اینترنت و تغییر فرهنگی

هلن صدیق بنای
ـــــــــــــــــــــــــــ

بشر صاحب فرهنگ است، درست همان طور که که صاحب روح است. اما فرهنگ‌های بشری فناپذیرند و با نابودی نژاد یا گذر زمان از بین می‌روند.
بنابراین، ممکن است فرهنگ‌ها هم پس از مدتی نابود شوند، اما در تمام فرهنگ‌های بشری حقایقی وجود دارد که ارزش حفظ کردن دارند. شاید بتوان فرهنگ را مجموعه‌ای از ارزشهایی تعریف کرد که افراد ، خود و دیگران را متعلق به آن می‌دانند.

برخی از عواملی که در افراد حس تعلق به فرهنگی خاص را ایجاد می کند عبارتند از:

• آموزه های پیشگامان فرهنگی که امید می رود بر اساس آنها افراد شایسته ای تحویل اجتماع شوند.

• عوامل محیطی چون آب و هوا ، شرایط اقتصادی و آینده ی جامعه

• رو به رو شدن با الگو های بیگانه

عامل سوم یعنی رو برو شدن با الگوهای بیگانه در بحث حاضر نقش عمده دارد. این عامل قابلیت تغییر در فرهنگ ها یا به نوعی تاثیر پذیری فرهنگ ها از یکدیگر را باعث می شود .

همه‌ی فرهنگ‌ها ، بطور پیوسته در حال تغییراند و این تغییرات، امروزه هم سریع و هم عمیقتر از گذشته شده اند. اینترنت و به تعبیر دیگر شبکه های ارتباطات فردمدار جهانی، نقش عمده ای در تشدید تغییرات فرهنگ و موجودیت‌های فرهنگی ایفا خواهد کرد.

اینترنت به دو شیوه موجب تغییر فرهنگی می شود: نخست فرهنگ خودش را عرضه می‌کند و دوم گذرگاهی برای سایر فرهنگها تدارک می کند.

کاربران اینترنت به پیشروان و جریانات پیشتاز فرهنگی دسترسی دارند؛ این افراد و جریانات بخشی از فرهنگ اینترنت و یا بخشی از فرهنگ های دیگر هستند.

از طرف دیگر،اینترنت به خودی خود ، سبب دگرگونی وضعیت اقتصادی و سیاسی می شود و آینده، اثرات دیگری را پدیدارخواهد کرد . اینترنت محلی است برای عرضه‌‌ الگو‌های رفتاری متفاوت با فرهنگ های رسمی و لذا در سطح فعالیت های موثری چون جنگ ، صنعت تروریسم و تبادل دانشجویان قرار می گیرد.

احتمالا به همین خاطر است که تاثیر گذاری آن در قیاس با دو عامل دیگر (عوامل محیطی و حوزه های فرهنگی) بیشترخواهد بود.

اینترنت، علاوه بر آنکه محیطی برای تبادل فرهنگی مهیا و گذر گاهی برای دسترسی کاربران به فرهنگ های دیگر تدارک می کند، خود نوعی فرهنگ یا خرده فرهنگ است که همه ‌فرهنگ ها را در بر می‌گیرد.

اینترنت محیط، ابزار و تعاملات خاص خود را دارد که با محیط ، ابزار و تعاملات فضای غیر مجازی کاملا متفاوت است. این بدان معناست که اینترنت به خودی خود و بدون در نظر گرفتن فرهنگ‌های بیگانه ای که ممکن است یک فرهنگ خاص با آن ها در ارتباط باشد، عامل موثری در ایجاد تغییر درون فرهنگی است.

این فناوری به وضعیت بحرانی (شاید منظورتان "نقطه عطف" باشد) خود نزدیک می‌شود ، کاربران اینترنت ، همین که تعدادشان به حد لازم رسید، فرهنگ خود را که ریشه در ارتباطات جهانی دارد به وجود خواهند آورد . بدین ترتیب کاربران، اجتماعات و گروه های خاصی را سازماندهی می‌کنند؛ حتی طبقه‌بندی ظاهری اعضا هم به منظور تعیین هویت درون فرهنگی یا برون نگری است.

یعنی رفتار های انسانها را بر اساس آنچه که در اجتماع انجام می دهند(بازتاب‌های رفتاری افراد) ، طبقه بندی می کنند . به عنوان مثال ؛ ممکن است افرادی از وسایل عمومی برای تردد خود استفاده کنند که این عمل (رفتار) در یک طبقه بندی خاص قرار می گیرد و یا اینکه افرادی از ماشین شخصی خود استفاده می‌کنند که باز در طبقه بندی ویژه خود در نظام طبقه بندی ظاهری افراد یک اجتماع قرار می گیرند.

عوامل خارجی که منجر به شکل گیری و تغییر فرهنگ ها می شوند می توانند ریشه در فرهنگ غالب یک جامعه داشته باشند؛ جائیکه افراد یک جامعه از شرکت موثر در روند سیاسی، از ایفای نقشهای ارزشمند در پیکره ی جامعه گرفته تا مقدار سهمی که از سود اقتصادی ملی آنها حذف می شود !چیزی در این جا حذف شده است!. از سوی دیگر گروه‌های محروم شده به وسایل و روش‌هایی برای مقابله با این محرومیت نیاز دارند.

باید گفت که اینترنت، با ارائه وسایل و روش هایی که جایگزین محرومیت های موجود در یک جامعه می شود به شکل‌گیری هویت فردی هم کمک می کند. از این نظر اینترنت در تمامی فرهنگ های حاکم و در بین اقلیت های محکوم نقش واحدی خواهد داشت.

اینترنت نخستین محصول تکنولوژی غرب نیست که در مقیاس جهانی مورد استفاده قرار می گیرد،اگر چه اولین محصولی است که بر قراری ارتباط تعاملی و در سطح عامه را میان کاربران غربی و غیر غربی را میسر ساخته است .

مدرن سازی جوامع طبق تعریف جنبشی است معطوف به اولویت یافتن حرفه ها و تفکیک نقش ها، وابستگی آحاد جامعه به رسانه های گروهی به جای گفت و گو های محلی و فردگرایی به معنی استقلال از مکان جغرافیایی کار. به عبارت روشنتر مدرن شدن به این معنی است که هدف اصلی زندگی فعایت و تولید اقتصادی است نه تفریح، و این که رسانه‌های جمعی، نه افراد محلی، منبع اصلی اخبار هستند.

البته باید دقت داشت که اینترنت رسانه ای جمعی نیست ، حداقل نه به صورتی که به عنوان منبع ارتباطات یک جانبه تعبیر شود؛ یعنی صرفا فهرستی از مطالب نیست که بیننده هیچ کنترلی بر آنها نداشته باشد.

اینترنت "غیبت کردن های محلی " را بصورت راهی برای جمع آوری اخبار درآورده است. اما دقت داشته باشد که در اینجا واژه ی" محلی" به معنای تمام جهان است، تمام مکان جغرافیایی ای که تحت پوشش اینترنت قرار دارد.

یکی از ابعاد کاربری اینترنت این است که عضویت افراد ، در آن پنهان می‌ماند. بعد دیگر استفاده از اینترنت ناشناخته ماندن سر نخ ها و منابع قدرت است. به علاوه، اینترنت امکان دسترسی اعضای یک خرده فرهنگ را به یکدیگر فراهم می آورد، اعضایی که بدون اینترنت ، حتی از وجود یکدیگر هم اطلاعی نداشتند. هنگامی‌که این افراد متوجه خدماتی می‌شوند که اینترنت می‌تواند به آنها بکند، سعی می کنند از آن بهره برند.

نحوه استفاده این افراد از اینترنت و وابستگی آنها به این امکان، حتی بیش از اتکای ایشان به جریان اصلی فرهنگ خودشان خواهد بود. یکی از دلایل عمده این موضوع این است که اینترنت امکان دستیابی به چیز های زیادی را برای ایشان فراهم می کند، چیزهایی که اساسا فرهنگی که این افراد به آن تعلق دارند در اختیارشان قرار نمی دهد.

در اینترنت تفاوتهایی چون زبان ، شیوه نوشتار و ملیت می تواند مهم باشد. به عنوان نمونه، زبان امری تعیین کننده است ، بر اساس نظر گوته، ترجمه از یک زبان به زبانهای دیگر امریست ضروری، مهم و در عین حال غیر ممکن.

در حال حاضر، ترجمه متنی از یک زبان به زبان دیگر بوسیله کامپیوتر امکانپذیر شده است. اما ترجمه فرهنگی چیز دیگری است و بنا به تعریف قادر ساختن فرهنگ ها به درک متقابل یکدیگر است؛ و این شامل تغییر حداقل یکی از فرهنگها می شود.

در هر فرهنگ در خصوص محاوره و گفت وگو های افراد قوانین خاصی وجود دارد. این قوانین در ارتباطات اینترنتی نادیده گرفته می شود. اینترنت همبستگی "درون گروهی" را کاهش می دهد، گفتگو با اعضای بیگانه را آسان می کند، و در نتیجه ارتباطات "برون گروهی" یا "بین گروهی" را تسهیل می کند.

متکی نبودن بر ارتباط رو در رو طبیعت ارتباط اینترنتی را متفاوت کرده است. حضور فیزیکی در روابط متقابل باعث افزایش انگیزه و هوشیاری می‌شود، اما ارتباطات کامپیوتری منجر به هوشیاری روانشناختی نمی شود. در ارتباطات کامپیوتری قوانین مختلفی و خاص خود بکار برده می شود و نتایج متفاوتی هم از این طریق به دست می آیند.

اینترنت به عنوان رسانه‌ای که می تواند به کار تامین مقاصد سیاسی بیاید یا عاملی برای رشد اقتصادی باشد، می تواند موجبات تغییرات فرهنگی را فراهم کند. از این جهات، اینترنت به افراد میدان می دهد تا عقاید ، نظریات و ارزش هایشان را به دیگران عرضه کنند و به این ترتیب به آنها امکان می دهد که بهترین بهره را از این ابزار ببرند.

این بهره برداری ها می تواند بصورت فروش اینترنتی کالا به افرادی باشد که آنها را نمی‌بینید و یا یشکل فراهم آوردن تسهیلات برای مردمی باشد که چیزی در باره موقعیت و جایگاه اجتماعی آنها نمی دانید. بدین ترتیب توسعه اینترنت ، لزوما به این معناست که مهارتهای گوناگون بدون در نظر گرفتن ارزش های اصلی فرهنگی ، اهمیت پیدا می کنند.

درارتباطات گروهی اینترنتی مشارکت در بحث های گروهی ، بیشتر از رابطه رو در رو است . به این ترتیب احتمال تسلط یا تفوق یک فرد بر سایرین کمتر خواهد بود. در بحث های اینترنتی زمان رسیدن به اتفاق نظر بیشتر و اظهارات رد و بدل شده میان کاربران کمتر است. این، شاید به این دلیل باشد که این نوع ارتباط نه به طور کامل نوشتاری و نه کاملا گفتاری است، بلکه جایگاهی میان این دو نوع ارتباط دارد . در جریان آن دسته از ارتباطات گروهی که به وسیله کامپیوتر انجام می شود ، نظر افراد به میزان قابل توجهی با نظرات اولیه آن‌ها فرق پیدا می کند.

شاید افزایش توانایی‌های کاربران اینترنتی در پذیرش فرهنگ و نوع تعامل ارتباط اینترنتی ، باعث شود این نوع فرهنگ بر روی نظام اجتماع واقعی تاثیر گذاشته و فشار اجتماعی و اتفاق نظر ها در رای گیری‌ها را کاهش دهد.

بعلاوه ارتباطات اینترنتی به افراد امکان این تجربه را می دهد که در بحث هایی که صرفا ضرورت اجتماعی ندارد نام یکدیگر را بخوانند و به راحتی از دشنام و کلمات توهین آمیز استفاده کنند .

بدین ترتیب گفتگو ها و بحث های اینترنتی زبان خاص افراد بلند پایه را با زبان افراد پایین دست ادغام می کند .در بحث های اینترنتی ، از آنجا که امکان اعمال نفوذ و قدرت یک فرد بر سایرین کاهش می یابد "قانون اکثریت" اعمال می شود.

این قانون جایی اجرا می شود که هدف ، قضاوت در باره ی موضوعی خاص است ، یعنی تصمیم گیری نهایی ، نوعی نظر خواهی است که در آن گروه اکثریت قدرت بیشتری دارند. بنابراین امکان گرایش سایر اعضا به سمت این گروه بیشتر از دوری گزیدن از آن است.
در تصمیم گیریهای بعدی ، تجربه عاملی است که سرعت تصمیم‌گیری نهایی را افزایش می‌دهد.

باید اضافه کرد که عاملی چون؛
• گستره ی زمانی تعامل
• هدف و مقصود تعامل
• نوع مشارکت
• تکرار پذیری ارتباط
• قدرت و جایگاه نسبی افراد
• میزان الفت آنان
• تعادل در تعداد افرادی که به عنوان موافق و مخالف بحثهای اینترنتی شرکت می کنند
• خصوصیات مورد توجه آنها

همه عوامل فوق در اثر گذاری ارتباطات بر طرز تفکر و ارزش های افراد نقش دارند. و کسب این تجربه های فوق در دنیای مجازی در نوع خود یک تغییر فرهنگ در نظام اجتماعی دنیای واقعی را به ارمغان می آورد.

دکتر جرمی استنگروم Jeremy Stan groom , PhD ، دکترای علوم نظری اجتماعی و متخصص فناوری ارتباطات و اطلاعات IT ، در مورد ارتباط انسانی از طریق آنلاین دیدگاه خاصی دارد.

او معتقد است که طبق نظر اندیشمندان بسیاری که در باره اینترنت نوشته اند ارتباط افراد از طریق اینترنت در مقایسه با انواع روزمره ارتباط که با حضور فیزیکی افراد همراه است از جهات و بشیوه های مختلفحالتی تقلیل یافته دارد .

برای مثال هیوبرت دریفوس فیلسوف معاصر آمریکایی و استاد دانشگاه برکلی در کتاب خود با نام " در باب اینترنت" استدلال می کند که : "درک ما از واقعیت ، اشیا ، افراد و توانایی ما در برقراری ارتباط موثر با آنها، به شیوه ای که بدن ما بی سرو صدا در پس زمینه عمل می‌کند ، ارتباط دارد . توانایی بدن در دستیابی به چیز ها ، قوه درک ما از واقعیت کاری که انجام می دهیم و یا آماده ایم که انجام دهیم ، بسیار است . همه این امور را بدن بی هیچ دردسری ، به شکلی فراگیر و موفق انجام می دهد. و ما بندرت متوجه انجام چنین اموری می شویم .

در ارتباطات رو در رو و در هنگام ملاقات با دیگران ما می‌توانیم تا حدودی نسبت به آن‌ها اطمینان بدست بیاوریم ولی در روابط آنلاین این امر امکان پذیر نیست .

در فضای مجازی می توان بدون حضور فیزیکی ارتباط برقرار کرد ولی امکان ارتباطی کامل از این نوع در فضای اینترنت ناممکن است. امکان فریبکاری آشکار در یک موقعیت مستقیم و رو در رو به حداقل می رسد ولی فریبکاری برروی اینترنت بسیار آسان است .در اینترنت می‌توان افراد را با خلق شخصیت هایی کاملا تخیلی فریب داد، ولی این امر در دنیای غیر مجازی بسیار مشکل است. بنابراین روابط اینترنتی در مقایسه با روابط "واقعی" (رو دررو) همراه با حضور فیزیکی ، روابطی ضعیف هستند.

نکته قابل توجه در ارتباط اینترنتی این است که خصوصیاتی از قبیل ؛ سن ،جنسیت، نژاد، لهجه، طبقه اجتماعی، جذابیت چهره، سبک لباس پوشیدن، جذابیت فیزیکی، هوش، تیپ و .... معیار قضاوت ما در باره افراد در دنیای غیر مجازی قرار می گیرد.اما این معیارها در دنیای مجازی اینترنت عمدتا این گونه معیارها نیستند. پس مسئله مشخصه اصلی ارتباطات اینترنتی فقدان رابطه "رو در رو" و نبود حضور فیزیکی است که فریبکاری و جعل هویت واقعی را ممکن می کند . از طرف دیگر، ارتباطات اینترنتی مانع گرایش به کلیشه پردازی و هویت سازی می شود.

اگر با کنترل جنبه هایی از شخصیت خود در ارتباط های آنلاین بتوانیم از پیشداوری بر اساس کلیشه‌های موجود و بی دلیل خودداری کنیم ، آنگاه امکان دارد ارتباطات اینترنتی ، حداقل در بعضی از موارد نسبت به اغلب ارتباط‌های روزمره همراه با حضور فیزیکی کمتر مجازی (تحریف شده) و بیشتر "واقعی" باشد.

بدون امتیاز