پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- شورا و دمکراسی

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
قرآن جایگاهی بسیار مهم برای «شور» قایل شده است. به همین جهت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- که خلق قرآنی دارد، عملاً بسیار بدان پایبند بوده و در زندگی عملیش آن را به کار گرفته است. همچنین قرآن مشورت کردن و رایزنی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با یارانش را عامل جذب آنها و عدم متفرق شدنشان دانسته و ایشان را به عفو و گذشت و طلب آمرزش و مشورت با یارانش امر فرموده است.: «... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاستغفِرلهم و شاوِرهم فی الامر»(آل‌عمران:159) رفتار پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به عنوان الگو آنچنان تاثیری در یارانش به جای گذاشته بود که حضرت عمر-رضی‌الله عنه- تعدادی از صحابه را همیشه در مدینه جهت شور و مشورت نگه می‌داشت و اجازه خروج از شهر را به آن ها نمی‌داد. مسلمانان چنان تربیت شده بودند که در ابزار رأی و نظر خود ولو این که مخالف پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- هم باشد، ترسی به دل راه نمی‌دادند.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در مسائل مختلف با یارانش مشورت می‌کرد و در صورتی که آراء آنان را به صلاح و نفع می‌دانست، به آراء آنان عمل می‌نمود. از جمله می‌توان به موارد مهم مشورت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با یارانش به شرح ذیل اشاره نمود:
• مشورت با آنان در مورد محل چادر زدن سپاهش در غزوه‌ی بدر و پذیرش رأی پیشنهادی برخلاف رأی خودش.
• مشورت با آنان در مورد نحوه‌ی برخورد با أسرای بدر.
• مشورت با آنان در مورد نحوه و محل رویاروی با قریش در غزوه‌ی أحد.
• مشورت با آنان در مورد نحوه‌ی دادن امتیاز به بزر گان غطفان در مقابل عدم حمایتشان از احزاب در جنگ احزاب و پذیرش رأی پیشنهادی سعد بن معاذ و سعد بن عباده مبنی بر عدم پرداخت یک سوم محصولات مدینه به آنها برخلاف رأی خودش.
• واگذاری انتخاب خلیفه‌اش به عقل جمعی اصحاب بعد از وفاتش.
به همین خاطر است که عایشه-رضی‌الله‌عنها- می‌فرماید: «کسی را ندیدم که بیشتر از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با مردم مشورت کند».
در طول تاریخ بشر بزرگ‌ترین مانع و ترقی و وحدت و همبستگی و رفاه انسان‌ها و رشد استعدادهایشان و بارزترین عامل ظلم وستم به آنها از جنبه‌های فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی استبداد و خودکامگی بوده است. تمرکز قدرت اجرا و تصمیم‌گیری و منابع ثروت در دست یک نفر یا یک گروه خاص زیان‌های فراوانی در طول تاریخ به مردم وارد آورده است. پیامبران الهی همواره استبداد و خودکامگی را به چالش کشیده‌اند و اسلام برای ریشه‌کن کردن فردمحوری و استبداد از زندگی انسانها، اصل بسیار مترقی شورا را در تمام سطوح، حاکم بر تنظیم روابط اجتماعی از جمله خانواده، جامعه و حکومت مقرر فرموده‌اند تا با به اجرا گذاشتن آن، کرامت انسانها ارج نهاده شود و افراد در تعیین سرنوشتشان مشارکت داده شوند. سیره مبارک پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- مشحون از به اجرا در آمدن این اصل مترقی بوده است. رسیدن به آزادی، مشارکت و همبستگی اجتماعی وسیاسی جز از راه شورا مسیر نبوده و بهترین راهکار رسیدن به این هدف می‌تواند آموزش و فرهنگ‌سازی و تأسیس یا مشارکت در نهادهای مدنی باشد.
البته لازم به ذکر است که اصل شورا به مراتب مترقی‌تر و منطقی‌تر از دمکراسی کنونی می‌باشد. چرا که در شورا شایستگان امت به اتخاذ تصمیم‌های سرنوشت‌ساز جامعه همچون تعیین حاکم اسلامی و... می‌پردازند؛ ولی در غالب دمکراسی‌های کنونی عموم مردم در این امر دخیلند و آراء شایستگان و افراد ناشایست یکی تلقی شده و با یک معیار سنجیده می‌شوند.
می‌توان گفت که دمکراسی برای پیشگیری از استبداد و تمرکز قدرت در دست عده‌ای معدود است. اما چه بسا می‌بینیم که صاحبان قدرت و ثروت با سوء استفاده از قدرت و ثروت خود بر افکار عمومی غلبه نموده و با برگزاری انتخابات نمایشی مانع از تحقق هدف اصلی دمکراسی که حکومت مردم بر مردم است، می‌گردند.