پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- و پرهیز از خشونت

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور

از آن جا که انسان آزاد آفریده شده است و بارز‌ترین جلوه‌ی آزادیِ او، انتخاب آزادانه‌ي عقیده و باور است و با توجه به این که انسان موجودی خردورز و تربیت‌پذیر است و در شرایط مناسب می‌تواند بدون تهدید و یا اجبار، انتخابی درست و منطقی داشته باشد، نیازی به توسّل به خشونت وجود ندارد و در این مقوله هیچ فرقی بین انسان‌ها از نظرِ نژاد، جنسیت، رنگ، توان اقتصادي و... وجود ندارد. عده‌ای از سر عناد یا بضاعت اندک علمی خویش، اسلام را دین زور و شمشیر معرفی می‌کنند که خشونت در آن حرف اول را می‌زند و می‌خواهد آیین خود را به زور بر مردم تحمیل نماید. اما واقعیت امر و شواهد تاریخی بر بی‌ارزشی و سخافت این دیدگاه صحه می‌گذارد. چرا که قرآن به صراحت می فرماید: «لا إکراه فی الدِّین» یعنی در پذیرش دین هیچ‌گونه اجباری وجود ندارد. فلذا پذیرش دین اگر از روی اجبار و اکراه باشد فاقد ارزش و اعتبار است. قرآن پذیرش ظاهری دین بدون تأیید قلبی را نفاق خوانده و جایگاه منافقان را در پایین ترین درجه‌ی دوزخ تعیین نموده است: «إنَّ المُنافقینَ فی الدَّرک الأسفلِ منَ النارِ". اسلام دینی است که از خشونت جز در مقام دفاع و از روی ناچار پرهیز می کند و حتی در این حالت هم احترام به کرامت بشری دشمنانش را از یاد نمی‌برد. رسول گرامی اسلام-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- می‌فرماید: «إنَّ اللهَ یُعطِی بالرفق مَا لَا یُعطِی بِالعُنفِ» یعنی: خداوند پاداشی را که به عمل آميخته به رفق و مدارا مي‌دهد به كار فاقد مدارا اعطا نمي‌نمايد.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در صلح حدیبیه به رغم آن که یاران وفادارش تمایل چندانی به امضای قرار داد صلح نداشتند و فکر می‌کردند که امضای آن به نوعی تنازل و عقب‌نشینی در مقابل مشرکان است، بر انعقاد آن اصرار فرمودند تا در فضای آرام و به دور از جنگ و آشوب پیامش را به سمع مردم برساند؛ چرا که محیط آرام و بدور از خشونت برای به بار نشستن درخت اسلام به مراتب مساعدتر از محیط ناآرام و خشونت‌بار است. بی‌مناسبت نبود که سران قریش به مشرکان سفارش می‌کردند که هنگام ابلاغ دعوت توسط پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با صوت و کف زدن و برپا کردن سر و صدا، این فضای آرام را از او سلب نمایند و مانع ابلاغ پیامش به گوش دیگران شوند.
وقتی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در ذیقعده سال ششم هجری به قصد ادای عمره به طرف حدیبیه حرکت نمود، جمعی 1500 نفری در معیت وی بودند؛ اما بعد از سپری شدن دو سال تبلیغ در فضایی نسبتاً آرام وقتی که در رمضان سال هشتم هجری تصمیم به فتح مکه گرفت، 10000 نفر وی را همراهی می‌نمودند. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-تدبیری آن چنان حکیمانه اندیشید که توانست مکه را بدون خونریزی فتح کند و پس از فتح مکه با فرمان مشهور «إذهبوا فأنتم الطلقاء» دستور عفو عمومی داد و در صدد انتقام و اعمال خشونت برنیامد.
مورخان اذعان می‌دارند که شمار کشته‌های جنگ‌های زمان پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-اعم از کافر و مسلمان، چیزی حدود کمتر از 1000 نفر بوده است. این در حالی است که شمار قربانیان جنگ‌های اول و دوم جهانی به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد. با این همه اسلام دین ترور و خشونت معرفی می‌شود و مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر به زعم خویش و به منظور خشکاندن ریشه‌های ترور و خشونت در جوامع اسلامی هر روز خشونتی نو می‌آفرینند.
ما مسلمانان نیز باید با الهام از قرآن و با استناد به سیره پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-،پرهیز از خشونت را در تعامل با دیگران و ایجاد تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی به عنوان یک اصل، در سرلوحه‌ی کار خویش قرار دهیم و گفتگو، باور به ضرورت نقد منصفانه، باور به تغییر و التزام به قرار دادهای اجتماعی با تاکید بر آموزه‌های اخلاقی را راهکار رسیدن به این هدف بدانیم.