در محضر صحابه

مؤلف: صالح احمد الشامی
ترجمه: وفا حسن‌پور
یاران پیامبرصلی الله علیه وسلم این سعادت را یافتند که نخستین نوشندگان چشمه‌سار نبوت باشند و دل‌هایشان را از چراغِ سیما و سیرت پیامبرصلی الله علیه وسلم بی‌هیچ واسطه‌ای روشن بدارند، در محضر آن‌ها نشستن، در حقیقت میوه از درختان پربارِ بوستان محمدی چیدن است.

1392/07/14

قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
أهل الأموال یأکلون و نحن نأکل و یشربون و نحن نشرب و یلبسون و نحن نلبس و لهم فضول أموال ینظرون إلیها و ننظر معهم إلیها و علیهم حسابها و نحن منها براء.
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
ثروت‌مندان می‌خورند ما هم می‌خوریم، آنان می‌نوشند ما هم می‌نوشیم، می‌پوشند ما هم می‌پوشیم. اموالی زیادی دارند که به آن نگاه می‌کنند ما هم در کنارشان به آن نگاه می‌کنیم با این تفاوت که آنان باید حساب اموال را پس دهند اما ما حسابی نداریم.
-
قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
یا معشر أهل الأموال برّدوا علی جلودکم من أموالکم قبل أن نکون و إیاکم فیها سواء لیس إلا أن تنظروا فیها و ننظر فیها معکم.
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
ای جماعت ثروت‌مند؛ با اموالی که دارید پوست‌هایتان را از آتش جهنم خنک نگه دارید پیش از آن که ما و شما در مورد اموالی که گرد آورده‌اید برابر باشیم؛ بهره‌ی شما تنها آن باشد که به اموال نگاه کنید و ما هم با شما به آن نگاه کنیم.

1392/07/12

قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
أخوف ما أخاف یوم القیامة إن یقال لی: إعلمت ام جهلت؟ فإن قلت: علمت لاتبقی آیة آمرة أو زاجرة إلا أخذب بفرضیتها؛ الآمرة: هل ائتمرت؟ والزاجرة: هل ازدجرت؟ فأعوذ بالله من علم لاینفع و نفس لاتشبع و دعاء لایسمع.
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
بیشترین چیزی که از آن بیم دارم آن است که در روز قیامت از من بپرسند: آیا می‌دانستی یا نمی‌دانستی؟ اگر بگویم می‌دانستم هیچ امر و نهی قرآنی باقی نمی‌ماند مگر این که درباره‌ی عمل به آن از من سؤال می‌شود: اگر امر باشد می‌پرسند: آیا عمل کردی؟ اگر نهی باشد می‌پرسند: آیا دوری کردی؟ پس به خدا پناه می‌برم از علمی که سودی نرساند، از نفسی که سیر نشود و از دعایی که شنیده نشود.
-
قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
ویل للذی لایعلم مرة ولو شاء الله علمه و ویل للذی یعلم و لایعمل سبع مرات. و قال إن أخوف ما أخاف إذا وقفت علی الحساب أن یقال لی: قد علمت فما عملت فیما علمت؟
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
یک وای به حالی کسی که نمی‌داند چنان‌چه خداوند بخواهد به او یاد خواهد داد؛ اما هفت وای به حال کسی که می‌داند و عمل نمی‌کند. بیشترین ترس من آن است که هنگامی که معرض حساب قرار گیرم به من بگویند: دانستی اما چه مقدار به دانسته‌ات عمل کردی؟

1392/07/08

قال عمر رضی الله عنه:
رأس التواضع أن تبدأ بالسلام علی من لقیت من المسلمین و أن ترضی بالدون من المجلس و أن تکره أن تذکر بالبر و التقوی.
عمر رضی الله عنه می‌فرماید:
اصل تواضع آن است که با هر مسلمانی که برخورد می‌کنی سلام کنی و به پایین‌ترین جای مجلس رضایت دهی و از این که به نیکی و پرهیزگاری از تو یاد کنند ناخشنود باشی.

1392/07/07

قال عمر رضی الله عنه:
تعلموا العلم و تعلموا للعلم السکینة و الوقار و الحلم و تواضعوا لمن تتعلمون منه ولیتواضع لکم من یتعلم منکم ولاتکونوا من جبابرة العلماء فلا یقوم عملکم بجهلکم.
عمر رضی الله عنه می‌فرماید:
دانش بیاموزید و همراه با آن آرامش و وقار و بردباری بیاموزید، نسبت به کسی که از او علم می‌آموزید فروتن باشید و کسانی هم که از شما علم می‌آموزند باید چنین باشند. از علمای درباری مباشید و عمل‌تان را بر نادانی‌تان بنا ننهید.

1392/07/06

قال علی رضی الله عنه: لاتکونن کمن یعجز عن شکر ما أوتی و یبتغی الزیادة فیما بقی، ینهی و لاینتهی و یأمر الناس بما لایأتی. یحب الصاحین و لایعمل بأعمالهم و یبغض المسیئین و هو منهم. یکره الموت لکثرة ذنوبه و لایدعها فی طول حیاته.
ترجمه:
علی‌ بن ابی‌طالب-رضی الله عنه- می‌فرماید:
از کسانی مباش که از شکر نعمت‌های خداوندی ناتوان است با این حال خواستار فزونی نعمت است. دیگران را از زشتی‌ها بازمی‌دارد اما خود متذکر نمی‌شود؛ مردم را به نیکی‌هایی امر می‌کند که خود انجام نمی‌دهد. پارسایان را دوست دارد اما به شیوه‌ی آنان عمل نمی‌کند؛ از گناه‌کاران بیزاری می‌جوید اما خود جزء آنان است. به خاطر گناهان فراوانش مرگ را ناپسند می‌انگارد و در طول زندگی از گناهان دست‌بردار نیست.

1392/07/04

قال علی -رضی الله عنه-: من حق العالم علیک إذا أتیته أن تسلم علیه خاصة و علی القوم عامة و تجلس قدامه و لاتشیر بیدک و لاتغمز بعینک و لاتقول: قال فلان خلاف قولک و لاتأخذ بثوبه و لاتلح علیه فی السؤال فإنما هو بمنزلة النخلة المرطبة التی لایزال یسقط علیک منها شیء.
ترجمه:
علی بن ابی‌طالب-رضی الله عنه- می‌فرماید:
حق عالم بر تو آن است که هر گاه وارد مجلسش شدی بر او به طور خاص و بر مردم به طور عام سلام کن؛ روبرویش بنشین و در نزد او نه با دست و نه با چشم به سوی کسی اشاره مکن. هیچ وقت مگو: فلان کس بر خلاف نظر تو سخن می‌گفت؛ به لباسش دست مزن و در سؤال از او اصرار مکن زیرا او به مثابه‌ درخت خرمای پرباری است که همواره خیرش به سوی تو فرود می‌آید.

1392/06/31

قال حذیفة رضی الله عنه:
القلوب اربعة: قلب اغلف فذلک قلب الکافر و قلب المصفح فذلک قلب المنافق وقلب أجرد فیه سراج یزهر فذلک قلب المؤمن و قلب فیه نفاق و ایمان فمثل الایمان کشجرة یمدها ماء طیب و مثل النفاق مثل القرحة یمدها قیح و دم فأیهما ما غلب علیه غلب.
ترجمه:
حذیفة بن یمان-رضی الله عنه- می‌فرماید:
قلب‌ها چهار گونه‌اند: قلبی که بسته است و آن قلب کافر است، قلبی که مایل است و آن قلب منافق است، قلب صافی که چراغی در آن می‌درخشد و آن قلب مؤمن است و چهارم قلبی که پر از نفاق و ایمان است. ایمان مانند درختی است که از آب پاک نیرو می‌گیرد اما نفاق چون زخمی است که از خون و چرک تغذیه می‌کند. بستگی دارد که کدام یک از این دو غالب شوند.
-
قال حذیفة بن یمان رضی الله عنه:
إنی لأشتری دینی بعضه ببعض مخافة أن یذهب کله. وقال: ماأدرک هذا الأمر أحد من الصحابة إلا قداشتری بعض دینه ببعض!! قالوا: وأنت؟ قال: وأنا والله، إنی لأدخل علی أحدهم ولیس إلا فیه محاسن و مساوئ فأذکر من محاسنه وأعرض عما سوی ذلک.
ترجمه:
من بخشی از دینم را با بخش دیگرش می‌خرم از ترس این که مبادا همه‌اش از بین برود. ایشان در ادامه می‌فرماید: اگر هر یک از اصحاب این مسأله را درک کنند بخشی از دین‌شان را با بخشی دیگر خریداری می‌کنند. گفتند: تو هم چنین می‌کنی؟ گفت: آری به خدا من هم چنین می‌کنم؛ به هر یک از اصحاب که می‌نگرم هم خوبی‌هایی دارد و هم بدی‌هایی، بنابراین خوبی‌هایش را ذکر می‌کنم و بقیه را به حال خود می‌گذارم.

1392/06/28

قال ابوذر رضی الله عنه:
یولدون للموت و یعمرون للخراب و یحرصون علی ما یفنی و یترکون مایبقی ألا حبذا المکروهان: الموت و الفقر.
ترجمه:
ابوذر-رضی الله عنه- می‌فرماید:
برای مرگ زاده می‌شوید، برای ویرانی می‌سازید، به چیزی که نابودشدنی است شدیدا علاقمند هستید و آن‌چه را که باقی می‌ماند رها می‌کنید؛ چه محبوبند نزد من دو چیزی [که ناپسندش می‌انگارید]: مرگ و فقر.
-
قال ابوذر رضی الله عنه:
أحب الاسلام و أحب الفقراء و أحب الغریب من کل قلبک. وادخل فی غموم الدنیا واخرج منها بالصبر و لاتأمن لرجل یکون علی خیر فیرجع إلی شر فیموت بشر و لاتیأس من رجل یکون علی شر فیرجع إلی الخیر فیموت بخیر.
ترجمه:
اسلام را دوست داشته باش، با فقرا محبت کن و شخص غریب و بیگانه را از صمیم قلب دوست بدار. خود را به غم‌های دنیا بزن و با صبر و بردباری از آن بیرون آی. از کسی که بر خیر و نیکی است مطمئن مباش زیرا ممکن است به شر بازگردد و سرانجام بر شر بمیرد و از انسان شرور نیز ناامید مشو که ممکن است به سوی خیر و نیکی بازگردد و بر همان بمیرد.

1392/06/24

قال علی رضی الله عنه: إن الزاهدین فی الدنیا اتخذوا الأرض بساطا و التراب فراشا و الماء طیبا ألا من اشتاق إلی الآخرة سلا عن الشهوات و من أشفق من النار رجع عن المحرمات و من طلب الجنة سارع إلی الطاعات و من زهد فی الدنیا هانت علیه مصائبه.
ترجمه:
پارسایان در دنیا زمین را نشمین‌گاه و خاک را بستر خود و آب را مایه‌ی پاکیزگی قرار داده‌اند. بدانید کسی که مشتاق آخرت باشد از شهوات می‌برد و کسی که از آتش بترسد از حرام‌ها دوری می‌کند و کسی که خواستار بهشت باشد به سوی طاعات می‌شتابد و کسی که در دنیا پارسایی پیشه کند دشواری‌هایش بر او آسان می‌شود.
-
قال علی رضی الله عنه: إنه من یتفقر افتقر و من یعمر یبتلی و من لایستعد للبلاء إذا ابتلی لایصبر و من ملک استأثر و من لایستشیر یندم.
ترجمه:
هر کس خود را به ناداری بزند فقیر می‌شود، هر کس زندگی کند آزمایش می‌شود، هر کس برای بلا آمادگی نداشته باشد زمانی که متبلا شود بی‌تابی می‌کند، هر کس پادشاهی کند خودرأی می‌شود و هر کس مشورت نکند پشیمان می‌شود.

1392/06/22

قال علی رضی الله عنه: تعلموا العلم و تزینوا معه بالوقار و الحلم و تواضعوا لمن تتعلمون منه و لمن تعلمونه و لاتکونوا جبابرة العلماء فیذهب باطلکم حقَکم.
ترجمه:
دانش بیاموزید و همراه با آن به سنگینی و بردباری آراسته شوید؛ برای کسی که از او علم می‌آموزید و به کسی که چیزی یاد می‌دهید فروتنی کنید. علمای درباری نباشید که باطل‌تان حق‌تان را از بین ببرد.
-
قال علی لابنه الحسن رضی الله عنهما: یا بنی احفظ اربعا و اربعا لایضرک ما علمت معهن: قال: وما هن یا أبتِ؟ قال: إن الغنی غنی العقل و أکبر الفقر الحمق و أوحش الوحشة العجب و أکرم الکرم حسن الخلق.
ترجمه:
علی (رض) به پسرش حسن فرمود: فرزندم چهار چیز را همواره به خاطر داشته باش. حسن فرمود: پدر جان آن چهار کدامند؟ فرمود: بهترین ثروت عقل است، بزرگ‌ترین فقر حماقت است، تنهاترین حالت عجب و خودپسندی است و بهترین بخشش خوش‌اخلاقی است.

1392/06/20

قال علی رضی الله عنه لبعض اولاده: یا بنی خف الله خوفا تری أنک او أتیته بحسنات اهل الأرض لم یتقبلها منک وارج الله رجاء تری أنک لو أتیته بسیئات أهل الأرض غفرها لک.
ترجمه:
علی (رض) خطاب به برخی از فرزندانش می‌فرمود: فرزندم از خداوند چنان بترس که بپنداری اگر حسنات اهل زمین را بیاوری از تو نخواهد پذیرفت و چنان امیدوار باش که بپنداری اگر گناهان اهل زمین را با خود آورده‌ای تو را خواهد بخشید.
قال علی رضی الله عنه: من أذنب ذنبا فستره الله علیه فی الدنیا فالله أکرم من أن یکشف ستره فی الآخرة و من أذنب ذنبا فعوقب علیه فی الدنیا فالله تعالی أعدل من أن یثنی عقوبته علی عبده فی الآخرة.
ترجمه:
هر کس گناهی انجام دهد و خداوند در دنیا آن را بپوشاند در آخرت هم آن را خواهد پوشاند زیرا خداوند کریم‌تر از آن است که در آخرت گناه بنده‌اش را برملا کند و هر کس گناهی مرتکب شود و در دنیا مجازات شود خداوند عادل‌تر از آن است که در آخرت هم او را مجازات کند.

1392/06/18

قال علی رضی الله عنه: اجمعوا هذه القلوب وابتغوا لها طرائف الحکمة فإنها تمل کما تمل الابدان.
ترجمه:
دل‌ها را گرد هم جمع کنید و برای آن‌ها سخنان لطیف و حکمت‌آمیز بگویید چرا که دل‌ها هم مانند بدن‌ها خسته می‌شوند.
-
قال علی رضی الله عنه: قیمة کل امرئ ما یحسن و قال ایضا: أن الناس أبناء من یحسنون و قدر کل امرئ ما یحسن فتکلموا فی العلم تتبین اقدارکم.
ترجمه:
ارزش هر کس به اندازه‌ی نیکوکاری اوست. هم‌چنین می‌فرماید: مردم زاده‌ی احسان و نیکی خود هستند. ارزش هر کس بسته به میزان نیکوکاری اوست. درباره‌ی علم و دانش سخن بگویید تا ارزش و منزلت شما روشن شود.

1392/06/16

بنی رجل دارا فی المدینة فلما فرغ منها مرّ ابوهریرة علیها و واقف علی باب داره فقال: قف یا اباهریرة ما أکتب علی باب داری؟
قال: ابوهریرة: أکتب علی بابها: ابن للخراب ولد للثکل واجمع للوارث.
ترجمه:
مردی در مدینه خانه‌ای ساخت و پس از آن که کارش را به پایان رساند ابوهریره-رضی الله عنه- از آن‌جا عبور کرد. آن مرد گفت: ای اباهریره بایست و بگو بر درِ خانه‌ام چه بنویسم؟
فرمود: بنویس: برای خراب شدن بسازید و برای مرگ بزایید و برای وارث مال جمع‌آوری کنید.
*
قال سلمان رضی الله عنه: یوشک أن یظهر العلم و یخزن العمل و یتواصل الناس بألسنتهم و یتقاطعون بقلوبهم فإذا فعلو ذلک طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و أبصارهم.
ترجمه:
سلمان-رضی الله عنه- می‌گوید:
زمانی فرا خواهد رسید که علم آشکار و عمل انبار می‌شود؛ مردم با زبان با هم ارتباط دارند و دل‌هایشان از هم گسسته است. هرگاه چنین کردند خداوند بر دل‌ و گوش و چشم‌شان مهر خواهد زد.

1392/06/14

قال رجل لأبی هریرة رضی الله عنه: ما التقوی؟
قال: أخذت طریقا ذات شوک؟
قال: نعم.
قال: فکیف صنعت؟
قال: إذا رأیت الشوک عدلت عنه أو جاوزته أو قصرت عنه.
قال: ذاک التقوی.
ترجمه:
مردی از ابوهریره-رضی الله عنه- پرسید: تقوا چیست؟
فرمود: آیا تاکنون از راه پر خار و خاشاک عبور کرده‌ای؟
گفت: آری.
فرمود: چگونه عمل کرده‌ای؟
گفت: هر گاه به خار برخورد کردم [با احتیاط] از کنار یا از رویش رد شده‌ام یا راهم را عوض کرده‌ام.
فرمود: تقوا همین است.

1392/06/12

قال حذیفه رضی الله عنه:
إن أخوف ما أخاف علی هذه الأمة أن یؤثروا ما یرون علی ما یعلمون و أن یضلوا و هم لا یشعرون.
ترجمه:
بیشترین نگرانی من از این امت زمانی است که دیده‌ها و شنیده‌های خود را بر دانسته‌هایشان ترجیح دهند و این که در حالی که احساس نمی‌کنند ره به گمراهی برند.
قال ابوموسی رضی الله عنه:
من علّمه الله علما فلیعلّمه و لایقولن ما لیس له به علم فیکون من المتکلفین و یمرق من الدین.
ترجمه:
هر کس خداوند به او علمی داده باشد باید به دیگران بیاموزد؛ هیچ وقت درباره‌ی چیزی که علم ندارد سخن نگوید، چرا که در این صورت در زمره‌ی اهل تکلف جای می‌گیرد و از دین خارج می‌شود.