نگاهی اندرونی به پنجمین کنگره‌ی جماعت دعوت و اصلاح

نگاهی اندرونی به پنجمین کنگره‌ی جماعت دعوت و اصلاح

خداوند را بابت برگزاری موفّق این کنگره و دستاوردهای بزرگ آن شاکرم. این موفّقیّت را در درجه‌ی نخست به تک تک اعضا و مدیران ارشد جماعت و سپس به جامعه‌ی بزرگ ایران، دوستان و هوادارن این تشکّل دوست‌داشتنی تبریک می‌گویم.

حضور در جمع بزرگی چون کنگره‌ی جماعت دعوت و اصلاح افتخاری است که دعا می‌کنم نصیب کلّیّه‌ی آن کسانی شود که برای جماعت و حال و آینده‌ی آن برنامه و دغدغه دارند.

بی‌شک برگزاری کنگرە بدون تنش و البتّه موفّق آرزوی هر سازمان و حزبی است؛ امری که بسیاری از احزاب در آن ناکام مانده و اغلب به دلیل عدم برخورداری از انسجام سازمانی از اجرای آن بازمانده‌اند.

کنگره‌ی پنجم جماعت با زیباییهای فراوانی که داشت باعث شده بود اعضای آن علیرغم فشردگی برنامه‌ها احساس خستگی نکنند و با انرژی مضاعف به انجام وظایف محوّله بپردازند.

در سطور زیر به طور خلاصه به برشمردن تعدادی از این زیباییها خواهم پرداخت. امیدوارم آن‌ها را مانند من زیبا ببینید و به آفرینندگان آن زیباییها درود بفرستید.

 

نظم

یکی از چیزهایی که کنگره را زیبا کرده بود نظم و دیسپلین خاصّی بود که از دور چشم همه را به خود خیره می‌کرد. همه‌ی برنامه‌ها طبق دستورالعملی پیش می‌رفت که در اختیار اعضا قرار داشت و در مجموع کسی بابت این بخش ناخشنود نبود.

 

صفا و صمیمیّت

 هر یک از اعضای کنگره در فضایی لبریز از احترام و صمیمیّت به اعلام نظر می‌پرداخت و جلسات دو روزه ی کنگره علیرغم تضارب آرا و دیدگاه‌های مختلف اعضا هرگز به دلخوری و درگیری لفظی منجر نشد.

مهمانان ویژه‌ی کنگره

حضور جمعی از پیشکسوتان جماعت در ردیف جلویی سالن نمایی بسیار زیبا به این همایش عظیم جماعت بخشیده بود؛ آن بزرگواران اگرچه حقّ رأی نداشتند ولی هر از چند گاهی با توصیه‌هایی برخاسته از دل، فضایی مملوّ از صفا می‌آفریدند.

 

کارت سبز و قرمز 

روال تصویب و اصلاح هر یک از مواد و بندهای اساسنامه و مرامنامه بدین‌گونه بود که ابتدا یکی از اعضا طرح اصلاحی خود را تقدیم می‌کرد و سپس چند نفر موافق و مخالف به اعلام نظر می‌پرداختند و در نهایت با ارائه‌ی کارت سبز یا قرمز تکلیف آن مادّه و بند مشخّص می‌شد و همه به رأی اکثریّت تمکین می‌کردند.

 

حضور رنگین‌کمانی اعضای کنگره

تلاش برای غنی‌تر نمودن اساسنامه باعث شده بود کلّیّه‌ی اعضای کنگره خود را موظّف بدانند طرح و لایحه ارائه دهند و در زمان مقرّر دیدگاه مخالف و یا موافق خود را به سمع و نظر اعضای کنگره برسانند. همه اگرچه به زبان فارسی به ارائه‌ی نقطه نظرات خود می‌پرداختند؛ ولی از پوشش و گویشها، نژاد و استان محلّ سکونت آنان به راحتی قابل تشخیص بود؛ چیزی که حاکی از حضور نمایندگان استان‌های اهل سنّت ایران داشت.

 

برنده و بازنده

پس از برگزاری انتخابات و شمارش آرا و مشخّص شدن راه‌یافتگان به شورای مرکزی اینجانب مانند سایر همکارانم به برندگان تبریک گفتیم؛ ولی وقتی خواستیم از راه‌نایافتگان به شورا دلجویی کنیم آنان با لبخند گفتند: برنده‌ی اصلی انتخابات، جماعت است و بازندگان واقعی آن کسانی هستند که خوابهای پریشانی برای این کنگره‌ی جماعت می‌دیدند! خدا را شکر که از ما شایسته‌تر را برای سکانداری جماعت انتخاب کردید و از آنجا که منتخبان شورای مرکزی جماعت انسان‌هایی امین و علیم هستند، تصدّی این مسؤولیت عظیم را به آنان تبریک می‌گوییم.

 

دبیرکلّ محبوب

پس از ارائه‌ی گزارش توسّط دبیرکلّ، یکی از مسؤولان مرکزی جماعت در جایگاه قرار گرفت و به قرائت نامه‌ای پرداخت که در آن از رغبت شدید استاد پیرانی نسبت به کناره‌گیری از دبیر کلّی مجدّد جماعت سخن به میان آمده بود.

پس از قرائت نامه، از منتخبان کنگره خواسته شد در موافقت یا مخالفت با نامه‌ی دبیرکلّ اعلام موضع نمایند که چند نفر از اعضا در مخالفت شدید با کناره‌گیری ماموستا پیرانی سخنانی گفتند. فضای عجیبی بر کنگره حاکم بود. عدّه‌ای گریه می‌کردند و عدّه‌ای هم از تصمیم نابهنگام استاد بهت‌زده شده بودند. در نهایت از اعضا خواسته شد موافقت و یا مخالفت خود را با ارائه‌ی کارت سبز یا قرمز نشان دهند که بدون درنگ همه‌ی اعضا با ارائه‌ی کارت سبز خواستار تجدید نظر دکتر پیرانی در تصمیمش شدند. 

 

لابیگریهای انتخاباتی

معمولاً در انتخاباتها به منظور برنده شدن این و بازنده کردن آن، لابیگریهای توأم با تعریف از خود و تخریب طرف شکل می‌گیرد؛ امری که باعث می‌شود مردم در انتخاب گزینه‌ی اصلح دچار سر درگمی شوند؛ ولی به گواهی همه‌ی کسانی که در کنگره حضور داشته و همچنین به اعتراف کسانی که با عینک انصاف به چینش غیر توافقی اعضای شورای مرکزی بنگرند، در کنگره‌ی اخیر جماعت ـ و البتّه همه‌ی کنگره‌ها ـ جز بر شایسته‌سالاری تأکید نشده است و در این تشکّل مدنی و متدیّن از لابیگری و تخریب خبری نیست.

 

زنان در رأس

بیش از یک دهم اعضای کنگره‌ی پنجم را خواهران تشکیل می‌دادند.

اطلاع پیدا کردیم خواهران نیز برای عضویت در شورای مرکزی ثبت نام می‌کنند؛ با شنیدن خبر خیلی خوشحال شدیم؛ حتّی یکی از مهمانان بزرگوار کنگره – ماموستا آذرین - را مشاهده می‌کردم که برای حضور یکی از خواهران در انتخابات شورای مرکزی آنان را تشویق می‌نمود و همچنین به صورت فردی از اعضا می‌خواست که به خانم محمّدی رأی دهند!

یکی از خواهران خطاب به جمعی از ما گفت: ما بانوان عضو کنگره نیز می‌خواهیم برای شورای مرکزی جماعت کاندیدا داشته باشیم؛ زیرا در جماعت دعوت و اصلاح و طبق اساسنامه‌ی آن یکی از حقوق مُسلَّم هر خواهر و برادری این است که انتخاب کند و انتخاب شود.

آن خواهر پرسید: آیا به نظر شما، برادران به کاندیدای زن رأی خواهند داد؟! 

پاسخ دادیم: آیا آن خواهر شایستگی شورای مرکزی را دارد یا خیر؟ گفت: آری! گفتیم: از آنجا که ملاک انتخاب همگی ما شایسته‌سالاری است پس شک نکن که مورد قبول دوستان قرار خواهد گرفت.

در نهایت خواهر بزرگوار و جوانمان خانم «ایران محمّدی» با کسب اغلب آرای اعضا موفّق شد به شورا راه یابد تا ثابت کرده باشیم از نگاه جماعت دعوت و اصلاح زنان و مردان از حقوق و مسؤولیت برابری برخوردارند.

و...

خداوندا عاقبت این جماعت و همه‌ی دلسوزان دین و ملّت را ختم به خیر بگردان!

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام (مهمان)
1398/08/18

چنین روندی نمودی از سکون و استاتیک است جایی که حضور یکنفر یا هزار نفر و یا هیچکس برابر و یکسان است وقتی پویایی و امواج سهمگین نظریه و آگاهی در کار نباشد شاهد یک اجتماع بی تحرک و کلیشه ای هستیم اجتماعی در خود فرو رفته که در خیالات دور و درازی سیر می کند .
دریغ از اندکی پویایی ،دریغ از امواج سهمگین آگاهی ،دریغ از ... دریغ دریغ

2
بدون‌نام (مهمان)
1398/08/19

مەلا ڕەسوڵ گیان دەستت خۆش بێ، هەر بژیت