جمعه، ۰۸ مرداد ۱۳۸۹

· صفحه اصلی

  ما کیستیم


  قرآن آنلاین


  ::
· جستجو
· آمار مشاهدات
· معرفی ما
· ارسال مقاله

شـبهات؛ از کجا و چگونه و شیوه برخورد با آنها (بخش پایانی)
در تاریخ شنبه، ۲۸ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۴:۰۷ توسط Admin

دین و دعوت
رئوف اصلاح جو

15ـ شیوه پاسخ به شبهات:
قبلاً لازم است بگوئیم نباید با دیدی تمسخر آمیز به اصحاب شبهات نگاه کرد چه بسا بسیاری از این افراد تشنگان حقیقت باشند و بعد از تحقیقات لازم اسلام را به عنوان گزینه‌ی برتر انتخاب نمایند، و بعداً خود دعوتگرانی مخلص و موفقی شوند.(می‌توانید اخبار آمار گروندگان به دین اسلام را جستجو کنید.)
در این مورد بهترین الگوی عملی همانا پیامبر(ص) می‌باشد که در نهایت احترام و ادب و مهربانی با مخالفین فکری خود برخورد می‌نمود، و مهمتر از همه آیاتیست از قرآن که در آن خداوند سخنان مشرکان و کفار را نقل نموده و با دلیل و برهان به آنها پاسخ داده است.


الف ـ برای پاسخ دادن به هر سؤآلی اولاً باید به منابع اصلی دین یعنی کتاب و سنت رسول الله (ص) مراجعه نمود، چون خداوند امّت را چنین راهنمائی کرده و می‌فرمایند: وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ. [18] و در باره هر چیزى اختلاف پیدا کردید داوریش به خدا [ارجاع مى‏گردد].

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً.[19]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا ( با پیروی از قرآن ) و از پیغمبر خدا ( با تمسک به سنّت او ) اطاعت کنید و از کارداران و فرماندهان ( مسلمان ) خود فرمانبرداری نمائید ( مادام که داگر و حقگرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند ) و اگر در چیزی اختلاف داشتید ( و در امری از امور کشمکش پیدا کردید ) آنرا به خدا ( به عرضه بر قرآن ) و پیغمبر او ( با رجوع به سنّت نبوی ) بر گردانید ( تا در پر تو قرآن و سنّت، حکم آنرا بدانید چرا که خدا قرآن را نازل، و پیغمبر آنرا بیان و روشن داشته است، باید چنین عمل کنید ) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این کار ( یعنی رجوع به قرآن وسنّت ) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است.

إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [20]

مؤمنان هنگامی‌که به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى کند سخنشان تنها این است که مى‏گویند شنیدیم و اطاعت کردیم و رستگاران واقعی ایشانند.

و بدین خاطر است که امام شهید حسن البنّا ( رح ) در اصل دوم از اصول عشرین در شرح رکن فهم از ارکان بیعت خود می‌فرمایند: "والقرآن الکریم والسنة المطهرة مرجع کل مسلم فی تعرُّف أحکام الإسلام، ویُفهَم القرآن طبقًا لقواعد اللغة العربیة من غیر تکلُّف ولا تعسُّف، ویُرجع فی فهم السنة المطهرة إلى رجال الحدیث الثقات".

قرآن کریم و سنّت مطهّر در عرصه‌ی شناخت احکام اسلام مرجع همه‌ی مسلمانان می‌باشند. قرآن نیز بر اساس قواعد زبان عربی بدون تکلّف و تحریف فهمیده می‌شود و در فهم حدیث به علمای معتمد آن مراجعه می‌شود.

مراجعه به قرآن و سنّت نبوی (ص) برای جواب به سؤالات کسانی می‌باشد که اصل قرآن و سنّت را پذیرفته اند و استناد به آنها را حجت شرعی می‌دانند. نه افرادی که اساساً به قرآن و سنّت مؤمن نیستند، برای این دسته از اهل شُبهات بهتر آنست اولاً: بحث و گفتگو با آنها از مسائل کلّی شروع گردد، یعنی ضرورت ایمان به خدا و اینکه خداوند بندگان خود را در صحرای وجود اهمال نخواهد کرد بلکه رحمت و حکمتش اقتضاء خواهد نمود که پیام و برنامه اش را از کانال انبیاء به گوش جهانیان برساند. [21]

ثانیاً: لازم است برای اینها از راه استدلال عقلی و منطقی وارد شد.



ب ـ استناد به فهم سلف صالح امّت مشروط به اینکه مخالف کتاب و سنّت نباشد.

شاید استناد به فهم سلف را مشروط نمودن به اینکه مخالف کتاب و سنّت نباشد برای بعضی از مسلمانان جای سؤال باشد، مگر می‌شود فهم سلف امّت برخلاف کتاب و سنّت باشد ؟

در اولین نطق خلفاء ( رض ) آمده است که ایّها النّاس تا زمانیکه من براساس کتاب و سنّت بر شما حکم نمودم مرا یاری دهید و اگر بر خلاف کتاب و سنّت حرکت نمودم مرا تذکّر دهید و بر شما اطاعت کردن در این زمینه نیست.

این برداشت را می‌توانیم از اولین نطق خلفاء داشته باشیم که ممکن است فهم سلف هم برخلاف کتاب و سنّت باشد. این جمله هم از بزرگان دین مثل امام احمد و مالک رحمت خدا بر ایشان باد نقل می‌شود: وکل أحد یؤخذ من کلامه ویترک إلا المعصوم- صلى الله علیه وسلم-

کلام هر انسانی به استثنای پیامبر(ص) قابل نقد است می‌توان آن را پذیرفت یا رد کرد. البته معیار قبول یا ردّ آن قرآن و سنّت و اصولی می‌باشند که علما و دانشمندان آنها را از روح قرآن و سنّت استنباط نموده اند.

امام شهید حسن البنّا ( رح ) نیز در اصل ششم از اصول عشرین سخن زیبای را نقل می‌کنند و آنرا این چنین تکمیل می‌نمایند: " وکل أحد یؤخذ من کلامه ویترک إلا المعصوم- صلى الله علیه وسلم- وکل ما جاء عن السلف- رضوان الله علیهم- موافقًا للکتاب والسنة قبلناه, وإلا فکتاب الله وسنة رسوله أولى بالاتباع، ولکنا لا نعرض للأشخاص- فیما اختلف فیه- بطعن أو تجریح, ونَکِلُهم إلى نیاتهم وقد أفضوا إلى ما قدموا".

براستی امام شهید حق انصاف و اعتدال را در اینجا کاملاً رعایت کرده اند، وقتی که می‌فرمایند: آنچه که از سلف امّت ( رحمهم الله ) به ما رسیده و موافق کتاب خدا و سنّت رسول الله(ص) باشد می‌پذیریم و الاّ ـ در صورت موافق نبودن سخن این بزرگواران ـ کتاب خدا و سنّت رسول أولی‌تر می‌باشند به تبعیّت.

در این حال هم امام شهید ادب را نسبت به آنان رعایت نموده و طعن زدن به علما را جائز نمی‌داند و آنها را به نیّاتشان موکول می‌کند ـ البته ما این حسن ظن را باید نسبت به تمام علماء و دانشمندان دینی داشته باشیم و آراء و نظریّاتشان را ارج بنهیم، چون آنچه در توان داشته بکار گرفته و در نتیجه به این رأی رسیده اند، لذا ما می‌گوئیم انشاء الله همه در اظهار نظر نمودنشان قصد خیر داشته و باید ایشان را آنگونه که خداوند به ما می‌آموزد دعا کنیم و بگوئیم:

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ. پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده‏اند [هیچ گونه] کینه‏اى مگذار پروردگارا راستى که تو رئوف و مهربانى. [22]



ج ـ اجتهاد و نظر:

در بحث اجتهاد لازم است بگوئیم: اجتهاد شهر بی در و پیکری نیست که هر کس خواست وارد شود و در خصوص مسائل دینی صاحب نظر گردد.

واقعیّت اینست امروز دنیا به طرف تخصّص گرائی در تمام جوانب حرکت می‌کند، و جامعه‌ی بشری هم این را پذیرفته است، بدون شک هر کدام از ما در اینکه باید هر امری به متخصّصش واگذار کنیم ـ از کوچک‌ترین مسئله که دوخت یک پیراهن می‌باشد گرفته تا پیچیده‌ترین عمل جراحی ـ باور داریم ، امّا باید این را بپذیریم وقتی به مسائل شرعی می‌رسیم از سادّه‌ترین مسئله گرفته تا مهمترین آنها همه صاحب نظر می‌شویم، و این بزرگترین و جدّی‌ترین خطریست که اسلام و مسلمانان را تهدید می‌کند، و ما را به طرف تفرّق و سیر قهقرائی سوق می‌دهد.

در حالیکه ما در تمام شئون زندگی قائل به تخصّص هستیم در مسائل فقهی هم باید اجازه ندهیم هر کس نظر خود را اعلام نماید، در واقع اگر چه امروز در دنیای اسلام خلأ نبودن مجتهدین معاصر را احساس می‌نمائیم، در هر مجلسی که می‌نشینیم چند تا مجتهد می‌بینیم، که به راحتی نظر خود را راجع به حیاتی‌ترین مسائل دینی اعلام می‌کنند.(براستی اینان مشتهد هستند که بدون هیچ آگهی و اطلاعی از اشتهای خود در مورد دین می‌گویند)

پس باید این حق را به صاحبان حق که همانا علماء و دانشمندان اسلامی می‌باشند بدهیم.

بنابراین در مرحله‌ی سوم بعد از مراجعه به کتاب و سنّت و فهم سلف صالح جواب شُبهات را به اجتهادات و نظرات عالمان و صاحب نظران وا گذار می‌کنیم، و به کلامشان استناد می‌کنیم.



در شُبُهات خیری است !!

خداوند در داستان افک مؤمنین را دلجوئی می‌کند و اینچنین می‌فرماید:

لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ. [23]

آن را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما خوب است ( و در آن مصلحتى است )

و هنگامیکه مسلمانان را به قتال امر می‌کند به ایشان می‌فرماید: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ. [24]

جنگ بر شما واجب گشته در حالى که از آن بیزارید لیکن چه بسا چیزى را دوست نمى‏دارید و آن چیز براى شما نیک باشد.

مطرح کردن شبهات و واردکردن شک و تردید به ذهن و ایمان مسلمانان، و شایعه پراکنی نسبت به دعوتگران مخلص در جامعه هم یک جنگ روانی است، و ما از آن بیزاریم،امّا شاید برای ما.!! در آن خیری نهفته باشد.

ـ این راه انبیاء و صالحین است.

کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ [25]

بدین سان بر کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز اینکه گفتند ساحر یا دیوانه‏اى است.

پیمودن وادمه دادن راه پیامبران و صالحان برای ما در آن خیر زیادی است که با ادامه دادن آن راه میتوانیم به نعیم دنیا و آخرت برسیم.

ـ راهی است ما را به بهشت خدا می‌رساند، پیامبر خدا (ص) در حدیثی که امام مسلم آنرا روایت می‌کنند می‌فرمایند: حفّت النّار بالشّهوات و و حُفّتِ الجنّةُ بالمکاره.

ـ شایع نمودن شبهات و افترا نسبت به دین و دعوتگران راستی یکی از سخت‌ترین و دشوارترین سختی هاست که باید دعوتگران به خاطر رضای خدا بر آن صبر کنند.

ـ وسیله ایست برای پاک سازی صف دعوتگران، افرادی که به درجه‌ی ثبات در این راه رسیده اند می‌مانند، و افراد ضعیف الایمان و مذبذب هم از صف دعوت خارج می‌شوند.

ـ شور حماسی و جدیّت در تحدّی را در مسلمانان تقویت می‌کند.

ـ مسلمانان را متّحد و صف دعوت را به تعبیر قرآن، کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ، می‌کند.

ـ باعث شکوفا شدن استعدادها و توانائی افراد می‌شود.

ـ سبب منتشر شدن دعوت و معرفی کردن آن به جامعه می‌شود.

و سخن آخر اینکه:

انسان زیرک همیشه به فکر تبرئه کردن خود نمی‌باشد بلکه هنگامیکه شبه ای در باره خویش و یا اندیشه و عملکردش می‌شنود، خیلی دقیق خود و فکرش و رفتارش را می‌سنجد، اگر عیبی را نیافت که الحمد لله و اگر آنرا یافت برای اصلاحش اقدام می‌کند.

رحمت خدا بر معلّم اخلاق عمر ابن خطاب باد که می‌فرمودند:

رحِمَ اللهُ امرءاً اهدی الیّ عیوبی

* در این نوشته از دو مقاله‌ی مختصر "دکترعلی الحمادی" الهام گرفته شده است.




پاورقی‌ها و ارجاعات
--------------------------------------------------------------------------------

[1] مائده / 3

[2] زمر / 30

[3] بقره / 143

[4] یس / 30

[5] حاقه / 43 الی 38

[6] تکویر / 22

[7] انبیاء / 5

[8] صافات / 36

[9] طور / 30

[10] فرهنگ معاصر / آذر تاش آذر نوش

[11] شعراء / 27

[12] شعراء / 153

[13] یس / 30

[14] اعراف / 60

[15] اعراف / 109

[16] اعراف /66

[17] اعراف / 88

[18] شوری / 10

[19] نساء / 59

[20] نور / 51

[21] مسلمان بودن زمانی معنی واقعی خود را پیدا می‌کند که انسان خودش را به تمام معنی تسلیم خدا و رسولش (ص) کرده باشد، متأسفانه هستند افرادی مثل اینکه معنی مسلمان بودن خود را نفهمیده اند اینها هم به استدلال نمودن به قرآن و سنّت صحیح در مورد شُبهاتی که مطرح می‌شوند به قناعت نمی‌رسند ، برای اینها هم باید استدلال عقلی نمود. ! خداوند در آیه 36 سوره‌ی احزاب می‌فرمایند: وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا. و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‏اش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است

[22] حشر / 10

[23] نور / 11

[24] بقره / 216

[25] ذاریات / 52



تصاویر اضافی خبر:

منبع خبر: شبهات؛ از کجا و چگونه و شیوه برخورد با آنها(بخش نخست)
فرستنده خبر: Admin
276 بار مطالعه شده است
آرشیو: دین و دعوت

Email this newsPrintable Version


شـبهات؛ از کجا و چگونه و شیوه برخورد با آنها (بخش پایانی) | ورود/ایجاد حساب کاربری | 0 نظر ارسال شده است
  
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.
New Page 3

Copyright© 2005 islahweb.org All Rights Rserved