نصرت مظلوم فریضه‌ای شرعی

نویسنده: 
اسامه‌ جادو
ترجمه: 
وفا حسن‌پور
نصرت مظلوم فریضه‌ای شرعی

امام مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: «اتقوا الظلم فإن الظلم یأتی ظلمات یوم القیامة» از ظلم بپرهیزید که ظلم باعث تاریکی روز قیامت است. هم‌چنین فرموده است: «من ظلم قید شبر من الأرض طوقه من سبع أرضین» هر کس از روی ستم یک وجب زمین را غصب کند خداوند در قیامت هفت طبقه از آن را طوق گردنش می‌کند. [متفق علیه]. ظلم و بی‌عدالتی هر چند ناچیز و ستم هر چند که اندک باشد، مجازات آن چند برابر می‌شود و عذابش افزایش می‌یابد؛ به همین خاطر می‌بینیم که رسول خدا (ص) امتش را تشویق می‌کند که از ظلم و بی‌عدالتی بپرهیزند و در دنیا و پیش از آخرت از مظلوم حلیت طلب کنند. ایشان می‌فرماید: «من کانت له مظلمة لأحد من عرضه أو شیء فلیتحلله منه الیوم، قبل أن لا یکون دینار ولا درهم، إن کان له عمل صالح أخذ منه بقدر مظلمته، وإن لم تکن له حسنات أُخذ من سیئات صاحبه فحمل علیه» هر کس نسبت به عرض کسی یا هر چیز دیگری ظلم و بی‌عدالتی کرده باشد باید از مظلوم حلیت طلب کند پیش از آنکه روزی فرا برسد که هیچ درهم و دیناری وجود ندارد؛ اگر ظالم کار نیکی داشته باشد به اندازه‌ی ستمی که کرده است از آن برداشت می‌شود و اگر نیکی‌هایش تمام شود از گناهان طلبکار برداشته و به حساب ستم‌کار نوشته می‌شود. [بخاری].
پس گروه‌هایی که خود را به اسلام منسوب می‌کنند، در زمین ظلم و فساد به پا می‌کنند و از رسیدن حق به صاحبان حق جلوگیری و حقوق برادرانشان را به ناحق پایمال می‌کنند به چه می‌اندیشند؟ آیا وقت آن نرسیده است که دل‌هایشان به یاد خدا فروتن شود، از ستم دست بردارند و هر حقی را به صاحب آن بازگردانند؟
کسانی که به ناحق به مردم ستم می‌کنند، بندگان خدا را شکجنه و عذاب می‌دهند و گمان می‌کنند با قدرتی که دارند و با مالی که در گنجینه‌هایشان نهفته است و با نیروی بدنی که دارند، می‌توانند خود را در قلعه‌ی امنی قرارداده و از عذاب خداوند در امان باشند سخت در اشتباهند؛ راستی اینان در چه اندیشه‌ای هستند؟ آیا نمی‌دانند که خداوند قوی و شکست‌ناپذیر است و عذابش ناگزیر دامن کافران را خواهد گرفت؟ پس شایسته نیست که خردمندی به نیرو و قدرت و مال و ثروتش مغرور شود؛ لحظه‌ای گوش فرا دهید و این فریاد را بشنوید؛ فریاد کسی که در روز قیامت نامه‌ی عملش را با دست چپش می‌گیرد:
 «فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیَهْ. وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِیَهْ * یَا لَیْتَهَا کَانَتْ الْقَاضِیَةَ * مَا أَغْنَى عَنِّی مَالِیَهْ * هَلَکَ عَنِّی سُلْطَانِیَهْ» [الحاقه: ۲۵ - ۲۹]
می‌گوید: ‌ای کاش هرگز نامه‌ی اعمالم به من داده نمی‌شد! و هرگز نمی‌دانستم که حساب من چیست!‌ای کاش پایان بخشِ عمرم،‌‌ همان مرگ بود و بس! دارائی من، مرا سودی نبخشید، و به درد (بیچارگی امروز) من نخورد. قدرت من، از دست من برفت! (و دلیل و برهان من، پوچ و نادرست از آب درآمد!).
کمک به ستم‌دیدگان یکی از ارزش‌های والای دین مبین اسلام است که قرآن کریم آن را در قلب مؤمنان کاشته است؛ پیامبر اسلام (ص) نیز یارانش را بر اساس همین ارزش تربیت کرده است و نسل‌های مسلمان این ارزش را نسل به نسل از یک‌دیگر به ارث برده‌اند.
در این‌جا به طور گذرا به نکات زیر اشاره می‌کنیم:
الف: یاری به ستم‌دیدگان از عادات گذشتگان ما بوده است.
ب: یاری به ستم‌دیدگان از اصول اسلامی و ارزش‌های شریعت پاک اسلام است.
ج: نمونه‌ها و تجربه‌هایی در حمایت از ستم‌دیدگان.
د: کمک به ستم‌دیدگان چگونه محقق می‌شود؟
الف: یاری مظلومان از صفات فطری گذشتگان ما بوده است
یاری ستم‌دیدگان برآمده از فطرت پاک انسان‌هاست که نسبت به هر ستم‌دیده‌ای دلسوزی می‌کنند و به یاری او می‌شتابند؛ فطرت پاک از ظلم و ستم بیزار است و برای رفع آن به پا می‌خیزد. ظلم‌ستیزی هم‌چنین یکی از ارزش‌های اصیل عربی است که در حلف الفضول (پیمان جوان‌مردان) به وضوح مشاهده می‌شود. در این پیمان قریش تعهد کرده بودند به مظلومی که در مکه یا در بین سایر مردم بیابند کمک کنند و ظلم را از او برطرف و حقش را از ستم‌کار بازستانند. رسول خدا (ص) در این پیمان شرکت داشت و همواره با افتخار از آن یاد می‌کرد و این مفهوم والای انسانی را مورد تأکید قرار می‌داد. ایشان می‌فرمود:
 «لقد شهدت حلفًا فی دار عبد الله بن جدعان ما أحب أن لی به حمر النعم، ولو دعیت إلى مثله فی الإسلام لأجبت»
در خانه‌ی عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که دوست ندارم آن را با شتران سرخ‌موی عرب عوض کنم و اگر در اسلام هم به چنان پیمانی دعوت شوم حتما خواهم پذیرفت. [سیره‌ی ابن هشام، ج ۱].
این امر نشان می‌دهد که دفاع از حقوق انسان‌ها زمینه‌ی گسترده‌ای را برای همکاری مسلمانان با کسانی که به لحاظ رویکرد و اندیشه و باور با آنان مخالفند فراهم می‌کند.
مضمون این پیمان همچنین قانون پناهندگی را شامل می‌شد و بر اساس آن پناه‌هنده، پناه‌جو را کاملا مورد حمایت قرار خود می‌داد، او را یاری داده و از مال و ناموسش دفاع می‌کرد و مادامی که در پناه او زندگی می‌کرد از حمایتش برخوردار بود. رسول خدا (ص) در اوقات سختی و شدت از این قانون استفاده می‌کرد؛ زمانی که از طائف بازمی‌گشت و از دست افراد نادان و کودکان طائفی آزار و اذیت فراوانی دیده بود، به مطعم بن عدی پناهنده شد. فرزندان مطعم با آنکه مشرک بودند مسلح شدند، دو صف تشکیل دادند و از رسول خدا (ص) حفاظت می‌کردند و ایشان به واسطه‌ی پاسداری فرزندان مطعم آزادانه حرکت می‌کرد و کسی جرأت دست‌درازی نداشت. عثمان بن مظعون نیز به همین ترتیب به ولید بن مغیره پناهنده شد و مدتی در پناه او در امنیت و آرامش به سر برد. آن‌گاه شهامت و مردانگی‌اش به وی اجازه نداد در حالی که سایر برادران مسلمانش در معرض آزار و اذیت هستند، این گونه روزگار بگذراند؛ به همین خاطر در مسجد آشکارا خود را از پناهندگی ولید بیرون آورد و در همان‌جا در مقابل یکی از شعرا که می‌گفت: هر نعمتی ناگزیر از بین‌رفتنی است قرار گرفت و گفت: دروغ می‌گویی نعمت‌های بهشتی نابود نمی‌شود. در همین هنگام یکی از ابهان به وی هجوم برد، مشت محکمی بر گونه‌اش نواخت و چشمش را کبود کرد. وقتی ولید چشم کبود عثمان را دید گفت: مگر نه اینکه پیش از این چشمت از این گونه حوادث در امان بود؛ عثمان با شجاعت تمام گفت: خیر! چشم سالمم نیز به همانی نیازمند است که همتایش در راه خدا متحمل شده است.
اصل نصرت مظلوم زمانی در موضع این قوم شریف کاملا آشکار شد که تحریم ظالمانه‌ی نومسلمانان را لغو کردند. قریش تحریم‌ها را در عهدنامه‌ای مکتوب و آن را بر دیوار کعبه آویزان کرده بودند و به واسطه‌ی آن به مدت سه سال مسلمانان را مورد آزار و اذیت فراوان قرار دادند. بعد‌ها هر یک از افراد این قوم در میان مردم فریاد می‌زدند و احساسات انسانی آنان را به جوش می‌آوردند و می‌گفتند: آیا می‌پسندید که خاندان قریشی ما جلوی چشم ما هلاک شوند؟ چگونه آب و غذا بر شما گوارا خواهد بود در حالی که آنان از گرسنگی و تشنگی در شرف مرگ قرار دارند؟ با این منطق مؤثر جوان‌مردان باهمت به پا خاستند و عهدنامه را پاره و مسلمانان را از این محاصره‌ی کشنده آزاد کردند.
ب: یاری مظلوم از اصول اسلامی و ارزش‌های شریعت است
اگر اعراب پیش از اسلام این گونه اهل مردانگی و جوان‌مردی بودند، یاری مظلوم پس از اسلام به لحاظ دینی و حس برادری به مراتب بیشتر مورد تأکید قرار گرفت به طوری که رسول خدا (ص) فرمود: «انصر أخاک ظالما أو مظلوما» به یاری برادرت بشتاب خواه ظالم باشد یا مظلوم. صحابه گفتند:‌ای رسول خدا (ص) اگر مظلوم باشد ما به او کمک می‌کنیم اما اگر ظالم باشد چگونه؟ فرمود: او را از ظلم بازدارید این‌‌ همان کمک است. [بخاری از حدیث انس بن مالک رضی الله عنه]. این رهنمود پرمعنای نبوی معنای نصرت و یاری و گستره وسیع آن را مورد تأکید قرار می‌دهد تا جایی که دو طرف صحنه را در برمی‌گیرد؛ از مظلوم دفاع می‌کنند و حقش را از ستمگر می‌ستانند و اعتبار و حیثتش را به وی بازمی‌گردانند و در عین حال در برابر ستمگر نیز قرار می‌گیرند و شر او را از سر مظلوم کوتاه می‌کنند و او را سر جایش می‌نشانند. پیامبر خدا (ص) می‌فرماید: «المسلم أخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه» مسلمان برادر مسلمان است نه به او ستم می‌کند و نه او در برابر ستم‌گر‌‌ رها می‌کند. [متفق علیه از حدیث ابن عمر رضی الله عنه].
پیامبر خدا (ص) هم‌چنین می‌فرماید: «مثل المؤمنین فی توادهم وتعاطفهم وتراحمهم کمثل الجسد الواحد إذا اشتکى منه عضو تداعى له سائر الأعضاء بالسهر والحمى» مؤمنان در دوستی و محبت و دلسوزی پیکر واحدی را می‌مانند که اگر عضوی از آن به درد آید سایر اعضا با تب و بی‌خوابی با او هم‌دردی می‌کنند. [متفق علیه از حدیث نعمان بن بشیر رضی الله عنه].
هم‌چنین می‌فرماید: «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشد بعضه بعضًا، ثم شبک بین أصابعه» مؤمنان در کنار هم همانند ساختمانی هستند که هم‌دیگر را محکم می‌کنند سپس انگشتان دو دستش را به هم قلاب کرد. [متفق علیه از حدیث ابوموسی اشعری رضی الله عنه].
اسلام هیچ فرصتی را برای فرار از این مسئولیت (یاری مظلوم) قرار نداده است تا جایی که رسول خدا (ص) مؤمنان را از سستی و بی‌تفاوتی نسبت به هم‌دیگر برحذر داشته و فرموده است: «لا یقفن أحدکم موقفًا یضرب فیه رجل ظلمًا؛ فإن اللعنة تنزل على من حضره حین لم یدفعوا عنه» اگر کسی به ناحق در مقابل شما مورد ضرب و شتم قرار ‌گیرد هیچ‌گاه بی‌تفاوت نمانید زیرا لعنت خدا بر چنین شخصی که حاضر است و دفاعی نمی‌کند فرود می‌آید. [طبرانی].
پس کسانی که به تماشای مظلومان نشسته‌اند سپس لب‌هایشان را می‌مکند و گردن‌هایشان را می‌چرخانند و بی‌تفاوت صحنه را ترک می‌کنند، باید بدانند که در معرض لعن و نفرت الهی قرار می‌دهند. به خدا سوگند تنها عامل تحقیر و زبونی مسلمانان چه در سطح فردی و عمومی، رسوخ روحیه‌ی ترس و بزدلی در بین آنان و‌‌ رها کردن هم‌دیگر بود و همین عامل باعث قلدری دشمنان نسبت به آنان و هتک حرمت و به تاراج بردن حقوق آنان و پایمال کردن مقدساتشان شده است. در سایه آموزه‌های والای اسلامی بود که امتی سرافراز و منسجم و نیرومند پا به عرصه نهاد که اگر یکی از افراد آن مورد ستم قرار می‌گرفت خون شهامت و مردانگی در ر‌گ‌های مسلمانان به جوش می‌آمد و به یاری او و دفع ستم از او می‌شتافتند.
ج: برخی نکات و تجارب در یاری مظلوم
این معانی بلند در تاریخ گهر‌بار ما در موارد زیادی عملاً محقق شده است؛ هنگامی که آن یهودی بدطینت پاچه‌ی زن مسلمانی را در بازار بنی قینقاع نمایان کرد، صحابی بزرگواری که شاهد این ماجرا بود خون غیرتش به جوش آمد و بی‌درنگ آن مرد یهودی را به قتل رساند؛ در آن هنگام یهود بر وی یورش بردند و او را به قتل رساندند و همین علت وقوع غزوه‌ی بنی قینقاع و اخراج آنان از آن دیار پاک بود. هنگامی که زنی در آن سوی کره‌ی زمین فریاد وامعتصماه سر داد، خلیفه‌ی وقت برای رفع ظلم و گوشمالی دادن به متجاوز لشکر سلحشوری گرد آورد. پیامبر اکرم (ص) به خاطر پایبندی به منشور دفاعی میان خود و مخالفان عقیدتی‌اش به یاری آنان می‌شتافت؛ اتفاقی که بین ایشان و خزاعه روی داد یکی از آن نمونه‌هاست: هنگامی که عمرو بن سالم از تجاوز بنی به بکر و همکاری قریش با آنان نزد رسول خدا (ص) شکایت کرد، رسول اکرم (ص) بی‌درنگ فرمود:‌ای عمرو تو را کمک خواهم کرد. به دنبال آن گردان‌های ظفرمندش را حرکت داد و مکه و پیرامونش را به تسلیم واداشت. این کاری بود که در راستای وفا به عهد خویش با گروهی از مشرکان انجام داده بود پس در وفاداری در حق مؤمنان و برادران عقیدتی خود چگونه عمل خواهد کرد؟ بدون شک این مهم‌تر و مقدم‌تر است به ویژه زمانی که می‌شنویم خداوند متعال ما را به یاری ستم‌دیدگان فرامی‌خواند:
 «وَإِنِ اسْتَنصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِّیثَاقٌ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿٧٢﴾ وَالَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُن فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَفَسَادٌ کَبِیرٌ ﴿٧٣﴾ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ» [انفال: ۷۲ - ۷۴]
اگر به سبب دینشان از شما کمک و یاری خواستند، کمک و یاری بر شما واجب است، مگر زمانی که مخالفان آنان گروهی باشند که میان شما و ایشان پیمان (ترک مخاصمه) باشد. (در این صورت رعایت عهد و پیمان، از رعایت حال چنین مؤمنان بی‌حالی لازم‌تر است. به هر حال) خداوند می‌بیند آنچه را که می‌کنید (پس مواظب حال همدیگر و حفظ حدود و عهود باشید). و کسانی که کافرند، برخی یاران برخی دیگرند (و در جانبداری از باطل و بدسگالی با مؤمنان همرأی و همسنگرند. پس ایشان را به دوستی نگیرید و در حفظ عهد و پیمان بکوشید) که اگر چنین نکنید فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می‌دهد. بیگمان کسانی که ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و در راه خدا جهاد نموده‌اند، و همچنین کسانی که پناه داده‌اند و یاری کرده‌اند، (هر دو گروه) آنان حقیقةً مؤمن و باایمانند (و شایسته‌ی واژه‌ی مهاجر و انصارند و تار و پود جاودانه‌ی پرچم اسلامند و) برای آنان آمرزش (گناهان از سوی یزدان منان) و روزی شایسته (در بهشت جاویدان) است.
د: یاری مظلوم چگونه محقق می‌شود؟
از نخستین شرایط یاری مظلومان که بر ما واجب است آن است که با احساساتمان آنان را درک کنیم و در ستمی که می‌بینند از درون خود گام به گام با آنان همراه شویم. هنگامی که این صحنه‌ها را در فکر و خیال خود می‌گذرانیم دل‌های ما باید متأثر شود و زبان‌ها به دعا حرکت و برای نجات آنان از ستم و گره‌گشایی از کارشان به درگاه خداوند نیایش کنند. داشتن روحیه‌ی برادری راستین و دلسوزی نسبت به خانواده‌های مظلومان و ارائه‌ی کمک‌های معنوی و مادی و نیکی در حق آنان و برآورده کردن نیاز‌هایشان از دیگر شروط نصرت و یاری مظلومان است. از دیگر الزامات این کار آن است که با به کارگیری شیوه‌ای عادلانه و منطقی از هر راهی و از هر وسیله‌ای برای عنایت داشتن به مسایل و مشکلات آنان بهره گیریم. داشتن مواضع حمایتی نسبت به مظلومان و ظلم‌ستیزی و هم‌کاری با برخی افراد یا نهاد‌ها در این زمینه از دیگر راه‌های موجود است. در پایان عاجزانه بر آستان خداوندی سر می‌ساییم و از او می‌خواهیم مظلومان را یاری دهد و گره از کارشان بگشاید، ستم‌گران را خوار و رسوا و داد مظلومان را از آنان بستاند. به امید روزی که در سرزمین‌های اسلامی مظلومی وجود نداشته باشد... حسبنا الله و نعم الوکیل.

بدون امتیاز