هورامان سرزمینی گم‌گشته در اعماق تاریخ

هورامان نام منطقه ای است در نزدیکی مرز اقلیم کردستان عراق و در حد فاصل استان کرمانشاه، استان کردستان و استان سلیمانیه در عراق که در خصوص این موضوع کارگروه ثبت جهانی هورامان با توجه به فعالیت‌های چند ساله اخیرش جهت ثبت جهانی هورامان چندین معیار را از جمله گویش، معماری، نوع پوشاک سنتی، غذاهای محلی، آئین های سنتی و … را مبنا قرار داده.

هادی محمودی *

هورامان یک واژه متاخر است که از اواسط عهد صفویه برای اولین بار به مناطق و حد فاصل هورامان تخت(در کردستان) تا حدود فاوج(نام پاوه در زمان صفویه) اطلاق گردید و به مرور زمان کل این مناطق من حیث مجموع اورامان(اورامانات) نامیده شد؛ واژه اورمان (ORMAN)در زبان ترکی به معنی جنگل می‌باشد و به این علت که سرسبزترین و جنگلی ترین مناطق کرد نشین این منطقه بود به آن اورامان اطلاق گردید و این واژه به مرور زمان به "هورامان" تبدیل گردیده که همین امر سبب گردیده که تعابیر مختلف و متناقضی از این واژه ترکی بشود که به مرور زمان این معانی ازمعنای اصیل و ابتدایی وصحیح این واژه فاصله گرفتند.

بعدهاو با سیر تطور زمان واژه اورامان به هورامان تبدیل گشت و بسیاری از نویسندگان این خطه به علت واقف نبودن بر اصل قضیه در خصوص وجه تسمیه هورامان معانی و تعابیر مختلفی را جستجو کردند و هورامان را یک واژه باستانی دانستند به معنای سرزمین اهورایی (سرزمین پاک ) و یا اینکه هورامان را همان هورئامان دانسته و معنای آن را بالا آمدن یا سربلند کردن، که آن هم به این دلیل که کوه های سربه فلک کشیده این دیار سروگردنی از مناطق اطراف خود بالاترهستندو هه ورئاما نیز به کاررفته بردند و یا اینکه واژه هورامان را برگرفته از اقوام باستانی "هوری ها" دانستند (هوری ها مردم باستانی شمال میان رودان از کوه‌های زاگرس تا سوریه در هزاره سوم پیش از میلاد بودند که تمدنی درخشان داشتند که بعدها از بین رفتند که این مردم از اولین اقوام متمدن و باستانی ساکن غرب ایران بوده اند(.

اگر به مناطق کرد نشین کنونی نگاه کنیم می بینیم که جنگلی ترین و سرسبزترین مناطق کردنشین اخیر مناطقی است که در هورامان قرار دارد و قطعا در حدود ۵۰۰ سال پیش این جنگلها از اکنون وسیعتر بوده است و به این دلیل بوده که صفویان به این منطقه اورامان به معنای "منطقه جنگلی" نام نهاده اند و به مرور زمان این واژه به "هورامان" تبدیل گردیده است .

این منطقه در بامداد تاریخ خالی از هر روستا و یا قریه ای بوده است و تمامی مردم ساکن پاوه و هورامان آن زمان مردمانی به نام کرته؛ کرتی یا کرتو بوده اند که در سراسر منطقه آن زمان بر مبنای معیشت دامداری و شیوه ییلاق و قشلاق زندگی می کرده اند.

بر اساس تحقیقات باستان شناسی قدیمی ترین ساکنین غرب ایران که هورامان امروزه نیز جزئی از آن است؛ مردمانی به نام کرتو در حدود هزاره هشتم قبل از میلاد بودند و بعد ها این مردمان شالوده اولین حکومت باستانی ایران باستان با نام "حکومت بزرگ گوتیان" را بنا نهاده و اولین شهرهای ایران باستان را با نام های دینور و حلوان و عمادیه و شهر زوور و ... را بنا نهادند و پس از از بین رفتن آنان "هوریان" که بازماندگان آنان بودند تمدنی دیگر را در غرب ایران پایه گذاری کردند که بعدها با تضعیف آنها و سپس مهاجرت اقوامی از آریایی ها با نام مادها در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد به غرب ایران؛ این اقوام با ساکنین باستانی این منطقه در هم آمیختند و حکومت بزرگ مادها را در ایران را پایه گذاری کردند .

شهر معروف باستانی "ءاتوور" که توسط آشوریان حدود سه هزار سال پیش به آتش کشیده شده است و اکنون در زیر تلی از خاک مدفون است در منطقه ای به نام آتورگه قرار داشته است که آتورگه نام قدیمی مکانی در مجاورت پاوه امروزه است که شامل "حد فاصل بانوره تا روستای زردوئی" می باشد که حتی نام روستای زردوئی تا حدود ۲۰۰ سال پیش "آتورگه" بوده است که که بعدها به زردوئی تغییر نام یافت .

شواهد نیز موئید این مطلب است زیرا در مجاورت بانوره کنونی کوهی به نام آتشگه (آتشکده) وجود دارد !

جالب تر است که بدانیم معنای بانوره در زبان کُردی محلی هورامان و طبق داستان قدیمی ای از مردمان هورامان که امروزه نیز بین مردم پاوه وجود دارد از یک داستان قدیمی نشأت می‌گیرد ، به معنای «بام فروریخته!

بانوره امروزه شهری است که قدمت تاسیس آن به حدود ۴۰ سال قبل بازمی گردد و تا ۵۰ سال پیش این منطقه خالی از سکنه بوده و یک دشت خالی بوده است که از حدود ۴۰ سال پیش مقارن با جنگ ایران و عراق طوایف کرد امامی؛ از حاشیه مرز عراق به این منطقه آمده و شهر بانوره را بنا نهادند.

قطع به یقین شهر معروف باستانی "ءاتوور" که حدود سه هزار سال پیش توسط آشوریان به آتش کشیده شده است و اکنون در زیر تلی از خاک مدفون است به احتمال بسیار زیاد در زیر تلی از خاک در شهر بانوره کنونی واقع است که باید در این خصوص کاوشهای باستان شناسی انجام شود و بقایای این شهر باستانی را از زیر خاک بیرون آورد.

متاسفانه این موضوع مورد کم توجهی مسئولین قرار گرفته و تا کنون اقدامات لازم جهت کاوش های باستانی دقیق و کشف بقایای این شهر باستانی از زیر خاک انجام نشده است.

اما من حیث مجموع میتوان نتیجه گرفت که قدیمی ترین ساکنین سرزمین کنونی خطه هورامان مردمان ساکن در شهر باستانی "ءاتوور" که همین "اتورگه" کنونی در مجاورت پاوه است بوده اند و اجداد مردمان روستای زردوئی که اکنون اکثریت آنها در کرمانشاه زندگی می کنند قدیمی ترین ساکنین سرزمین کنونی هورامان هستند و اجداد آنها اولین یکجا نشینان خطه هورامان بوده اند.

در سال ۱۳۰۵ شمسی به صورت اتفاقی در غاری واقع دره تنگیور پالنگان در کامیاران کنونی خمره ای پر از دانه ارزن پیدا شد که در میان آن نوشته ای به خط یونانی (تمدن هلنیسیم) و پهلوی اشکانی بر پوست آهو وجود داشت؛ این نوشته که به (بنچاق اورامان )مشهور شد قراردادی است میان دو نفر(پاتَسپَک، پسر تیرِن» و «آویل، پسر باینین») برای خرید و فروش که شاهدان معامله نیز نام خود را در آن نوشته اند؛ این بنچاق به سال ۱۲۰ پیش از میلاد مسیح تعلق دارد که در حال حاضر این بنچاق در موزه برلین نگه داری می شود .

تا کنون و در کل هورامان کنونی این سند نوشتاری قدیمی ترین سند کشف شده در کل منطقه است که مربوط به منطقه پالنگان است که نشان از قدمت طولانی تر پالنگان نسبت به کل مناطق هورامان دارد و بیانگر آن است که قدیمی ترین ساکنین پالنگان زبانی شبیه مردم حاشیه اورشلیم (سرزمین اردن و اسرائیل کنونی)آن زمان داشته اند و از آن مناطق به پالنگان آمده اند.

همانطور که گفته شد موئسسین پالنگان مردمانی بوده اند که زبان یونانی داشته اند و بر دین یهودیت بوده اند و پس از آنها و بعدها سکونت گاه اولیه مردمان گوران؛ که این مردمان گوران هنگام مهاجرت از حاشیه دریای مازندران به غرب ایران در حدود ۳۰۰۰ سال قبل ؛ بعلت اینکه منطقه پالنگان دارای چشمه‌های پر آب و دره های زیبا مانند دره زیبای تنگیور بوده است در این قلعه و مناطق مجاور آن ساکن شده و به مرور زمان با ازدیاد جمعیت در سرتاسر سرزمین کنونی هورامان پراکنده گشتنه که به مرور زمان روستاه های فراوانی را ایجاد کردند و بعدها این مردمان گوران به هورامی معروف شدند و در واقع ریشه های تمامی مردم هورامی زبان کنونی ساکن در خطه هورامان که شامل شهرهای پاوه و مریوان تا نوسود و نودشه و هورامان تخت و ... هستند به منطقه پالنگان برمی گردد که در حقیقت اجداد تمامی مردمان هورامی زبان کنونی ساکن در آن منطقه بوده اند که بعدها و به مرور زمان در سرتاسر خطه هورامان پراکنده گشتند.

پاوه مرکز هورامان
قدیمی ترین نامی که از پاوه در تنها ترین سند باستانی ایران باستان در دست است واژه پاوا (پوه) است که این واژه به معنای برافراشته در اوج ؛پایدار و ثابت است و در زمان زرتشت این منطقه خالی از هیچ سکنه و قریه ای بوده است و مردمانی به نام کرتو؛ گاها از این منطقه به عنوان منطقه ییلاقی خود استفاده می کرده اند .

در اوستا به مکانی به نام پاوه اشاره می گردد؛ در کتاب "کوه های ناشناخته اوستا یا جغرافیای غرب ایران تألیف عماد الدین دولتشاهی" که در آن به ترجمه قسمتی از کتاب اوستا نیز می پردازد ؛در خصوص پاوه چنین آمده است :

“زردشت فرانسو پوه( پاوه)" : یعنی زردشت به طرف پاوه رفت.

پس در زمان زردشت نام این محل پاوه بوده است و این بدین معنی است که طبق اوستا که حداقل ۷۰۰ سال قبل از میلاد نگاشته شده است؛در حدود ۲۷۰۰ سال قبل ؛ نام این منطقه پوه(پاوه)بوده است و قدیمی ترین ساکنین پاوه مردمانی به نام کرتو بوده اند که عشایری بوده اند که از پاوه به عنوان منطقه ییلاق خود استفاده میکرده اند

گورانهای اولیه که از پالنگان به پاوه آمدند در مکانی از پاوه ساکن گردیدند که بعدها این مکان روستایی به نام "دگاگا" گردید که قدیمی ترین آثار و نشانه های سکونت در پاوه در این مکان موجود است که بعدها به دلایلی که مشخص نیست ویران شده و گورانهای بعدی که به پاوه آمدند و یهودی نبودند در مکانهایی از پاوه ساکن گردیدند که بعدها این مکانها قلاخوان ؛ میرائاوا ؛آسنگران ؛ قلم شائیان ؛ "سرده «سه ردی»" و «شه خه لیان»، «پشته»، «فیض ئاوا»، «سواره یا زواره» نام گرفتند ؛ که تمامی این ۹ مکان به مرور زمان به روستاهایی باین نامها تبدیل گشتند که به مرور زمان و با ازدیداد جمعیت این روستاه ها و همچنین درآمیختن مردمان این روستاها از طریق روابط سببی؛ تمامی این ۹ روستاه به هم پیوستند و پاوه شکل گرفت و این مکانها که قبلا نام روستاهای جداگانه ای بودند با این اسامی بعدها نامهای محله های قدیمی پاوه گردیدند.

هورامان پس از ورود اسلام
بعد از اسلام زمانی که مسلمانان به ایران حمله کردند "قلعه پالنگان" نیز از این حملات در امان نماند حدود سه ماه این قلعه به محاصره ی مسلمانان در آمد و بعد از سه ماه با همکاری چندین نفر از ساکنان قلعه دروازه های قلعه باز شده و مسلمانان توانستند قلعه را تصرف کنند اما مسلمانان به زور ساکنان قلعه را مجبور به پذیرش اسلام نکردند چون تا قرن ها بعد ساکنان بر آیین قدیمی خود که همان آیین"یاری"الحق"که شاخه ای از آیین زرتشت بود ماندند. حاکمین گورانی که قبل از اردلانی ها در این منطقه حکمرانی می کردند همین آیین را داشتند اما با تغییر مذهب در دوران صفوی ها و قبول کردن مذهب صفوی ها"شیعه اثنا عشری"از جانب حاکمان اردلان ،ساکنین این قلعه به زور به مناطق دیگری کوچ داده شدند مناطقی همچون"دالا هو"؛ "دینور" که تا کنون نیز بر آیین خود مانده اند و به نام "الحقی ها" مشهورند.

"عبد الصمد توداری" در کتاب نور الانوار می گوید پالنگان در قدیم پایتخت یکی از خان های مغول بوده است و شهری آباد و پر رونق، البته روشن ترین دوران پالنگان بر می گردد به دوران صفوی ها؛ «دکتر صدیق صفی زاده » در کتاب کرد و کردستان چنین می گوید: در آن دوران سه نفر با نام های "محمد بیگ""غیب الله بیگ"؛"امیر اسکندر پالنگانی" در پالنگان حکمرانی می کردند و قلعه های "دیوزناو"، "مروارید" ؛"عین"، "نشور"، "پیلانه" زیر سلطه ی این افراد بوده است، از آن پس تاکنون شهر پالنگان از رونق افتاده و به صورت یک روستای بزرگ باقی مانده است.

تنها اشاره ای که به رابطه کردها با اسلام می شود که سندیت دارد و در قدیمی ترین کتابها به آن اشاره میگردد و ارتباط خیلی عجیبی با هورامان آن زمان دارد مطلبی است در خصوص یکی از اصحاب پیامبر(ص) است که در آن زمان و در آستانه ظهور پیامبر اکرم(ص) از منطقه ای در اطراف شهر زوور(شهر زوور شهری باستانی و بزرگ در مکان سلیمانیه کنونی عراق است که در سال ۶۱۳ هَ. ق بر اثر زلزله‌های شدیدی ویران گردید)؛ آن زمان به مدینه در نزد پیامبر اکرم(ص) می رود و موفق به ملاقات پیامبر اکرم(ص) میگردد و به دین اسلام در می آید که به صورت خلاصه بدین شرح است :

"شخص با نام "گاوان" از طایف ای به نام "طایفه گاوانی" در "شهر زوور" در "ولایت جبال" به مدینه در نزد پیامبر(ص) می رود و پس از شناخت پیامبر(ص) به دین اسلام در می آید و در نزد اعراب بانام جابان الکردی معروف میشود که در مدینه باقی می ماند و در آنجا صاحب فرزندی می گردد که نام اورا "ابوبصیر" می گذارد که در منابع تاریخی صدر اسلام این شخص به "ابوبصیرالصردی" معروف است"

اما در خصوص اینکه گاوان و طایفه گاوانی دقیقا مربوط به کدام منطقه از مناطق هورامان آن زمان بوده در اسناد و کتب تاریخی صدراسلام تا کنون هیچ مطلبی کشف نگردیده است اما از روی کتب دوره های بعدی میتوان تا حدودی در یافت که گاوان از کدام منطقه بوده است و اطلاعات بیشتری به دست آورد که بدین شرح است :

ابوالحسن علی بن الحسین المسعودی؛ تاریخ‌نویس و جغرافی‌دان و دانشمند و جهان‌گرد عرب حدود ۱۲۰۰ سال پیش در سفری که ولایت جبال(نام قدیم کردستان که هورامان جزئی از آن بوده است) اشاره میکند که یکی از طوایف در این ولایت با نام گاوانیه وجود دارد که با نامهای دیگری آن را صدا میکنند: از جمله جاوانیه و جلالیه این طایفه همچنین به صورتهای دیگر آن گلالی یا جلالی، نام نام دارد (مروج‌الذهب، بیروت، ۱۹۸۹م، صفحه ۱۰۱، مسعودی، علی و التنبیه و الاشراف، به کوشش عبدالله اسماعیل صاوی، بغداد، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸م، صفحه ۷۸(

جاوان کُرد (صحابی کُرد پیامبر) از قدیم در میان کردها طایفه‌ بزرگی وجود داشته است که در تاریخ به نامهای مختلفی مثل جاوان، ‌کاوان، ‌گاوان، جابان، نام برده شده است. (تاریخ ابن اثیر، عماد اصفهانی در قرن ۶ هجری، ‌سفرنامه ابن بطوطه، مروج الذهب مسعودی، قاموس المحیط فیروزآبادی، تاریخ امین زکی‌بگ(

طایفه جاوان کرد بعد از حمله هلاکو به بغداد تبدیل به عرب شده‌اند. ولی آنچه به واقعیت و حقیقت نزدیکتر است این است که طایفه گلالی کنونی که در کردستان عراق و ایران زندگی می کنند نوادگان همان طایفه هستند. (مصطفی جواد، «جاوان القبیله الکردیه المنسیه و مشاهیر الجاوانیین»، مجله المجمع العلمی العراقی، ج ۴(

ابوبصیر فرزند جابان الکُردی در مکه توسط مشرکین زندانی و شکنجه شده و از هجرت او جلوگیری گردید، ابن مأمون ابن جابان از علمای حدیث بوده است و در سال ۱۷۲ هجری در جبال وفات یافته است. (مروج الذهب مسعودی، دایره المعارف اسلامی، طبقات الکبری سبکی، قاموس المحیط فیروزآبادی ،مغازی ابن اسحاق و فتوح الشام واقدی)

من حیث مجموع از مجموع این اسناد چنین بر می‌آید: تنها طایفه از مردمان کنونی هورامان که در این اسناد از آنها نام برده می شود و گاوان را از آن طایفه میداند طایفه گلالی ها است که در گذشته نام های دیگری داشته اند اما در سیر تطور خود به گلال تبدیل شده است .

عشیره گلالی یکی از عشیره های بزرگ کرد است که دامنه پراکندگی انها از پاوه تا استان اربیل عراق گسترش دارد و نزدیک به دوازده۱۲ روستای دیگر از گلالی ها در عراق نزدیک شهرهای حلبجه و سلیمانیه سکونت دارند که شغل اصلیشغل دامداری و باغداری و زراعت است که با مهاجران و ساکنان ان ۵۰۰۰خانواده می باشندکه در سال ۸۸۸-۸۵۷هجری برابر با سال ۱۴۹۳-۱۴۵۲میلادی گروهی از انها به شهر زور(شاره زوور)عراق کوچ و مابقی در همان روستا گلال امروز در پاوه ساکنند همچنین میرشرف خان بتلیسی در کتاب خود (شرف نامه)که در سال ۱۰۰۵هجری مطابق با ۱۵۹۶ میلادی نوشته شده است درباره گلالی ها می نویسد که داسترک و نهاوند شهر زور عراق جایگاه و مکان گلالی ها بوده است.

روستای گلال یکی از روستا های تیره گلالی است که مردم آن در خیلی از نقاط از جمله کرمانشاه،کردستان زندگی میکنند. این روستا در نزدیک شهر پاوه قرار دارد و جز سه روستای کهن منطقه هورامان به شمار می اید .

با توجه به اینکه پسوند نام فرزند این شخص الصردی بوده است به احتمال بسیار زیاد این پسوند نام سکونت گاه اولیه طایفه گلالی(گاوانیه) بوده است با جستجو در مکانها و محله های قدیمی ترین روستاها و قریه های خطه هورامان در می آبیم تنها جایی که میتوان با این پسوند تطبیق داد؛ محله ای قدیمی در پاوه کنونی است که مشهور به محله "سرده «سه ردی»" که می توان اظهار داشت این واژه در زبان عربی تبدیل به "الصردی" شده است .

از آنجا که قدیمی ترین سکونت گاه طایفه گلالی ها؛ پاوه بوده است میتوان اظهار داشت گاوان از طایفه گلالی ها بوده است که این طایفه در صدر اسلام در محله "سرده «سه ردی»" در پاوه سکونت داشته اند.

با توجه به اینکه بشارت ظهور پیامبر خاتم در کتاب دینی یهودیان(تورات) به آنها داده شده بود و اینکه با توجه به اسناد قدیمی پاوه برخی از مردمان پاوه در آن زمان بر آئین یهودیت بوده اند قطع به یقین این شخص بر آئین موسویت بوده است و با توجه به ظاهر شدن نشانه های ظهور پیامبر اسلام(ص)؛ اقدام به مسافرت به سرزمین حجاز آن زمان گرفته و به ملاقات پیامبراکرم(ص) شتافته است.

* کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه خوارزمی، پژوهشگر حوزه هورامان‌شناسی

بخش اخبار: 
اصلی