بمباران شیمیایی سردشت و ضرورت استقرار صلح در جهان

بمباران شیمیایی سردشت و ضرورت استقرار صلح در جهان

هفتم تیرماه یادآور تجربه‌ی تلخ بمباران شیمیایی سردشت در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳٦٦، بیانگر درخواستی اصیل برای استقرار صلح در جهان است. امری که با گسترش دامنه‌اش به صحنه‌ی جهانی و همراهی مردم صلح دوست هیروشیما، ناکازاکی و حلبچه در کنار مردم خوب سردشت، ضرورتی انکارناپذیر است. صاحب‌نظران امر معتقدند که تحقق صلح در جهان، با مردمی که حالت جنگی و تخاصم میان آنها وجود دارد، قابل تحقیق نیست. صلح درونی، پایه‌ی صلح بیرونی است. تنها در شرایطی که افراد صلح درونی را تجربه نمایند، امکان تحقق «جهان بیرونی صلح مندانه» فراهم می‌شود.(باباتوندا، 1388،33)

سازمانها و شخصیت‌های طرفدار صلح در این زمینه تلاشهای زیادی کرده‌اند و نظریه‌پردازی برای تحقق اندیشه‌ی صلح و صلح دوستی، زمینه برای اقدامات عملی را فراهم می‌نماید. این تلاشزها با هدف بر انداختن همه اشکال خشونت‌های اجتماعی، ستم‌های سیاسی و اقتصادی و همه‌ی ساختارهای اجتماعی که منازعات خشونت‌آمیز را تولید می‌کنند، صورت می‌گیرد. از این رو، در اساسنامه‌ی  یونسکو، با درک این واقعیت آمده است که از آنجا که جنگها در ضمیر انسانها به وجود می‌آید، دفاع از صلح نیز می‌باید در ضمیر انسان‌ها پرورش یابد. صلح وضعیتی روانی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و معنوی است که در سطح فردی، بین فردی، بین گروهی و جهانی زندگی بشر، متجلی می‌شود و محصول نهایی انتقال انسانها از خودمحوری، خودخواهی و تمایلات ستیزه‌جویانه و دوگانه‌ی «خودی – غیر خودی» به وضعیت جهانی و فراگیر آگاهی از وحدت و یگانگی بنیادی بشر و ارتباط با تمامی بشریت و در حقیقت ارتباط با تمامی زندگی است.(خطیبی مقدم،1389، 128)

مدافعان صلح معتقدند که تمرین عدم خشونت از طریق جهان‌های متفاوت مردم، فرهنگها و مذاهب مختلف در جهان کنونی، می‌تواند در قرن بیست و یکم، جهان توأم با صلح بیشتر را ایجاد کند و به نظر می‌رسد که اولین قدم برای تحقق صلح اجتماعی، برقراری صلح درونی در میان کسانی است که عدم خشونت را تجربه کرده‌اند. جامعه‌ی مدنی محل تبلور صلح درونی و بیرونی انسان است. البته واژه‌ی جامعه‌ی مدنی به صورت‌های مختلفی تعبیر شده است.

یک تفسیر عمومی پذیرفته شده این است که جامعه‌ی مدنی به صورت نهادها، سازمانها و افرادی است که میان خانواده، دولت و بازار قرار گرفته‌اند، به‌گونه‌ای که مردم در آنها بطور دواطلبانه همکاری می‌کنند تا خواسته‌های عمومی تحقق یابند.(برینکمن،2006،29) اعتقاد بر این است که استفاده از مفهوم جامعه‌ی مدنی همواره در جایی و زمانی رونق می‌گیرد که تاکید بر شان مستقل جامعه در برابر شأن دولت ضرورت یابد. برینکمن معتقد است که جامعه‌ی مدنی یک واژه با استعمال بسیار است برای توصیف نهادهای اجتماعی، سنتی و مدرن، که در یک جامعه دایر هستند.

جامعه‌ی مدنی از دولت جدا است، امّا برای کارکرد خوب هر جامعه‌ای، اساسی است. در جاییکه سازمانهای مدنی و؟گروههای اجتماعی فعال و مؤثر هستند، تفاوت‌های اجتماعی پذیرفته شده و خشونت عمومی به عنوان پاسخی به تضاد و درگیری، بسیار کمتر از آن است به نسبت جاییکه در آن جامعه‌ی مدنی توسعه یافته نیست. متأسفانه یکی از تاثیرات منفی بحران و نزاع‌های خشونت‌آمیز، فروپاشی آن بخشهای جامعه‌ی مدنی است که کارکردهای مثبت و خوب دارند.(کورنلیا برینکمن،2006، ص30)

در جامعه‌ی مدنی با تاکید بر چند فرهنگی بودن ساختار آن می توان از طرق مختلف به آموزش صلح اقدام نمود. و گروههای مختلف را با اهداف صلح‌طلبانه آشنا نمود. جامعه‌ی ایرانی در مجموع دارای برخی از مشکلات در این زمینه است. به شیوه‌های مختلف خشونت در زندگی روزمره در سطح فردی، بین فردی، گروهی و سازمانی تجربه می‌شود و در مقابل آن به علت ضعف و تضعیف جامعه‌ی مدنی، تلاش‌ها برای تحقق و نهادینه شدن صلح و عدم خشونت؛ ناتوان از گسترش فرهنگ صلح در سطوح یادشده بوده است. از این رو، به نظر می‌رسد که برای رهایی از گسترش بیشتر خشونت و دامنگیری فرهنگ صلح، آحاد جامعه‌ی ایرانی بایستی آموزش های مورد نیاز در زمینه‌ی مدارا و خشونت‌پرهیزی را فرا گیرند و بکار بندند تا کم‌کم خشونت‌ورزی از جامعه‌ی ما رخت بربندد.(مولودی،1395، 196)

تاکید بر روز هفتم تیرماه و انجام مراسم ویژه‌ی این روز در سردشت در سطح محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی با حضور گروه‌های صلح‌دوست از کشورهایی که قبلاً تجربه‌ی بمباران شیمیایی را داشته‌اند مانند ژاپن و عراق و تلاش برای خلع سلاح منطقه از نظر سلاح‌های شیمیایی و نامتعارف کشتار جمعی، یک وجه از تلاش برای صلح در خاورمیانه و جهان است. علاوه بر آن، توجه به مردم خوب سردشت و تلاش برای ایجاد امکانات درمانی بهتر و بیشتر برای التیام دردهای ناشی از بمباران، یکی از مسؤولیت‌های دولت است و بایستی توجّه لازم را به این امر داشته باشند. امری که با کاستی‌های زیاد توأم بوده است.

 

منابع:

۱-     مولودی-عبدالعزیز(۱۳۹۵) احزاب، جنبش‌های اجتماعی و مشارکت سیاسی، تهران، انتشارات افق علم.

۲-     ناجی- سعید و خطیبی مقدم- سمیه(۱۳۸۹) تفکر و کودک، (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال اول شماره دوم، پاییز و زمستان ۸۹، ص۱۲۱ـ۱٤۱).

3-Babatunde Ekanola , Adebola(1388) , Pacifism and its prospects for social peace, (فصلنامه حکمت و فلسفه، سال پنجم شماره دوم، تابستان ۸۸، ص۲۳)

4-Brinkmann, Cornelia (2006), Steps for Peace, Kabul, A

بدون امتیاز