سه شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸

· صفحه اصلی

  ما کیستیم


  قرآن آنلاین


  ::
· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله

گزارشی از برگزاری دومین سمینار دین و مدرنیته
در تاریخ شنبه، ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ - ۱۹:۰۶:۲۲ توسط Admin

خــبر

تهران- پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

یک سال پس از برگزاری سمینار «دین و مدرنیته»، «مؤسسه‌ی‌ گفت‌وگوی ادیان» میزبان سمینار «دین و مدرنیته2» بود که با عنوان فرعیِ «آسیب‌شناسیِ "روشنفکری دینی"» در تاریخ پنجشنبه 15 شهریورماه 1386 از ساعت 9:30 الی 19 در حسینیه ارشاد برگزار شد.



هدف از برگزاری این سمینار آسیب‌شناسی فکری و اجتماعیِ سنت/مدرسه/نیرو/جریانِ "روشنفکری دینی" بود، سنتی جریان‌ساز در ایران معاصر که کوشیده ‌است اسلام و مدرنیته را به صلح کنار هم بنشاند (در این‌جا مراد از "روشنفکری دینی" کارنامه‌ی‌ روشنفکران دیندار و دین‌اندیشِ معاصر ایرانی – با تأکید بر چهره‌های شاخص کنونی آن – و سنت/جریان فکری و اجتماعی‌ ملهم از اندیشه‌های این اندیشمندان است). در این سمینار یک‌روزه جمعی از تأثیرگذارترین "روشنفکران دینی" ایرانی و منتقدان این جریان - مسعود ادیب، حمیدرضا جلائی‌پور، رضا علیجانی، سعید حجاریان، عبدالحسین خسروپناه، عبدالکریم سروش، سارا شریعتی، محسن کدیور، مصطفی ملکیان، سید حسین نصر، حسن یوسفی اشکوری عصاره‌ی‌ تأملات خود را در این زمینه با علاقه‌مندان در میان گذاشتند.
برنامه‌ با قرائت آیاتی از قرآن مجید آغاز شد، سپس محمدعلی ابطحی مدیر مؤسسه‌ به‌ ایراد سخنانی پیرامون اهداف برگزاری دومین سمینار دین و مدرنیته‌ پرداخت، وی ضمن مؤثر ارزیابی نمودن سمینار "دین و مدرنیته‌" که‌ پارسال برگزار شد، افزود:" طبیعی است که‌ رهبران و پیروان همه‌ی ادیان در پی تقویت دین در دنیای جدیدند اما دین‌خواهان در باب مدرنیت نظریات متفاوت و حتی متعارضی را برگرفته‌اند."
این برنامه‌ در سه‌ پنل برگزار شد. پنل اول با مدیریت و سخنان محسن کدیور آغاز شد، وی ضمن اشاره‌ به‌ ثمرات و برکات "مدرسه‌ی روشنفکری دینی در ایران" پنج نقد کلی را به‌ جریان روشنفکری دینی در ایران وارد نمودند. وی غلبه‌ی نسبی فرهنگ شفاهی و ژورنالیستی، سیاست‌زدگی، فقدان نقد مدرنیته‌، رنجوری از ناسازگاری و عدم انسجام و ناتوانی در ارئه‌ی اندیشه‌ی ایجابی و اثباتی را از آفات مبتلابه‌ این مدرسه‌ یاد نمود. وی افزود:" روشنفکری دینی هنوز در مرحله‌ی جنینی و طفولیت خود به‌ سر می‌برد."
بعد از سخنان کدیور رضا علیجانی به‌ ایراد سخن پرداخت. وی در سخنان خود به‌ نقد مشکلات و نابسامانی‌های روشنفکری دینی پرداخت و گفت:" روشنفکری دینی برنامه‌ی اجتماعی مدونی برای جامعه‌ی ایرانی نداشته‌ است ." وی افزود که‌ نقد ایدئولوژی به‌ معنای رهاشدن و عبور از ایدئولوژی نیست و اگر مارکسیسم ایدئولوژی است و دوران آن به‌ سر رسیده‌ است، لیبرالسم و مکاتب فکری دیگر مانند سوسیالیزم ، فمینیسم نیز ایدئولوژی اند." علیجانی در پایان سخنانش گفت این پروژه‌ فکری حتی موفق نشده‌ است مسئله‌ی کوچکی به‌ نام " دست دادن زن با مرد" را حل نماید. وی گفت متون مقدس در یک شرایط تاریخی خاصی زاده‌ شده‌ و در زمان خودشان حلال مشکلات بوده‌اند، اما ما چقدر موفق به‌ زدودن غبار تاریخ از آن شده‌ و توانسته‌ایم "روح و گوهر" دین را از آن‌ها درک کنیم، مسئله‌ی مهمی است."
در بخش سوم آقای مسعود ادیب استاد دانشگاه‌ مفید نیز به‌ نقد جریان نواندیشی دینی پرداخت و به‌ بخشی از سخنان کدیور و علیجانی پاسخ گفت و افزود:" من – متأسفانه‌- برخلاف آقای کدیور معتقدم که‌ روشنفکری دینی در نقد سنت نیز ناکام بوده‌ است." همچنین به‌ طرح مسئله‌ی حجاب و عرفی دانستن آن که‌ نظر رضا علیجانی بود، انتقاد کرد.
آخرین سخنران پنل نخست حسن یوسفی اشکوری بود که‌ خود را طلبه‌ای در " مدرسه‌ی روشنفکری دینی" قلمداد نمود. وی نهضت اصلاح دینی را در دو جریان عمده‌ تقسیم‌بندی نمود: اصلاح‌طلبان رفرمیست و اصلاح‌طلبان رادیکال سیداحمدخان هندی، عبده‌، بازرگان، مطهری، سروش و مجتهدشبستری را از نوع اول و اقبال و شریعتی را از نوع دوم اصلاح‌طلبی برشمرد. وی افزود:" جریان اصلاح‌گری اسلامی معاصر دستاوردهای بزرگی داشته‌ اما از آنجا که‌ هدف و برنامه‌ این سمینار آسیب‌شناسی روشنفکری دینی در ایران است سه‌ اشکال عمده‌ی این نحله‌ی فکری را در ذیل عنوان کلی: الف)ابهام در معانی (ب) ابهام در روش (ج) ابهام در هدف مورد بحث و مداقه‌ قرار داد. به‌ نظر می‌رسید بیشتر نقدهای وی متوجه‌ آرا و نظریات روشنفکر نافذ و مؤثر این سنت فکری دکتر عبدالکریم سروش بود.
سپس برنامه‌ی پنل دوم‌ با طرح پرسش‌های کتبی حضار از سخنرانان تا ساعت 12ظهر ادامه‌ یافت.
پنل دوم سمینار با مدیریت حسن یوسفی اشکوری و با قرائت نامه‌ و مقاله‌ی دکتر سروش آغاز شد، دکتر سروش طبق روال معمول به‌ دفاع از این پروژه‌ پرداخت و در کل ضمن کامیاب دانستن آن، انتقادات کلی را نیز بدان وارد نمود و به‌ طعن به‌ سنت‌گرایان پرداخت. مقاله‌ی وی به‌ روال دگر نوشته‌های سروش از بلاغت و شیوایی خاص ادبی با چاشنی اشعار مولوی برخوردار بود. این مقاله‌ به‌ وسیله‌ی فرزند وی "حسین دباغ" به‌ اسلوب سروش پدر خوانده‌ شد و مورد تشویق حضار قرار گرفت.
سخنران دوم پنل دوم دکتر حمیدرضا جلایی‌پور بودند. جلایی‌پور ضمن انتقاد از دکتر سروش و تئوری‌های وی گفت:" من ضمن اینکه‌ یکی از شاگردان دکتر سروش هستم ولی به‌ سبب اینکه‌ در ده‌ سال گذشته‌ ایشان از مؤثرترین افراد در این حوزه‌ بوده‌اند به‌ انتقاد از وی می‌پردازم" وی مساعی تئوریک سروش و بقیه‌ی روشنفکران را بیشتر فلسفی و انتزاعی دانست که‌ ابعاد اجتماعی دینداری را مغفول نهاده‌ است و به‌ بحثهایی تبدیل نشده‌ که‌ به‌ میان عامه‌ی مردم برود و نیز گفت " فرایند دینداری یک فرایند گرم است و با قلب و عاطفه‌ و احساس آدمی سروکار دارد. این ابطالگرایی سروش نبود که‌ امثال ما را به‌ خود جذب نمود بلکه‌ تفسیر و شرح " نهج‌البلاغه‌"ی توسط وی بود.
سارا شریعتی دیگر سخنران این پنل بود که‌ وی نیز از منظر جامعه‌ شناسی به‌ پاتولوژی این جریان پرداخت. وی گفت:" روشنفکر مذهبی، چهره‌ی شاخص پروژه‌ی اصلاح‌ دینی، اصطلاحی است که‌ شریعتی در دهه‌ی پنجاه‌ برای توصیف چهره‌ی جدیدی در جامعه‌ به‌ کار برد که‌ هم روشنفکر بود و هم مذهبی. " وی در ادامه‌ افزود که‌ طبق نظریه‌ی دورکایم هرگز توتم عمومی جامعه به‌ وسیله‌ی روشنفکران‌ قابل تغییر نیست، دین زنده‌ دینی است که‌ در جامعه‌ وجود دارد." وی ادامه‌ داد:" مهم‌ترین چالش‌هایی که‌ در جریان روشنفکری دینی با آن روبرو است را می‌توان در رابطه‌اش با فرهنگ و همچنین مسائل متن مردم و با وجه‌ انضمامی دین دانست." وی ابراز عقیده‌ کرد که‌ این جریان نباید به‌ یک حزب سیاسی تقلیل یابد و به‌ مثابه‌ی یک پروژه‌ی اجتماعی در راستای اصلاح جامعه‌ نقش خود را ایفا نماید.
پنل دوم با سخنان عبدالحسین خسروپناه‌ که‌ نماینده‌ی سنتی‌ها بود از بخش‌های متفاوت برنامه‌ به‌ شمار می‌آمد، وی در ابتدای سخنانش گفت که‌ هیچ اعتقادی به‌ پروژه‌ی روشنفکری دینی ندارد و با حمله‌ به‌ فعالان این میدان گفت: کسانی که‌ در این حوزه‌ کار می‌کنند هیچ آگاهیی از فقه‌، تفسیر،فلسفه‌ و علوم اسلامی ندارند نه‌ تنها هیچ تولیدی نداشته‌اند بلکه‌ بیشتر به‌ بومی‌سازی مفاهیم بیگانه‌ و ترجمه‌ دست یازدیده‌اند." وی افزود که‌ طرح این سخنان در محافل غیر تخصصی سبب گمراهی مردم می‌شود و با استمداد از نظرات جلال آل احمد روشنفکری دینی را " غربزدگی" دانست. وی با استناد به‌ سخنرانی‌های دو جامعه‌شناس سعی در ابترشمردن پروژه‌ی روشنفکری دین داشت.
در پایان سخنان وی اشکوری به‌ صورت خلاصه‌ به‌ ایرادات وی پاسخ داد و از وی خواست ترتیبی بدهد تا یک سمینار تخصصی با حضور تئوریسین‌‌های سنت‌گرایان و چهره‌های مشخص روشنفکری در مدرسه‌ی "دارالشفای قم" ترتیب دهد ولی به‌ شرط آنکه‌ این نشست منجر به‌ مشکلات برای روشنفکران دینی نشود.
پنل دوم نیز با پرسش کتبی حضار و پاسخ سخنرانان پایان یافت.
در پنل سوم و اخیر سمینار از طریق " ویدئو کنفرانس" به‌ سخنان سید حسین نصر گوش فرا داده‌ شد، وی نیز اصل مدرنیته‌ را کاذب و غیرحقیقی توصیف نمود.

نصر گفت که روشنفکری به شکلی که در ایران وجود دارد، با معنای غربی خود همسان نیست، زیرا که در اروپا چهار یا پنج قرن قدمت دارد و در ایران با توجه به استیلای سیاسی دو قرن گذشته تنها دویست سال سابقه دارد.

‌به عقیده‌ی نصر ما باید بدانیم که چرا روشنفکری دینی هزار سال پیش وجود نداشته است: "به نظر من علت آن این است که تفکر غیر ادراکی استیلا نیافته بوده و تفکر یونانی هم که با تمدن اسلام برخورد کرد، پشت سر خود قدرت نظامی، ‌سیاسی و اقتصادی نداشته است و مسلمانان با آن آزادانه برخورد کرده‌اند".

سیدحسن نصر راه احساسی که در برابر مسائل دینی جدید وجود دارد را "بنیادگرایی" دانست که سر دیگر آن طیف که راه عقلانی را طی می کند، روشنفکری دینی نام گذاشت.

استاد ایرانی دانشگاه جورج تاون می‌گوید ما نیاز داریم روشنفکری دینی و منتقدان آن نظرات خود را مطرح کنند، از آنجایی که حقیقت همیشه پیروز است هر یک که حق باشد خود را می‌‌نمایاند، اما در این میان اصالت از هر چیزی مهمتر است و از این رو بحث راجع به آسیب‌شناسی دینی خدمت بزرگی به اندیشه‌ دینی می‌تواند محسوب شود.

پس از سخنان نصر مصطفی ملکیان روشنفکر سابق دینی که‌ اکنون بیشتر به‌ مبدع تئوری" عقلانیت و معنویت" شهرت دارد به‌ ایراد سخنرانی پرداخت. وی پیش از هر چیزی روشنفکری دینی را مفهومی پارادکسیکال دانست و گفت به‌ هیچ وجه‌ بدان معتقد نیست. آقای ملکیان گفت: "بنده اعتقاد مؤکد دارم که روشنفکری دینی مفهومی پارادوکسیکال است و نمی‌شود هم "روشنفکر" و هم "دینی" بود، روشنفکر می‌‌تواند مسلمان باشد و در ضمن متدین به هر مذهبی نیز باشد".

وی افزود: "همه‌ روشنفکران دینی کشور ما مسلمانند و مهم این است که بدانیم روشنفکری دینی تحقق‌پذیر نیست چون نمی‌توان روشنفکر بود و کاملاً به مبانی عقلانیت التزام داشت و از سوی دیگر، تعبد ورزید و دینداری کرد".

ملکیان سه نقد عمده را متوجه جریان موسوم به روشنفکری دینی کرد.

به عقیده‌ی وی اولین آسیب روشنفکری دینی در ایران نداشتن جدیت لازم است: "مراد من از جدیت این است که انسان خود را مشمول قوانین حاکم بر دیگران بداند".

دوم اینکه روشنفکران دینی باید مشخص کنند که روشنفکری دینی چه مطلوبیتی به روشنفکری عرفی و غیر دینی دارد و سوم اینکه اگر مطلوب است از میان تمام دینها چرا اسلام؟

ملکیان گفت که اگر روشنفکران دینی نتوانند پاسخ این سؤالات را بدهند دچار اشکالات بنیانی در یافتن مخاطب خواهند شد.

وی همچنین در بخش دیگر از سخنرانی‌اش که تلویحاً خطاب به محسن کدیور و انتقاد وی از فرهنگ شفاهی روشنفکران دینی بود گفت: "باید بدانیم سنت عمیق دینی ما به همه‌ فلاسفه‌ی گذشته از جمله سقراط و علی‌ بن ‌ابیطالب، شفاهی بوده است، سقراط در این زمینه می‌‌گفت وقتی دست به قلم می‌برم مردم از من دور می‌شوند".

مصطفی ملکیان ادامه داد: "ما باید با مردم سخن بگوییم، حتی اثر عظیم سقراط سخنانش بود و بزرگان ادیان جهان نیز با مردم سخن می‌گفتند و علی بن ابیطالب می‌‌فرمود ‌اثری که در سخن است در نوشتن نیست".

وی همچنین گفت:" مشکل امروز ما تقابل دین با مدرنیته‌ نیست بلکه‌ آنچه‌ محل اشکال است درد و رنج مردم است. روشنفکر واقعی کسی است که‌ از درد و رنج مردم می‌کاهد و با مردم است." وی ادامه‌ داد: "روشنفکران سخنگویان و مدافعان مردم نیستند بلکه‌ مشفقانه‌ باید به‌ نقد مردم بپردازند و سعی نمایند ضمن اخلاقی بودن خود در راستای اخلاقی‌تر نمودن مردم تلاش نمایند." سخنان ملکیان با تشویق بسیار حضار به‌ پایان رسید.
بعد از سخنان ملکیان نوبت سعید حجاریان رسید که‌ دیدن وضع اسف‌بار جسمی وی تأثر حاضران را توأم با تشویق‌های مکرر تا رسیدن و نشستن در جایگاه‌ به‌ همراه‌ داشت. حجاریان در چند کلمه‌ خطاب به‌ حاضران گفت که‌ مشکل تکلم دارد و از بانیان سمینار تشکر نمود. سپس مقاله‌ی وی را فردی به‌ نام شیرزاد قرائت نمود. در مقاله‌ی وی به‌ پنج چالش روبروی این پروژه‌ اشاره‌ شده‌ بود: 1- روشنفکری دینی باید به‌ این سؤال پاسخ دهد که‌ در کجا می‌خواهد بشیند؟در منزل ایدئولوژی؟ یا می‌خواهد از عقلانیت فراتر نیز پیشتر رود؟ 2- روشنفکر دینی در دو جبهه‌ باید بجنگد، از یک سو با روشنفکر سکولار و از سوی دیگر با سنت درگیر است که‌ هر دوی آنها نیز قوی و پرسابقه‌ هستند. 3- مشکلات داخلی روشنفکری است، ما با پدیده‌ی واحدی به‌ نام روشنفکر دینی مواجه نیستیم بلکه‌ با روشنفکرهای دینی مواجهیم. از لحاظ جامعه‌شناختی چند نوع روشنفکری داریم. 4- مشکل چهارم عدم رابطه‌ی تئوری و عمل است. و نکته‌ی آخر اینکه‌ روشنفکری دینی در ایران در فکر و به‌ دنبال نرمالیزه‌ کردن جامعه‌ است. یعنی سعی می‌کند جامعه‌ قطبی نشود و اکثریت جامعه‌ زیر چتر واحدی جمع شوند. وی گفت: اگر روشنفکر دینی چنین کارکردی داشته‌ باشد من طرفدار آن خواهم بود.
حجاریان در تعریف خود از روشنفکری گفت که روشنفکر کسی است که قدرت نقد دارد و جامعه، سنت، سیاست و حتی خودش را نقد می‌کند: "منظور من از روشنفکر دینی، روشنفکری است که موضوع و تعلق پژوهشش دین است".
سمینار در ساعت 6:45 دقیقه‌ به‌ پایان رسید.
ویژه‌نامه‌ی‌ سمینار که به‌ وسیله‌ی روزنامه‌ی اعتمادملی در روز سه‌شنبه‌ی آینده‌ منتشر می‌شود نیز آثاری از هاشم آغاجری، محمدعلی ابطحی، علیرضا بهشتی، سعید بینای مطلق، سعید بهمن‌پور، حبیب‌ا... پیمان، پرفسور براین ترنر، محمدسعید حنایی کاشانی، هادی خانیکی، بهاءالدین خرمشاهی، سروش دباغ، محمد راسخ، علیرضا رجایی، حسین سراج‌زاده، علیرضا شجاعی‌زند، احسان شریعتی، بیژن عبدالکریمی، عباس عبدی، علیرضا علوی‌تبار، مقصود فراستخواه، مراد فرهادپور، ابوالقاسم فنایی، محمدجواد کاشی، فاطمه کشاورز، فرشاد مومنی، مرتضی مردیها، یاسر میردامادی، محمدرضا نیکفر، منصور هاشمی و ابراهیم یزدی در این باب منتشر می‌شود.



تصاویر اضافی خبر:

منبع خبر:
فرستنده خبر: Admin
766 بار مطالعه شده است
آرشیو: خــبر

Email this newsPrintable Version


گزارشی از برگزاری دومین سمینار دین و مدرنیته | ورود/ایجاد حساب کاربری | 0 نظر ارسال شده است
  
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.
New Page 3

Copyright© 2005 islahweb.org All Rights Rserved