به مردم بیاموزید...

نویسنده: 
دکتر صالح فهدی
به مردم بیاموزید...

روزی در یکی از مساجد کولر از کار افتاد؛ امام جماعت از فرصت پیش آمده برای موعظه استفاده کرد و خطاب به مردم گفت: ای مردم گرمای جهنم را به خاطر آورید... یکی از حضّار‌ گفت: ای شیخ بهتر نیست کولر را تعمیر کنیم و نعمت‌های بهشتی را به یاد آوریم؟؟

در زمانی که موضوعاتی چون عذاب قبر، ترس از خداوند، یادآوری صحنه‌های قیامت، بیم از عذاب‌های الهی، شوق مرگ و شهادت و... محور اصلی موعظه‌ها و خطبه‌ها را تشکیل می‌دهد، زمان آن فرا نرسیده است که علماء و دعوتگران مردم را با آموزه‌هایی نرم‌تر و ملایم‌تر از این پرورش دهند؟ آیا این روش آموزشی دستاوردی جز فتنه و هلاکت و ویرانی برای مسلمانان داشته است؟

بنابراین ضرورت دارد تا خطبای ارجمند با شیوه‌ای نوین با مردم سخن بگویند؛

پیش از همه به مردم بیاموزند که چگونه لبخند بزنند؛ دین به هیچ وجه امری عبوس و خشن نیست بلکه خداوند آن را برای خوشبختی بشر و آرامش قلب‌ها و جان‌ها فرو فرستاده است. پیامبر این دین –صلّی‌الله علیه و سلّم– لبخند به روی برادر مؤمن را عبادت قرار داده و می‌فرماید: «تبسُّمك في وجه أخيك صدقة» لبخند به روی برادر مؤمنت صدقه است. پس هر کس با این امر مخالفت کند و چهره‌ی اخمو و عبوسی از خود نشان دهد، یقیناً‌ مخالف آموزه‌های دینش عمل کرده است.

به مردم بیاموزید که چهره‌های خود را درخشان و خندان نشان دهند که درخشانی چهره‌های مؤمنان مخصوص آخرت نیست بلکه در دنیا هم باید این چنین باشند.

به آنان بیاموزید که خاستگاه عبادت در قلب است؛ در تکّه‌ گوشتی است که همان‌گونه‌ که در حدیث شریف نیز آمده است، اگر اصلاح شود تمام بدن اصلاح می‌شود و اگر فاسد شود همه‌ی بدن را به فساد می‌کشد. محل تقوا قلب است که اگر از آفاتی چون حسد و ریا و بغض و کینه در امان و با مردم صاف و بی‌غش باشد خداوند به آن برکت عنایت می‌کند.

به آنان بیاموزید که تنها مسجد جای عبادت نیست بلکه تمام زمین عبادتگاه مؤمن است؛ بیایید مصادیق عبادت را گسترش دهیم تا شامل همه چیز شود؛

شامل آزمایشگاهی که مؤمن در آن به تجارب پزشکی دست می‌یابد؛

کتابخانه‌ای که در آن به کشف حقایق علمی نایل می‌آید؛

 گردشی که انسان با نگاه به جمال طبیعت و شاهکار پروردگارش در شگفتی‌های آن می‌اندیشد؛

 دفتر کاری که برای خدمت به مردم کار می‌کند؛

وقتی که در خیابان برای برقراری نظم می‌کوشد؛

 وقتی در بازار با ‌قسط و عدل داد و ستد می‌کند؛

 وقتی بر مرکبی سوار است و در زمین خدا به گشت و گذار می‌پردازد؛

 وقتی دست نیازمندی را می‌‌گیرد؛

 وقتی بر کلاس درس حضور دارد و برای تربیت فرزندان امّت‌ می‌کوشد؛

به آنان بیاموزید که عبادت در هر میدانی وجود دارد و هر کاری که سرانجام نیکی را به ارمغان آورد عبادت محسوب می‌شود و به شکرانه‌ی سلامتی هر بند انگشت انسان صدقه‌ای نهفته است. بار خدایا چه بزرگ و با عظمت هستی.

به آنان بیاموزید که پیش از آراستن به نیکی‌ها، خود را از بدی‌ها پاک کنند. پیش از دستیابی به خیر و نیکی، وجود خود را از شر خالی کنند. به آنان بگویید خود را پاکدامن ندانند: فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ ﴿النجم/٣٢﴾ «پس خودتان را پاکدامن مشمرید، او به آنکه [از ناپسند] می‌پرهیزد، آگاه‌تر است‌.»

خودستایی، ظلم به خود و فاسد کردن فطرت انسان است. چه سنگین است سخن کسی که با نگاه به دیگران و در مقایسه‌ با آنان خود را پاک می‌پندارد! گمان می‌کند دیگران گمراه هستند و خود هدایت یافته است! نیکی‌ها را به خود نسبت می‌دهد و زشتی‌ها را به دیگری! در حالی که نمی‌داند در نادانی و گمراهی و غرور غلطیده است.

به آنان بیاموزید که خداوند نفحات رحمتی دارد که شب و روز آن را نازل می‌کند تا هستی را پوشش دهد و نیاز مستمندان را برآورد؛ بی‌خبران را نهیب زند و بیماران را شفا بخشد و گمراهان را هدایت کند. اما در مقابل به عذابی چون سنگ‌های داغ و آتشفشان‌های مذاب و زلزله‌های پیاپی وعده نداده است که شب و روز بر سر مردمان فرود آورد.

به آنان بیاموزید که خداوند خود حسابرس بندگان است و کسانی را به عنوان وصی‌ و وکیل قرار نداده است تا خطاهای آنان را بگیرند:

مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿انعام/٥٢﴾

«و کسانی را که پروردگارشان را بامدادان و شامگاهان [به نیایش‌] می‌خوانند و خشنودی او را می‌جویند[از خود] مران، چیزی از حساب آنان بر تو و چیزی از حساب تو بر آنان نیست که برانی‌شان و از ستمکاران شوی»

‌پس نباید خود را در مقام حسابرس بندگان قرار دهند در حالی که اصلاح خود را فراموش کرده‌اند و فریب ایمان‌شان را خورده‌اند. بعید نیست چنین کسانی دیگران را تکفیر کنند و به آنان صفات زشت نسبت دهند. این کار ظلم به بندگان و دخالت در کارهای پروردگار است.

به آنان بیاموزید که خدای متعال پروردگار کافران نیز هست همان‌گونه‌ که پروردگار مؤمنان است؛ چنان که شما را به دین خود هدایت کرده است هر کس را که بخواهد می‌تواند هدایت کند حتی درجاتی بالاتر از شما را به او ببخشد. او می‌تواند تمام مردم دنیا را به راه راست هدایت کند.

به آنان بیاموزید که خداوند همان‌گونه‌ که نسبت به مؤمنان رحیم است، رحمان نیز هست؛ یعنی رحمتش فراگیر است و همه‌ی مردم حتی گناهکاران را نیز در بر می‌گیرد. رحمتش همه چیز را شامل می‌شود و بر غضبش پیشی گرفته است و بر اساس خواست او حرکت می‌کند.

به آنان بیاموزید که کلمه‌ی حق نه بر لبه‌ی شمشیر نشسته است و نه در لوله‌ی تفنگ و نه در لابلای کمربند انفجاری قرار دارد؛ بلکه در سلامت صدر، رفتار نیک، سخن زیبا، شادابی و پاک‌زبانی نهفته است. زیرا دین خدا قطره‌ای از جانب او و نسیمی از روح اوست؛ اگر پیامبری را برای تبلیغ دین خود برانگیخته است به او دستور داده است که فرامین دینش را به نیکی اجرا کند؛ این کار نه در جهت تعظیم مدعوی است که از تکبرش آگاه است بلکه برای تعظیم خداوند بزرگ است:

اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿٤٣﴾ فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ ﴿طه/٤٤﴾

«به سوی فرعون بروید که سر به طغیان برداشته است ‌و با او سخنی نرم بگویید، باشد که پند گیرد یا خشوع و خشیت‌ یابد.»

به آنان بیاموزید که برای اصلاح و هدایت و آرامش خود دعا کنند و از نفرین دیگران دست بردارند؛

کلماتی چون خدایا دشمنان ما را نابود کن؛ احدی از آنان را باقی مگذار؛ شگفتی‌های قدرتت را در نابودی آنان به ما نشان بده؛ آنان را با زلزله‌ها و آتش‌فشان‌ها گرفتار کن؛ زمین را در زیر پایشان بلغزان و نیرنگ‌شان را به خودشان باز گردان را رها کنند؛ ما اینها را از پیامبرمان نیاموختیم؛ در جنگ احد در حالی که زخمی شده بود و خون را از چهره‌ی مبارکش پاک می‌کرد، مشرکان را نفرین نکرد بلکه فرمود: خدایا قومم را هدایت کن که آنان نمی‌فهمند... این نفرین‌ها در راستای این سنّت‌ الهی نیست که می‌فرماید:

وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا أَشْرَكُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿انعام/١٠٧﴾

«و اگر خداوند می‌خواست، شرک نمی‌ورزیدند، ولی تو را نگهبان آنان نگماشته‌ایم و تو کارساز آنان نیستی‌.»

به آنان بیاموزید که اگر شاگردی چیزی را نفهمید سرزنشی بر او نیست بلکه سرزش بر معلّم‌ اوست. به همین ترتیب مسلمان مسؤول رساندن پیام دین به جهانیان است و پیش از آن که با آنان بجنگد یا متّهم‌‌شان کند یا دست به نفرین بردارد، باید با امانت و اخلاص به مسؤولیتش عمل کند:

وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ ﴿نمل/٤٣﴾

«و آنچه به جای خدا می‌پرستید، او را [از ایمان به خدا] باز داشته بود، که او [در آغاز] از قوم کافران بود.»

به آنان بیاموزید که دین پیش از نماد بیرونی آن، یک اصل و جوهر دارد و آن عبارت است از اخلاص نیّت‌ و سلامت قلب؛ اما توجه به ظاهر بدون پرداختن به اصل و جوهر آن چیزی جز ریا و خودنمایی و نفاق به همراه ندارد.

به آنان بیاموزید کسی که برای رسیدن به صف اول نماز دست و پای مردم را لگدکوب می‌کند، در حالی که ماشینش در بیرون مسجد سد معبر کرده است گناهش بیشتر از پاداش اوست.

به آنان بیاموزید تا دل‌های خود را به روی مردم بگشایند و اهل گذشت و مدارا باشند؛ چرا که انسان با اخلاق زیبای خود به مراتب بالایی دست می‌یابد:

«إنَّ المؤمن ليدرك بحسن خلقه درجة قائم الليل صائم النهار» «انسان مؤمن با اخلاق خوش به درجه‌ی روزه‌داران و شب‌زنده‌داران دست می‌یابد.»

به آنان بیاموزید که حق ندارند با نگاه به ظاهر یا تأویل گفتار مردم درباره‌ی آنان حکم کنند که رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم–می‌فرماید: «رُبَّ أشعث أغبر لو أقسم على الله لأبره» «چه بسا ژولیده‌‌موی غبارآلودی که اگر از خداوند چیزی بخواهد [به خاطر مقامی که نزد خدا دارد] برایش برآورده می‌سازد.» قضاوت درباره‌ی مردم باعث خودبرتربینی و فخرفروشی می‌شود و به کبر و غرور می‌انجامد.

به آنان بیاموزید که در زندگی خوش‌بین باشند نه بدبین؛ نسبت به مردم آسان‌گیر باشند نه سخت‌گیر.

به آنان بیاموزید که دنیا – چنان‌که‌ گفته‌اند – بهشت کافر و زندان مؤمن نیست؛ زیرا خداوند بالاتر و بزرگ‌تر از آن است که ما را در دنیا زندانی کند و با این حال سفارش کند که از پاکی‌ها بخوریم:

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّـهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ﴿اعراف/٣٢﴾

«بگو چه کسی زینت الهی را که برای بندگانش پدید آورده، و رزق پاکیزه او را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگانی دنیا برای مؤمنان [و نامؤمنان‌] است و در روز قیامت نیز خاص مؤمنان است.»

به آنان بیاموزید که عبادت حقیقی در طولانی کردن نماز نیست؛ زهد و پارسایی واقعی در ترک دنیا و دوری از خوراکی‌های پاکیزه نیست؛ بلکه در میدان عمل و رقابت بر سر آبادانی زمین است. قدرت مؤمن در توانمندی علمی و اقتصادی او و در توان رقابت با قدرت‌های بزرگ در کنار یقین قلبی و ارتباط با پروردگار نهفته است.

به آنان بیاموزید که بهشت نه یک در که هزار در دارد؛ هر عمل صالحی دری از درهای آن است. درهای بهشت در زندگی فراوان است؛ کار خیر انواع و اقسام گوناگون دارد و بالاترین آن تلاش در راستای مصلحت بندگان خدا و سهم داشتن در پیشرفت کشور است.

به آنان بیاموزید که حتی با دشمنان خود نیز به اصل عدالت پایبند باشند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّـهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿مائده/٨﴾

«ای مؤمنان در راه [رضای‌] خدا به داد برخیزید و به عدل شهادت دهید و دشمنی‌تان با بعضی از مردم شما را بر آن ندارد که بیداد کنید، دادگری کنید که به تقوا نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌»

در حکومت‌داری ظلم نکنند و در دشمنی از حد نگذرند.

به آنان بیاموزید که قبل از مرگ در راه خدا، زندگی کردن در راه خدا را یاد بگیرند که پاداش مرگ در راه خدا بالاتر از زندگی در راه او نیست.

به آنان بیاموزید که در دنیا خود و دیگران را رستگار سازند نه این‌که‌ عامل بدبختی و سیه‌روزی آنان شوند. شیخ محمد غزالی مصری می‌گوید: «می‌خواهم به امت اسلام بیاموزم که زندگی در راه خدا مانند مرگ در راه خداست.»

بیش از این از فضایل دین ما و از مظاهر رحمت پروردگار ما به آنان بیاموزید؛ آن را با محبت خدا پرورش دهید تا دل و جان‌شان پاکیزه شود و دنیا به روی آنها بخندد و خود نیز به روی مردم لبخند بزنند تا بهترین حامی و مجری دین و بالاترین عامل پیشرفت امت خود باشند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
حبیبه (مهمان)
1396/06/24

سلام علیکم.تشکر بسیار متن دلنشین و سرشار از مهربانی بود