رحمت هدیه شده به جهانیان

رحمت هدیه شده به جهانیان

پیامبرمان رسول اکرم-صلی الله علیه وسلم- پیامبر رحمت و مرحمت بود و چرا نباشد در حالی که خداوند متعال درباره‌ی او فرموده: (وما أرسلناک إلا رحمة للعالمین)[انبیا:107] ای پیامبر ما تو را جز به عنوان رحمتی بر جهانیان نفرستادیم. لفظ «للعالمین» تمام مخلوقات از جن و انسان و حیوانات و پرندگان را در برمی‌گیرد و رحمتی عام برای تمام آن‌هاست.

وی دارای رحمت خاصی نیز است که خداوند آن را برای پیامبرش مقرر فرموده تا فقط شامل حال مؤمنان شود و از اسماء مبارکش دو اسم را به پیامبرش عطا فرموده است. پروردگار متعال فرموده: (لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم)[توبه:128] بی‌گمان پیغمبری از خود شما به سویتان آمده است هر گونه درد، رنج، بلا و مصیبتی که به شما برسد، بر او سخت و گران می‌آید. به شما عشق می‌ورزد و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان دارای محبت و لطف فراوان و بسیار مهربان است. با این وجود رحمتش فقط برای اصحابش محدود نمانده و یا حتی فقط به مسلمانان و یا عرب نیز منحصر نشده، بلکه تمام عالم و همه مخلوقات را در برگرفته است.

1-رحمت با غیر مسلمانانی که به اسلام فراخوانده می‌شوند:

وقتی که پیامبر برای انتشار دعوت به بیرون از مکه به طائف رفت، برخی مشرکان در طائف به آزار وی پرداختند، کودکان و بی‌خردانشان را برانگیختند که رسول را چنان با سنگ زدند که پاهای مبارکش خون آلود شد، خداوند فرشته‌ای را فرستاد تا از وی اجازه بگیرد تا دو کوه اطراف طائف را بر روی شهر بلغزاند و طائف را در بین دو کوه محو سازد، اما پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرمود: «لا، عسی الله أن یخرج من أصلابهم من یعبد الله لا یشرک به شیئاَ»[بخاری:3231] نه، شاید خداوند از نسل این‌ها کسانی بیافریند که او را عبادت کنند و شرک نورزند. و همچنین فرموده: «اللهم اهد قومی فإنهم لایعلمون»[بیهقی:2/622] پروردگارا قوم مرا هدایت کن آن‌ها نمی‌دانند.

و زمانی که بسیاری از مشرکان به شکنجه و آزار مسلمانان پرداختند. برخی از مسلمانان از پیامبر-صلی الله علیه وسلم- تقاضا کردند که مشرکان را نفرین و دعای بد نماید، اما فرمود: «إنی لم أبعث لعاناَ، و إنما بعثت رحمة»[مسلم:2599] من برای لعنت و نفرین مبعوث نشده‌ام، من برای رحمت مبعوث شده‌ام.

و برای نیکی به غیرمسلمانانی که در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کنند توصیه نمود و کسی که آنان را به ناحق آزار دهد، دشمن خود قلمداد کرد و فرمود: «من قتل معاهداَ لم یرح رائحه الجنة، و إن ریحها لیوجد من مسیرة أربعین عاماَ»[بخاری:6914] هر کس کافری را که با مسلمانان پیمان دارد، بُکشد هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد با وجودی که بوی بهشت از مسیر چهل سال راه به مشام می‌رسد.

2-رحمت برای زنان:

در عصر جاهلیت زن بی‌ارزش بود و در آن جامعه ارج و قیمتی نداشت، برخی دختران را در گهواره می‌کشتند یا در خاک زنده به گور می‌کردند؛ زیرا آن را نوعی از ننگ می‌دانستند و در حقیقت در آن جامعه زن بودن گناه بود، پیامبرمان محمد-صلی الله علیه وسلم- برای زنان رحمتی بود.

زمانی که محمد-صلی الله علیه وسلم- به رسالت برگزیده شد حق زنان را که سلب شده بود، بازگرداند و فرمود: «إنما النساء شقائق الرجال»[ابوداود،236] زنان نیمه دیگر مردانند (با آنان برابرند). سپس به خوش‌رفتاری و مصاحبت نیکو با زنان سفارش نمود و وقتی شخصی از وی پرسید: «من أحق الناس بحسن صحابتی؟ فقال: أمک. قال ثم من؟ قال أمک. قال ثم من؟ قال أمک. قال ثم من؟ قال أبوک»[بخاری:5971] چه کسی از مردم برای نیکی استحقاق بیشتری دارد؟ فرمود: مادرت، پرسید بعد از او؟ تکرار کرد: مادرت، گفت بعد از او؟ دوباره فرمودند: مادرت، آن شخص ادامه داد که بعد چه کسی؟ فرمود: پدرت. در واقع برای زن سه حق و برای مرد یک حق قائل شدند؛ زیرا زن است که بارداری می‌کشد و زایمان می‌کند و شیر می‌دهد و تربیت می‌کند و به خاطر این‌ها رنج می‌کشد برای همین شایسته تکریم و تقدیر و تشکر می‌گردد.

3-رحمت برای یتیمان و کودکان:

رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- برای یتیمان و کودکان و فرودستان رحمتی بود و به حسن تربیت و کفالت و مراعات آن‌ها به نیکویی، سفارش نمود و شخصی را که عهده‌دار یتیمی گردد، هم‌نشین خود در بهشت خواند و فرمود: «أنا وکافل الیتیم فی الجنة کهاتین وأشار بأصبعیه السبابة والوسطی»[بخاری:5304] من و کفالت‌کننده یتیم در بهشت این گونه‌ایم و به انگشتان اشاره و وسط اشاره کردند و بدین مثال خواستند منزلت و قرب آنان را بیان کنند. 

روزی نوه‌های خود حسن و حسین را دیدند، آن‌ها را بوسیده و در آغوش گرفتند و با آن‌ها بازی نمودند و بر زانوی خود نشاندند. مردی تازه مسلمان بنام أقرع بن حابس گفت: شما کودکانتان را می‌بوسید؟ به خدا من ده فرزند دارم اما تاکنون هیچ‌کدام را نبوسیده‌ام پیامبر-صلی الله علیه وسلم-  پاسخ دادند: «من لا یَرحَم لا یُرحَم»[بخاری:5997] بر کسی که مهربان نباشد رحم نمی‌شود. حتماً به خاطر دارید که پیامبر-صلی الله علیه وسلم- سجده‌اش را به خاطر اینکه حسن و حسین که کودک بودند بر پشت ایشان سوار شدند طولانی نمود تا آن‌ها را از شادی بازی محروم نکند. شوقی(رح) می‌گوید:

و إذا رحمت فانت أم و أبهذان فی الدنیا هما الرحماء

(در دنیا پدر و مادر نماد مهربانی‌اند و آنگاه که تو مهربانی نمودی چونان پدر و مادر بودی)

4-رحمت بر حیوانات:

قبل از آنکه انجمن‌های حمایت از حیوانات در سده چهاردهم تشکیل شوند. آموزه‌های پیامبر-صلی الله علیه وسلم- به مهربانی و رحمت بر جانوران زبان بسته فرا می‌خواندند و به تغذیه و سیراب نمودن مناسب و عدم آزار آن‌ها سفارش می‌کردند.

پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرمود: «دخل رجل الجنة فی کلب، فبینما کان یمشی فی طریق فاشتد به العطش فوجد بئراَ فنزل فشرب ثم وجد کلباَ یلهث فی الثری من العطش، فقال : لقد بلغ هذا الکلب من العطش مثل الذی بلغ بی، فنزل البئر وملأ خفه، وسقی الکلب، فغفر الله له وشکر له»[بخاری،6009] مردی به خاطر سگی وارد بهشت شد، وقتی که او در راهی می رفت و تشنگی او را سخت به تنگ آورده بود چاهی یافت از آن پایین رفت و آب نوشید و وقتی که بالا آمد سگی را چنان تشنه دید که بر گل زبان می‌زد با خود گفت: این سگ نیز چون چند لحظه پیش من تشنه است دلش سوخت و از چاه پایین رفت کفش خود را پر آب کرده برای سگ آورد، پس خداوند او را مورد مغفرت قرار داد و از او تشکر کرد.

و همچنین فرمود: «أن امرأة زانیة سقت کلباَ عطشاناَ فغفر الله لها»[ذخیرة الحفاظ،1/537] زنی بدکاره سگی بسیار تشنه را سیراب کرد پس خداوند در جزای آن او را بخشید.  از سویی دیگر فرمود : «أن امرأة دخلت النار فی هرة، حبستها فلم تطعمها ولم تترکها تأکل من خشاش الأرض، فماتت فدخلت النار»[مسلم:2619] زنی به خاطر گربه‌ای به دوزخ رفت؛ زیرا او را حبس کرد و نه به او غذا داد و نه آزادش کرد تا خود غذا پیدا کند لذا گربه مرد و خداوند نیز به خاطر قساوت آن زن او را به دوزخ فرستاد. این کاری بود که ناشی از سنگدلی بود. او چنانکه با حیوانات چنین قساوت به خرج می‌داد. چگونه می‌خواست بر یتیمان و کودکان و فرودستان مهربان باشد؟ پس از رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- مهربانی را در برابر دیگران بیاموزیم و خداوند متعال در حق نبی اکرم-صلی الله علیه وسلم- فرموده: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظاَ غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم وأستغفر لهم وشاورهم فی الأمر فإذا عزمت فتوکل علی الله إن الله یحب المتوکلین)[آل‌عمران:159] از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان نرمش نمودی و اگر درشت خوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند. پس از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن. و هنگامی که تصمیم به انجام کاری گرفتی بر خدا توکل کن؛ چرا که خدا توکل‌کنندگان را دوست می‌دارد.

از خداوند مسألت داریم که ما را از رحم‌کنندگان قرار دهد و در دنیا و آخرت با رحمت خود ما را مورد تفقد قرار دهد.

معنی آیات از تفسیر نور، اثر دکتر مصطفی خرم‌دل

 

 

بدون امتیاز