پیامبرت را بشناس؛ محمد رسو‌ل‌الله – صلّی‌الله علیه وسلّم– (پاره‌ی چهارم و پایانی)

نویسنده: 
محمّد جمالزهی
پیامبرت را بشناس؛ محمد رسو‌ل‌الله – صلّی‌الله علیه وسلّم– (پاره‌ی چهارم و پایانی)

غزوات پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– 

چون مسلمانان قوت و شوکت یافتند بر آنها جهاد فرض شد (اینکه اگر مشرکی بر آنها تاخت آنها می‌توانند در مقابل از خود دفاع کنند): 

﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾ [البقرة: ٢١٦].

پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– ٢٨ غزوه را سرپرستی نمود و در ٩ غزوه خود او شرکت داشتند و آنها عبارتند از: بدر ـ احد ـ المریسیع ـ خندق ـ قریظه ـ بنی المصطلق ـ تبوک ـ خیبر ـ فتح مکه ـ حنین و طائف. 

غزوه‌ی بدر الکبری 

روز جمعه 17 رمضان سال 2 هجری به وقوع پیوست و تعداد مسلمانان 313 نفر و مشرکین 3 برابر بودند. خداوند مسلمانان را یاری نمود و 70 نفر از مشرکین کشته و 70 نفر اسیر، و در مقابل از مسلمانان 14 نفر شهید شدند. 

غزوه‌ی احد 

این غزوه در سال 3 هجری صورت گرفت. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– خود در جنگ حضور داشتند. مسلمانان تقریباً 1000 نفر بودند که 300 نفر با عبدالله ابن ابی‌ منافق برگشتند و تعداد مشرکین 3000 نفر بود. مسلمانان ابتدا پیروز شدند ولی بعد چون نگهبانی دره را گذاشتند تلفات زیادی دادند، منجمله دندان مبارک پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– شهید شد و چهره مبارک زخم‌هایی برداشت، و 70 نفر منجمله‌ی (حمزه‌بن عبدالمطلب) نیز به شهادت رسیدند و از مشرکین 22 نفر کشته شد. 

غزوه‌ی احزاب (خندق) 

این جنگ شوال سال پنجم صورت گرفت، و قبیله‌ی قریش ـ غطفان و یهود مدینه اراده کردند مسلمانان را محاصره کنند و تعداد آنها 10 هزار نفر بود. مسلمانان 3 هزار نفر بودند. در این هنگام، سلمان فارسی پیشنهاد کرد که خندقی حفر کنند. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– به پیشنهاد او عمل کرد، مسلمانان خندق را کندند. نعیم‌بن مسعود مسلمان شد و کفار را در هدفشان فریب داد. شب هنگام چون کفار خواستند بر مسلمین حمله کنند طوفانی برخاست و لشکر آنها را تار و مار کرد. آنها شکست خورده و برگشتند.

غزوه‌ی بنی‌قریظه 

وقتی پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– از جنگ خندق برگشت جبرئیل آمد و فرمود: «شما اسلحه‌ی خود را بر زمین گذاشته‌اید در حالی که فرشتگان هنوز مسلح‌اند، خدا می‌فرماید: شما به سوی بنی‌قریظه بروید» یهودیان بنی‌قریظه و مسلمانان پیمان داشتند، یهودیان پیمان خود را شکستند و با مشرکین بر علیه مسلمانان در غزوه‌ی خندق هم‌پیمان شدند پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– آنها را در حدود 20 و چند روز محاصره کرد آنها به ناچار تسلیم شدند. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– سعد را مأموریت داد تا در مورد آنها فیصله کند، سعدبن معاذ با توجه به قانون تورات فرمود: باید مردان آنها گردن زده شوند و زنان و کودکان اسیر شوند و اموال‌شان تقسیم گردد. و این حکم اجرا شد. 

غزوه‌ی بنی‌مصطلق 

در شعبان سال ششم صورت گرفت چون پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با قوم بنی‌مصطلق جنگید بدین نام مشهور شد. و این جنگ در کنار آبی صورت گرفت، و به نفع مسلمین به اتمام رسید. 

حادثه‌ی افک 

حادثه‌ی اتهام به ام‌المؤمنین در همین غزوه اتفاق افتاد. عبدالله بن ابی منافق و دوستانش به او تهمت زدند، و در نتیجه، خداوند ده آیه‌ی سوره نور را در طهارت‌شان نازل کردند. 

 

 

صلح حدیبیه 

در ذیقعده‌ی سال ششم پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با 1500 نفر قصد کرد که به سوی مکه رفته و حج عمره را انجام دهد. مشرکین از این سفر جلوگیری کردند و چون به حدیبیه رسیدند پیشنهاد صلح دادند و گفتند: سال دیگر شما حج کنید. در همین غزوه «بیعت الرضوان» صورت گرفت، و علت بیعت این بود که مسلمانان گمان کردند مشرکین فرستاده‌ی پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– (حضرت عثمان) را شهید کردند لذا همه متحد شدند تا انتقام خون حضرت عثمانس را از مشرکین بگیرند. 

غزوه‌ی خیبر 

در محرم سال هفتم رخ داد، یهودیان همه متحد و در قلعه‌ای جمع شدند و در آنجا پناه گرفتند و همواره توطئه و در صدد حمله به مدینه برآمدند. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– از جریان مطلع شد و قلعه را محاصره کرد، و روز بعد قلعه به دست مسلمین فتح شد. 

فریب یهود 

در همین غزوه، زینب بنت حارث یهودی گوسفندی را مسموم کرد و به خدمت پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– فرستاد که بشربن البراء خورد و شهید شد. چون پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– در دهان گذاشت فوراً فرمود: مسموم است. اصحاب دست از آن کشیدند. 

فتح مکه 

در سال هشتم هجری (20 رمضان) این غزوه صورت گرفت، علت آن پیمان‌شکنی مشرکین مکه بود. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با ده هزار نفر رهسپار مکه شد و در مقام الظهران ابوسفیان مسلمان شد. مکه بدون خونریزی فتح شد. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– همه‌ی دشمنان خود را معاف نمود و دستور داد تا همه‌ی مجسمه‌های داخل و اطراف کعبه شکسته شوند.

غزوه‌ی حنین

در شوال سال هشتم بعد از فتح مکه به وقوع پیوست، و خداوند مسلمین را بر هر دو قبیله‌ی ثقیف و هوازن پیروزی عطا کرد، هوازن فرار کرد و گروهی از آنان کشته و برخی اسیر شدند. 

غزوه‌ی طائف 

شوال سال هشتم هجرت بود که قبیله‌ی ثقیف که از مسلمین شکست خورده بودند خود را برای جنگ آماده کردند چون مسلمین از ماجرا باخبر شدند همراه با رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– به سوی آنها حرکت کردند. چون نزدیک شهر رسیدند مشرکین درب قلعه را بستند و تیراندازی کردند. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– آنها را محاصره و دستور داد تاکستان‌های آنها را قطع کنند چون طائفیان خود را در محاصره لشکر مسلمانان دیدند از معیشت خود ترسیدند ترجیح دادند خود را تسلیم کنند. برخی از آنها چون مسلمان شدند به دستور پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– آزاد شدند و به راحتی در کنار مسلمین زندگی کردند. 

غزوه‌ی تبوک 

در رجب سال نهم جنگ تبوک پیش آمد. روم قصد تهاجم به سرزمین مسلمانان را نمود. هوا گرم و موقع رسیدن میوه‌ها بود و آزمایشی از جانب پروردگار بود بسیاری از منافقین از جنگ باز ماندند. حضرت عثمانس کمک فوق‌العاده‌ای به این جنگ کرد. تعداد لشکر مسلمین 30 هزار نفر بود لشکر روم هیبت مسلمانان را دید ترسید و به سرزمین آنها نزدیک نشد. 

سال نهم تا یازدهم 

در سال نهم پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– ابوبکر صدیق را امیر گروه 300 نفره نمود که حج کنند و حضرت علیس را امر کرد تا سوره‌ی توبه را بر مشرکین تلاوت کند که از این تاریخ مشرکین حق ندارند وارد مسجدالحرام شوند، در همین سال مردم گروه گروه وارد اسلام می‌شدند: 

﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١ وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا ٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣ ﴾ [النصر / 1-3].

«هنگامى كه يارى خدا و پيروزى فرارسد * و ببينى مردم گروه گروه وارد دين خدا مى‏شوند * پروردگارت را تسبيح و حمد كن، و از او آمرزش بخواه كه او بسيار توبه‏پذير است!».

در همین سال، حضرت معاذ بن جبل و ابوموسی اشعری را به سوی یمن فرستاد تا پادشاهان و ملوک را به سوی اسلام دعوت دهند. 

حجة الوداع 

سال دهم پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– روز پنج‌شنبه ـ شش روز مانده به ذیقعده از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. نماز عصر را در ذوالحلیفه ادا کرد و احرام بست، چون این آخرین حج عمر مبارک بود به حجة‌الوداع مشهور است. 

وفات حضرت رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– 

سال 11 هجری پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– مریض شد. روز پنج‌شنبه در خانه‌ی همسر خود ام‌میمونه بود که سر مبارک را درد شدید فراگرفت، و لحظه به لحظه شدیدتر شد. به خانه‌ی حضرت عایشه -رضی‌الله عنها- رفت، 12 روز، بعضی می‌گویند: 14 روز این مریضی طول کشید، در این هنگام ابوبکر صدیق امامت نمازها را به عهده داشت. 

وفات پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– روز دوشنبه 12 ربیع‌الاول در حالی که 63 سال عمر مبارک بود در حجره‌ی حضرت عایشه -رضی‌الله عنها- روح مبارک به اعلی علیین پرواز کرد. 

 

همسران پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– 

پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با یازده همسر ازدواج نمود که هنگام وفات نه همسر در قید حیات بود (عایشه ـ حفصه ـ ام‌حبیبه ـ ام‌سلمه ـ سوده ـ زینب ـ جویریه ـ صفیه -رضی الله تعالى عنهن-). 

1- خدیجه بنت خویلد- رضی الله عنها -

اولین همسر پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– ، و اولین کسی بود که به او ایمان آورد، در سال دهم بعثت وفات کرد. 

2- سوده بنت زمعه- رضی الله عنها -

پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با او قبل از هجرت ازدواج کرد، و در زمان حضرت عمرس رحلت کرد. 

3- عایشه صدیقه- رضی الله عنها -

او دختر ابوبکر صدیقس است که بعد از سوده با او ازدواج نمود، او تنها همسر پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– بود که باکره بود. بقیه‌ی زنان پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– بیوه بودند. زمان خلافت حضرت معاویهس وفات کرد، و در بقیع دفن شد و نماز جنازه‌ی او را ابوهریرهس خواند. 

4- حفصه- رضی الله عنها -

حفصه دختر عمربن الخطابس است. سال سوم هجری او را پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– به عقد خویش درآورد، وقت وفات پیامبر عمر ایشان 22 سال بود. سال 41 هجری وفات کرد، و بعضی می‌گویند: سال 50 هجری وفات کرده است. 

5- زینب بنت خزیمه- رضی الله عنها -

پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– او را در رمضان سال 4 هجری نکاح کرد، و قبل از وفات پیامبرج درگذشت. 

6- ام‌سلمه- رضی الله عنها -

اسم او هند بنت ابی‌امیه است. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– سال 4 هجری با او ازدواج کرد. و سال 59 هجری، و بعضی می‌گویند: در زمان یزید وفات کرد. 

7- زینب بنت جحش- رضی الله عنها -

او دختر امیمه است، پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با او در ذیقعده‌ی سال پنجم ازدواج کرد. او بعد از وفات پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– در سال 20 هجری درگذشت، و حضرت عمرس بر او نماز گذارد. 

8- جویریه بنت الحارث- رضی الله عنها -

او از اسیران بنی‌مصطلق بود که سهم ثابت بن قیس شد. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– او را به اسارت گرفت و آزاد کرد و با او ازدواج نمود. و سال 50 یا 56 هجری وفات کرد. 

9- ام حبیبه بنت ابی‌سفیان- رضی الله عنها -

اسم او رمله است. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– سال 6 یا 7 هجری او را ازدواج نمود. در زمان خلافت امیر معاویه در سال 44 هجری وفات کرد. 

10- صفیه بنت حیی- رضی الله عنها -

بعد از خیبر آزاد شد. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– با او ازدواج نمود، و در سال 59 هجری وفات کرد. 

11- میمونه بنت الحارث- رضی الله عنها -

در سال هفتم هجری پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– او را در حالی که 36 سال سن داشت نکاح کرد. و سال 38 هجری در «سرف» نزدیک مکه وفات کرد. 

 

فرزندان پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– 

همه‌ی فرزندان پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– از حضرت خدیجه ل هستند. به جز ابراهیم که از ماریه‌ی قبطیه است. 

پسران 

قاسم ـ طیب ـ طاهر ـ ابراهیم. 

دختران 

زینب- رضی الله عنها -: دختر بزرگ که ابوالعاص بن ربیع او را نکاح کرد. زینب سال هفتم هجری وفات کرد. 

رقیه- رضی الله عنها -: همسر حضرت عثمانس بود با همسر خود به حبشه هجری کرد. سال دوم هجرت وفات کرد. 

ام‌کلثوم- رضی الله عنها -: بعد از وفات رقیه- رضی الله عنها - به ازدواج حضرت عثمان درآمد، و در شعبان سال هفتم هجری وفات کرد. 

فاطمه- رضی الله عنها -: او همسر علی –رضی الله عنه- است. سال دوم هجری حضرت علی با او ازدواج نمود، و از او حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم متولد شد. بعد از شش ماه وفات پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– رحلت کرد. 

 

 نام‌ها ـ صفات ـ معجزات ـ اخلاق و عبادات 

نام‌های مبارک 

پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– فرمود: نام‌های من عبارتند از: محمد، احمد، الماحی، (کسی که کفر را محو می‌کند) الحاشر (کسی که مخلوقات بر قدم‌هایش حشر می‌شوند) و العاقب هستند. 

ابوموسی اشعری می‌گوید: پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– خود را محمد ـ احمد المقفی و الحاشر و نبی‌التوبة و نبی‌الرحمة می‌نامید. 

صفات 

او چهارشانه ـ نه بلند و نه کوتاه، رنگ او گلگون، یعنی سفید مایل به قرمز، ابروهای سیاه و پیوسته و چشمانی گشاده داشت. مژه‌های او بلند و ریش مبارک پرپشت بود. دهان گشاده ولی متناسب بود، پیشانی بلند و بینی کشیده داشت، مفاصل درشت و سینه پهن و گردن کشیده و زیبایی داشت، آرام و باهیبت قدم برمی‌داشت، وقتی لبخند می‌زد دندان‌های مبارک چون لؤلؤ می‌درخشید. 

معجزات 

معجزات، یعنی نشانه‌هایی که از جانب خدا برای اثبات نبوت به او عطا شدند خیلی زیاد بودند که ما چند تا را بیان می‌کنیم. قرآن کریم، از معجزاتی هست که هیچ پیامبری نظیر آن را تاکنون نیاورده است. 

شق القمر: ماه به دو نیم شد و همه‌ی قریش مشاهده کرد. 

غذای پربرکت: به وسیله چند عدد خرما لشکر 900 نفره سیر شدند. 

آب پربرکت: از انگشتان مبارک آب جوشید و لشکری از آن سیر شد. 

ریگ: مشتی خاک به سوی لشکر پرتاب کرد که در چشم همه‌ی آنها رفت. 

ستون: وقتی منبر را عوض کرد صدای ناله نخل درآمد که همه آن را شنیدند. 

اخبار آینده: بسیاری از اخبار را به اذن خدا پیش‌بینی می‌کرد، اینکه عمار را گروهی یاغی می‌کشد، و به عثمان مصیبت خواهد رسید، و اینکه حضرت حسن بین دو گروه مسلمان صلح می‌آورد. 

چشم علی: آب دهان مبارک را بر چشمان علی که درد می‌کرد گذارد و بالفور معالجه شد. 

خصوصیات ویژه 

1-برای او بیشتر از چهار زن مباح بود.

2-زنان او برای امت حرام‌اند. 

3-شیطان نمی‌تواند خود را به شکل او درآورد. 

4-ملائکه با او در جنگ شرکت می‌کردند. 

5-معجزه او (قرآن) تا قیامت باقی است در حالی که معجزات انبیا گذشته تمام شده است. 

6-همسران او مادران مؤمنان‌اند. 

7-ازواج او در دنیا و آخرت همسران وی هستند. 

8-او رسول همه جهان و اقوام است. 

9-چشم مبارک می‌خوابید ولی دل مبارک بیدار بود. 

10-پشت سر را همچون روبرو می‌دید. 

11-همه روی زمین برای او مسجد قرار داده شد. 

12-صاحب شفاعت کبری روز قیامت است. 

اخلاق 

«إِنَّمَا بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الأَخْلاَقِ». 

وقتی از حضرت عایشه در مورد اخلاق رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– سؤال شد، فرمود: اخلاق او قرآن بود، و خداوند او را به بهترین صفت ستایش می‌کند: 

﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ ٤﴾ [القلم / 4].

«و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى‏».

همچنین خداوند می‌فرماید: 

﴿وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَ﴾ [آل عمران: 159] 

«ای رسول گرامی! اگر تو قلب سختی داشتی هرگز مؤمنین ماحول تو جمع نمی‌شدند».

او بخشنده‌ترین مردم بود. صادق و امین بود. لهجه‌ی او نرم و محترم بود. شجاع‌ترین انسان‌ها بود. باحیا و متواضع بود. حیای او از زنان پرده‌نشین بیشتر بود. هدیه را قبول می‌کرد و در مقابل هدیه می‌داد. زکات را قبول نمی‌کرد و نمی‌خورد. به خاطر نفس خود خشم و انتقام نمی‌گرفت. اما به خاطر حرمت‌شکنی دستورات الهی به شدت ناراحت می‌شد. هر چه می‌یافت تناول می‌کرد. تکیه زده نمی‌خورد. با فقرا مجالست می‌کرد. مریضان را عیادت می‌کرد. به جنایز شرکت می‌کرد. شوخی می‌کرد ولی به جز حق چیزی نمی‌گفت. می‌خندید ولی قهقهه نمی‌زد. حضرت انسس می‌فرماید: ده سال آن حضرت– صلّی‌الله علیه وسلّم– را خدمت کردم. روزی به من نگفت که چرا این کار را انجام دادی یا انجام ندادی؟ حیا و نجابت او فوق‌العاده بود. چهره‌ی نورانی و درخشانی داشت. به اصحاب سفارش می‌کرد بدی‌های خود را پیش من بازگو نکنید زیرا می‌خواهم با دلی آرام و خالی از کدورت شما را ملاقات کنم اگر صحابه‌ای را غمگین می‌دید با شوخی و لبخند او را شاداب و مسرور می‌ساخت. اگر کسی غایب می‌شد جویای احوال او می‌شد. بیماران را عیادت می‌کرد. به کودکان سلام می‌داد. کسی که با او مصافحه می‌کرد تا او دستش را نمی‌کشید پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– دست او را رها نمی‌کرد. هرگز شکم سیر نخورد. لباس خود را وصله می‌زد. کفش خود را پینه می‌کرد. با دستان مبارک خود گوسفند می‌دوشید. مایحتاج خود را تهیه می‌کرد. خوش برخورد بود. انسانی به تمام معنا بود.

عبادت 

حضرت عایشه- رضی الله عنها - می‌فرمایند: «حضرت رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– بعضی اوقات نماز را به قدری طولانی می‌کرد که پاهای ورم می‌کرد. می‌گفتم: چرا خود را به مشقت می‌اندازید؟ در حالی که خداوند شما را معاف کرده است. می‌فرمود: آیا بنده‌ی شکرگزار نباشم؟» بسا شب‌ها تا صبح عبادت می‌کرد. همواره به نماز می‌ایستاد و می‌فرمود: «نماز سردی چشم من است». با اینکه خداوند گناهان اول و آخر او را معاف کرده بود، به خاطر سپاسگزاری از این نعمت بیشتر از همه خدا را عبادت می‌کرد. او نه راهب بود و نه بی‌پروا به عبادت. از احوال اقتصادی مردم جویا می‌شد آنها را تشویق به عبادت و همچنین به کسب حلال می‌کرد از تنبل بیکار بیزار بود.

بدون امتیاز