صدق باور دینی؛ مروری بر کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا»

نویسنده: 
سردبیر
صدق باور دینی؛ مروری بر کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا»

کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا» نوشته محمدعلی مبینی که توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی منتشر شده است، یکی از مباحث عمده فلسفه دین، یعنی ربط و نسبت عقلانیت و باور دینی را از دیدگاه یکی از مهم ترین فیلسوفان معاصر دین تبیین کرده و در ادامه مورد نقد و بررسی قرار داده است.
کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا» در گستره فلسفه دین و یکی از شاخه‌های فلسفه دین، یعنی معرفت شناسی دینی است. معرفت شناسی دینی دارای مباحث و مسائل عمیق و گسترده ای است که در طول تاریخ همواره مورد عنایت اندیشمندان قرار گرفته و هر یک از آنان با مبانی، مبادی، روش و رویکرد خاص خود، در این زمینه به بحث پرداخته اند. یکی از مهمترین مباحث معرفت شناسی دینی، عقلانیت باور دینی است. بحث عقلانیت باور دینی دارای مسائل مختلفی است. این کتاب به یکی از این مسائل، یعنی موجه یا ناموجه بودن و معتبر یا معتبر نبودن باور دینی از دیدگاه یکی از فیلسوفان معاصر دین، یعنی الوین پلانتینگا می پردازد.
برای فهم دیدگاه‌های پلانتینگا در مسئله توجیه و عقلانیت باور دینی علاوه بر مقالات فراوان وی که برخی نیز به زبان فارسی ترجمه شده است می توان به آثار اصلی او مراجعه کرد. این آثار عبارتند از: «برهان وجودی از آنسلم تا درکات»(۱۹۶۵)، «خدا و اذهان دیگر: تحقیقی در توجیه عقلانی باور به خدا» (۱۹۶۷)، «ماهیت ضرورت» (۱۹۷۴)،«خدا، اختیار و مسئله شر»(۱۹۷۴)، «تضمین: بحث رایج»(۱۹۹۳)، «تضمین و کارکرد صحیح» (۱۹۹۳)، و «باور مسیحی تضمین شده» (۲۰۰۰). از میان آثار یاد شده، فقط کتاب «خدا، اختیار و مسئله شر»، در سال ۱۳۷۶ توسط دکتر محمد سعیدی مهر ترجمه و منتشر شده است.
دکتر محمد لگنهاوزن استاد فلسفه مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی درباره پلانتینگا می نویسد: امروزه، الوین پلانتینگا در شمار پرنفوذترین و بحث‌انگیزترین فیلسوفان دین است. نوشته‌ها و اندیشه‌های وی در احیای مجدد فلسفه دین و جلب توجه و علاقه فیلسوفان به این شاخه از فلسفه سهم بزرگی داشته است. سبک نگارش و عرضه داشت اندیشه‌هایش همان اندازه در رواج فلسفه او سهیم بوده که مفاد و محتوای آن. پلانتینگا و دیگر فیلسوفان که دست اندرکار احیای فلسفه دینی هستند با در پیش گرفتن تحلیل منطقی و زبانی و بهره جویی از تکنیک‌های منطق صوری از قبیل ارائه تعریف‌های دقیق برای هر اصطلاح تازه و نمایش برهان با سطرهای شماره دار و بررسی نمونه‌های نقض، خود را از اتهام مبهم گویی و استعاره پردازی مصون می دارند.
«عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا»، یکی از مسائل عمده معرفت شناسی دین را از دیدگاه یکی از سردمداران «معرفت شناسی اصلاح شده» تشریح کرده و پس از نقل نقد دو تن از فیلسوفان کاتولیک (لیندا زاگزبسکی و پاتریک لی)، به طور اجمالی دیدگاه پلانتینگا را مورد ارزیابی قرار می دهد.
معرفت شناسی اصلاح شده که گاه به آن معرفت شناسی کالوینیستی نیز گفته می شود یکی از شاخه‌های نوپیدای معرفت شناسی دینی است که به طریقی نو از باورهای دینی دفاع می کند. طرفداران این مکتب نه دفاع ایمان گرایانه و غیرعقلانی از دین را می پذیرند و نه استدلال ورزی برای دفاع عقلانی از دین را راه مناسبی می دانند. این اندیشمندان معتقدند تاکنون بیشتر کوشش‌های عقلانی برای دفاع از دین در قالب مبناگرایی کلاسیک صورت پذیرفته است. منتقدان به باورهای دینی نیز با در نظر گرفتن پیش فرضهای مبناگرایی کلاسیک به انتقاد از باورهای دینی پرداخته اند؛ اما به گفته آنها، این دیدگاه امروزه در معرض انتقادات متعددی قرار دارد و دیگر نمی توان بر اساس آن از باورهای دینی دفاع کرد یا آنها را مورد حمله قرارداد. پلانتینگا نماینده سرشناس مکتب معرفت شناسی اصلاح شده، بیش از همه، از این رویکرد جانبداری می کند. برخی از ادعاهای اساسی این مکتب از آراء و اندیشه‌های دینی ژان کالون، یکی از بنیانگذاران نهضت پروتستانیسم الهام گرفته است.
نیکلای ولترستورف، یکی دیگر از سردمداران معرفت شناسی اصلاح شده، ویژگی شاخص این مکتب را این می داند که با نگاهی فرامعرفتی به دیدگاه‌های معرفتی حاکم بر فلسفه غرب به حل مسئله ایمان و تعقل پرداخته است.
وی معتقد است تمام تلاش‌هایی که تاکنون برای حل مسئله عقلانیت ایمان انجام شده ، بر اساس پذیرش مبنا گرایی کلاسیک بوده است. مبناگرایان، مبناگرایی را امری مسلم در تبیین معرفت دانسته و تنها تلاش کرده اند باورهای دینی را سازگار با این دیدگاه نشان دهند. ولترستورف می گوید: عجیب آن است که به رغم گسترش و غلبه این دیدگاه در فلسفه غرب، هر گاه کسی نگاه درجه دومی به این دیدگاه انداخته آن را مورد انتقاد قرار داده است.
برای فهم بهتر مطالب عرضه شده در کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا» بهتر آن است که مفاهیم کلیدی، یعنی عقلانیت، باور و دین را روشن و واضح کرد.
عقلانیت انواع مختلف دارد یا، به تعبیر دیگر، قوه عقل شأنها و نقش‌های مختلف دارد. انواع مختلف عقلانیت را می توان به دو دسته بزرگ تقسیم کرد: (۱) عقلانیت‌های نظری، یعنی عقلانیت‌هایی که ناظر به باورها و عقاید هستند؛ و (۲) عقلانیتهای عملی، یعنی عقلانیت‌هایی که ناظر به اعمال هستند. عقلانیت نظری وصف باورها و عقاید قرار می گیرد و عقلانیت عملی وصف اعمال، یعنی اگر باور و عقیده ای را به وصف(عقلانیت) متصف کردیم مرادمان عقلانیت نظری است و اگر عملی را به وصف (عقلانیت) متصف کردیم مرادمان عقلانیت عملی است. هم عقلانیت نظری انواع فرعی عدیده ای دارد و هم عقلانیت عملی و در باب هر یک از انواع بزرگ و کوچک عقلانیت بحث‌ها و تدقیقات فراوان صورت گرفته و اختلاف‌ها و نفی‌ها و اثبات‌های بی شمار پیش آمده است.
منظور از عقلانیت در کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا» عقلانیت نظری و از میان انواع عقلانیت نظری، بیشتر به نوع اول، دوم و سوم نظر دارد. مراد از باور نیز تصدیق و تأییدی است که ذهن، در برخورد با یک گزاره پیدا می کند. توضیح این که ذهن ما هنگام رویارویی با یک گزاره ممکن است یکی از سه حالت زیر را به خود بگیرد: آن را بپذیرد، آن را نپذیرد و یا نسبت بدان حالت تعلیق داشته باشد. مراد از باور، حالت اول، یعنی پذیرش و تصدیق گزاره عرضه شده به ذهن است. مراد از دین نیز عقاید و باورهای عمومی ادیان توحیدی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام است. از آن جا که پلانتینگا به دین مسیحیت اعتقاد دارد، طبیعی است که مطالب وی بیشتر به عقاید و باورها و زمینه‌های تاریخی مسیحیت ناظر است تا یهودیت و اسلام.
کتاب دارای دو بخش است: (۱) تبیین دیدگاه پلانتینگا، و (۲) نقدی بر دیدگاه پلانتینگا. بخش نخست شامل سه فصل است. عناوین این فصول عبارتند از: (۱) انتقادهای اساسی به اعتبار باور دینی، (۲) تضمین باور دینی از دیدگاه پلانتینگا،(۳) پاسخ‌های پلانتینگا به انتقادها. نویسنده در فصل اول به تعیین و تحریر محل نزاع(انواع انتقادها به باور دینی) پرداخته است. پلانتینگا در این باره می نویسد: «منتقدان ادعا می کنند که باور مسیحی به لحاظ عقلی موجه و توجیه پذیر نیست، نقطه ضعف یا نقصی که آنها به باور مسیحی نسبت می دهند، دقیقاً چیست؟ سؤال دقیقاً چیست؟ این سؤال را «فراسؤال» می نامیم. یکی از مشکل‌هایی که در گفت وگوهای معاصر درباره توجیه باور مسیحی وجود دارد این است که این فراسؤال تقریباً هرگز پرسیده نمی شود. افراد می پرسند که آیا باور مسیحی عقلانی یا معقول و یا به لحاظ عقلی توجیه پذیر است؛ آنها بلافاصله سراغ پاسخ به این سؤال می روند، بدون این که در آغاز فکر کنند که سؤال دقیقاً چیست.»
پلانتینگا انتقادها به باور دینی را به دو دسته تقسیم می کند: (۱) انتقادهایی که مستقیماً صدق باورهای دینی را زیر سؤال می برند، (۲) انتقادهایی که با قطع نظر از صدق یا کذب باور دینی، اعتبار باور دینی را به لحاظی دیگر مخدوش می کنند. کتاب حاضر به تبیین دیدگاه پلانتینگا درباره دسته دوم این انتقادها، یعنی عدم سازگاری و اعتبار باور مسیحی می پردازد. وی معتقد است اشکالی که فروید و مارکس مطرح کرده اند دقیقاً اشکالی است که به اعتبار معرفتی باور دینی مربوط می شود. به همین دلیل وی در میان اشکال‌های مطرح شده به اعتبار باور دینی، تنها اشکال قابل بررسی را همان اشکال فروید و مارکس قلمداد می کند و پاسخ به اشکال‌های دیگر، از جمله اشکال به توجیه یا عقلانیت باور دینی را بسیار راحت و غیرقابل گفت وگو می داند.
فصل دوم، پاسخ پلانتینگا به اشکال‌های فروید و مارکس را دربردارد. وی می گوید اگر باور دینی صادق باشد، آن گاه اعتبار معرفتی آن نیز تضمین (warrant) می شود. کسانی مانند فروید و مارکس کذب باور دینی را مفروض گرفته و انتقاد خود را بر اساس بنا نهاده اند.
فصل سوم کتاب اختصاص به پاسخ ‌های پلانتینگا به برخی از اشکال‌های مطرح شده به دیدگاهش دارد.
بخش دوم کتاب(نقدی بر دیدگاه پلانتینگا) دارای دو فصل است: «(۱) معرفت شناسی اصلاح شده از نگاه کاتولیکی و (۲) تأملات. در فصل اول، به طور ویژه، واکنش دو تن از متفکران کاتولیک، یعنی لیندا زاگزبسگی و پاتریک لی نسبت به معرفت شناسی اصلاح شده- نظریه ای که در شاخه کالونی مذهب پروتستان مطرح شده است- پرداخته شده و فصل پایانی کتاب اختصاص به تاملات مؤلف کتاب(محمدعلی مبینی) نسبت به مطالب پلانتینگا و منتقدان او دارد. وی معتقد است رویکرد پلانتینگا به مسئله معرفت، به شدت برون گرایانه است. پرسش مبنایی این است که آیا برون گرایی در مسئله معرفت قابل پذیرش است یا خیر؟ آیا اشکال‌های پلانتینگا به نوع رویکرد پیشینیان به مسئله معرفت اشکال‌هایی درست و وارد است؟ آیا می توان بر اساس برون گرایی، اعتبار معرفتی باور دینی را نشان داد؟ روش پلانتینگا برای کسب معیارهای معرفتی پسینی است و روش قدما روش پیشینی. کدام یک از این دو روش قابل پذیرش است؟ پلانتینگا کدام مشکل مربوط به باورهای دینی را پاسخ داده و چه مسائلی را حل ناشده باقی گذاشته است؟

بدون امتیاز