چهار علت عمده‌ی حضور ترکیه در افغانستان

نویسنده: 
عمر الآغا
ترجمه: 
خالد محمدی
چهار علت عمده‌ی حضور ترکیه در افغانستان

در حال حاضر هیچ صدایی در جهان بلندتر از صدای افغانستان و طالبان نیست.

با کنترل قدرت طالبان در کابل، روزنامه‌ها و مراکز تحقیقاتی تجزیه و تحلیل تحولات اخیر و توضیح پیامدهای آنها را آغاز کردند و تلاش برای پیش بینی آینده دولتی  محصور در خشکی  واقع در آسیای مرکزی، زیر سلطه طالبان پس از ٢٠ جنگ و کشمکش با نیروهای نظامی ناتو و آمریکا.

در میان کشورهای درهم پیچیده‌ای از بازیکنان برجسته منطقه‌ای و بین‌المللی، ترکیه به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران بالقوه در صحنه افغانستان ظاهر می‌شود، حضور ترکیه در صحنه افغانستان زمانی ظاهر شد که آنکارا آمادگی خود را برای مسئولیت تأمین امنیت فرودگاه کابل در پی خروج آمریکا اعلام کرد.

اگرچه ظاهراً طالبان از نیروهای ترکیه برای بر عهده گرفتن مسائل امنیتی در فرودگاه خودداری کردند، اما آنها به آنکارا پیشنهاد کردند که عملیات و مدیریت فرودگاه را از نظر لجستیکی برعهده بگیرد، پیشنهادی که ترکیه در حال حاضر در حال مطالعه آن است.

این پیشنهادها سؤالات زیادی را در مورد انگیزه واقعی حضور آنکارا در افغانستان، با توجه به تشدید بحران سیاسی داخلی در این کشور و امکان تلاش اولیه آن برای مدیریت و بهره برداری از فرودگاه کابل ایجاد کرده است.

برای پاسخ به این سؤال، ما به ٤ علت مستقیم که منجر به تلاش آنکارا برای کسب جایگاه در کابل می‌شود می‌پردازیم.

١- فشار برای نزدیک شدن به واشنگتن و اروپا

ظاهراً یکی از انگیزه‌های واقعی حضور آنکارا در افغانستان نیاز و تمایل آن به داشتن ابزارهای قدرتمند اوراق مذاکره برای افزایش ظرفیت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی به طور کلی است تا روابط پرتنش خود را با واشنگتن و به ویژه اتحادیه اروپا بازگرداند البته ضمن حفظ استحکام واستقلالیت وسیع تری در سیاست خارجی خود. 

اقدام کودتای نظامی نافرجام علیه رجب طیب اردوغان" رئیس جمهور ترکیه" در سال ٢٠١٦ باعث شد تغییر سیاست خارجی ترکیه به سوی سیاستی قاطعانه و مداخله جویانه در منطقه باشد و آنکارا چندین شبهه دخالت واشنگتن، در حمایت از شبکه‌های فتح الله گولن برای تضعیف حکومت اردوغان و حمایت آمریکا از مسأله کردها در مرز سوریه نیز روابط دو جانبه را به شدت متشنج کرده است؛ ترکیبی از این عوامل باعث شده است که ترکیه به جای وابستگی زیادی که بر روابط آنکارا با واشنگتن و متحدان غربی حاکم بود، سیاست خارجی "مستقل" و عملگراتری داشته باشد.

به عنوان مثال، درسال ٢٠١٩ ترکیه سیستم دفاع موشکی 400-S روسیه را خریداری می‌کند، اگرچه این اقدام باعث افزایش تنش در روابط با ایالات متحده شد اما از جانب  آمریکا اعمال تحریم‌های شدیدی علیه آنکارا به منظور تحت فشار قرار دادن آن برای برهم زدن این توافق صورت گرفت، چون این قرارداد(خرید سیستم موشکی اس ٤٠٠ روسی)  منجر به برخورداری یکی از اعضای اصلی ناتو از سیستم دفاعی مغایر با پروتکل‌های امنیتی ناتو بود و نگرانی‌های فزاینده‌ای برای دستیابی مسکو به آطلاعات حساس در مورد سیستم‌های نظامی ناتو وجود داشت. 

همزمان با افزایش چشمگیر صنایع دفاعی ترکیه، تردیدها را در مورد آینده سیاست این کشور در منطقه و جهان و میزان تعهد آن به نقش خود در ناتو تقویت کرده است.

اما با پایان دوران دونالد ترامپ و روی کار آمدن جو بایدن"رئیس جمهور فعلی ایالات متحده"، دولت آنکارا نیاز به تلاش‌های جدی برای بازسازی روابط با ایالات متحده دارد. به نظر می‌رسد با برجسته ساختن به عنوان متحدی مفید، و نه پراخت امتیازات اساسی در سیاست، امیدوار است که مدیریت فرودگاه کابل باعث افزایش سهم خود با ایالات متحده و متحدان غربی شود.

به بیان واضح تر؛ ترکیه امیدوار است که حفاظت از تنها دروازه افغانستان به جهان از طریق مدیریت و بهره برداری از فرودگاه حامد کرزی در کابل، با توجه به نیاز ایالات متحده و اتحادیه اروپا برای مدیریت بحران در آنجا، روابط پرتنش خود را با غرب تبدیل به روابط دوستانه کند.

 به عبارت دیگر مقامات واشینگتن تخمین می‌زنند که هیچ کشورغربی قادر به  حضور امنیتی در افغانستان نیست، اما حضور ترکیه بهترین گزینه برای ایمن سازی و بهره‌برداری از فرودگاه و اطمینان خاطر سفارتخانه‌ها و سازمان‌های بین‌المللی در آنجا می‌باشد. 

از سوی دیگر، حضور ترکیه در افغانستان به دلیل گرایش‌های اسلام گرایانه این دولت می‌تواند برای طالبان کمتر ازهر نیروی دیگری تحریک کننده باشد. بنابراین، آنکارا امیدوار است که حضور فعال در افغانستان، نقش خود را به عنوان یک جایگزین قوی منطقه‌ای برای مقابله با بحران‌های ناشی از خروج مداوم آمریکا از منطقه تقویت کند؛ البته با توجه به تمایل سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده برای تمرکز بر تشدید چالش‌ها در منطقه هند و اقیانوسیه.

٢- ایجاد روابط خوب با همه و به ویژه طالبان

همانطور که اشاره شد، ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای ناتو شانس خوبی برای ماندن در افغانستان دارد. چون نیروهای ترکیه تنها عناصر "مسلمان" دربدنه ناتو مستقر در افغانستان هستند. این امر باعث استقبال او( نیروهای نظامی ترکیه)  از جانب مردم افغانستان شده است؛ آنکارا همواره روابط خوبی با دولت سابق افغانستان، طالبان و حتی برخی دیگر از گروه‌های مسلح داشته است؛ اگرچه اخیراً برخی تنش‌ها بین ترکیه و طالبان بر سر امتناع این جنبش  از حضور نیروهای نظامی ترکیه برای مدیریت و بهره برداری از فرودگاه کابل به عنوان "ادامه اشغال خارجی" ایجاد شده است، اما هنوز دو طرف فرصت‌های خوبی برای تفاهم دارند.

 از سوی دیگر، رجب طیب اردوغان، "رئیس جمهور ترکیه" ، آمادگی خود را برای پذیرش رهبران طالبان در آنکارا اعلام کرد، آنکارا همچنین به وضوح آمادگی خود را برای ادامه عملیات فنی این فرودگاه "در صورت درخواست طالبان" بیان کرده است، و به نظر می‌رسد حاکمان جدید افغانستان این امر را مثبت دریافت کرده‌اند وحتی طالبان آمادگی خود را برای واگذاری وظایف فنی و لجستیکی فرودگاه به ترکها اعلام کردند و این گروه فقط  وظایف امنیتی را برعهده بگیرد.

در همین راستا؛ سهیل شاهین "سخنگوی طالبان" ترکیه را شریک اصلی در بازسازی افغانستان پس از جنگ توصیف کرد و تاکید کرد که این جنبش بر همکاری با ترکیه در زمینه‌های فعالیتهای بهداشتی ، آموزشی و بازسازی زیرساخت‌ها حساب باز می‌کند. 

بنابراین همانطورکه طالبان به ترکیه نیاز دارند به همان اندازه خود ترکیه برای ماندن در افغانستان نیاز دارد. از زاویه دیگر گروه طالبان می‌خواهد حمایتی از قدرت منطقه‌ای همچون ترکیه دریافت کند تا در جامعه بین‌المللی از مشروعیت نسبی برخودار باشد. مطمئناً طالبان نمی خواهد سلطنت خود را منزوی آغاز کند  برای مثال در این مدت بارها در پی ارائه پیامهای داخلی و خارجی اطمینان بخشی بود که می‌توان به  اعلام عفو عمومی، خواستار صلح و سازش و تضمین حقوق زنان و اقلیت‌ها  اشاره کرد اما منتظر عملکردشان باشیم.

رهبران طالبان به ایجاد روابط و تعامل همسایگی خوب در عرصه منطقه و بین‌المللی پی برده‌اند. ومهمتر از این موضوع، میزان تشکیل دولت مورد نیاز برای به رسمیت شناختن بین‌المللی و پرهیز از تکرار تجربه  بد و تلخ اولین حکمرانی این گروه  بین سالهای ١٩٩٦ تا ٢٠٠١ است، زمانی که شعارها و سیاستهای سختگیرانه  و متحجرانه‌ای  منجر به انزوا و عدم به رسمیت شناخته شدن او شد؛ اما  ظاهراً اردوغان رئیس جمهور ترکیه از این واقعیت آگاه بود و اعلام کرد: که حضور نظامی ترکیه در افغانستان باعث تقویت دولت جدید افغانستان در عرصه بین‌المللی و تسهیل کار آن خواهد شد.

٣- حضور منطقه‌ای: دلایل جغرافیا و اقتصاد

به نظر نمی رسد محاسبات ترکیه در مورد مسئله افغانستان تنها مربوط به افغانستان باشد. واضح است آنکارا در سالهای اخیر پی برده که ترکیب نیروی نظامی با سیاست خارجی اجتناب ناپذیر است. و اگر ترکیه بخواهد در مورد امنیت مستقیم ملی و منطقه‌ای خود مذاکره کند، باید برای تقویت موقعیت مذاکره کننده پوونهای قدرت دیگری داشته باشد و این امر خود به خود اتفاق نمی افتد  بلکه مستلزم یک سیاست فعالتر و نفوذی تر در منطقه است.

از نظر جغرافیایی، افغانستان دارای فضای ژئوپلیتیک مهمی است که خاورمیانه  آسیای مرکزی و شبه قاره هند را به هم متصل می‌کند. این امرباعث شده که رقابت بین کشورهای قدرتمند جهان برای دستیابی به این  قلمرو صورت گیرد. همانطور ترکیه از اهمیت این سرزمین افغانستان آگاه است، برای مثال  خلوسی آکار "وزیر دفاع ترکیه"، افغانستان را "قلب آسیا" توصیف کرد و نشان داد که حضور ترکیه در این کشور چشم اندازهایی را برای گسترش نفوذ سیاسی خود و افزایش فرصت‌های سرمایه گذاری برای این کشور باز می‌کند.

در همین راستا ، ترکیه به ویژه منتظر پروژه "کریدور لاپیس لازولی" است که افغانستان را از طریق ترکمنستان، آذربایجان و گرجستان با ترکیه متصل می‌کند و ایران، روسیه و چین را دور می‌زند ، که ارزش ژئوپلیتیک ترکیه را به عنوان یک کریدور مهم انرژی افزایش می‌دهد.  جدای از این موضوع، حضور ترکیه در افغانستان یکی از مهمترین اهداف اردوغان یعنی تبدیل ترکیه به مرکز سیاسی جهان اسلام؛ زیرا آسیای میانه، محل زندگی بسیاری از مردم مسلمان ترک زبان است، همچنین گسترش نفوذ ترکیه در افغانستان و آسیای مرکزی نیز یکی از راه‌های رویارویی ژئوپلیتیک با روسیه، رقیب تاریخی آنکارا است.

٤- نگرانی از بحران جدید پناهندگان افغان در خاک ترکیه

همانطور که آنکارا به دنبال استفاده از فرصت‌ها برای نزدیک شدن به افغانستان است، می‌خواهد از خطرات احتمالی نیز اجتناب کند.

اگرچه ترکیه مرز مستقیم با افغانستان ندارد، اما ترکیه یکی از بیشترین کشورهایی است که از بحران‌های سیاسی یا اقتصادی در این کشور" افغانستان" رنج می‌برد. امری که ممکن است با  موج‌های جدیدی از پناهندگان از مرز شرقی خود با ایران مواجه شود، و این پناهجویان در تلاشند در ترکیه مستقر شوند، یا آن را به عنوان دروازه ورود به اروپا تلقی کنند.

این موضوع به ویژه یک پوون خوبی جهت مذاکره در روابط آنکارا و اروپا تلقی می‌شود. این موضوع  باعث شد رئیس جمهور ترکیه از اتحادیه اروپا در خواست کند که برای حل این بحران به یاری ترکیه بشتابند. و به گفته وی این اطمینان را به اروپا داد که  ترکیه گذرگاه پناهندگان افغان به سمت اروپا نخواهد بود. در همین راستا ، خبرگزاری رسمی آناتولی از امتناع ترکیه جهت اجرای برنامه ایالات متحده برای انتقال مهاجران افغان به خاک خود از طریق کشورهای ثالث خبر داد.

 جکومت ترکیه برای جلوگیری از ورود پماهجویان افغانی به خاک خود، در حال ساخت حصار مرزی به طول صدها کیلومتر در امتداد مرزهای ایران و عراق که شامل دیوار بتنی بلند، سیم خاردار، جاده نظارتی، دوربین‌های پیشرفته، برج‌های دیده بانی و پست‌های مرزی است.

دولت ترکیه می‌داند  که افزایش شمار آوارگان از کشور افغانستان به ویژه پس از تسلط طالبان و خروج نیروهای آمریکا، این کشور را در برابر یک سری بحران‌های داخلی قرار خواهد داد.

مهاجران افغان در ترکیه بعد از مهاجران سوری در رتبه دوم قرار دارند، وضعیتی که آنکارا را به شدت نگران کرده است، به ویژه با افزایش خشم مردم ترکیه نسبت به پناهندگان فشارهای فزاینده بر اقتصاد ترکیه دارد.

چه انتظاری در پیش و رو است؟

از اظهارات رد و بدل شده بین طالبان و آنکارا چنین بر می‌آید که تلاش‌های جدی برای کاهش تنش در روزهای قبل از به دست گرفتن کنترل قدرت، توسط طالبان در افغانستان و تلاش‌های ترکیه برای حفظ سربازانش در عملیات و مدیریت فرودگاه کابل وجود دارد.

آنکارا به نوبه خود به دنبال سرمایه گذاری در ایجاد روابط "خوب" با طالبان برای دستیابی به چندین هدف است.

- از جمله با حضور خود درافغانستان به عنوان یک کارت برنده جهت مذاکره با اروپا و غرب، و موقعیت خود را به عنوان متحد ایالات متحده و اروپا تقویت می‌کند.

- تثبیت حضور خود در آسیای مرکزی و افزایش نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی.

- توقف جریان مهاجران افغان علاوه بر دستیابی به چندین دستاورد اقتصادی.

از سوی دیگر، رهبران طالبان خواهان تقویت روابط خود با آنکارا هستند، زیرا یک کشور سنی منطقه‌ای می‌تواند پل خوبی برای رسیدن این گروه  به مشروعیت بین‌المللی در جهان باشد.

 رهبران طالبان همچنین آنکارا را یک قدرت اقتصادی می‌دانند که به توسعه اقتصادی داخلی کمک میکند.

با این وجود، پیش بینی جزئیات رابطه، محدودیت‌ها و تحولات آن بستگی به میزان جدیت دو طرف و توانایی آنها در مدیریت اختلافات در حال ظهور دارد.

به ویژه با توجه به تلاشهای بسیاری از قدرتهای منطقه‌ای و بین‌المللی برای سرمایه گذاری درافغانستان به منظور تقویت حضور خود در "قلب آسیا". انتظار می‌رود در هفته‌ها و ماههای آینده شاهد  کشمکشهای زیادی در بین قدرتهای جهان ومنطقه‌ای باشیم  چون هر کشور به دنبلل بهترین وضعیت ممکن در افغانستان جدید است که پس از ٢٠ سال اشغال به دست طالبان باز می‌گردد.

امتیاز شما: هیچ میانگین امتیاز: 5 (از 1 رای)