اسباب و موانع فهم صحیح قرآن

اسباب و موانع فهم صحیح قرآن

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُ عِوَجَا قَیِّمًا لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (کهف:۱و ۲) 

صلوات الله وبرکاته علی من انزل علیه القرآن لیکون للعالمین نذیراً و علی آله و اصحابه و علی من تبعهم باحسان الی یوم الدین

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد

که دار الملک ایمان را مجرد بیند از غوغا

 با عرض سلام و خسته نباشید و تحیات فراوان محضر دوستان و برادران ایمانی و میهمانان ارجمند. 

در جلسات هم اندیشی کمیسیون اسباب و موانع فهم صحیح قرآن پس ازتلاوت قرآن مجید، جهت شفاف سازی موضوع، این سرفصل‌ها را مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. 

۱.اهمیت و ضرورت بحث مورد نظر 

۲.چیستی و تعریف قرآن 

۳.اهداف نزول قرآن 

۴.اسباب فهم قرآن 

۵.موانع فهم قرآن 

امید است که بتوانیم حق مطالب مطرح‌شده‌ را متناسب شأن قرآن و قرآن دوستان ارائه دهیم. 

اما ضرورت بحث: 

در مورد اهمیت و ضرورت بحث باید پرسید: آیا وقتی که خداوند کج روان در فهم آیاتش را تهدید می‌کند، آنجا که می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیَاتِنَا لَا یَخْفَوْنَ عَلَیْنَا. آیه ۴۰ فصلت و پیامبر گرامی اسلام (ص) بدلیل مهجوریت قرآن با زبان شکایت به پیشگاه پروردگارش عرض می‌کند: وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (آیه ۳۰ فصلت) 

 تبادل نظر پیرامون چنین مسأله‌ای برای مسلمانان به طور عام و برای جامعه دعوت گر به طور خاص جهت تجدید میثاق با قرآن از مهم‌ترین و ضروری‌ترین مباحث نیست؟! 

اما چیستی قرآن 

با ذکر مقدمه‌ای منطقی و قرآنی به جواب این پرسش می‌رسیم؛ 

خداوند خالق است و نیازهای مخلوقش را می‌داند؛ «أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» (آیه ۱۴ ملک). «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ» (آیه ۱۶ ق) لذا انسان را که آفرید سدی و بیهود ر‌هایش نکرد و هدایتش را مطابق آیه «ان علینا للهدی» تفضلاً خود به عهده گرفت و از طریق فروفرستادن کتاب‌های آسمانی مخاطب محور و ارسال پیامبرانی که به زبان قومشان سخن می‌گفتند بر آنان منت نهاد و راهنماییشان نمود. 

با این بیان قرآن را از زبان قرآن چنین تعریف می‌کنیم: 

قرآن کتابی است مخاطب محور، نور، روشنگر، برهان، فرقان، قول فصل، هدی للمتقین، هدی للناس و تبیان لکل شیء که از نزد خداوند حکیم و خبیر نازل شده است. 

اهداف نزول قرآن 

از آیات قرآن چنین برمی آید که هدف نزول قرآن در سه بخش مهم خلاصه می‌گردد. 

۱.اصلاح بینش و تفکر 

۲.اصلاح گرایش و عواطف 

۳.اصلاح رفتار و منش 

قرآن در بعد اصلاح بینش و تفکر، انسان را از غفلت می‌رهاند و به ارائه‌ی دلایل روشن از رهگذر تدبر در قرآن به تبیین و جدایی حق از باطل می‌پردازد و خوراک عقلی انسان را تأمین می‌کند و آن‌گاه مسایل مورد اختلاف را تذکر می‌دهد و انسان را تا مرحله توحید در الوهیت پیش می‌برد. زیرا به تعبیر خود قرآن «هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِیُنذَرُواْ بِهِ وَلِیَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِیَذَّکَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَاب» (آیه ۵۲ ابراهیم) 

 اما در بعد گرایش و عواطف: در بعد گرایش قرآن خودش را موعظه و بشیر و نذیر، هدایتگر، و درمان کننده بیماری‌های روحی انسان معرفی کرده، تا از این مسیر انسانی که در بعد بینش به غنای عقلی رسیده، قلبش آرام گردد و به حقیقت گرایش یابد و خودش را در معرض هدایت الهی قرار دهد «أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِکَ» (آیه ۲ سجده) 

اما اهداف قرآن در بعد منش و رفتار 

انسانی که در پرتو آیات قرآن عقل و قلبش اصلاح گردد طبیعی است که رفتار و منشی خداپسندانه و قرآنی خواهد داشت و به تعبیر قرآن، شکرگذار، دادگر به حق، ثابت قدم در مسیر حق، کوشا در برپایی جامعه عادلانه و فردی که حاکمیت الهی را پذیرفته و برای رهایی از ظلمات به سوی نور گام بر می‌دارد؛ خواهد بود. 

 «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُّبِینًا» (آیه ۱۷۴ نساء) 

اسباب فهم قرآن 

اسباب زیادی برای قرآن می‌توان برشمرد: که مهم‌ترین آن‌ها به شرح ذیل بیان می‌گردد. 

۱.تسلط کامل به زبان عربی، و دانستن معنای دقیق کلمات و اصطلاحات قرآن در عصر نزول چرا که زبان عربی همانند بسیاری از زبان‌های گوناگون، در گذر زمان دچار تغییراتی شده است به عنوان مثال کلمه کفاتاً در آیه «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتًا، أَحْیَاء وَأَمْوَاتًا (آیات ۲۵ و ۲۶ مرسلات) برخی به معنای پرنده تیز پرواز گرفته‌اند و از آن حرکت سریع زمین را استنباط کرده‌اند با اینکه در عصر نزول به معنای در برگیرنده بود. البته چون مخاطبان قرآن عموم مردم هستند و چه بسا به زبان غیر عربی سخن می‌گویند و تسلط به زبان عربی برای آن‌ها تکلیف مالا یطاق می‌باشد. باید گفت که ارتباط آن‌ها با قرآن از طریق ترجمه‌ها که متن عربی که مخاطبان اولیه بدون هیچگونه مشکلی درکش می‌کردند تحقق می‌یابد. لازم به تذکر است که اصطلاحات را باید براساس اصول محاوره‌ی عربی فهمید. 

۲.استفاده از تمام آیات متعلق به یک موضوع: تفسیر موضوعی

۳.دانستن تاریخ و شأن نزول‌ها و شرایط زندگی مخاطبان عصر نزول و فضا و بستری که قرآن در آن نازل می‌شد. البته اینکه قرآن یک متنی تاریخمند است و شأن نزول‌ها در فهم آن موثر است به این معنی نیست که آموزه‌های کلی قرآنکه فرا زمانی و فرا مکانی‌اند در محدوده‌ی زمان و مکان نزول محبوس و مقید شوند. پس می‌توان از یک متن تاریخمند تفسیر فراتاریخی داشت. 

۴.پیدا کردن سیاق و ارتباط آیات با یکدیگر: قرآن در این زمینه یک متن منسجم و خودگویا و خود تفسیر می‌باشد «وَلَا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا» (آیه ۳۳ سوره فرقان) بنابراین اگر خواننده قرآن با حوصله و تأنی به سراغ آیات قرآن برود، از طریق دنبال کردن آیات شبیه به هم که به صورت مثانی در قرآن آمده، به فهم صحیح و صریح آیات حتی بدون مراجعه به تفاسیر و احادیث می‌رسد. 

۵.برداشت‌های زنده: چون مخاطب قرآن انسان هاست و انسان‌ها هم دارای روحیه‌ها و شرایط متفاوتند از هر متنی متناسب با روحیه‌ی خودشان برداشت می‌کنند. چه بسا برداشت یک جوان از برداشت یک متخصص و کار‌شناس تفسیر در فهم برخی از آیات بهتر باشد البته به شرطی که به تفسیر به رأی مذموم نینجامیده باشد. 

۶.پی بردن به احکام قطعی قرآن و یافتن محکمات که‌ام الکتاب‌اند و برای عمل و سعادت مردم در اولویت می‌باشند. در مورد هر مسأله‌ای به ویژه امور اعتقادی و ارجاع متشابهات به محکمات. 

لازم به تذکر است که مدلول عرض آیات متشابه برای مردم عرب عصر نزول واضح بوده است ولی تأویل و تحقق خارجی آیات متشابه برای مؤمن و کافر یکسان بود و کسی به تأویل آن راه نداشت. 

۷.در نظر گرفتن روایت‌های متقن و محکم و مستند تفسیری و خودداری از روایت‌های ضعیف و جعلی و اسرائیلیات که متأسفانه فراوان در بسیاری از کتاب‌های تفسیری «تفاسیر مأثور» به چشم می‌خورد. 

 از زاویه‌های دیگر برای فهم قرآن معیارهای زیر تعیین کننده است. 

۱.سازگاری با قواعد مسلم عربی 

۲.سازگاری با واقعیت‌های عینی و مسلم

۳.سازگاری با اصول مسلم عقلایی 

۴.سازگاری با دیگر بیانات قرآن

۵.سازگاری با اصول محاوره‌ی عقلایی

موانع فهم صحیح قرآن

اگر بخواهیم به فهم صحیح قرآن برسیم چاره‌ای جز این نیست که موانع را خوب شناخته و از سر راه برداریم البته از آنجایی که اشیاء با اضدادشان شناخته می‌شوند مقدار زیادی از اسباب فهم قرآن ما را در فهم موانع آن مددرسانی می‌کند که برخی از مهم‌ترین موانع فهم صحیح قرآن عبارتند از: 

۱.ظلم: ظلم با توجه به مفاهیم و مصادیق گسترده‌ای که دارد بزرگ‌ترین مانع محسوب می‌شود خداوند متعال می‌فرمایند: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا» (سوره اسراء آیه ۸۲) 

۲.پیشداوری‌ها و تحمیل باورهای شخصی بر متن: بسیاری از اهل کتاب که مسلمان می‌شدند مواردی از قرآن را که با کتاب‌های آن‌ها مشابهت داشت خیلی سریع می‌پذیرفتند ولی موارد علی الظاهر متضاد را تأویل و توجیه می‌کردند و همین طور فلاسفه و متکلمان و فقها و... تلاش می‌کردند تا برای فرضیه‌های خود محملی در قرآن بیابند. 

هر چند نمی‌توان برای تفسیر و فهم صددرصد این پیشفرض‌ها و باورهای قبلی جدا شد ولی پیشنهاد می‌گردد در جهت فرو کاستن از تفسیر هرمنوتیکی از تأویل و برگرداندن الفاظ قرآن به معنای خلاف ظاهر خودداری گردد. 

۳.آفت روانی که معمولاً آگاهانه هم صورت می‌گیرد: این مورد زیر سر هوای نفس است خداوند متعال می‌فرماید: «فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ» (سوره آل عمران آیه ۷) 

پس تقوا شرط فهم صحیح قرآن است که «إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً» (سوره انفال آیه ۲۹) 

۴.غرض سوء و کژ فهمی: بسیاری از آیات قرآن بدون آنکه نیازمند کمترین کتاب لغتی باشند فهمیده می‌شوند مانند: «إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ» (آیه ۱۷۱ نساء)، «إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ» (آیه ۶ فصلت) 

ولی برخی چون خودشان مشکل دارند و نمی‌خواهند آیات صریح و روشن قرآن را که پیرامون توحید و قیامت و... می‌باشند بفه‌مند با چنین سوء غرضی با کژ فهمی به سراغ آیات می‌روند طبیعی است که چنین افرادی اگر صد شق القمر هم ببینند باور نمی‌کنند. 

۵.خلط مفهوم و مصداق و سرایت دادن خصوصیات مصداق به مفهوم بدون دلیل متقن و مستند. 

۶.شتاب زدگی در فهم آیات و استفاده نکردن از خود متن و قرآن در فهمیدن آن (عدم توجه به خود تفسیری و بینا متنی قرآن) 

۷.شناختن قلمرو قرآن و تصور اینکه پاسخ هر سؤالی را در قرآن باید یافت هر چند به مسائل دینی، تربیتی و هدایتی ما هم مربوط و مرتبط نباشند. 

نکته: شایسته‌ی یادآوری است که ذوبطون دانستن قرآن نیز فهم ساده و همگانی و قابل دسترس بودن قرآن را پیچیده و دور از دسترس کرده است و فهم آن را ویژه‌ی گروه خاصی نموده است که این مورد با مبین و تبیان و بیان بودن قرآن همخوانی ندارد البته اگر برداشت‌های ذوقی و اشاری و باطنی از قرآن مباین و متضاد با ظاهر الفاظ و عربیت قرآن باشد پذیرفته نیست ولی اگر در طول هم باشند قابل قبول است.

بدون امتیاز