قانون توازن

ترجمه: 
وفا حسن‌پور
قانون توازن

انسان امروزی به خاطر رخ‌داد‌ها و وقایع شگفت‌انگیزی که هر ثانیه با پیشرفت علم و دانش و توسعه‌ی وسایل ارتباطی نوین وجودش را درمی‌نوردد، در مراقبت از خود سخت می‌کوشد؛ علم و پیشرفت امروزی، جهان را به دهکده‌ی کوچکی تبدیل کرده است که خورشید حوادث دردناک هیچ‌گاه از آسمانش غروب نمی‌کند. انسان هر لحظه می‌کوشد تا وجودش را تقویت کند و در طول روز بر یک حالت متعادل نگه دارد؛ در کنار آن بسیار علاقمند است احساساتش را کنترل کند خواه احساسات مثبت یا منفی. به جرأت می‌توان گفت این انسان پریشان دایماً در جستجوی قوانینی برای ماندن بر جاده تعادل و آرامش و لذت بردن از زندگی پایدار و باثبات است و بسیاری از ساعات روزش اگر نگوییم کل عمر را در این راه صرف می‌کند. این‌جاست که سخنان استاد مصطفی صادق رافعی درباره‌ی خویشتن‌داری به ذهن می‌آید؛ وی می‌گوید: «انسان در زندگی دنیایی خود چقدر به کشتی‌ای که بر روی امواج دریا در حرکت است شباهت دارد!‌گاه کشتی بلند می‌شود،‌گاه فرو می‌نشیند و‌گاه به آرامی حرکت می‌کند، اما خود عامل این افت و خیز‌ها نیست بلکه کنش‌های اطراف است که بر آن تأثیر می‌گذارد. این کشتی نمی‌تواند چیزی از قوانین پیرامونش را در اختیار داشته باشد؛ قانون کشتی ثبات و تعادل و حرکت به سمت مقصد است و نجات آن نیز در پیروی از همین قانون است. انسان نباید دنیا و قوانین آن را سرزنش کند بلکه باید بکوشد خویشتن‌دار باشد». انسان در دریای غرایز خود غرق است؛ همواره می‌خورد و می‌نوشد و می‌خوابد و زیاده‌خواهی می‌کند بدون اینکه به قوانینی که در قرآن کریم و سنت نبوی درباره‌ی خویشتن‌داری آمده است توجه کند. اینک برخی از این قوانین:
نخست: در قرآن کریم خداوند متعال می‌فرماید:
 «وَلا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَلا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» [اسراء: ۲۹].
دست خود را بر گردن خویش بسته مدار (و از کمک به دیگران خودداری مکن و بخیل مباش،) و آن را فوق‌العاده گشاده مساز (و بذل و بخشش بی‌حساب مکن و اسراف مورز، بدان گونه) که سبب شود از کار بمانی و مورد ملامت (این و آن) قرار گیری و لخت و غمناک شوی.
این آیه قاعده‌ی عمومی انفاق را وضع کرده است که با قانون ثبات و تعادل که همه‌ی انسان‌ها به دنبال آن هستند هم‌خوانی دارد؛ اجرای این قاعده انسان را به مفهوم تعادل با نفس سوق می‌دهد؛ از آن‌جایی که انفاق امر مهمی است و بر تعادل انسان تأثیر می‌گذارد، در جای دیگر از قرآن کریم نیز به این امر سفارش شده است:
 «الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاماً» [فرقان: ۶۷].
و کسانیند که به هنگام خرج کردن (مال برای خود و خانواده) نه زیاده‌روی می‌کنند و نه سختگیری، و بلکه در میان این دو (یعنی اسراف و بخل، حدّ) میانه‌روی و اعتدال را رعایت می‌کنند.
به باور من مفهوم اعتدال که در این دو آیه‌ی کریمه آمده است به کاربرد آن در انفاق اکتفا نمی‌کند بلکه تمام مسایل زندگی را شامل می‌شود؛ زیرا در مسأله‌ی انفاق که در آیه‌ی پیشین به صورت مستقیم به آن می‌پردازد، به طور غیر مستقیم به مسأله‌ی دیگری نیز اشاره می‌کند و آن هم مسأله‌ی خویشتن‌داری است. فراموش نکنیم که خداوند در این زمینه به فرو بردن خشم نیز اشاره کرده است: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» بدون شک فرو بردن خشم یعنی خویشتن‌داری؛ زیرا خشم نوعی واکنش بشری است که بلافاصله به خون‌ریزی ختم می‌شود. انسان تنها زمانی از عهده‌ی کنترل خشم خود برمی‌آید که این رهنمود مهم قرآنی یعنی فرو بردن خشم را عملی کند؛ چرا که عمل نکردن به آن باعث رفتارهای بی‌پروایی می‌شود که پیامدهای وخیمی دارد؛ به همین خاطر رهنمود بعدی در قالب «والعافین عن الناس» آمده است یعنی کسانی از مردم گذشت می‌کنند.
دوم: در سنت نبوی: روزی معلم بشریت به کسی که از او نصحیت خواسته بود فرمود: «لاتغضب» خشمگین مشو؛ این سفارش نبوی به اهمیت خویشتن‌داری و جلوگیری از سرکشی نفس برای رسیدن به دریای تعادل و ساحل آرام اشاره می‌کند؛ بنابراین تنها برای سازمان‌دهی روابط بین کشور‌ها یا مردم نیست که نیاز به قوانین داشته باشیم، بلکه آگاهی از قوانین خویشتن‌داری و ماندن بر جاده‌ی اعتدال در جهان امروز بیشتر احساس می‌شود. تعامل با هم‌دیگر ابعاد قانونی دقیقی دارد و در سایه‌ی پیروی از این قوانین و پایبندی به آن می‌توانیم خود را به تعادل شخصیتی دست یابیم. در نزد خردمندانی که در زمینه‌ی نفس بشری تخصص دارند معروف است که هر کس به این قانون خدشه وارد کند و از آن تخطی نماید، ناگزیر در برابر دادگاه عدالت بشری سر خم خواهد کرد و این دادگاه که‌‌ همان وجدان است غالبا حکم خود را به صورت پشیمانی و اصلاح وضعیت موجود صادر می‌کند البته بر اساس آن‌چه با دین و آداب و رسوم موافق باشد و با وجدان سالم هماهنگی داشته باشد و در این باره قاعده‌ی قرآنی زیر را مد نظر قرار می‌دهند: «بَلِ الْأِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ» اصلاً انسان خودش از وضع خود آگاه است (و وجودش شاهد و دلیل بر خویشتن است). در حالی که (به زبان) عذرهائی برای (دفاع از) خود می‌آورد.
آنچه ما همواره برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم تنها خویشتن‌داری نیست بلکه کنترل تمام مسایل پیرامون ماست؛ به عنوان مثال کنترل حرکت در ابزارهای مکانیکی کار بسیار بااهمیتی است بلکه از خود حرکت مهم‌تر است. اگر ماشین یا هواپیمایی بدون قدرت کنترل حرکت کند حتما با فاجعه روبرو خواهد شد.
ما انسان‌ها نیز همین گونه نیاز به نیرویی برای کنترل خود داریم اگر جلوی واکنش‌ها و عملکردهای خود را نگیریم، با اقدامات نابهنجار خود جهان را به محیط غیرقابل تحملی تبدیل خواهیم کرد. بررسی‌های تازه نشان می‌دهد که بسیاری از پیامدهای منفی در زندگی انسان نتیجه‌ی عدم خویشتن‌داری است که به برخی از آن اشاره می‌کنیم:
•    عدم اعتماد به خود و به دیگرانی که پیرامون ما هستند و با آن‌ها ارتباط تنگاتنگی داریم همانند گروه دوستان.
•    ترس از هر گونه تصمیم سرنوشت ساز در زندگی خود و درباره‌ی کسانی که با آن‌ها در ارتباط هستیم. کنش و واکنش‌هایی که عواقب آن مورد بررسی قرار نگرفته است.
•    تیره شدن روابط صمیمی بین ما و افراد پیرامون
•    فرار از رهنمودهای عقلانی و دوری از نشانه‌های خردمندی.
•    دوری از واقعیت، از دست رفتن وسایل ارتباطی کارآمد بین فرد و افراد پیرامون.
•    وارد شدن به مراحل بد روانی که با بی‌اعتمادی آغاز و به بیماری‌های روانی و جسمی بی‌حد و حصر مانند زخم معده و سندرم عصبی و افزایش فشار خون ختم می‌شود.
•    آزار دیگران و به کار بردن سخنان زشت در حق آنان و بریدن رشته‌های دوستی.
راه حل تمام این مشکلات آن است که خویشتن‌دار باشیم و مهار نفس را در دست گیریم تا از زندگی محترمانه و متعادلی برخوردار شویم؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید: ما انسان‌ها را گرامی داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا حمل کرده‌ایم. پس شایسته است انسان‌ها نفس خود را گرامی بدارند و مهار آن را در دست گیرند و هیچ چیزی نمی‌تواند همانند دین نفس انسانی را در قبضه‌ی اختیار خود داشته باشد.

چهارشنبه ۱۹ ذی القعده ۱۴۳۴هـ / ۳ مهر ۱۳۹۲ شمسی

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
محمد (مهمان)
1392/07/14

بسیار بجا و جالب بود کاش همه بتونیم به این درجه برسیم که نفس خود را مهار کنیم