
تألیف: سرویس فرهگی سایت اصلاح
زن یا مرد هرکدام به تنهایی ناقص و ناتماماند، از طرفی بهطور فطری تمام انسانها از نقص گریزاناند و خواستار تکامل و پیشرفت هستند و اما این تکامل میتواند شاخههای مختلفی داشته باشد و یکی از مهمترین و شاید اساسیترین شاخههای آن تکامل از راه ازدواج است.
زن و مرد به سان قطعات پازل هستند که هیچ کدام به تنهایی کامل نیستند و مجموعاً باهم کامل میشوند. حال این سؤال پیش میآید که اگر ازدواج تا ایناندازه مهم و تکامل بخش است، پس چرا حاصل برخی ازدواجها جز پریشانی و بدبختی و تباهی نیست؟
پاسخ این
سؤال واضح است، تكامل مورد بحث ما زمانی صورت خواهد گرفت كه ملاك و معیارهای آن
درست بوده باشند و زوجها متناسب و هم كفو باشند، در غیر این صورت نتیجهی زندگی
مشترك بدبختی و تباهی است.
اما
نكتههایی طلایی وجود دارند كه رعایت آنها سبب كامیابی و خوشبختی خانواده خواهد
شد. از همین رو، از این شماره به بعد نكاتی را در این رابطه خواهیم نگاشت تا بلكه
بتوانیم زندگی شیرینتری را پیش رو داشته باشیم.
1ـ از
ابراز محبت نسبت به یك دیگر دریغ نكنید. ابراز محبت به موقع و مناسب در زندگی
مشترك، عشق و علاقه را افزایش میدهد و سبب نشاط و طراوت و رضایت میشود.
برخی از ما بارها دیدهایم كه وقتی از زنان سؤال میشود كه همسرتان شما
را دوست دارد یا خیر؟ در جواب میگویند: نمیدانم. هنوز مطمئن نیستم! شوهرم تا به
حال این مطلب را نزد من ابراز نكرده است. اگر او من را دوست داشت، حداقل یكی دو بار
محبت و عشقش را ابراز میكرد، اما تابه حال چنین اتفاقی نیفتاده است. ببینید! این
جملات و دهها و صدها جملهی نظیر آن از جمله درد دلها و گلههای زنانی است كه
شوهرانشان از ابراز محبت نسبت به آنها حتی اگر در قالب یك جمله كوتاه باشد، دریغ
نمودهاند.
وقتی شما
محبت خود را نسبت به همسرتان ابراز نمیكنید، او نمیتواند باور داشته باشد كه او
را دوست دارید. پس تا زمانی كه از این لحاظ مطمئن نشود، نسبت به زندگی دلگرم
نخواهد بود و وظایف و مسئوولیتهایش را در منزل به خوبی انجام نمیدهد. زنها
شدیداً تمایل دارند كه همسران شان به آنها ابراز عشق و محبت كنند، اما متأسفانه
مردها اغلب تودار بوده و از گفتن جملات محبتآمیز نسبت به همسرانشان كوتاهی
میكنند.
پیامبر عزیزمان میفرماید: «وقتی مردی به همسرش میگوید دوستت دارم او
هرگز این جمله را فراموش نمیكند.»
پس همیشه به خاطر بسپاریم كه همین جملات به ظاهر ساده و معمولی چه
تأثیر عمیقی بر روح و روان زن میگذارند. گفتن این جملات برای هیچ مردی دشوار
نیستند، خیلی راحت میتوان به گفتن آنها عادت كرد، اما متأسفانه برخی از مردان،
نوازش، بوسه، ابراز محبت و . . . را خلاف شأن و منزلت مرد میدانند و آن را كار
احمقانهای تصور میكنند در حالی كه درست برعكس است.
برخی دیگر
نیز تصور میكنند كه كاركردن و پول درآوردن به معنی دوست داشتن همسر است، دیگر چه
ضرورتی وجود دارد كه مستقیماً این مطلب را نزد او ابراز داشت؟! لازم است بدانیم كه
تا زمانی كه محبت خود را ابراز نكنیم، محبت زیادی از طرف همسرمان دریافت نخواهیم
كرد. این فرمول را همیشه به خاطر بسپارید كه «محبت، محبت میآورد.»
محبت یعنی
دوست داشتن و دوست داشتن یعنی پذیرش همسر همان گونه كه هست، بدون چون و چرا.
تا زمانی كه شما نتوانید این نیرو را انتقال دهید، نمیتوانید دوست
داشتن را تجربه كنید. بعضی از مردها معتقدند كه همسرشان باید از روی زحماتی كه برای
آنها میكشند، بفهمند كه شوهرانشان دوستشان دارند. در واقع این مردها هستند كه
فراموش كردهاند كه یك زن هر چقدر هم شوهرش برایش زحمت بكشد، هرچقدر برایش وسایل و
امكانات تهیه كند و . . . باز هم از او انتظار ابراز محبت دارد و میخواهد از زبان
او بشنود كه تا چهاندازه او را دوست دارد.
این كار
برای هیچ كدام از زوجها خرجی دربر ندارد، پس چرا زندگی را به كام یك دیگر تلخ
میكنند؟ چرا خساست به خرج میدهند و از بخشش محبت نسبت به هم دریغ میورزند؟
اگر
بخواهیم كه زندگیمان شیرین شود، اگر بخواهیم از زندگی لذت ببریم، اگر بخواهیم در
زندگی زناشوییمان موفق باشیم، یكی از مهمترین راهكارهایش این است كه همین حالا
تصمیم بگیریم كه صادقانه به همسرمان بگوییم : «دوستت داریم» و به آن عادت كنیم.
2 ـ عاشق
هم باشید.
عاشقانه به
هم نگاه كنید. نحوهی نگرش هر شخصی به دیگری، به چگونه بودن خود او بستگی دارد نه
به چگونه بودن طرف مقابلش. بنابراین در جست و جوی شمردن عیبهای همدیگر نباشید.
شیفتگی زمانی حاصل میشود كه فكر كنید همسرتان فردی باشكوه، ناب و صمیمی و خوش
اخلاق و باهوش است.
این شیوهی نگریستن به زندگی به ما میآموزد تا به جای این كه عشق را
جستوجو كنیم، با عشق و محبت به زندگی نگاه كنیم. زبان نگاه، زبان مؤثری است. شما
هم با نگاه كردن به طرف مقابلتان به او میفهمانید كه به صحبت كردن با او علاقهمند
هستید. اگر او سخن میگوید، شما هم باشید و به صورت و چشم او نگاه كنید، این حالات
شما اثر معجزه انگیزی در ایجاد صمیمیت و عشق میان شما دارد.
میل به صمیمیت نه تنها جنبهی جسمی بلكه جنبهی روانی نیز دارد. علاوه
بر این اغلب در یك زوج عاشق، شاهد به وجود آمدن زبان رمزی و عبارتهای محرمانهای
هستیم كه افراد دیگر قادر به درك آن نیستند و شیطنتها، اشارهها و كنایههایی میان
آنان وجود دارد كه فقط عشاق آن را میفهمند.
فراموش
نكنیم كه همهی ما ازدواج میكنیم تا لذت خوشبختی را بچشیم؛ ازدواج میكنیم تا به
تسكین و آرامش جسمی و روحی برسیم. همهی ما نیاز داریم كه دوست بداریم و دوست داشته
شویم. یا دوست داریم محبت كنیم و محبت ببینیم. اینها نیازهای اساسی روان هر انسانی
است.
وقتی دو
نفر با هم ازدواج میكنند ، دقیقاً با همین انگیزهها ازدواج میكنند، اما وقتی چند
ماه اول با شادابی و نشاط میگذرد، متاسفانه كمكم انژژیها تخلیه شده و آن همه
شور و نشاط فروكش میكند و (برخی از ازدواجها) به تضاد و اختلاف و ناراحتی و
بیتفاوتی كشیده میشوند. حال این سؤال پیش میآید كه چرا آن همه شور و نشاط به
بیتفاوتی و نزاع و حتی گاهاً طلاق كشیده میشود؟ پاسخ این سؤال راز گرانبهایی است
كه همهی زوجها باید آن را بدانند و آن این است كه: «برای دوام عشق باید تلاش
نمود.»
عشق در لحظهای متولد میشود كه بسیار جذاب و وصف ناپذیر است، اما این
احساس ضامن دوام و بقای آن نیست. به قول اریك فروم هرچیزی را كه میخواهید ماندگار
باشد، باید از آن مراقبت كنید، برای آن دلسوز باشید و آفاتش را دفع كنید.
اگر نسبت به خواستههای منطقی همسرمان بیتفاوت باشیم، غیر مسئوولانه
عمل كردهایم و همین مسأله كمكم سبب خواهد شد كه او هم نسبت به ما بیتفاوت باشد و
به همین راحتی یكی از عوامل مرگ تدریجی زندگی مشتركمان رشد خواهد كرد.
راز دیگری
كه همهی همسران ناگزیر آن را یاد میگیرند، این است كه: « عشق از مجرای شناخت
تغذیه میشود.» پس بكوشید همسرتان را خوب بشناسید، زیرا كشف اخلاق و صفات
پسندیدهی او عشق و علاقهی شما را بیشتر میكند و برای نقاط ضعفش راهكارهایی را
پیدا خواهید كرد، در این صورت زندگی روز به روز شیرینتر میشود.
آمارهای كارشناسان نشان میدهند كه عمدهی اختلافات زوجها در سه سال
اول زندگی بروز میكنند و دلیل آن هم نبود شناخت كافی آنها از هم دیگر است. آنها
چون شناخت كافی از یك دیگر ندارند، سلیقهها و علایق هم را نمیشناسند، نمیدانند
كه همسرشان نسبت به چه چیزهایی حساس است، در نتیجه در طول شبانه روز یا حداقل در
طول هفته در حین كارهای روزمره جریاناتی پیش خواهد آمد كه یكی از طرفین نسبت به آن
حساسیت دارند و همین امر مقدمهی اختلاف خواهد شد. مثلاً مردِ خانه آدمِ نامنظمی
است ولی برای زنِ خانه هیچ چیز عذابآورتر از بینظمی نیست، زن برای شام غذای مورد
علاقهاش را پخته است در حالی كه این غذا برای مرد خانه چندشآور است و ... .
ناگفته پیداست كه تكرار این حساسیتها اختلافات را وسیعتر و عمیقتر
میكند و عدم تكرار آنها زندگی مشترك را یك گام كاملتر میكند.
اكنون كمی
بیندیشید كه چقدر به زندگی مشتركتان علاقهمندید و چه قدر همسرتان را دوست دارید؟
آیا اصولاً حفظ و دوام زندگی مشترك برایتان مهم بوده است؟ هنگام بروز مشكلات چه
اقداماتی انجام دادهاید و ... .
شاید بهتر
باشد برای پاسخ به این سؤالات خود را تست كنید. اما تلاش كنید صادقانه به سؤالات
پاسخ دهید تا تست شما درست جواب دهد. البته مؤلفههای یاد شده فقط نمونهی كوچكی از
عواملی هستند كه میتوانند در حفظ و دوام زندگی زناشویی نقش مهمی را ایفا
كنند.
خواننده
گرامی !
میزان
امتیازات شما نشان دهندهی میزان علاقهی شما به همسر و زندگی مشترك تان میباشد.
برای گزینهی همیشه، 10 امتیاز ـ برای گزینهی اغلب، 8 امتیاز ـ برای
گزینهی گاهی، 6 امتیاز ـ برای گزینهی هیچ وقت، 2 امتیاز در نظر بگیرید.
|
|
همیشه |
اغلب |
گاهی |
هیچ وقت |
|
تعهد :
نسبت
به خواستههای
همسرم خود را متعهد دانسته ام. |
|
|
|
|
|
خواستههای
منطقی او برایم مهم بوده است. |
|
|
|
|
|
حساسیت :
نسبت به حالات روحی همسرم حساسیت و توجه لازم را داشتهام. |
|
|
|
|
|
مسائل روحی او را مسائل خود دانستهام. |
|
|
|
|
|
صمیمیت :
نسبت به او احساس صمیمیت میكنم. |
|
|
|
|
|
همكاری :
در امور مربوط به او تا آنجا
كه از من برآمده است كمك كردهام. |
|
|
|
|
|
وفاداری :
نسبت به او وفادار بودهام. |
|
|
|
|
|
از او جانبداری كردهام. |
|
|
|
|
|
اعتماد :
توانسته ام به او اعتماد كنم. |
|
|
|
|
|
تفاهم :
با او تفاهم خوبی داشته ام. |
|
|
|
|
100 ـ 95
زندگی بسیار مطلوب است.
95 ـ 80
زندگی خیلی خوب است.
80 ـ 60
زندگی خوب است.
60 ـ 50
زندگی در حد متوسط است.
50 ـ 30
زندگی ضعیف است.
30 ـ 0
زندگی صفر است.
|