اسلامی ایران به مبارزه مسلحانه می پردازد. رهبر و بنیانگذار این گروه، عبدالمالک ریگی بود که مدتی پیش دستگیر و سپس اعدام شد.

مقامات قضایی امنیتی جمهوری اسلامی ادعا کرده بودند با اعدام عبدالمالک ریگی خشونت ها در بلوچستان پایان می یابد. فعالان بلوچ اما بعد از انفجار سال جاری در زاهدان در مصاحبه با روز اعلام کردند این عملیات نه تنها ادعا های جمهوری اسلامی در مورد شکست جندالله را تائید نکرد، بلکه شکاف عمیق بین مقامات استان در رابطه با مقوله امنیت در بلوچستان را نیز عریان نمود.

3
بدون‌نام
1389/07/27

شیخ الأزهر: الشیعة لیسوا کفارا ونحن نصلی وراءهم
السبت, 16 أکتوبر 2010 03:23 مساءً

شن شیخ الأزهر الدکتور أحمد الطیب هجوما حادا على بعض الفضائیات الدینیة بسبب تکفیر الشیعة، مشیرا إلى انه لا یوجد مبرر واحد لتکفیرهم لا من القرآن ولا من السنة، قائلا "نحن نصلی وراء الشیعة فلا یوجد عند الشیعة قرآن آخر کما تطلق الشائعات ".

وأکد الطیب خلال حواره لصحیفة "النهار" اللبنانیة انه لا یوجد خلاف بین السنی والشیعی یخرجه من الإسلام، إنما هی عملیة استغلال السیاسة لهذه الخلافات کما حدث بین المذاهب الفقهیة الأربعة, وقال "کل الفروق بیننا وبینهم هی مسألة الإمامة".

ودعا شیخ الأزهر إلى وحدة الأمة الإسلامیة , وکذلک تجمیع المسلمین على رؤیة واحدة مع اختلاف الاجتهاد، موضحا انه مستعد لزیارة أی مکان یجمع المسلمین, وأنه إذا قام بزیارة العراق فإنه سیزور النجف بصفة خاصة.

وأعرب عن أمنیاته بأن تکون زیارته إلى العراق بعد حسم مسألة تشکیل الحکومة الجدیدة لأن ذلک من الأمور التی تؤذیه.

وأوضح انه لیس لدیه مانع من الحوار مع الکنیسة الکاثولیکیة، مؤکدا أن الوحدة الوطنیة فی الداخل هی هدفه، وکذلک الوحدة العربیة والإسلامیة ثم السلام العالمی لان هذه هی رسالة القرآن, والرسول علیه الصلاة والسلام أرسل للعالمین حتى لغیر المؤمن به.

وقال " إننا کمسلمین نحرص على بقاء المسیحیین فی الشرق لأن بقاءهم وازدهارهم تعبیر عن ثراء حضارة الشرق روحیا ومعنویا وثقافیا ودلیل على أن الإسلام دین التسامح والتعایش وقبول الآخر " , مؤکدا ان حریة العبادة مکفولة وحریة الضمیر یقررها الإسلام .

وأوضح الإمام الأکبر أن "الأزهر الشریف، جامع وجامعة، ومعبر عن حکم الإسلام وعن ضمیر المسلمین، وهو لیس سلطة سیاسیة وإنما حامل رسالة ومکانة معنویة، ومن ثم فالاعتبارات التی تحکم الأزهر الشریف لیست هی الاعتبارات التی تملیها الالتزامات الدولیة على المسئولین السیاسیین".

ولفت إلى أن الأزهر الشریف بحکم مسؤولیته الشرعیة لا یستطیع إلا أن یعبر عن ضمیر الجماهیر الإسلامیة تجاه العدوان الإسرائیلی الغاشم والاحتلال الآثم وتدنیس المقدسات, وحصار غزة الصامدة, وما یعانیه إخواننا من فلسطین فی کل یوم.

وجدد الطیب رفضه لمصافحة أی مسئول إسرائیلی ما دامت الحقوق الشرعیة للفلسطینیین مسلوبة, وهذا لا یعنی موقفا من الیهود کأصحاب دیانة نحترمها وکأهل کتاب" .

وقال "إن الاختلاف فی التراث الإسلامی موجود منذ عهد الصحابة وجمیعهم على صواب "اختلافهم رحمة"، مؤکدا أن "التراث الإسلامی متنوع نجد فیه الرأی والرأی الآخر والثالث والرابع، وإلا ما معنى المذاهب الأربعة مختلفة ومتعایشة فی الإسلام، بل أن فقهاء المذاهب الواحد یختلفون ومع ذلک یتعایشون".

وأضاف أن العقلیة الإسلامیة عقلیة نقدیة تنظر إلى الرأی والرأی الآخر، والفکرة والفکرة الأخرى، وتفند النظریة وتنتقد، هذا هو عمل التراث فی داخل العقلیة الإسلامیة" مؤکدا أن "القرآن الکریم یوضح أن الاختلاف سنة کونیة، فالاختلاف فی اللغة والاختلاف فی الجنس والعقیدة، والقرآن یقر حقیقة الاختلاف، وهو مقصد من مقاصد الخلق .

الطیب یرفض "نشر المذهب الشیعی"

أکد الدکتور أحمد الطیب ، شیخ الأزهر الجدید ، أن الأزهر سیتصدى لأی محاولة لنشر المذهب الشیعی فی أی بلد إسلامی أو لنشر خلایا شیعیة فی أوساط الشباب السنی ، جاء ذلک خلال اللقاء الذی اجری معه فی برنامج "واجه الصحافة" مع داود الشریان ، والذی بثته قناة "العربیة" فی مایو/ایار الماضی .

وشدد الدکتور الطیب على أنه سیکون یقظاً ومنتبهاً وسیعمل على إبطال أی أجندة دینیة لأی طالب شیعی یدرس فی مصر ، فهو لا یرید أن یتحول الأمر لـ" مصیدة " للشباب السنی ، بحسب تعبیره، للتحول للمذهب الشیعی وتتحول بعدها إلى بؤرة ، ثم مرکز شیعی ، فهذا أمر لا یمت للإسلام أو للفکر الإسلامی بصلة .

وقال شیخ الأزهر فی أول ظهور تلفزیونی له عبر قناة عربیة ، على أن التقارب هو تقارب على المستوى الفکری وفی الحدود العلمیة فقط ، وأنه یرحب بدراسة الطلاب الشیعة فی الأزهر لأنه یرى فی ذلک فرصة لتعرفهم على المذهب السنی .

وجدیر بالذکر أن الجامع الأزهر هو المؤسسة الدینیة الإفتائیة العلیا فی مصر , وهی خاضعة لتدخلات سلطات الحکومة المصریة فیها , وهی تتبنى تدریس المذاهب السنیة الأربعة مستبعدة المذهب الشیعی ألاثنی عشری من دائرة المذاهب المنتمیة إلى الدین الإسلامی .

=========

محیط

4
بدون‌نام
1389/07/30

چرا پیامبر اسلام (ص) با عایشه و حفصه ازدواج کردند ؟
پاسخ :

در مورد این ازدواج پاسخ های فراوان داده شده است :

پاسخ نقضی و اجمالی :

در ابتدا می توان پاسخی نقضی داد که :
رسول خدا طبق نظر اهل سنت علم غیب ندارد :
طبق نظر اهل سنت پیغمبر علم غیب ندارد و ازدواج و یا دوستی وی با کسی نمی تواند دلیل بر صحت عقاید و رفتار وی باشد .
علت همان علت ازدواج حضرت نوح و لوط با همسرانشان بوده است :
حتی اگر بگویند رسول خدا وی را می شناخته و با وی ازدواج کرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان می دانیم . با اینکه در قرآن کریم آمده است که همسر ِ حضرت نوح و نیز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ایشان بوده اند .
پاسخ تفصیلی :

علت امتحان رسول خدا صلی الله علیه وآله و مردم بوده است :
در شعر زیبای حافظ می خوانیم :
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قیل ومقال عالمی می کشم از برای تو
رسول گرامی اسلام در نهایت توجه به عالم بالا و مقام اقدس الهی بوده اند ؛ و حتی به قول شاعر نفس فرشتگان و هم صحبتی با ایشان برای رسول گرامی اسلام سخت بوده است ؛ زیرا نوعی اشتغال به غیر خداست .

اما خداوند هر کسی را به نوبه خود آزمایش می کند و برای آزمایش رسول خدا از ایشان خواست که با عایشه ازدواج کند و با این دستور ، در خانه وی کسی را قرار داد که می توانست مایه آزمایش ایشان باشد ؛ زیرا امتحان مردان بزرگ باید به بزرگی خود ایشان باشد .

اما چون این آزمایش می توانست سبب اشتباه برخی ، در مورد شخصیت واقعی همسران رسول گرامی اسلام باشد ، خداوند هم در قرآن با بیان برخی اشکالات و اشتباهات همسران رسول خدا و همسران پیغمبران گذشته ، راه هدایت را برای مردم باز گذاشته است .
به عنوان مثال در سوره تحریم آیه ده همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط را به عنوان دو نمونه برای کفار معرفی می نماید که با وجود حضور در خانه پیغمبران الهی ، باز گمراه شدند .

و در همین سوره در آیه 4 در مورد دو تن از همسران رسول خدا می فرماید :

إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ
سوره تحریم آیه 4
اگر ( شما دو همسر رسول خدا) به درگاه خدا توبه کنید ، دل های شما به سوی او میل پیدا کرده است ، اما اگر علیه او بر یکدیگر کمک کنید در حقیقت خدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و صالح مومنان (نیز یاور اویند) و گذشته از این فرشتگان نیز پشتیبان او خواهند بود .

و نیز در می بینیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در در مورد ِ آینده ی برخی از همسران خویش سخنانی فرموده اند که می تواند ملاک تشخیص حق از باطل در موارد نیاز باشد . به عنوان نمونه می توان به روایتی که بخاری آن را نقل کرده است اشاره نمود که گفته است :

رسول خدا به خانه عایشه اشاره فرمودند و سه بار گفتند : فتنه ( آزمایش ) در اینجاست ؛ فتنه در اینجاست ، فتنه در اینجاست

2873 - حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِسْمَاعِیلَ حَدَّثَنَا جُوَیْرِیَةُ عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَامَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَطِیبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْکَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَیْثُ یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ
صحیح بخاری کتاب فرض الخمس باب ما جاء فی بیوت ازواج النبی صلی الله علیه وسلم

رسول خدا به سخن ایستادند ، پس به سمت خانه عائشه اشاره کردند و سه بار فرمودند اینجاست فتنه ؛ همان جایی که امت شیطان ظهور می کنند .
علت ازدواج حضرت با ایشان سیاسی بوده است :

یکى از اهداف ازدواجهاى پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) جهت سیاسى - تبلیغى بود ؛ یعنى با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسى و اجتماعیش افزوده شود و از این راه براى رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.

حضرت به خاطر دست یابى بر موقعیتهاى بهتر اجتماعى و سیاسى ، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیرى از کارشکنی هاى آنان و حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد براى مسلمان شدن قبایل عرب ، به برخى ازدواج ها رو آورد .

در راستاى این اهداف پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با زنان ذیل ازدواج کردند :

عایشه دختر ابوبکر از قبیله «تیم».
حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدى».
ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله نامدار بنى امیه.
ام سلمه از قبیله بنى مخزوم .
سوده از قبیله بنى اسد.
میمونه از قبیله بنى هلال.
صفیه از بنى اسرائیل .

ازدواج مهمترین پیوند و میثاق اجتماعى است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیارى از خود به جا میگذارد.

در آن محیطى که جنگ و خونریزى و غارتگرى رواج داشت، بلکه به تعبیر "ابن خلدون" جنگ و خونریزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى آنان شده بود، ( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286) بهترین عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پیوند زناشویى بود.

از این روی، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با قبایل بزرگ قریش ، به ویژه با قبایلى که بیش از دیگران با پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دشمن بودند ، مانند بنى امیه و بنى اسرائیل ، ازدواج نمود . اما با قبایل انصار که از سوى آنان هیچ خطرى احساس نمیشد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنى نداشتند، ازدواج نکرد.

گیورگیو ، نویسنده مسیحى می‌نویسد:

محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ام حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنى قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام حبیبه عامل بسیار مؤثرى براى تبلیغ اسلام در خانواده هاى مکه شد.
محمد پیامبرى که از نو باید شناخت، ص 207.

آنها به همینقدر خوشحال بودند و مباهات مى کردند که زنى از قبیله آنان به نام همسر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نامیده شده ، و این افتخار براى آنها حاصل گشته است ، و به این ترتیب رابطه و پیوند اجتماعى آنها با پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) محکمتر، و در دفاع از او مصممتر مى شدند.

ام سلمه از طایفه بنى مخزوم - طایفه ابوجهل و خالد بن ولید - بود، وقتى که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وى را به همسرى خویش درآورد ، خالد بن ولید موضعگیرى شدید خود را در برابر مسلمانان مورد تجدید نظر قرار داده و پس از مدتى نه چندان طولانى اسلام آورد.

پس از ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با جویریه و صفیه هیچگونه تحرکى را از سوى بنى نضیر و بنى مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمى کنیم . از سوى دیگر، مشاهده مى کنیم که جویریه از جهت برکت آفرینى براى قوم و قبیله اش یک زن نمونه شناخته مى شود، و صحابه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) یکصد خانوار از اسیران قوم و قبیله وى را بخاطر ازدواج پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با او آزاد مى کنند و مى گویند: اینان خویشاوندان رسول خدایند! و پرواضح است که چنین منت گذارى بر یک طائفه و قبیله از سوى مسلمانان چه تاثیر بسزایى در عمق جان آنان داشته است.

بنابراین ، ازدواج پیامبر با عایشه و حفصه ، نه به خاطر نبودن زنی بهتر در آن جامعه و بلکه به خاطر مصالح مهمی بوده است که جز با ازدواج پیامبر با آن دو تحقق نمی ‌یافته است .
با تشکر