دیدگاه قرآن و سنّت نسبت به پدیده‌ی استراق سمع، ضبط صوت یا تصویر افراد

نویسنده: 
محمد حامدی
دیدگاه قرآن و سنّت نسبت به پدیده‌ی استراق سمع، ضبط صوت یا تصویر افراد

انسان موجودی اجتماعی است که از لوازم قطعی آن وجود امنیت جانی، مالی، عقیدتی، شخصیتی و... برای همگان است. در این میان آنچه بیشتر مطرح است تعیین حریم زندگی انسانها از جانب مراجع دینی و قانونی است. که در دو قالب ذیل قرار می‌گیرد:

۱. حریم عمومی انسان‌ها:

که در این حالت، امور زندگی انسان‌ها به صورت آشکار انجام می‌شود. و البته در این حالت نیز تا زمانی مجاز به فعالیت بوده که وارد حریم شخصی زندگی دیگران نشویم.

۲. حریم شخصی و خصوصی زندگی انسان‌ها:

که در این حالت، هیچ کس مجاز به ورود در این حیطه‌ی خاص از زندگی انسان‌ها نخواهد بود. مگر با کسب اجازه از آنها.

در دنیای معاصر به علت پیشرفت تکنولوژی حریم شخصی انسان‌ها بسیار محدود شده و گاهی چنین تصور می‌شود که دوران حریم شخصی انسان‌ها به پایان رسیده و حتی در داخل منازل نیز نمی‌توان با اطمینان خاطر از حریم شخصی خویش دفاع نمود. زیرا با استفاده از ابزارهای پیشرفته‌ی مخابراتی و شبکه‌های اجتماعی امکان ورود در منازل و شنود گفته‌ها و ضبط تصاویر و پخش آنها در جامعه نیز میسر شده است.

از طرفی دیگر با ظاهر شدن ضعف دین و اخلاق در میان انسان‌ها در دهه‌های اخیر و بروز حرص بی‌پایان و رقابت ناسالم ایشان در زمینه‌ی کسب ثروت، دخالت در حریم شخصی انسان‌ها رایج و به تدریج از قباحت آن کاسته شد. تا اینکه در دنیای ما وضعیت به گونه‌ای شد که در این زمینه، امنیتی باقی نمانده و تقریباً حریم شخصی انسان‌ها به حریم عمومی تبدیل شده است.

کسانی که حریم شخصی انسان‌ها را ضایع نموده در دو دسته‌ی مختلف قرار می‌گیرند:

۱. افراد عادی:

در بسیاری از حالات، انسان‌ها برای حذف رقیبان خویش، خود را مجاز به تصرف حریم شخصی انسان‌ها نموده تا از این طریق به گمان خویش زودتر به مقاصد ناروایشان نایل شوند.

۲. حکومت‌های ستمگر:

حاکمانی که نظامشان بر مبنای قسط و عدل بنا نشده و مردم را به عنوان رقیب و دشمن خویش تلقی می‌کنند از طریق ابزارهای پیشرفته‌ی موجود نسبت به حریم شخصی انسان‌ها ورود نموده و از طریق سمعی و بصری از امورات شخصی و خصوصی انسان‌ها در راستای مقاصد ناروایشان مطلع می‌شوند.

استراق سمع نیز مانند بسیاری از امورات دیگر زندگی انسان‌ها دارای حالات دوگانه‌ی زیر می‌باشد:

۱. جاسوسی و استراق سمع ممدوح:

انسان‌ها اعم از افراد عادی و حکومت‌ها در این حالت، به خاطر حفظ نظام قسط و عدل در میان افراد بشر و دفع مزاحمان عدالت، اقدام به این امر می‌کنند. و چون هدف از انجام این کار، خدمت به سعادت مادی و معنوی انسان‌هاست، امری پسندیده و لازم است. زیرا همچنان‌که تحقق نظام قسط ضروری است، به همان اندازه حفظ آن از شر دشمنانش نیز لازم است. که البته تعیین حدود این کار در اختیار دین خداست نه خواهش‌های نفسانی انسانها.

۲‌. جاسوسی و استراق سمع مذموم:

انسان‌هایی که به دنبال تحقق خودخواهی‌های خویش و ظلم و ستم بر دیگران هستند، اعم از افراد عادی و حکومت‌ها از طریق ابزارهای پیشرفته‌ی مخابراتی اقدام به ورود به حریم شخصی انسان‌ها نموده و از این طریق مزاحم تحقق نظام قسط و عدل شده و در صدد کسب منافع نامشروع خویش هستند. که البته انجام چنین کاری هم از دیدگاه دین خدا و هم بر مبنای اخلاق عمومی انسان‌ها و هم بر مبنای اندیشه های مصلحین اجتماعی بشر مذموم است.

دستور قرآن در مورد استراق سمع:

۱‌. خداوند از رفتار جاسوس مآبانه‌ی جنیان برای استراق سمع اخبار غیبی انسان‌ها ناراضی است و با شهاب‌های آسمانی آنها را طرد می‌کند.

وَأَنّا كُنّا نَقعُدُ مِنها مَقاعِدَ لِلسَّمعِ ۖ فَمَن يَستَمِعِ الآنَ يَجِد لَهُ شِهابًا رَصَدًا [جن ۹]

ما (پیش از این) در گوشه‌ها و کنارهای آسمان برای استراق سمع می‌نشستیم (و کسب خبر می‌کردیم) ولی اکنون هر کس بخواهد گوش فرا دهد، شهاب آماده‌ای را در کمین خود می‌یابد که به سوی او نشانه می‌رود.

۲. بدون اجازه‌ی انسان‌ها نمی‌توان وارد حریم شخصی آنها شد.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَدخُلوا بُيوتًا غَيرَ بُيوتِكُم حَتّىٰ تَستَأنِسوا وَتُسَلِّموا عَلىٰ أَهلِها ۚ ذٰلِكُم خَيرٌ لَكُم لَعَلَّكُم تَذَكَّرونَ [نور ۲۷]

ای مؤمنان! وارد خانه‌هائی نشوید که متعلّق به شما نیست، مگر بعد از اجازه گرفتن (با زنگ زدن یا در کوبیدن و کارهائی جز اینها) و سلام کردن بر ساکنان آن. این کار برای شما بهتر است (از ورود بدون اجازه و سلام). امید است شما (این دو چیز را به هنگام رفتن به منازل دیگران رعایت و آنها را) در مدّ نظر داشته باشید.

۳. جاسوسی در حریم شخصی مؤمنین و کسانی که قصد براندازی حکومت اسلامی را ندارند، مجاز نیست.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجتَنِبوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعضَ الظَّنِّ إِثمٌ ۖ وَلا تَجَسَّسوا وَلا يَغتَب بَعضُكُم بَعضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُم أَن يَأكُلَ لَحمَ أَخيهِ مَيتًا فَكَرِهتُموهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوّابٌ رَحيمٌ [حجرات ۱۲]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است، و جاسوسی و پرده‌دری نکنید، و یکی از دیگری غیبت ننماید؛ آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌ی خود را بخورد؟ به یقین همه‌ی شما از مرده‌خواری بدتان می‌آید (و از آن بیزارید، غیبت نیز چنین است و از آن بپرهیزید و) از خدا پروا کنید، بی‌گمان خداوند بس توبه‌پذیر و مهربان است.

۴. حفظ اسرار زندگی انسان‌ها واجب است.

إِنَّ اللَّـهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا [نساء ۵۸]

بیگمان خداوند به شما (مؤمنان) دستور می‌دهد که امانتها را (اعم از آنچه خدا شما را در آن امین شمرده، و چه چیزهائی که مردم آنها را به دست شما سپرده و شما را در آنها امین دانسته‌اند) به صاحبان امانت برسانید، و هنگامی که در میان مردم به داوری نشستید این که دادگرانه داوری کنید. (این اندرز خدا است و آن را آویزه‌ی گوش خود سازید و بدانید که) خداوند شما را به بهترین اندرز پند می‌دهد (و شما را به انجام نیکیها می‌خواند). بیگمان خداوند دائماً شنوای (سخنان و) بینا (ی کردارتان) بوده و می‌باشد (و می‌داند چه کسی در امانت خیانت روا می‌دارد یا نمی‌دارد، و چه کسی دادگری می‌کند یا نمی‌کند).

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّـهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا [نساء ۳۴]

مردان بر زنان سرپرستند (و در جامعه‌ی کوچک خانواده، حق رهبری دارند و صیانت و رعایت زنان بر عهده ایشان است) بدان خاطر که خداوند (برای نظام اجتماع، مردان را بر زنان در برخی از صفات برتریهائی بخشیده است و) بعضی را بر بعضی فضیلت داده است، و نیز بدان خاطر که (معمولاً مردان رنج می‌کشند و پول به دست می‌آورند و) از اموال خود (برای خانواده) خرج می‌کنند. پس زنان صالحه آنانی هستند که فرمانبردار (اوامر خدا و مطیع دستور شوهران خود) بوده (و خویشتن را از زنا به دور و اموال شوهران را از تبذیر محفوظ) و اَسرار (زناشوئی) را نگاه می‌دارند؛ چرا که خداوند به حفظ (آنها) دستور داده است. (زنان صالح چنین بودند ولیکن زنان ناصالح آنانی هستند که سرکش می‌باشند) و زنانی را که از سرکشی و سرپیچی ایشان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید و (اگر مؤثّر واقع نشد) از همبستری با آنان خودداری کنید و بستر خویش را جدا کنید (و با ایشان سخن نگوئید. و اگر باز هم مؤثّر واقع نشد و راهی جز شدّت عمل نبود) آنان را (تنبیه کنید و کتک مناسبی) بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند (ترتیب تنبیه سه‌گانه را مراعات دارید و از اخفّ به اشدّ نروید و جز این) راهی برای (تنبیه) ایشان نجوئید (و نپوئید و بدانید که) بیگمان خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (و اگر ایشان را بیش از حدّ اذیّت و آزار کنید، انتقام آنان را از شما می‌گیرد).

۵. از معانی اصلی ایمان این است که بعد از تأمین امنیت روانی خویش نسبت به امنیت همگانی انسان‌ها اقدام نمود. در غیر این صورت مؤمن محسوب نخواهیم شد.

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ [آل‌عمران ۱۱۰]

و همگی به رشته‌ی (ناگسستنی قرآن) خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که بدان گاه که (برای همدیگر) دشمنانی بودید و خدا میان دلهایتان (انس و الفت برقرار و آنها را به هم) پیوند داد، پس (در پرتو نعمت او برای هم) برادرانی شدید، و (همچنین شما با بت‌پرستی و شرکی که داشتید) بر لبه‌ی گودالی از آتش (دوزخ) بودید (و هر آن با فرا رسیدن مرگتان بیم فرو افتادنتان در آن می‌رفت) ولی شما را از آن رهانید (و به ساحل ایمان رسانید)، خداوند این چنین برایتان آیات خود را آشکار می‌سازد، شاید که هدایت شوید.

إِنَّمَا المُؤمِنونَ إِخوَةٌ فَأَصلِحوا بَينَ أَخَوَيكُم ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُم تُرحَمونَ [حجرات ۱۰]

فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود.

۶. مسلمانان بایستی در امور مشروع با هم همکاری نموده و در زمینه‌ی امور نامشروع با یکدیگر همکاری ننمایند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّـهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا ۚ وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا ۚ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا ۘ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ إِنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ [مائده ۲]

ای مؤمنان! (حرمت‌شکنی) شعائر (دین) خدا را برای خود حلال ندانید (بدین صورت که هرگونه که بخواهید بدان دست ببرید و در آن تصرّف کنید) و نه ماه حرام را (بدین معنی که در آن بجنگید)، و نه قربانیهای بی‌نشان و نه قربانیهای نشانداری را (که به بیت‌الله هدیّه می‌گردند، بدین گونه که متعرّض چنین حیواناتی یا صاحبان آنها بشوید) و نه کسانی را که آهنگِ آمدن به خانه‌ی خدا را دارند و به دنبال لطف و خوشنودی خدایند (بدین معنی که آنان را از آمدن بدانجا بازدارید و یا این که با ایشان بجنگید). هر وقت که از احرام به در آمدید و از سرزمین حرم خارج شدید، شکار کنید (و شکار کردن برای شما بلامانع خواهد بود). دشمنیِ قومی که شما را از آمدن به مسجدالحرام باز داشتند، شما را بر آن ندارد که تعدّی و تجاوز کنید. در راه نیکی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمائید، و همدیگر را در راه تجاوز و ستمکاری یاری و پشتیبانی مکنید. از خدا بترسید. بیگمان خداوند دارای مجازات شدیدی است.

فرازهایی از فرمایشات نبوی در مورد استراق سمع:

۱. چیزی را که برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نیز مپسند. و چیزی را که برای خویش می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند.

۲. مسلمان نیست کسی که انسان‌ها از دست و زبانش در امنیت بسر نمی‌برند.

۳. وقتی دو نفر به صورت درگوشی با هم حرف می‌زنند و با نگاه به اطراف نگران می‌شوند، نشانه‌ی سری بودن کار آنهاست. پس نباید در کار آنها دخالت نمود.

۴. از نشانه‌های مسلمان خوب آن است که در چیزی که به او مربوط نیست دخالت نمی‌کند.

مسائل مربوط به اخلاق شخصی و عمومی بعلت وضوح فطری برای افراد منصف غیر قابل مناقشه است.لذا هر کس ذره ای از انصاف عقلی و روحی برخوردار باشد ، به چنین نتیجه ای خواهد رسید.

امتیاز شما: هیچ میانگین امتیاز: 5 (از 1 رای)