جوانان، قرآن و بیداری اسلامی

نویسنده: 
علی صارمی
جوانان، قرآن و بیداری اسلامی

الحمد لله الذی شرح صدور أهل الاسلام بالهدى ونکت فی قلوب أهل الطغیان فلاتعى الحکمة أبدا وأشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له الها أحدا فردا صمدا وأشهد أن محمدا عبده ورسوله ما أکرمه عبدا وأعظمه أصلا ومحتدا وأطهره مضجعا ومولدا وأبهره صدرا وموردا صلى الله علیه وعلى آله وصحبه اجمعین.
قال الله تعالی: (وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا یهْتَدِی لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِینَ)[القصص:5]
جوان منبع انرژی و تلاش است و می‌تواند با اراده‌ی والای خویش کوه‌های سختی را بپیماید و به قله‌های افتخار و سعادت دست یابد. جوان مغز متفکر هر جامعه‌ای است که می‌تواند با استعداد فراوان خود زمینه‌های رشد و تعالی کشورش را فراهم گرداند. جوانان در کنار تلاش در راستای ارتقای علم و دانش خویش صحنه‌های تاریخی را در جهان رقم زده‌اند که برای همیشه به یادگار مانده است و این اقدامات والای آنان به مرور زمان در حال نتیجه دادن است؛ که جوانان کشورهای منطقه با استعانت از خداوند متعال درصدد مقابله با زورمداران و مستکبران پرداخته‌اند و خواستار احقاق حقوق خویش می‌باشند.
جوان منبع انرژی و تلاش و نمونه‌ی بارز خواستن و توانستن است که می‌تواند تأثیر بسیار عمیقی بر محیط پیرامونی خویش و جهان بگذارد. جوان می‌تواند با قدرت نبوغ و خلاقیت خویش عرصه‌های سخت و ناهموار را به راحت‌ترین شیوه‌ی ممکن بپیماید و از نیستی‌ها و نشدن‌ها، اموری را رقم بزند که حتی در باور آدمیان نیز نمی‌گنجد. جوانی که عاشق موفقیت و پیروزی است تنها مسأله‌ای که باید در خود آن را مورد توجه قرار دهد آگاهی بر قدرت و انرژی درونی اوست که اگر بر این نقطه واقف گردد و خود را به عنوان محبوب‌ترین آفریده‌ی هستی قلمداد کند می‌تواند خود را به سرمنزل مقصود برساند.
جوانی دوره‌ی شور و هیجان است، برای رسیدن به خواسته‌ها و آرمان‌ها بی‌تابی می‌کند، حوصله‌ی کندی و سکون ندارد، زندگی را در قالبی نو می‌خواهد، تا تازگی و طراوت را در آن تجربه کند. دوست دارد یک‌باره به همه چیز برسد، ثروت و شهرت را با هم و همین حالا بدست آورد. او می‌خواهد پیشرو و برنده‌ی زندگی باشد، رفتار براساس هنجارهای جامعه، چندان برایش خوشایند نیست، از قالب‌ها و عادت‌های گذشته گریزان است. این حالت هم می‌تواند نتایج مثبت داشته باشد و خلاقیت‌ها و نوآوری‌هایی پدید آورد و هم می‌تواند ویرانگر و نابود کننده باشد و البته در این میان شرایط فرهنگی و تربیتی جامعه مسیر را مشخص می‌کند.
بله، دوران جوانی، دورانی حساس، سرنوشت ساز و تعیین کننده‌ی شخصیت انسان است. برای استفاده‌ی صحیح از دوران جوانی، باید به یک راهنمای آگاه و آشنا به مسیر و دور از خطا و اشتباه روی آورد و بهترین راهنما قرآن و فرموده‌های گهربار رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- است.
جوانان در قرآن
نقش قرآن چون در این عالم نشست
نقش‌های پاپ و کاهن را شکست
فاش گویم آنچه در دل مضمر است
این کتابی نیست چیزی دیگر است
چون که در جان رفت جان دیگر شود
جان چو دیگر شد جهان دیگر شود
دین مبین اسلام نیز بر جوانان به عنوان افرادی فعال و خلاق تأکید دارد که می‌توانند تغییر آفرین بوده و دگرگونی‌های فراوانی را در نظام هستی رقم بزنند. دین اسلام از جوانان می‌خواهد تا برای رسیدن به تعالی و پیشرفت، در تمام لحظه‌های زندگی خود از خداوند پیروی نمایند و از او به عنوان کمک رسان و همراه یاری بخواهند. وقتی به داستان پیامبران دقت می‌نماییم، می‌بینیم آزادی‌خواهی جوانان و بیداری فکری و اسلامی در خیلی از داستان‌ها بارز و چشم‌گیر است. با دقت نظر بیشتر می‌فهمیم که هسته‌ی اصلی شروع دعوت پیامبران در خطاب با جوانان و ایمان آوردن آن‌ها بوده است.
به طور مثال؛ ابراهیم خلیل را نگاه کن، در دوران جوانی وارد حوزه‌ی تفکر و اندیشه می‌شود تا از یوغ بندگی بت‌های بی‌جان به رهایی و آزادی برسد، به کنکاش و تحقیق می‌پردازد و عقل و درک خود را در این مسیر به کار می‌گیرد. خداوند چنین نقل می‌کند:
(فَلَمَّا جَنَّ عَلَیهِ اللَّیلُ رَأَى کوْکبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ* فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یهْدِنِی رَبِّی لَأَکونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ* فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکونَ* إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ)[الأنعام:76-79]
وقتی به حقیقت پرستش و آزادی می‌رسد شروع به دعوت به سوی آن می‌کند:
)وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّی أَرَاک وَقَوْمَک فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)[الأنعام: 74]، (وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّی فِی اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِکونَ بِهِ إِلَّا أَنْ یشَاءَ رَبِّی شَیئًا وَسِعَ رَبِّی کلَّ شَیءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَکرُونَ* وَکیفَ أَخَافُ مَا أَشْرَکتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّکمْ أَشْرَکتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ ینَزِّلْ بِهِ عَلَیکمْ سُلْطَانًا فَأَی الْفَرِیقَینِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ)[الأنعام:80-81]
هنگامی که مردم را به توحید دعوت می‌دهد و در مورد ناتوانی بت‌ها سخن می‌گوید، مردمش درباره‌ی او می‌گویند:
(قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى یذْکرُهُمْ یقَالُ لَهُ إِبْرَاهِیمُ)[الأنبیاء:60]، ‏گفتند: جوانی از -مخالفت با- بت‌ها سخن می‌گفت که بدو ابراهیم می‌گویند.
بله او جوانی زیرک و کاردان بود، وقتی بت‌ها را درهم می‌شکند و فقط بت بزرگ را باقی می‌گذارد، نشان از یک جوان عاقل، قدرتمند، و عاقبت اندیش دارد و از هرگونه احساسات افراطی به دور است و به مجادلات منطقی می‌پردازد آنجا که می‌گوید:
(قَالَ بَلْ فَعَلَهُ کبِیرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ کانُوا ینْطِقُونَ* فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّکمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ* ثُمَّ نُکسُوا عَلَى رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاءِ ینْطِقُونَ*قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا ینْفَعُکمْ شَیئًا وَلَا یضُرُّکمْ* أُفٍّ لَکمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ)[الأنبیاء:63-67]
بله و اوست که در نهایت پیروز و سربلند می‌گردد:
(قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَکمْ إِنْ کنْتُمْ فَاعِلِینَ* قُلْنَا یا نَارُ کونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ)[الأنبیاء:68-69]
به داستان موسی نگاه کنیم آنجا که خداوند می‌فرماید:
(فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّیةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ یفْتِنَهُمْ)[یونس:83]، هیچ کس به موسی ایمان نیاورد مگر گروهی از جوانان قومش، از فرعون و درباریان و اشراف بنی‌اسراییل می‌ترسیدند که -شکنجه و آزارشان رسانند و- آنان را از دین برگردانند.
در لغت عرب ذریه به فرزندان و نوه‌ها گفته می‌شود و آن‌ها جوانانی بودند که می‌توانستند آینده را بسازند و تحول به وجود آورند و موسی آن‌ها را برای مبارزه با ظلم و استبداد فرعون تربیت می‌کرد.
زن جوان عمران را ببین، آنگاه که از ستم حکام زمان خود به ستوه آمده و تصمیم به مبارزه با آن‌ها گرفت و در این راه تنها کاری که از دستش برمی‌آمد انجام داد و آن به دنیا آوردن و تربیت فرزندی صالح و آزاده بود تا بتواند آزادی را حس کند و آن را برای دیگران به ارمغان آورد. و زن عمران چنین گفت:
(إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَک مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّک أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)[آل عمران:35]
آری؛ او حامله شد و انتظار داشت که فرزندش پسر باشد ولی وقتی آن را به دنیا آورد، دید که دختر است؛ اما چون خداوند نیت پاک او را قبول کرده بود: (فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا)[آل عمران:37] دختری به نام مریم به او عطا کرد، مریم دختر پاک و باتقوایی بود و در زیر سرپرستی زکریا-علیه السلام- پرورش صحیحی یافت و از همین مریم، نوه‌ای به زن عمران بخشید که عیسی نام گرفت که سرور تمام آزادی‌خواهان جهان گردید. برای بیداری ملت‌ها تمام تلاش و توان خود را به خرج داد.
مریم نیز خود، نمادی از مبارزه، مقاومت و آزادی خواهی است، دختر جوانی که در همان دوران جوانی به فرزندی حامله می‌شود در حالی که تا آن زمان ازدواج نکرده بود و همسری نداشت.
(وَاذْکرْ فِی الْکتَابِ مَرْیمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکانًا شَرْقِیا * فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیا* قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْک إِنْ کنْتَ تَقِیا* قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّک لِأَهَبَ لَک غُلَامًا زَکیا* قَالَتْ أَنَّى یکونُ لِی غُلَامٌ وَلَمْ یمْسَسْنِی بَشَرٌ وَلَمْ أَک بَغِیا* قَالَ کذَلِک قَالَ رَبُّک هُوَ عَلَی هَینٌ وَلِنَجْعَلَهُ آیةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَکانَ أَمْرًا مَقْضِیا* فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکانًا قَصِیا* فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یا لَیتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکنْتُ نَسْیا مَنْسِیا)[مریم:16-23]
بعد از این جریان تهمت‌های فراوان به مریم نسبت داده می‌شود و مریم فشارهای روحی و روانی سنگینی را تحمل می‌کند:
(فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا یا مَرْیمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیئًا فَرِیا*یا أُخْتَ هَارُونَ مَا کانَ أَبُوک امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا کانَتْ أُمُّک بَغِیا)[مریم:27-28]
مریم با فشارهای روحی و روانی این مسأله، به سختی مبارزه می‌کرد، چون خداوند می‌خواست مادری باصلابت را برای عیسای ناصری به ارمغان آورد و قرار است این مادر فرزندی به دنیا آورد و تربیت کند که باعث بیداری ملت‌های مستضعف گردد و آن‌ها را از ستم اربابان قدرت و حکام مستبد آن زمان رهایی بخشد.
خداوند نصرت خود را برای مریم می‌فرستد و می‌فرماید:
(فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّک تَحْتَک سَرِیا * وَهُزِّی إِلَیک بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیک رُطَبًا جَنِیا * فَکلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَینًا فَإِمَّا تَرَینَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُکلِّمَ الْیوْمَ إِنْسِیا)[مریم: 24- 26]
و در نهایت حق تجلی پیدا می‌کند و مریم به سربلندی و سرافرازی دست می‌یابد و عیسی به ملت‌های تحت ستم آن روزگار، بیداری و روشن‌گری می‌بخشد: (ذَلِک عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِی فِیهِ یمْتَرُونَ)[مریم:34]
داستان غار نشینان مقاوم و باصلابت را ببین، وقتی که از دست ظالمان و ستمگران زمانه‌ی خود به غاری پناه بردند و خداوند در مورد آن‌ها می‌فرماید:
(إِنَّهُمْ فِتْیةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى)[الکهف:13]، آن‌ها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند، و ما بر -یقین و- هدایتشان افزودیم.
آن‌ها جوانانی بودند که قدرت تحلیل و بررسی داشتند آنگاه که اوضاع زمانه‌ی خود را تحلیل کردند و به استبداد حکام زمان خود پی‌بردند، گفتند:
(هَؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلَا یأْتُونَ عَلَیهِمْ بِسُلْطَانٍ بَینٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کذِبًا)[الکهف:15]، آن‌ها، یعنی قوم ما، بجز الله معبودهایی را به خدایی گرفته‌اند! ای کاش! دلیل روشنی بر –خدائی- آن‌ها ارائه می‌دادند! آخر چه کسی ستمکارتر از فردی است که به خدا دروغ بندد.
این جوانان با اتکاء به قدرت خداوند از او خواستند تا رستگارشان گرداند.(فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً وَهَیئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا)[الکهف:10]، و گفتند: پروردگارا! ما را از رحمت خود بهره‌مند، و راه نجاتی برایمان فراهم فرما.
خداوند نیز دعا و تلاش آن‌ها را پذیرفت و رستگارشان گردانید. (وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا)[الکهف:14]،‏ ‏ما به دل‌‌هایشان قدرت و شهامت دادیم، آن گاه که بپا خاستند و فریاد برآوردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. ما هرگز غیر از او معبودی را نمی‌پرستیم. در غیر این صورت سخنی گزاف و دور از حق گفته‌ایم.
لقمان حکیم را نگاه کنیم آن زمان که فرزندش را که جوانی بیش نیست نصیحت می‌کند و می‌فرماید: (وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یعِظُهُ یا بُنَی لَاتُشْرِک بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْک لَظُلْمٌ عَظِیمٌ* وَوَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَینِ أَنِ اشْکرْ لِی وَلِوَالِدَیک إِلَی الْمَصِیرُ * وَإِنْ جَاهَدَاک عَلَى أَنْ تُشْرِک بِی مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَی ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکمْ فَأُنَبِّئُکمْ بِمَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ * یا بُنَی آن‌ها إِنْ تَک مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ * یا بُنَی أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَک إِنَّ ذَلِک مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ * وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّک لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ کلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِی مَشْیک وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِک إِنَّ أَنْکرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ)[لقمان:13-19]‏
بله در این نصیحت‌های لقمان به فرزندش درس‌های زیادی نهفته است که اشاره وار آن‌ها را مروری می‌نماییم:
1. موحد بودن و عدم قرار دادن شریک برای خدا و این پرستش و حاکمیت و فرمان فقط برای خداست.
2. نیکی کردن به پدر و مادر و بزرگ‌ترها و شکرگزاری از زحمات آن‌ها.
3. اطاعت نکردن از فرمان و دستور غیرشرعی پدر و مادر و به طریق اولی پیروی نکردن از دستور حاکمان زورگو و مستبد.
4. پیروی از کسانی که همواره روی به سوی خداوند دارند و در پی کسب رضای او می‌باشند.
5. مواظبت بر عملکرد و کار خویش چون خداوند ناظر و آگاه بر عملکردها می‌باشد.
6. اقامه کردن نماز و امر به معروف و نهی از منکر که لازمه‌اش شناخت معروف و منکر می‌باشد.
7. صبور بودن و عدم تعجیل در دستیابی به نتیجه.
8. گشاده‌رو بودن با مردم و به شیوه‌ی مغرور و متکبرانه راه نرفتن و تعامل نکردن با مردم.
9. میانه‌رو بودن در امور زندگی و با منطق و استدلال سخن گفتن و پرهیز از هیاهوی بی‌فایده.
این‌ها درس‌هایی است که از لابه‌لای داستان‌های ذکر شده بدست آمده و هر جوان مبارز و آزادی‌خواهی باید آن‌ها را سرلوحه‌ی کار خود قرار دهد تا بتواند در راستای تعالی خود و جامعه‌اش گام بردارد و زمینه‌های نجات از دست ظالمان و طاغوتیان و رسیدن به نجات و سعادت دنیوی و اخروی را برای خود و جامعه‌اش فراهم گرداند.
به یاران جوان رسول خدا بنگر کسانی چون؛ عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبیدالله بن عباس، زید بن الصامت، انس بن مالک، زبیر بن عوام، طلحه بن عبیدالله، عمروبن العاص، علی بن ابی طالب، زید بن ثابت، عبدالله بن زبیر و سایرین که چگونه در مقابل دعوتش سر تعظیم فرود آوردند و با روحیه‌ای لطیف و پاک آن را پذیرفتند و همان‌ها بودند که در شرایط و زمان‌های مختلف به نصرت و یاری این دین آمدند و در صحنه‌های مختلف جهاد و مبارزه به دفاع از عقیده و آرمانشان برخواستندند.
آری، وقتی صفحات تاریخ اسلامی را ورق می‌زنیم با بسیاری از این جوانان آزادی‌خواه و مبارز برخورد می‌کنیم با کسانی که خود به بیداری رسیدند و برای بیدار کردن و رهایی ملت‌های تحت ستمشان تلاش نمودند. با جوانان غیوری مواجه می‌شویم که در راه رسیدن به آزادی و بندگی برای خدواند گام‌های بزرگی را برداشته‌اند. به جوانان پرشور، پراحساس و باشعوری برمی‌خوریم که شب‌ها و روزهای فراوانی را به انتظار دمیدن صبح پیروزی پشت سر گذاشته‌اند.
جوانان و خودسازی:
خداوند دوران جوانى را دوران قوت و قدرت مى‌نامد: (اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَیبَةً)[الروم:54]، خدا همان کسى است که شما را آفرید در حالى که ضعیف بودید، سپس بعد از این ضعف و ناتوانى، قدرت بخشید، و باز بعد از قدرت، ضعف و پیرى قرار داد.
جوانان فطرتى پاک دارند و پاکى‌ها را مى‌پذیرند و به آن جامه‌ى عمل مى‌پوشانند. پیامبر اسلام-صلى الله علیه وسلم- در اوایل دعوت خود، با جوانانى روبرو شد که سخنان پاک او را بر فطرت پاک خود می‌نوشتند. ایشان درباره‌ی آن‌ها مى‌فرماید: «اوصیکم بالشباب خیراً فانهم ارقّ افئدة...»[مسند احمد]، من شما را به نیکى با جوانان توصیه مى‌کنم، به سبب این که آن‌ها دلى رقیق‌تر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند.
دوران جوانى فرصتى بسیار ارزشمند و بى‌بدیل است. پیامبر-صلی الله علیه وسلم- می‌فرمایند: «اغتنم خمسا قبل خمس: شبابک قبل هرمک»[صحیح بخاری]، پنج چیز را قبل از آمدن پنج چیز دیگر غنیمت شمار: جوانى را قبل از پیرى.
برخى از فرصت طلبان از استعداد بکر و تازه‌ى جوانان سوءاستفاده مى‌کنند و آنان را به سوى قدرت، ثروت و شهوت سوق مى‌دهند؛ اما اسلام با سه مقوله‌ى اخلاق، عقاید و احکام، دنیا و آخرت یک جوان را ترسیم نموده و وظایفى را اعم از دنیوى و اخروى براى جوانان و نوجوانان برشمرده است که در این جا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره مى‌کنیم.
1. دوری از هوای نفس و شهوت: بالاترین غریزه‌ی انسان، غریزه‌ی شهوت است که اوج آن در دوران جوانی است و بزرگ‌ترین مانع رشد یک جوان، شهوت پرستی و هوای نفس اوست. خداوند می‌فرماید:
(أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ یهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکرُونَ)[الجاثیة:23]
شهوت طلبی، وسوسه‌ی شیطانی است که انسان را اسیر خود می‌کند: «عبد الشهوة اسیر لاینفک أَسْرُهُ» بنده شهوت اسیری است که هرگز اسارتش پایان نمی‌پذیرد. چه بسا لحظه‌ای شهوت طلبی، ناراحتی دراز مدت به همراه دارد. نفس اماره‌ی انسان همان تمایلات غریزی است که بر اثر شدت یافتن، بر عقل غلبه می‌یابد. قرآن نیز منشأ انحرافات را پیروی نفس و کلید سعادت و خوش‌بختی را مخالفت با خواهش‌های نفسانی می‌داند. یوسف-علیه السلام- نیز از نفس اماره‌اش به خداوند پناه می‌برد.
(قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَی مِمَّا یدْعُونَنِی إِلَیهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کیدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیهِنَّ وَأَکنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ)[یوسف:33]
برای فرار از خواهش‌های نفسانی و شهوت پرستی، لازم است ایمان به خدا و بندگی برای او را تقویت و معاشرت با دوستان منحرف را ترک کنیم و در پرورش عقل کوشا باشیم؛ زیرا هوای نفس دشمن عقل است و علت انحرافات، اسیر بودن عقل به دست امیال و هواهای نفسانی است. (أَنَّمَا یتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ)[القصص:50]
2. عبادت و بندگی: جوانان به سبب فطرت پاک و استعداد برای پذیرش حقایق به ملکوت اعلی نزدیک‌ترند و می‌توانند سریع‌تر از دیگران به خدا برسند. خداوند هدف از خلقت بشر را عبودیت و بندگی معرفی کرده است:
(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ)[الذاریات:56]، و من جن و انس را خلق نکردم، مگر برای عبادت.
خداوند عبادت جوان را بالاترین عبادت‌ها می‌داند. پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- در همین زمینه می‌فرمایند:
«سَبْعَةٌ یظِلُّهُمُ اللَّهُ فِی ظِلِّهِ یوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ:.... وَشَابٌّ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللَّهِ تَعَالَى»[صحیح بخاری]، خداوند هفت گروه را در سایه‌ی رحمت خود جای می‌دهد در روزی که سایه‌ای جز سایه‌اش نیست: ...دوم، جوانی که در عبادت خداوند متعال پرورش یابد... .
3. خودسازی و تهذیب نفس: قلب جوان مانند زمین خالی و مستعد است که هر چیزی در آن قرار گیرد، می‌پذیرد. خداوند نیز به تزکیه و تهذیب نفس تأکید فراوان دارد:
(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکاهَا)[الشمس:9]، (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکى)[الأعلى:14]، کسی که تزکیه کند رستگار است.
جوان می‌تواند با عهد و پیمان بستن با خود و مراقبت از اعمال روزانه و محاسبه‌ی اعمال و رفتارش، خود را در مسیر رهروان حق قرار دهد. (وَمَنْ تَزَکى فَإِنَّمَا یتَزَکى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ)[فاطر:18] تا عمر و جوانی و قوت و اختیار باقی است اصلاح نفس کن و در عمل کوشش کن. اگر در دوران جوانی از قید و بندهای شیطانی غفلت شود، هر روز که از عمر تو بگذرد ریشه‌دارتر و قوی‌تر می‌شود.
4. توبه و بازگشت: جوان به اقتضای سن خود بیشتر در لغزش‌های گناه قرار می‌گیرد؛ اما با توبه و بازگشت به سوی خدا می‌تواند آن را جبران و خود را مشمول عفو خداوند بخشنده و مهربان نماید.
(وَالَّذِینَ عَمِلُوا السَّیئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِهَا وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّک مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ)[الأعراف:153]، (إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَینُوا فَأُولَئِک أَتُوبُ عَلَیهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ)[البقرة:160]، (إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِک وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)[آل عمران:89]، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند، خداوند آمرزنده و مهربان است.
و پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- درباره‌ی توبه‌ی جوان می‌فرمایند: «ما من شیء أحب إلى الله تعالى من شاب تائب»[کنز العمال للمتقی الهندی، 4/ 379]، هیچ چیز نزد خداوند دوست داشتنی‌تر از جوانی توبه کار نیست.
5. تحصیل علم و دانش: اسلام به فراگیرى علم و دانش تأکید بسیار دارد و اولین آیه‌اى که نازل شده به خواندن و نوشتن امر کرده است:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ* اقْرَأْ وَرَبُّک الْأَکرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ)[العلق:1-5]، بخوان به نام پروردگارت که آفرید، همان کسى که انسان را از خون بسته‌اى خلق کرد. بخوان و پروردگارت را گرامی‌دار، همان کسى که به وسیله‌ى قلم یاد داد به انسان آن چه را نمی‌دانست آموخت.
اصلاحات جوامع انسانى از قلم‌هاى جوانان مؤمن شروع مى‌شود و فساد و تباهى جوامع نیز از قلم‌هاى مسموم و فاسد مایه مى‌گیرد. بى‌جهت نیست که قرآن به قلم و آن چه با قلم مى‌نویسند، سوگند یاد مى‌کند؛ (ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ)[القلم:1]
قلمى که مى‌توان به واسطه‌ى آن علم را منتشر و در سینه‌ى تاریخ ماندگار کرد. قرآن تحصیل علم و دانش را پایه و مقدمه‌ى تربیت و تزکیه، (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِک وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَیزَکیهِمْ إِنَّک أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ)[البقرة:129] و تعلیم را یکى از اهداف پیامبران بر مى‌شمارد. (لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَإِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ)[آل عمران:164]، و هیچ وقت عالمان و دانشمندان را با جاهلان مساوى نمى‌داند. (قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ)[الزمر:9] پیامبر اسلام-صلى الله علیه وسلم- تحصیل دانش را بر هر مسلمانى واجب دانسته «طلب العلم فریضة على کل مسلم)[سنن ابن ماجه] و دانشجویان را، مجاهد فى سبیل الله خطاب مى‌کنند و مى‌فرمایند: هر کس در طریق تحصیل علم از دنیا برود، به حالت شهید مرده است. در جاى دیگر مى‌فرمایند: زندگى جز براى دو کس فایده ندارد: یکى دانشمندى که نظرهاى او اجرا گردد و دیگرى دانشجویانی که گوش به سخن دانشمندى دهند. علم به دانشى گفته مى‌شود که در طریق خدمت و صلاح مردم و شناخت معبود باشد و اگر مایه‌ى غرور، غفلت، ظلم و فساد باشد؛ قیل و قالى بیش نیست. دوران فراگیرى دانش، نوجوانى و جوانى است و بیشترین توجه و خطاب قرآن کریم و پیامبر-صلی الله علیه وسلم- به جوانان است.
پیامبر اسلام-صلى الله علیه وآله- مى‌فرمایند: «مثل الذى یتعلم العلم فى صغره کالنقش على الحجر ومثل الذى یتعلم العلم فى کبره کالذى یکتب على الماء)[الطبرانى]، فراگیرى علم در دوران جوانى، همانند نقش بر سنگ است و در دوران پیرى همانند نقش بر خاک است که سریع از بین می‌رود.
لذا جوانان باید با توجه به مبانى دینى، به تحصیل علم بپردازند و عقب ماندگى و رشد نیافتگى مسلمانان را که ریشه در ظلم حاکمان ظالم و فاسد و توطئه‌ى دشمنان اسلام دارد، جبران نمایند.
6. کار و کوشش: جوان باید با نیرو و قدرت خود براى رسیدن به مقصود که تحصیل علم و هنر و یا آموختن صنعت و... است، بکوشد. قرآن با برشمردن زمینه‌هاى تلاش و کوشش در همین کره‌ى خاکى (وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کلِّ شَیءٍ مَوْزُونٍ* وَجَعَلْنَا لَکمْ فِیهَا مَعَایشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِینَ)[الحجر:19-20] به استفاده‌ى صحیح از آن توصیه مى‌کند: (یا أَیهَا النَّاسُ کلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلَالًا طَیبً)[البقرة: 168] در آیه‌اى دیگر کار و تلاش براى کسب روزى هم ردیف جهاد فى سبیل الله معرفى شده است: (وَآخَرُونَ یضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)[المزمل:20] گروهى دیگر براى به دست آوردن روزى الهى به سفر مى‌روند و گروهى دیگر در راه خدا جهاد مى‌کنند. پس سلامت، نیرومندى، فراغت، جوانى و نشاط و بى‌نیازى خود را فراموش منما و در دنیا از آن بهره ببر و متوجه باش که از آن سرمایه‌هاى عظیم، به نفع آخرتت استفاده کنى. خداوند در قرآن صریحاً مى‌فرماید: (وَلَقَدْ مَکنَّاکمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکمْ فِیهَا مَعَایشَ قَلِیلًا مَا تَشْکرُونَ)[الأعراف:10]، ما تسلط و مالکیت و حکومت زمین را براى شما قرار دادیم و وسایل زندگى را براى شما فراهم ساختیم. ولی تعداد کمی شکر گذارند.
این بدان معناست که خداوند وسایل تلاش را فراهم نموده است و دسترسى نداشتن به آن‌ها نشان از کوتاهى و سستى خود ماست. جوانان مى‌توانند با استفاده از نیروى جوانى تلاش خود را در هر رشته‌اى مضاعف نمایند، تا به رفاه زندگى دنیا و آرامش ابدى آخرت دست یابند.
حاصل سخن این که، دوره‌ی نوجوانی و جوانی، دوره‌‌ای حساس و سرنوشت ساز است و نیاز به یک راهنمای آگاه و عالم دارد و بهترین راهنما که بتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند، قرآن کریم و فرموده‌های پیامبر بزرگوار اسلام است.
جوانان و بیداری اسلامی
موج اسلام خواهی و بیداری کشورهای منطقه از کشور تونس آغاز گردید که جوانان و مردم آن در حرکتی که برای همیشه در تاریخ جاودانه خواهد ماند، علیه بن علی قیام نمودند این حرکت مؤثر و انقلابی آنان دیری نپایید که به مصر رسید و حسنی مبارک را با آن درگیر نمود و ساقط کرد. کم کم موج اسلام خواهی جوانان تونس و مصر دامنه‌ی آن روز به روز گسترده‌تر گردید و از شمال آفریقا تا خلیج فارس شعله‌های آن افروخته شد.
بهار عربی به انقلاب‌ها، خیزش‌ها و اعتراضات جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ گفته می‌شود. که اکنون وارد سال 2013 نیز شده است. این اعتراضات و خیزش‌ها بدان سبب که در کشورهای عربی در حال پیگیری است با عنوان بهار عربی یاد می‌شود. از این جریان در کشورمان با عناوین بیداری اسلامی، بیداری انسانی و یا بیداری ملت‌ها یاد می‌شود. البته در ایران برخی افراد نخبه و سرشناس از تعابیر دیگری برای توجیه این رویداد استفاده می‌کنند، برخی نیز از این انقلاب به انقلاب آگاهی یاد می‌کنند. تا به امروز مجموعه‌ای بی‌سابقه و در حال جریان از قیام‌ها، راهپیمایی‌ها و اعتراضات در کشورهای عمدتاً عرب‌نشین شمال آفریقا و جنوب غرب آسیا صورت گرفته‌است. حاکمان در تونس، مصر، لیبی و یمن از قدرت ساقط شده‌اند؛ و در بعضی دیگر از کشورهای منطقه و همسایه نیز قیام‌های مدنی و مردمی و تظاهرات بزرگ فوران کرده و روز به روز در حال گسترش به سایر کشورهای همجوار می‌باشد.
غالب مخالفان در کشورهای عربی شعار «الشعب یرید اسقاط النظام»، مردم خواهان برکناری رژیم هستند؛ سر می‌دهند. همچنین در بعضی از کشورها نیز تظاهرات اقلیت‌های قومی و مذهبی صورت گرفته است و همچنان ادامه دارد. این اعتراضات بیشتر روش‌های مقاومت مدنی در مبارزات مستمر را به اشتراک گذاشته ‌است که می‌توان به اعتصاب، تظاهرات، راهپیمایی‌ها و همچنین استفاده مؤثر از شبکه‌های اجتماعی برای سازماندهی، برقراری ارتباط؛ و بالا بردن آگاهی در مواجهه با تلاش حکومت‌های استبدادی در سرکوب و سانسور اینترنت اشاره کرد. بسیاری از این اعتراضات با پاسخ‌های خشونت‌آمیز از جانب حکومت‌های ستمگر و ستم‌پیشه و نیز از طرف شبه نظامیان طرفدار آن‌ها که در داخل تظاهرکنندگان نفوذ کرده‌اند، مواجه شده است. برخی از ناظران، جنبش بهار عربی و طرفدار دموکراسی را از لحاظ مقیاس و اهمیت آن با انقلاب ضد کمونیستی سال ۱۹۸۹م مقایسه کرده‌اند که با عنوان پاییز ملل از اروپای شرقی آغاز شد و کمونیست جهانی را برانداخت، اگر چه برخی دیگر معتقدند که چندین تفاوت کلیدی بین این جنبش‌ها وجود دارد که از آن جمله می‌توان به نتایج مورد درخواست معترضان و نقش سازمان‌ یافته‌ی فن‌آوری (اینترنت) در انقلاب‌های عربی اشاره کرد. با تمامی این اوصاف اینجا لازم است به نقش جوانان در این احیاگری و بیداری و ادامه دادن به آن اشاره کرد.
الان که نزدیک به سه سال از جنبش بیداری اسلامی در کشورهای منطقه می‌گذرد هر کدام شرایط متفاوتی را دارا می‌باشند که هنوز برای تثبیت این حرکت ارزنده و استقرار حکومت‌ها یا دولت‌های اسلامی و مردمی در آن راه فراوانی در پیش است که باید مردم و خصوصاً جوانان این کشورها بر اهداف و آرمان‌های والای خویش که همانا ریشه کن نمودن ظلم و ستم حکام مستبد و زورگو و استقرار حکومت اسلامی است پافشاری نمایند و در این راستا تمرکز و توجه خود را به انحرافاتی داشته باشند که استعمار خارجی و استبداد داخلی می‌خواهند به دلیل لطمات سنگینی که از این بیداری خورده‌اند، آن انحرافات را در مسیر حرکت آزادی‌خواهانه جوانان مسلمان به وجود آورند. جوانان مسلمان اجازه ندهند تا زورمداران دوباره مدار حرکت و قدرت این کشورها را بر عهده گیرند.
جوانان باید بدانند هنوز در آغاز راه هستند که ادامه این راه مهم و پرثمر بسیار حساس و حیاتی می‌باشد؛ زیرا که حکام مستبد و ظالم و نوکران داخلی آن‌ها تمام تلاش و تفکر خود را در راستای تثبیت قدرت خود در کشورهای تحت سلطه مجهز کرده‌اند. امروز خوشبختانه جریان‌های اسلام خواه در کشورهای منطقه رو به ترقی و رشد می‌باشند که نمونه‌ی آن پیروزی اسلام خواهان در انتخابات تونس، مصر و لیبی است و نکته مهم در این است که پیروزی واقعی نزدیک می‌باشد و فقط نیاز به تلاش، بصیرت و صبر و مقاومت از سوی جوانان کشورهای منطقه دارد.
بیداری اسلامی، از وعده‌های صادق الهی و حقیقتی گران‌بهاست و حضور گسترده‌ی مردم به ویژه جوانان به عنوان عامل محرک جنبش در میدان عمل و صحنه مبارزه و جهاد یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های نهضت بیداری اسلامی و انسانی به شمار می‌آید. قرن حاضر قرن اسلام و معنویت است و بشریت از تمامی مکاتب و ایدئولوژی‌های مادی عبور کرده و در آغاز دوران جدیدی است که مشخصه‌ی آن توجه به خدا، مکتب وحی و استمداد از قدرت لایزال الهی است و در ادامه‌ی راه، اعتماد و حسن ظن به خداوند و حفظ وحدت ضامن تداوم جنبش بیداری اسلامی است. استقلال طلبی، آزادی‌خواهی، عدالت طلبی، حفظ کرامت انسانی، مقاومت در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی، نفی تبعیض‌های قومی، نژادی و مذهبی، از جمله مشخصه‌های اصلی جنبش بیداری اسلامی و بهار عربی معاصر به شمار می‌رود. پیشتازی جوانان در خیزش مردمی و ضرورت حفظ و استمرار جنبش بیداری اسلامی ایجاب می‌کند نیروی عظیم جوانان در روند توسعه اعتقادی، اقتصادی و پیشرفت‌های علمی و فن‌آوری و در اداره‌ی جوامع اسلامی نقش مؤثر و متناسبی ایفا نماید. جنبش بیداری اسلامی که برگرفته از آموزه‌های اسلامی می‌باشد، جوامع اسلامی را به اهمیت این جنبش در نظام سازی و وحدت جهان اسلام رهنمون ساخته و آینده‌ای روشن و درخشانی را نوید می‌دهد.
نقش حکومت‌های ظالم و مستبد در سرکوب خیزش‌های مردمی و تلاش آنان برای مهار حرکت اسلامی و نیز به انحراف کشاندن جنبش بیداری اسلامی در جهت منافع نامشروع خود امری شناخته شده می‌باشد، از این رو، هوشیاری در برابر توطئه‌ها، رصد هوشمندانه، تشخیص به موقع دسیسه‌ها و سیاست‌های حکومت‌های استبدادی از اولویت‌ها و الزامات جنبش بیداری اسلامی به شمار می‌آید. خشم و انفعال دشمنان اسلام از جنبش بیداری اسلامی نشانه قدرت و موقعیت تأثیرگذار اسلام در جهان و منطقه می‌باشد. لذا تبلیغات رسانه‌ای حکام ظالم و دیکتاتور در ایجاد هراس و ارائه‌ی تصویری مبهم و مخدوش از ارزش‌های دینی و جنبش بیداری اسلامی و بزرگ‌نمایی توان و قدرت خودشان ابزار شناخته شده‌ای به منظور مرعوب ساختن افکار عمومی جوامع اسلامی به ویژه جوانان می‌باشد و باید با هوشیاری و تدبیر نسبت به خنثی کردن این توطئه اقدام شود.
جوانان و آینده بیداری اسلامی
جوانان باید درس‌ها و آموزهای قرآن و سنت نبوی را سرلوحه کار خود قرار دهند و از آن‌ها در ادامه راه پرتلاطم مبارزه با سردمداران زور و فساد استفاده نمایند. در مسیر مبارزه از راه اصلی منحرف نشود و راه مستقیم را که همانا استقرار نظام اسلامی در تمام ارکان جامعه است دنبال نماید. خوشبختانه جوانان مسلمان در یک راستا در حال حرکت‌اند و تمام تلاش خود را در راستای مبارزه با زورمداران و حکام مستبد به کار می‌گیرند و ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که پیام والای اسلام خواهی و مبارزه با زورمداری و دیکتاتور مآبی کم‌کم سراسر جهان را متوجه خود می‌کند.
جوانان مسلمان برای آنکه بتوانند برنامه‌ها و اهداف خویش را به مرحله‌ی عمل برسانند علاوه بر تلاش و کوشش باید ایمان خود را به پروردگار متعال افزایش دهند و هر لحظه یاد و نام خداوند را با خود داشته باشند. ارتقای ایمان سبب می‌گردد تا اقدامات ما رنگ و بویی خدایی داشته باشد و هر اقدامی که در آن گام برمی‌داریم خواسته‌های جمعی مردم را مورد توجه قرار داده و از منفعت طلبی فردی دوری نماییم، تا بتواند موفقیت و پیروزی را در سریع‌ترین زمان ممکن تجربه کنند.
جوانان باید در حرکتی که آغاز کرده‌اند هدف داشته باشند و نقشه‌ی راهی را برای خود ترسیم نمایند؛ زیرا اگر هدف داشته باشیم خواهیم توانست موانع و سختی‌های راه را با قدرت و استقامت طی نماییم و خودمان را به سر منزل مقصود برسانیم. جوانان مسلمان می‌توانند جوانان مطرح شده در قرآن و صدر اسلام را که در خدمت رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- تربیت یافته‌اند، الگوی خویش قرار داده که در سخت‌ترین لحظه‌های نبرد با دشمن هرگز از هدف والای خویش منحرف نشده و با استقامت و تلاش مسیر واقعی خود را طی نمودند که این استواری آنان سبب گردیده است تا برای همیشه تاریخ جاویدان بمانند.
آنچه مهم است درک این مطلب می‌باشد که امروزه جوانان در مقابل این جنبش بهار عربی یا بیداری اسلامی وظایف و مسؤلیت‌های خطیری دارند که باید عهده‌دار آن باشند و شانه خالی ننمایند. آن‌ها باید ادامه دهنده‌ی این حرکت بیداری اسلامی و انسانی باشند تا بتوانند ملت‌هایشان را از زیر ستم حکام ظالم و مستبد نجات داده و آزادی، سرفرازی و سعادتمندی را برای آن‌ها به ارمغان آورند. و این مسأله در گرو موقعیت شناسی و آگاهی جوانان است. اختلاف در صفوف انقلابیون و درگیری‌های قومی، فرقه‌ای، قبیله‌ای و مرزی، امت اسلامی را تضعیف کرده و به دشمنان اسلام و حکام خودکامه و رژیم‌های فاسد منطقه فرصت می‌دهد تا توطئه‌های خود را علیه مسلمانان و انقلابیون عملی سازند. ضروری است آحاد مردم به ویژه جوانان ضمن به رسمیت شناختن مدیریت تفاوت‌ها، از فرو افتادن در دام اینگونه درگیری‌ها و تکفیر و تخطئه یکدیگر پرهیز نمایند. اعتدال و عقلانیت از جمله عوامل مهم پیروزمندی‌های اخیر جریانات اسلامی در کشورهای منطقه بوده و ضامن گسترش و استمرار آن می‌باشد. بدیهی است تندروی‌ها و طرح اندیشه‌های افراطی موجب مخدوش شدن چهره‌ی واقعی اسلام گردیده و زمینه را برای دخالت قدرت‌های بیگانه فراهم می‌سازد. اکنون که جنبش بیداری اسلامی در برخی از کشورهای منطقه به پیروزی دست یافته، ضروری است از جوانان مؤمن و انقلابی در اداره امور جامعه بهره‌گیری شده و از بکارگیری عناصر وابسته به قدرت‌های بیگانه و رژیم‌های فاسد قبلی در نهادهای حساس کشور جلوگیری به عمل آید.
جوانان مسلمان با برادران و خواهران شهید خود در تمامی جهان اسلام عهد می‌بندند که با تکیه بر ایمان و دینداری راستین و حق طلبی، با امید و ابتکار، همت مضاعف و تلاش مستمر، در راه پیشرفت و استقلال ایمانی، علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهان اسلام تمامی توان و تلاش خود را به کار گیرند، تا وعده‌ی الهی مبنی بر جانشینی صالحان در زمین تحقق یابد.
قال الله تعالی: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکونَ بِی شَیئًا وَمَنْ کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ)[النور:55]
و آخر: دعوانا ان الحمد لله رب العالمین والعاقبة للمتقین

بدون امتیاز

.:: جدیدترین ::.