قواعد قرآنی - قاعده‌ی هفدهم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی هفدهم

 قاعده‌ی هفدهم:

«وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ»

«و هرکس که خداوند خوارش بدارد، گرامی دارنده‌ای ندارد.»

این قاعده‌ی محکم قرآنی از عدالت و مجازات سخن می‌گوید و تدبر در آن تأثیر شگرفی در فهم مؤمن نسبت به رخدادهای تاریخی یا نامردی‌های روزگار نسبت به اهل خود در سطح فردی و اجتماعی بر جای می‌گذارد. این همان قاعده‌ی قرآنی است که در سوره‌ی حج به آن اشاره شده است:

ذکر کامل آیه ما را یاری می‌کند تا تصویر روشن‌تری از اهانت به انسان را داشته باشیم. خدای متعال می‌فرماید:

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّـهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ۩ ﴿حج:١٨﴾

آیا نیندیشیده‌ای که هر که در آسمانها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جانوران و بسیاری از مردم، بر خداوند سجده می‌برند، و بسیاری هم هستند که عذاب بر آنان محقق شده است، و هرکس که خداوند خوارش بدارد، گرامی دارنده‌ای ندارد، که خداوند هرچه خواهد همان تواند کرد.

در حین تلاوت این آیه‌ی کریمه آیا با من موافق هستید که بالاترین و زیباترین درجه‌ی کرامت انسانی زمانی است که پروردگار خود را به یکتایی عبادت می‌کند و آن را در قالب سجود و به خاک افتادن در برابر مولا و خالق و رازق خود نشان می‌دهد؛ در برابر کسی که رستگاری و نجاتش به دست اوست؟ آیا جز این است که بنده‌ی مؤمن این کار را در راستای اعتراف به حق خدا و امیداواری به فضل و ترس از عقابش انجام می‌دهد؟

آیا می‌دانید که بدترین خواری و پستی انسان زمانی است که از سجده در برابر آفریدگار خود ابا می‌کند یا زمانی که برای او شریکی قرار می‌دهد؟ در این صورت کوه‌ها و درختان و جانوران وحشی هم بر او برتری دارند چرا که در برابر خالق هستی سر به سجده می‌گذارند.

این قاعده‌ی قرآنی در اثنای سخن از کسانی که سزاوار عذاب هستند آمده است؛ یعنی کسانی که با شریک قرار دادن برای خدای بزرگ، خود را خوار و ذلیل و سزاوار عذاب ساخته‌اند و خدای متعال هم می‌فرماید: وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ پس کسی نیست که آنان را یاری یا برایشان شفاعت کنند پس خوار و ذلیل می‌شوند: وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ.

ببینید چگونه خدای متعال به جای "ومن یعذب الله" از عبارت وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ  برای عذاب استفاده می‌کند. دلیلش این است که – والله اعلم – اهانت، خواری و تحقیر را به همراه دارد و این افزون بر درد و رنج ناشی از عذاب است. زیرا گاهی فرد عذاب می‌شود بدون این که تحقیر شود. 

سپس ببینیم در مقابل چه تعبیری آورده است: فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ

کرم شامل همه‌ی محاسن و نیکی‌ها می‌شود و تنها به معنی عطا و بخشش نیست بلکه عطا معنایش را کامل می‌کند. احسان و نیکی به دیگران محاسن را کامل می‌کند و کرم به معنی فراوانی خیر و نیکی است و هر چیز پسندیده و زیبا با کرم توصیف می‌شود. در قرآن می‌خوانیم:

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿شعراء:٧﴾

آیا به زمین ننگریسته‌اند که چه بسیار در آن از هر جفت ارزشمندی رویانده‌ایم‌.

ابن قتیبه می‌گوید: از هر جنسی خوب وجود دارد و قرآن هم فرموده است که در میان مردم هم کریمانی هستند که خداوند آنان را اکرام کرده است و کسانی هم هستند که خوار و ذلیل شده‌اند. خدای متعال می‌فرماید: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ هم‌چنین می‌فرماید: وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّـهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ

اگر شرک به خدا بدترین حالت خواری و رسوایی انسان است، حالات دیگری هم وجود دارد که اگر چه پایین‌تر از شرک است اما اثر آن در خواری و ذلت بنده آشکار است و آن هم چیزی جز خواری ناشی از گناه و معصیت نیست. ابن قیم در توضیح بخشی از معانی این قاعده‌ی قرآنی و در بیان زشتی گناه و آثار بد آن می‌گوید:

معصیت سبب خواری و رسوایی بنده در نزد خداوند می‌شود. حسن بصری می‌گوید: قدرش را ندانستند و از او نافرمانی کردند و اگر مقامش را پاس می‌داشتند از آنان محافظت می‌کرد.

اگر بنده‌ای نزد خدا خوار شود هیچ کس او را گرامی نخواهد داشت: وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ  اگر چه مردم در ظاهر او را تعظیم کنند؛ این تعظیم به خاطر نیاز مردم به او یا به خاطر ترس از شر اوست؛ اما در دل مردم هیچ جایگاهی ندارند. وی در ادامه پیرامون برخی از مجازات‌های گناه می‌گوید:

خداوند ابهت گناهکار را از دل‌های مردم بیرون می‌کند و مورد تحقیر واقع می‌شود همان گونه خود امر و فرمان خدا را بی‌اهمیت دانسته است. به اندازه‌ی محبتی که به خدا دارد مردم هم او را تعظیم می‌کنند. بنده‌ای که حرمت‌های خدا را زیر پا می‌گذارد چگونه انتظار دارد که مردم حرمت او را پاس دارند؟ آیا کسی که حق خدا را پایمال می‌کند، خداوند او را در چشم مردم خوار نمی‌کند؟ وقتی معصیت خدا را سبک می‌پندارد آیا در چشم مردم سبک نخواهد شد؟

خدای متعال در ذکر مجازات گناه به این مهم اشاره کرده است که چگونه گناهکاران را در دام گناه‌شان گرفتار می‌کند و بر دل‌های آنان مهر می‌زند؛ آنان را فراموش می‌کند همان گونه او را فراموش کرده‌ بودند؛ آن گونه که دینش را تحقیر کردند آنان را تحقیر می‌کند.

به همین خاطر خداوند در آیه‌ی سجود مخلوقات می‌فرماید: وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ زمانی که از سجده در برابر خدای خود سرباز زدند و آن را سبک انگاشتند خداوند آنان را خوار کرد آن گونه که کسی نتواند اکرام‌شان کند. کسی که خدا خوارش کرده باشد چه کسی او را اکرام خواهد کرد؟

از جمله‌ مجازات‌های گناهکار آن است که گناهکار صفات نیک را از دست می‌دهد و با ذم و سرزنش از او یاد می‌شود؛ به جای عنوان‌های زیبایی مانند مؤمن و محسن و نیکوکار با صفاتی چون فاجر و عاصی و... از او یاد می‌کنند. این‌ها نام‌های زشت و بدترین نام‌ها هستند که موجب خشم خدا و دخول آتش و خواری و پستی در زندگی می‌شود. اما نام‌های نیک موجب رضای خدای رحمان و دخول بهشت و شرف او بر سایر افراد می‌شود. اگر مجازات گناه تنها همین بدنامی باشد هر انسان عاقلی بایست از گناه دوری می‌کرد. در مقابل اگر اجر و پاداش عبادت چیزی جز خوشنامی نبود عقل هر انسان عاقلی او را به سمت عبادت سوق می‌داد. اما آن‌چه خدا بدهد چیزی مانع آن نمی‌شود و آنچه بگیرد کسی نمی‌تواند آن را بدهد. کسی که از خدا دور شود دیگری او را نزدیک نخواهد کرد و کسی که به او نزدیک شود دیگری او را دور نخواهد ساخت. به همین ترتیب کسی که خدا خوارش کرده باشد دیگری او را اکرام نخواهد کرد و خداوند هر آن‌چه بخواهد انجام خواهد داد.

در کلام ابن قیم پیرامون قاعده‌ی مورد نظر به این مفهوم پی‌ می‌بریم: وَمَن يُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ هر کس با عبادت خدا و فرمان‌بری از شریعت پاک الهی اکرام شود گرامی‌ترین و عزیز‌ترین است اگر چه منافقان و کفار با او مخالفت کنند. منافقان می‌گفتند:

يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَـٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿منافقون:٨﴾

می‌گویند چون به مدینه بازگردیم، بلندپایگان، فرومایگان را از آنجا بیرون خواهند کرد، حال آنکه عزت، خاص خداوند و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان نمی‌دانند

اما نمی‌دانستند اهل عزت واقعی کیست؟

آیا خدای متعال نفرموده است:

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿آل‌عمران:١٣٩﴾

و سستی نورزید و اندوهگین نباشید چرا که شما اگر مؤمن باشید، برترید.

پس مؤمن چگونه احساس خواری می‌کند در حالی که سند او بالاترین، منهج او کامل‌ترین و الگوی او شریف‌ترین فرد است؟

آیا اهل ایمان می‌دانند وقتی به واجبات خود عمل کنند عزیزترین هستند؟

سخنم با کلام زیبای ابن تیمیه در خصوص این قاعده‌ی زیبای قرآنی به پایان می‌برم:

کرامت نیازمند استقامت و پایداری است و خدای متعال کرامتی بالاتر از محبت و رضای خود به کسی نبخشیده است؛ اگر بنده‌ی در راستای محبت و رضای خدا و اطاعت از رسول و دوستی با اولیای خدا و دشمنی با دشمنان او حرکت کند کریم‌ترین خواهد بود:

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّـهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿یونس:٦٢﴾

بدانید که دوستداران خدا، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند

از خدای متعال می‌خواهم همه‌ی ما را از زمره‌ی کریمان خود قرار دهد و در سایه‌ی اطاعت به ما کرامت بخشد و از خواری معصیت محفوظ دارد!

بدون امتیاز