استاد زاهد شریفی از اساتید علوم دینی پیرانشهر: اصولاً کار ماموستا دعوتگری است

اشاره: در ماه مبارک رمضان، روزی تصمیم گرفتم به عیادت یکی از اساتید زحمتکش شهر پیرانشهر بروم، استادی که حق پدری برگردنم داشت و در سال ٧۴، اوایل طلبگی به حجره‌ی وی در روستایی به نام صوفیان از توابع اشنویه رفتم و همیشه به من می‌فرمود: ابراهیم تو حق برادر بزرگی نسبت به بچّه‌هایم را داری، حسّ خوبی به من دست داده بود، چون استاد فردی مهربان و دلسوز بود و همچنین همسر گرامی استاد، حکم مادری پُرمحبّت نسبت به همه‌ی ما طلاّب حجره داشت. این قضیه باعث شد به عنوان جبران بخش کوچکی از محبّت‌های این خانواده‌ی نازنین برای این مصاحبه همّت گُمارم. اکنون این مصاحبه مختصر و مفید را به سمع و نظر محبوبان دلِ سایت سۆزی میحراب تقدیم می نماییم.

سۆزی میحراب: خدمت شما استاد بزرگوار عرض سلام دارم؛ از سایت سۆزی میحراب خدمت رسیده ایم؛ ممنون می‌شویم خودتان را به علاقمندان این سایت معرفی بفرمایید و بیوگرافی مختصری از خودتان و خانوادهٔ محترمتان ارائه دهید؟
ماموستا زاهد: حمد و ثنا خدایی را سزد که آفریدگار جهانیان است. درود و سلام خدا بر روان پاک رسول اکرم اسلام. ضمن تشکر و قدردانی از دست اندرکاران [سایت محبوب سۆزی میحراب] و آرزوی توفیق بیش از حد “در ارائه روشنگری و خدمات دینی و ملّی و فرهنگی به هموطنان” برای همه شما از درگاه ایزد منّان خواستارم.
به اختصار عرض می‌نمایم: من زاهد شریفی که در شناسنامه ابوبکر نام دارم، متولد ۱۳۴۰ هستم، زادگاه من روستایی به نام زنگ‌آباد(زەنگیاوێ) از توابع پیرانشهر است و اکنون در مسجد دارالقرآن پیرانشهرمشعول امامت و تدریس هستم. شکر خدا دارای مدرک لیسانس از دانشکده إلهیّات و معارف اسلامی هستم. سال ۶۰ ازدواج نموده ام که حاصل این ازدواج سه پسر و دو دختر است، شکر خدا هر دو دخترهایم با قشر روحانی ازدواج نموده اند و یکی از پسر هایم نیز روحانی است.

سۆزی میحراب: استاد گرامی بفرمایید چی شد که راهی حجره شدید؟ نزد کدام اساتید و در چه شهرها و روستاهایی درس خوانده‌اید؟
ماموستا زاهد: انتخاب مدارس علوم دینی به علاقه خود و توصیه‌ی مرحوم پدرم بوده که شکر خدا پشیمان هم نیستم و اکثراً در مناطق سردشت و سقّز و پیرانشهر مشغول به کسب علم بوده ام. استادان گرامی من استاد سید نورالدّین واژی و استاد عبدالقادر کُردی و مرحوم استاد یوسف فتَاحی و مرحوم استاد سیّد کمال پیرخضر بوده اند.

سۆزی میحراب: دوران طلبگی تان را به یاد دارید؟ لطفاً از آداب و رسوم طلبگی آن زمان برای خوانندگان سایت اندکی نقل بفرمایید؟
ماموستا زاهد: دوران طلبگی به صورت راتبه [نان و غذا جمع کردن در خانوارهای تعیین شده] و کمک‌های مردم خیّر کردستان بود؛ آن وقت اکثر روستاها در کنار مسجد، حجرهٔ کوچک گِلی داشتند که آن را مردم دیندار کردستان ساخته بودند. در بین طلاّب سوال و جواب و تحقیقات سنّتی وجود داشت که بسیار هم مفید بود. مردم طلاّب را مانند اولاد خود حساب می‌کردند و افتخارشان کمک ‌به حجره بود.

سۆزی میحراب: استاد بفرمایید چه موادّ درسی را می خواندید و برنامه درسی تان چند ساله بود؟
ماموستا زاهد: در آن زمان علوم متداوله ادبیات عرب، منطق و تفسیر و بلاغت، اصول فقه و غیره خوانده می‌شد. امّا توجّه به تاریخ و حدیث و علوم حدیث و علوم قرآن، سیره و کتب عقیدتی و اخلاقی کمتر بود. دوران تحصیل بستگی به استعداد و معلومات افراد داشت، چون بعضی‌ها که شروع به تحصیل علوم عربی می‌کردند، کاملاً أُمّی بودند. به هر حال تقریباً در ۶-۷ سال مدرک سنّتی اجازه‌نامه افتاء و تدریس أخذ می‌شد.

سۆزی میحراب: استاد توجّه به عبادت و نماز جماعت و روزه ی سنّت میان طلاّب و مدرّسان آن دوره چگونه بود؟

ماموستا زاهد: متأسفانه توجّه لازم به مسائل تربیتی نبود، نماز جماعت را کمتر بجا می‌آوردیم، هرچند استادان بزرگ مقبولیّت جمعی داشتند، امّا کمتر در فکر آیندهٔ دین و مردم بودند.

سۆزی میحراب: استاد به جز تحصیلات حوزوی، مدرک دانشگاهی هم دارید؟ آثار و تألیفات و ترجمه داشته اید؟
ماموستا زاهد: خیر؛ فقط معادل لیسانس از دانشگاه إلهیّات و معارف اسلامی دارم؛ متأسفانه ترجمه و تألیفی نداشته ام.

سۆزی میحراب: در بین علماء و ماموستایان دوران تحصیلی تان، از چه کسی بیشتر متأثّر شده اید؟ در مورد شخصیت ایشان توضیح بفرمایید؟
ماموستا زاهد: مرحوم استاد بداقی نمونه اخلاق و استاد یوسف فتّاحی مرحوم، نمونه مبارزه با افکار لائیکی و قویّ در مناظره بود و استاد سید کمال پیرخضری نمونهٔ مهارت در روش تدریس و استاد شیخ رئوف نقشبندی نکته دان، استاد سخن و اهل مجلس و شوخ طبع بودند، با طلاّب هم خیلی صمیمی بود.

سۆزی میحراب: پس از فارغ التحصیل شدنتان چند سال به خدمت مقّدس دعوتگری در کِسوت ماموستایی پرداختید؟ معایب و محاسن وابسته بودن دعوتگر دینی (ماموستا) از لحاظ مادّی به مردم را چگونه ارزیابی می کنید؟
ماموستا زاهد: اصولاً کار ماموستا دعوتگری است، امّا اگر منظّم باشد، مؤثّرتر است‌. ضمناً وابسته بودن به مردم را مادام روحانی خودش را ذلیل نکند، سالم ترین راه برای دعوت دینی و تقریباً آزادانه تر می بینم.

سۆزی میحراب: استاد در دوران طلبگی تان میزان توجّه به درس هایی چون قرآن، تفسیر و حدیث چگونه بود؟
ماموستا زاهد: متأسفانه توجّه چندانی نمی شد، به جای علوم مذکور، اکثر اوقات در پرداختن به علوم های دیگر و فنون کاری سپری می‌شد.

سۆزی میحراب: طلاّب و حُجره ها در عصر تحصیل شما از چه مشکلات و کمبود هایی رنج می بردند؟
ماموستا زاهد: مشکلات عدیده ای وجود داشت، امّا واقعاً طلاّب اکثراً در دل مردم خیّر جای داشتند، ضمناً یادمان نرود مردم آن زمان خودشان نیز محروم بودند.

سۆزی میحراب: تا کنون چند طلبه نزد شما درس خوانده اند؟ و یا فارغ التحصیل شده و گواهینامه گرفته اند؟
ماموستا زاهد: شکرخدا طلاّب زیادی از مناطق مختلف تشریف آورده اند و ما در خدمتشان بوده ایم و مدارسه کرده ایم، از خیلی وقت پیش همچنان حجره ما برپا بوده و اکنون نیز طلبه داریم؛ نمونه ی ایشان: آقای عارف پریور که داماد بنده نیز هستند و آقای سردار شمامی اهل بانه و غیره… امّا مجلس رسمی اجازه نامه به آن صورت نداشته ایم.

سۆزی میحراب: هم چنانکه مستحضرید طلبگی و تحصیل علوم دینی در این زمانه خیلی کمرنگ و در برخی مناطق خاموش شده است؟ دلیل آن به نظر شما چیست؟
ماموستا زاهد: بله؛ می تواند عوامل زیادی داشته باشد، علی الخصوص پدران و مادران کمتر به این قسمت معنوی اهمیت می‌دهند و خود ماموستایان و اختلاف مابینشان و نداشتن مشورت و همدلی آنها، می تواند عامل اصلی دیگر باشد و خیلی عوامل دیگر هم می تواند در این باره نقش منفی بروز دهند.

سۆزی میحراب: امروزه شایع است که گویا در حوزه ها و مساجد و مدارس علمی دینی، افراط و تفریط شکل می‌گیرد! یا طلاّب تندرو و افراطی پرورش می یابند؛ یا طلبه هایی صوفی مشرب و ناسازگار فارغ التحصیل می‌شوند! آیا این إدّعا صحّت دارد؟
ماموستا زاهد: خدمتتون عرض کنم که طبیعی است، وقتی که مرجعیّت نباشد و این همه فضای باز مجازی وجود داشته باشد، افکار و نظرات عجیب و غریب را به دنبال دارد؛ امّا فکر میانه‌روی نهایتاً جانشینی همه اینها می شود.

سۆزی میحراب: به پدران و مادران مسلمان که فرزندان زرنگ و باهوشِ مستعدی دارند، چه توصیه هایی می کنید؟ [در رابطه با طلبه کردن آنها]؟
ماموستا زاهد: معلوم است که باید در هر عصر و زمانی عدّه ای مستعدّ و توانا مشغول کسب علم اسلامی باشند، امّا بعد از گذراندن مراحلی از علوم روز و تسلّط بر زبان و علوم رسمی هر کشوری، تعلیم اولاد به مقدّمات و ضروریّات دینی، وظیفهٔ والدین است.

سۆزی میحراب: آیا اداره کردن حجره و مدرسه علوم دینی در این عصر، به سبک قدیم را مناسب می دانید؟ لطفاً تعدادی از محاسن و معایب سبک مدیریتی قدیم و نوین حجره ها را برشمارید؟
ماموستا زاهد: آشکار است که اداره کردن طلاّب به صورت مدرسه بزرگ و دارای برنامه ریزی دقیق و دارای هیئت مدیره و آموزش و پرورش مناسب عصر حاضر و مدارسه علوم به صورت منظم و دروس حلقه ای و امتحانات به شیوه تخصصی، بهتر و بازدهی بیشتری خواهد داشت. امّا [ما لایدرک کله لایترک کله] مادام که مجاز و مقدور نیست، حداقل روش سنّتی قدیم را رها نکنیم، فعلی و عملی کار کنیم، نه خیالی و به صورت نظری که وجود خارجی آن غیرممکن باشد. نسبت به محاسن و معایب چه بگویم؛ ضرب المثل قدیمی هست که می‌گوید: آنچه که عیان است، چه حاجت به بیان است.

- سۆزی میحراب: آیا قبول دارید که اتّحاد و همدلی در بین علمای دین و دعوتگران مسلمان منطقه ما ضعیف است؟ دلیل این پدیده را چه می دانید؟
ماموستا زاهد: بله؛ متاسفانه علّتش بی تقوایی، خودخواهی و وابستگی به دیگران و عدم احساس مسئولیّت دینی و ملّی است؛ متاسفانه مرجعیت و شورای هماهنگ در منطقه وجود ندارد.

سۆزی میحراب: استاد اگر با طلاب جوان علوم دینی هم سخن شوی، در مقام نصیحت آنان چه می فرمایید؟
ماموستا زاهد: می خواهم با یکی دو بیت عربی به عزیزانم عرض کنم:
تعلّم یا فتی فالعلم نور / جزاءالعلم عندالله حور
تعلّم یافتی فالجهل عار/ جزاءالجهل عندالله نار.

سۆزی میحراب: استاد بزرگوار به نظر شما یک دعوتگر موفّق در عصر حاضر باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟
ماموستا زاهد: حکمت و موعظه حسنه- وکونوا دعاه الناس بغیر ألسنتکم، میانه روی، درک صحیح روحیات و مشکلات مدعوین، علم و عمل و تلاش شبانه‌روزی و اخلاص و صبر و بردباری و البته مهمتر از همه تقوای خویشتن می باشد.

سۆزی میحراب: بسیاری از کارشناسان دینی بر این باورند که آشفتگی در میان ماموستایان دینی به ویژه در بخش صدور فتوا به چشم می‌خورد؛ آیا برای برطرف نمودن این آشفتگی الزاماً تشکیل هیأت و اتحادیه ای، ضروری به نظر نمی‌رسد؟
ماموستا زاهد: بله؛ یقیناً همین‌طور است؛ ۱۰۰درصد فتوای فردی به هیچ عنوان مبحث شرعی نیست و حتماً باید یک هیئت و یک اتحادیه افتاء و مذهبی تشکیل شود؛چون اجماع یکی از أدلّه معتبر شرع است.

سۆزی میحراب: همچنان که می بینیم رابطه و مراجعه جوانان، جهت پرسش از دین به ماموستایان دینی از شکاف عمیقی برخوردار است؛ تحلیل شما از وضع نامطلوب موجود چیست؟
ماموستا زاهد: این پدیده‌ای زشت و معلول عوامل متعددی است؛ برنامه ریزی عمیق و دقیق دشمنان دین، عدم مسلّح بودن ماموستایان در جواب به دردبخور، دوری ماموستایان از متن جامعه، خود را تافته ی جدا بافته از دورو بر و غیره… در این باره موثر می باشد. مگر رسول اکرم(صلی‌الله علیه و سلم) نمی فرمایند: «حالفنی الشباب و خالفنی الشیوخ» اما با وجود موانع و مشکلات عدیده بر سر راه دعوت و دین و دعوتگران، سرانجام پیروزی با دین است و باطل فناپذیر می باشد. [لیظهره علی الدین کله ] – [والله متم نوره] – [والعاقبه للمتقین]. مهّم ادای وظیفه است و نتیجه در دست خداست.

سۆزی میحراب: واپسین سخن و توصیه شما، استاد بزرگوار را می شنویم؛ لطفاً بفرمایید؟
ماموستا زاهد: با خدا و خودمان و با مردم صادق و رو راست باشیم. ادای وظیفه نماییم و سستی و تنبلی و خیالبافی را کنار بگذاریم، با ذهن خالی و بدون پیش‌داوری کلام خدا را فهم کنیم، به خاطر جلب رضایت دیگران از ضروریّات و مسلّمات دین اسلام عدول نکنیم، دچار بحران هویّتی نشویم، با نظم و مشورت و تشکلی کار کنیم، ولی حزب‌گرا نباشیم. والسلام علی من اتبع الهدی

بخش اخبار: 
اصلی