آداب و اصول گفتگو در اسلام
مقدّمه
اهمیت گفتگو در دنیای اسلام وقتی روشن میشود که اکثریت ملتها بر این باورند که چه در سیاست و چه در روابط اجتماعی، گفتگو و اختلاف بین عقاید بهترین روش برای نزدیکی و رسیدن به درد مشترک انسانی است، اگر هر مکتب فکری برای تبلیغ نظرات و ایدههایش آداب و اصول خاصی دارد پس چرا اسلام نه.
اسلامی که همیشه در دعوت به گفتگو و مشورت سخن به میان آورده است، زیرا که پشتوانهی فکری و فرهنگ غنی در اسلام ترسی برای نشستن بر میز مذاکره و بیان عقاید باقی نمیگذارد. همانطور که میبینیم در قرآن به شیوههای گوناگون مانند پرسش و پاسخ و در خواست از خدا برای شرح صدر و فهم و درک سخن گوینده، بیان شده است و بیش از 1700 بار واژهی گفتگو و مشتقات آن تکرار شده است که این دلالت بر اهمیت آن از دیدگاه اسلام دارد. باید یادآور شد که هدف از گفتگو ساکت کردن مخاطب و نشاندن حرف خود بر کرسی نیست زیرا که این نوع اختلاف تحمیلی از دیدگاه اسلام نوعی دیکتاتوری محسوب میشود. هدف از گفتگو رسیدن و یا حتی میتوان گفت نزدیک شدن به اصول مشترک و فهم درست از مسئله است. آداب گفتگو در اسلام شاید هیچ آیهای مانند: «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (سوره نحل 125) مسلمان مسئول متعهد را به رعایت آداب و شرایط گفتگو دعوت نکرده باشد. بر اساس این آیه دعوت به سوی یکتا پرستی با موعظه و اندرز نیکو و از طریق عقلانی میسر میشود که در این میان بازیباترین شیوهی سخن گفتن باید به گفتگو پرداخت و اینگونه است که خداوند ارکان و پایههای دعوت را مشخص میکند که میبایست به راهکاری نگریست که یزدان میگوید زیرا اوست که حقیقت را میداند.
1-آشکار است که دعوت از طریق گفتگو دعوت به سوی خداست نه به سوی شخص دعوت کننده؛
2-و در عوض او باید به احوال مخاطبان آگاهی داشته باشد و با طرز تفکرش آشنا باشد شرایط و ظروف آنها را در نظر بگیرد و به اندازهی ظرفیت مخاطب برای او مطلبی را بیان کند تا بر دوش او سنگینی نکند.
3-علاوه بر این احساسات و عواطف او نباید خدشه دار شود چرا که انسان در حالت ناراحتی و عصبانیت نمیتواند درست فکر کند.
4-دعوت کننده باید با اندرزهای زیبا کم کم به ژرفای وجود مخاطب وارد شود و شعور او را تسخیر کند و از خطاهای قابل بخشش بین دو طرف چشم پوشی شود و از تعصب بیجا پرهیز کرد تا مخاطب با نفرت گفتهها را پیگیری نکند. اما متأسّفانه در همین نشستهای مربوط به فرقههای اسلامی و تقریب مذاهب میبینیم که دو طرف گفتگو به جای احترام گذاشتن به عقیدهی یکدیگر، از تهدید و توهین و توبیخ استفاده میکنند حال اینکه قرآن به سوی بهترین شیوه فرا میخواند وبا روشی که خیر و صلاح بیشتری به بار میآورد. نتیجهای که میگیریم این است که نفس انسان با هویت خاص خود دارای نوعی خود بزرگ بینی وسر کشی است پس از دفاع از ارای خود دست نمیکشد مگر با نرمی و مهربانی، زیرا که شکست در گفتگو را دست کشیدن از احترام و هستی خویش میپندارد. اما گفتگوی اسلامی سالم، خود بزرگ بینیها را پایین میکشد و به مخاطب اطمینان میدهد که هدف از مباحثه تنها روشن کردن حقایق در راه خداست نه منفعت و نظر شخصی. قرآن کریم برای کنترل شورش دعوتگر در پایان آیه میفرماید که خداوند خودش میداند چه کسی راهیافته و چه کسی گمراه است پس لجاجت و تحمیل عقاید ضرورتی ندارد چرا که مسئولیت دعوت کننده تنها بیان مطالب بوده است وجز آن به خداوند واگذار میشود. نمونههای قرآنی از گفتگوی اسلامی «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلَى أَنْ تَزَکَّى وَأَهْدِیَکَ إِلَى رَبِّکَ فَتَخْشَى» این جاست که ماموریت حضرت موسی پایان مییابد: «فَکَذَّبَ وَعَصَى ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعَى» حضرت موسی احساسات فرعون را جریحهدار نکرد اما فرعون منفعت خود را در خطر دید و نپذیرفت«قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران 64) در دعوت اهل کتاب ابتدا بر نقاط مشترک تأکید میشود و به آن فرا خوانده میشوند پس آنان را به بندگی خداوند به طوری که هیچ قومی خود را ارباب دیگری نداند، و دعوت میکند و اگر سر باز بزنند باید گفت که شهادت بدهید ما مامور ابلاغ دعوت بودهایم واسلام آوردهایم زیرا که در دین اسلام اجباری وجود ندارد. «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» (آل عمران 159) پس مهربانی شرط اول برای تأثیرگذاری است و اینکه مشورت پدیدهای سالم است که فرد را تلاشگر بار میآورد و نقش آشکاری برای سهیم شدن در زندگی به او میبخشد.
منابع:
1-اختلاف در اسلام، دکتر قرضاوی.
2- گفتگو همیشه، شوقی ابو خلیل.
3- تفسیر فی ظلال سید قطب ترجمه استاد خرمدل.
______________________________
* سامیه ایزدپناه- دانشجوی زبان دانشگاه ارومیه
- افزودن نظر جدید
- 5112 بازدید
-
نسخه مناسب چاپ
.:: جدیدترین ::.
درخشش زوج فرهنگی پیرانشهری در جشنوارهی مجازی روشهای فعال یاددهی- یادگیری استانی و کشوری
خبرهای اصلاحوب
(1392/03/01)









سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.
«انسان است و گفته اش ،
ایلخی است و شیهه اش.»*
تا نکند گفت و گو ،
کس نداند فکر او .
هر بنده را بی کنکاش ،
بینی مانده خود تنهاش .
به شور فرمود خداوند ،
تا خلق الفت بیابند .
پیامبر را بی شورا ،
امّت نمی شد برپا .
مصداق نیک از سنّت ،
کنکاش بود در امّت .
این را سرود حم شاد ،
رحمت حقّ بر وی باد .
------------
* ضرب المثل قزاقی
خانم ایزد پناه دست شما درد نکند . خیر الکلام قلّ و دلّ . کوتاه مختصر و مفید.
از بندرعباس.
جزئی بود لطف کنید بیشتر توضیح دهید منتظر مطالب جدید تون هستم از خوی