جامعه مدنی یا جامعه‌توده‌ای

عثمان عباسی – سردشت
روزنامه نگار و دبیر آموزش و پرورش
___________________________

جامعه مدنی ، مفهوم تازه ای است که در قرون اخیر در غرب مطرح شده و در جامعه ما نیز به تازگی عنوان شده است. در بین مطرح کنندگان جامعه مدنی ، مانند دیگر مفاهیم حوزه علوم انسانی ، وفاق ، همسانی و سازگاری کلی دیده نمی شود، از مارکس به بعد معیارهای مختلفی برای جامعه مدنی ارائه شده است. در واقع مفهوم جامعه مدنی در گذار جامعه سنتی به جامعه مدرن و متجدد متولد شده است. مظاهر اولیه و نطفه‌های جامعه‌ی مدنی در درون فئودالیته و قرون وسطی در اروپا وجود داشت.
سابقه‌ی پیدایش جامعه‌ی مدنی به پیدایش حق اجتماع و انجمن کردن باز می‌گردد که تحقق آن از دیگر حقوق بنیادی به نسبت دشوار‌تر بوده است. در جامعه‌ی فئودالی ، جامعه‌ی مدنی کم و بیش محدودی وجود داشت. پراکندگی قدرت، حقوق مالکین، مصونیت وامتیازات اشرافیت زمیندار، وجود شهرهای خودمختار و جز آن زمینه‌ی وجود چنین جامعه‌ی مدنی ضعیفی را تشکیل می‌داد. مدرنیته و تجدد مناسبات فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی خاص خود را به همراه آورد که یکی از آنها جامعه مدنی است ، به عبارتی دقیق تر جامعه مدنی پس از مسئله «دولت مطلقه » در غرب مطرح شد.

دولت مطلقه تمام عرصه های زندگی شهروندان خود را تحت سلطه می گرفت و امکانات نامحدودی را در اختیار داشت. اندیشه برپایی جامعه مدنی برای حفظ کیان فردی و حل نشدن آحاد جامعه در آنچه دولت پسندیده است شکل گرفت.

جامعه مدنی حوزه ای از روابط اجتماعی است که فارغ از دخالت قدرت دولت است ، وگونه ای از فرهنگ ، اجتماع ، سیاست ورزی و اقتصاد است که فارغ از سلطه دولت باشد. مجموعه نهادها، موسسات ، انجمنها، تشکلهای غیردولتی و مدنی و به بیان دیگر عرصه زندگی فردی و اجتماعی مستقل از دولت ، جامعه مدنی را تشکیل می‌دهد.

بنابراین اندیشه جامعه مدنی برای مبارزه با حکومت مطلقه ، مقاومت در برابر سلطه گری ها، تمامت خواهی ها و زیاده طلبیهای دولتمردان تاسیس شده است. با این همه جامعه مدنی، دولتی در برابر دولت نیست. بلکه واسطه ای است بین فرد و دولت.به‌ طوری که که افراد جامعه آزادانه و مختارانه در آن متشکل می شوند تا کمربند ایمنی باشند برای حفاظت از حقوق شهروندی در برابر درازدستی های دولت ، برای محدودیت دولت و نظارت بر عملکرد آن.

در این مجال به ده ویژگی از ویژگی‌های جامعه مدنی اشاره می‌شود:

اول : اهیمت فردی و محفوظ ماندن هویت فردی ، آحاد جامعه خود را پیدا می‌کنند، و وجودی نیستند که دولت به آنها ماهیت بدهد، بلکه خود را باور می کنند، توان و قدرت خود را به سامان می آورند. مردم دیگر توده بی شکلی نیستند که با قالب دولت به شکل دل خواه آن درآیند، ذره هایی نیستند که با مغناطیس دولت سو و جهت پیدا کنند، پس رکن اول جامعه مدنی حفظ منزلت فرد است و ممانعت از انحلال آن در دولت.

دوم : مدینه با عضویت افراد تشکیل می شود. شهروندان مستقل برای رسیدن به مصالح و منافع مشترک به شکل خودجوش و اختیاری در نهادهای مستقل از دولت متشکل می شوند. جامعه مدنی از طریق نهادهای صنفی ، انجمنهای محلی ، تشکلها و احزاب اهداف خود را به پیش می برد.
در جامعه مدنی با نهادینه شدن فعالیتهای اجتماعی همبستگی ملی به شدت رشد می کند. درواقع این تشکلهای خودجوش برای حفظ آن هویت مستقل است. نهادهایی که در آن دولت نماینده ندارد، و بودجه آنها توسط دولت تامین نمی شود. اصناف مختلف اجتماعی اعم از اقتصادی ، فرهنگی ، هنری ، ورزشی ، علمی و اجتماعی تشکل های خاص خود را تشکیل می دهند. بدون تشکلهای خودجوش جامعه مدنی ، محقق نمی شود.

سوم : فرهنگ جامعه مدنی مبتنی بر تعقل و خردورزی است. ارتباط شهروندان با یکدیگر از طریق گفتگو و اقناع است. با مفتوح بودن حوزه کلامی و عمل عقلانی و تفاهمی جایی برای خشونت و اعمال زور باقی نمی ماند. تمسک به زور و بکارگیری خشونت نشانه خروج از جامعه مدنی است. با صرف حضور در یک جامعه شرط مدنیت حاصل نمی شود.
اولین شرط مدنیت و متمدن بودن این است که دیگران را که چون تو نمی اندیشند تحمل کنی ، برای آشنایی با نظر آنها با ایشان گفتگو کنی و با منطق و برهان با آنها رفتار نمایی. جامعه ای که روابط ساکنان آن بر زور استوار است و خشونت روش غالب تعامل فرهنگی و اجتماعی است ، از ضوابط جامعه مدنی فاصله دارد.

چهارم : خردورزی انسانی همنشین تکثر است. اختلاف عقیده و سلیقه و روش زندگی در جامعه مدنی امری طبیعی و پذیرفته شده است. جامعه مدنی پذیرفته است که همگان یکسان نمی اندیشند و در جامعه باید گروه های مختلف فکری و اعتقادات متفاوت و سبکهای گونا گون زندگی وجود داشته باشد. آنها که به دنبال جامعه تک صدایی ، افکار کلیشه ای و بخش نامه ای و نظرهای تک بعدی و سبکهای قالبی هستند، دشمنان جامعه مدنی هستند. ممکن است در جامعه ای یک اندیشه ، یک دین ، یک فرهنگ ، یک سلیقه طرفداران بیشتری داشته باشد، اما با این همه «کثرت » سنگ بنای جامعه مدنی است. آن هم کثرت در تمامی عرصه ها.

پنجم : در جامعه متکثر، پیشرفت با پذیرش رقابت صورت می گیرد. رقابت برای رسیدن و تحصیل قدرت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی امری لازم است. رقابت شهروندان در چهارچوب قانون مقبول نه تنها امری مباح بلکه مستحسن است. راز پویایی و بالندگی جامعه مدنی در همین رقابتهای قانونی است. رقابت برای بدست گرفتن قدرت نه تنها زشت و خلاف نیست ، بلکه عین تمدن و مدنیت است. در جامعه ای که در تمامی سطوح برای رسیدن به هریک از مناصب اجتماعی رقابت به رسمیت شناخته نشده ، و در عوض حقوق ویژه و امتیازات خاص برای افراد یا گروههایی پذیرفته شده و موقعیتهایی فارغ از رقابت سالم اجتماعی نصیب افراد می شود، چنین جامعه ای ، جامعه مدنی نیست.

ششم : جامعه مدنی با گذار از جامعه طبیعی شکل می گیرد. مدنیت به این معنا مبتنی بر گذار از وضع طبیعی به وضع قراردادی است. جامعه مدنی برپایه قرارداد اجتماعی(قرارداد میان شهروندان آزاد) محقق می شود.. قراردادهای اجتماعی که مبتنی بر رضایت همگانی است. قانون چیزی جز تبلور همین قراردادهای اجتماعی نیست. رابطه میان جامعه مدنی و دولت نیز مبتنی بر نوعی قرارداد اجتماعی یا قانون است. بدون پی بردن به منزلت قانون جامعه ، مدنی نمی شود.

هفتم : رعایت حقوق و آزادی های شهروندان در همه شرایط مهمترین رکن قانون در جامعه مدنی است. با پذیرش قانون ، فرد عضو جامعه مدنی ، شهروند محسوب می شود. در جامعه ای که مبتنی بر تکثر و رقابت است ، سبب نظم گردن نهادن همگان به قانون است.
واضح است که مراد صورت ظاهری قانون نیست ، بلکه قانونی است که حقوق و آزادی های شهروندان را به رسمیت شناخته باشد، قانونی که حداقلی از حقوق را برای همه آحاد جامعه فارغ از عقیده و مذهب و جنس و نژاد و زبان و ملیت پذیرفته باشد. در جامعه مدنی ، قانون ضابطه و معیار بازی اجتماعی است.

هشتم : امور جامعه مدنی با مشارکت واقعی شهروندان در همه سطوح سامان می یابد. هیچ تصمیمی در جامعه مدنی بدون مشارکت شهروندان اتخاذ نمی شود. این اراده و سلیقه غالب شهروندان است که سرنوشت و جهت سلوک جامعه مدنی را رقم می زند.
جامعه مدنی به تک تک آحاد خود به عنوان اعضای مدینه می نگرد. به لحاظ حقوقی همه با هم برابرند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد. امتیاز ویژه حقوقی برای فرد و صنفی پیش بینی نشده است. مشارکت دراطاعت و تایید و سیاهی لشکرشدن نیست ، مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری مراد است. مشارکت با بسیج مردم به سان توده موید، و به خیابانها کشاندن آنها تفاوت جوهری دارد، تنها با ایجاد نهادهای مدنی است که مردم به طور واقعی نه صوری در تمامی مقدرات جامعه خود شریک و مسئول می شوند. اگر در سرزمینی پارلمان و مجلس شورا هست اما تصمیمات اصلی خارج از مجلس شورا اتخاذ می شود، آنجا مشارکت و جامعه مدنی نیست ، کاریکاتور مشارکت است.

نهم : از جمله حقوق پایه جامعه مدنی مساوات تمامی شهروندان در برابر قانون است. بی شک شهروندان از جنبه های مختلف با یکدیگر فرق دارند، در علم ، در عقیده ، در دین ، در جنس ، در نژاد، در زبان ، در اخلاق ، و... اما این امور باعث نمی شود که تبعیض حقوقی ایجاد شود. لذا هیچ فرد، صنف یا گروهی در جامعه مدنی منزلت و شان ویژه حقوقی ندارد. قبول حق خاص و امتیاز ویژه برای فرد یا صنفی نقض مشارکت ، رقابت و بالاخره زیرپاگذاشتن پایه های جامعه مدنی است.

دهم : جامعه مدنی کارفرما و دولت کارگزار و کارگر جامعه مدنی است ، نه برعکس. دولت توسط شهروندان جامعه مدنی انتخاب می شود. دولت در مقابل جامعه مدنی مسئول است ، وجامعه مدنی بر عملکرد دولت نظارت می کند.
جامعه ای مدنی است، که مردم واقعا ولی نعمت حکومت باشند، بگویند چه می خواهند، چگونه می خواهند، و چه کسانی این وظایف را برای چه مدتی به عهده دارند. دولت از آسمان تعیین نشده است ، پدیده ای زمینی و بشری است ، مصنوع آدمیان است و پاسخگوی شهروندان.

ده موردی که ذکر شد، ویژگی‌های غالبی جامعه مدنی است ، البته از این میان برخی اصلی و برخی فرعی هستند، ویژگی های تشکل های آزاد و مستقل از دولت شهروندان ، قرارداد اجتماعی ، مساوات ، مشارکت و رقابت از جمله ذات و ویژگی های اصلی جامعه مدنی است.
اما جامعه مدنی به درستی درک نمی شود، مگر این که متضاد آن یعنی جامعه توده ای و توده وارMass Society شناخته شود.
لذا برخلاف برداشت سطحی و عرفی و غیرتخصصی ، «مدنی » مقابل بربری و جاهلی یا مقابل طبیعی نیست ، مدنی مقابل توده ای است. جامعه توده وار نیز ویژگی‌های دارد، مهمترین این ویژگی‌ها عبارتند از:

1- در جامعه توده وار به جای این که با آحاد شهروندان مواجه باشیم ، با توده مردم مواجه هستیم. ذره گونگی فرد، و نداشتن هویتی مستقل از توده ویژگی بارز جامعه توده وار است. فرد در توده خود را بازمی یابد.
توده مردم به مثابه مومی بی شکل و بی هویت هستند که قالب و شکل و هویت آنان توسط حاکمان و دولت صورت می گیرد. این توده خودآگاهی ندارد و کوششی نیز در راه شکوفایی خودآگاهی آن صورت نگرفته است.با نهادهای مدنی که تجلی اراده آزاد افراد و آحاد شهروندان است آشنایی ندارد. جامعه توده وار لزوماً متعلق به گذشته نیست ، حتی در یک محیط صنعتی زیر بمباران تبلیغاتی که آدمیان به مثابه روباتهای مکانیکی به کار گرفته می شوند امکان تحقق دارد. سمبل جامعه توده وار فرد و تشخص او نیست، بلکه توده میلیونی است.

2- ایدئولوژی توده ای نقش اصلی در هویت بخشی به افراد ذره گونه ایفا می کند. کلیشه ای برای یکسان سازی جامعه ، قالبی یک بعدی که تکثر، تنوع، تشخص و اندیشه را برنمی تابد. ایدئولوژی حکایتگر صادق واقعیت اجتماعی نیست ، قالبی است که می خواهد خود را بر واقعیت خارجی تحمیل کند. ایدئولوژی را با دین و عقیده یگانه نپندارید، دین و عقیده هم ممکن است فرم و قالب ایدئولوژیک بگیرد و در خدمت جامعه توده وار قرار بگیرد، ولی هر دین و عقیده ای لزوما ایدئولوژی نیست. هرچند جامعه توده وار بدون ایدئولوژی میسر نیست.

3- شباهت میان افکار و عقاید و سلایق توده ها بارزتر از تفاوت های موجود در میان آنهاست.در چنین جامعه ای تکثر امری مذموم است. تسطیح فرهنگی ، تخریب ارتفاعات فکری ، همسان سازی اندیشه ها از خصایص یک جامعه توده وار است. در این شبیه سازی و یکسان سازی فرهنگی رسانه های جمعی به ویژه رادیو و تلویزیون رسمی نقشی تعیین کننده دارند.

4- محرک جامعه مدنی تعقل و خردورزی شهروندان بود. اما تقویت کننده جامعه توده وار عواطف و احساسات توده هاست که توسط حاکمیت تهییج می شود و به خدمت گرفته می شود. عواطف و احساسات به غلیان آمده از قدرتی شگرف و البته مقطعی و بی دوام برخوردار است.خشونت یکی از اشکال احساسات تهییج شده است. اگر بر جامعه ای به جای تعقل و خردورزی احساسات و عواطف مسلط باشد، دائماً با محرکها و هیجان های کاذب و مصنوعی چنان موج به تکان می آید. برای پویایی و حرکت مداوم چنین جامعه ای همواره به «دشمن کیشی » نیاز است.مقابله با یک دشمن واقعی و اگر دشمن واقعی در کار نباشد، دشمن توهمی و خیالی. دشمن سازی و دشمن تراشی زائیده احساسات تهییجی است.

5- جامعه مدنی بر مشارکت خودجوش و مختارانه شهروندان آزاد مبتنی بود. اما قوام جامعه توده وار بر بسیج برانگیخته شده توده ها استوار است. بسیج عمومی در امور مقطعی ، فیزیکی و سطحی ، توان اقدام ضربتی ، سریع و قاطع دارد. برای کارآیی هرچه بیشتر بسیج های عمومی ایدئولوژی واحد، تسطیح فرهنگی و احساسات و عواطف تهییج شده از لوازم حتمی است. این بسیج توده ای است که مردم را به پیش می برد، در واقع افراد به پیش برده می شوند، حتی بی آنکه اراده کرده باشند، و مهم اراده توده ای است.

6- در جامعه توده وار رهبر محور جامعه است که وظیفه اصلی بسیج توده ها را براساس ایدئولوژی واحد به عهده دارد. آحاد جامعه توده وار پیرامون رهبر و گوش به فرمان او هستند. لذا برخلاف جامعه مدنی ، مردم نه به عنوان شهروندان آزاد، بلکه به مثابه تابع محض و مطیع بدون چون و چرای رهبر مطرحند. در جامعه توده وار رهبران در حد قداست ستایش می شوند.

7- در جامعه توده وار هیچ نهاد مدنی مستقل از دولت وجود ندارد. هر تشکلی با بودجه دولت ، زیر نظر دولت ، رسمیت دارد. دولت متناسب با جامعه توده وار، دولت فراگیر، تمامت خواه و توتالیتر است. دولت توتالیتر تمامی ساحتهای زندگی مردم را ملک مطلق خود می داند، حتی حوزه خصوصی و خصوصی ترین زوایای زندگی توده ها. دولت توتالیتر تاب تحمل هیچ نهاد مدنی را ندارد.

مردمی که از خود اراده ای ندارند، در دولت ذوب می شوند. در جامعه توده وار، اقتدار مطلق از آن دولت است ، اما این اقتدار که متکی به نهادهای مدنی نیست ، اقتداری تصنعی است ، لذا در مواقع بحران مانند شیشه ای که به سنگ می خورد می شکند. در جامعه مدنی اگرچه دولت کارگزار و تحت نظارت جامعه مدنی و محدود به حدود قانون است ، اما به میزان اقتدار جامعه مدنی ، اقتدار واقعی دارد. اقتدار واقعی دولت به میزان گسترش و عمق جامعه مدنی وابسته است.
جامعه توده وار همچون سیل است ، پرقدرت ، اما مخرب و ویرانگر. در جامعه توده وار، اخلاق ، قانون ، و دین همگی در خدمت آرمانهای توده قرار می گیرد و بر آن مبنا تغییر وتاویل می شود.

نهادهای مدنی همچون مسیل اند که با کانال کشی و جریان سازی و لایروبی و سدسازی قدرت آب را بکار گرفته ، و محدود می کنند، اما نور و زندگی نیز تولید می نمایند.

بدون امتیاز