جدیدترین نظرها

خلاصه هیچ دلیل قانع کننده (4 روز 22 ساعت پیش)

خلاصه هیچ دلیل قانع کننده نیاوردی که حرام بودن جشن نوروز را ثبوت نماید. نه از احادیث و نه هم از قران کریم. اینکه حضرت محمد (ص) فرموده "ما دو عید بهتری داریم"، چرا یک کلمه در مورد نهی نمودن از اشتراک در اعیاد مجوسی ویا دیگر اعیاد غیر اسلامی نگفته اند؟ در مورد آیات قرآن کریم که آوردی خو اصلا مرتبط با اعیاد اسلامی ویا غیر اسلامی نیست.

در پاسخ به مطلب («نوروز» و حکم آن در شریعت اسلام)
جواب دلیل اولتان: خبرواحد (5 روز 16 ساعت پیش)

جواب دلیل اولتان:
خبرواحد اوتیت القرآن و مثله معه، به لحاظ سندی فاسد است
در اینمورد با ید به آرای متخصصان در این فن که محدثین اند مراجعه کرد،آیا طه جابر العلوانی محدث میباشد؟!
اما جواب ایشان:
منظور مثل قرآن در حکم وعمل بدان میباشد مگر حدیث ابن مسعود در صحیح را نخوانده ای که خطاب بدان زن فرمود:آیا لعن نکنم کسی که خدای تعالی او را لعن کرده(در مورد کسانی که ابرو میگیرند).
آن زن گفت:من قرآن را کلاً خوانده ام اما این سخن تو را ندیده ام؟
فرمود:آیا نخوانده ای:(ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا).
اما شماره دو از دادن جواب به دلیل گنگ بودن سؤالتان معذورم
اما شماره سه: «الحلال ما أحل الله في كتابه والحرام ما حرم الله في كتابه» اين حرام وحلال يا مبين ميباشد يا مجمل بدلیل: {وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}،چرا که اگر اینگونه نبود دیگر چه فایده ای در این آیه در منظر احکام وحلال وحرام میبود.
اما اینکه گفتین حدیث ضعیف"اریکة"،فکر کنم فقط نظر خودت باشه نه صاحب علم در اینموارد نظر فقها برای من شرط نیست هر کسی ودر هر مقامی که باشه،نظر،نظر محدثین میباشد که متخصص این فن اند.ومؤید این گفته فرموده حق تعالی میباشد که:( فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ).یعنی نباید در مورد خرابی یک ماشین از نانوا پرسید یا بالعکس بلکه کار ماشین با مکانیک میباشد.
اما شماره چهار:تا حالا نمیدانستم امام عمر رضی الله عنه معرف به اخذ از اهل کتاب میباشد،برادر مقوله اسراییلیات با این زمین تا آسمان فرق داره،اینمورد درباره کتاب خداست نه اخبار بنی اسراییل و...
اما شماره پنج:سخن نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم برای من ثقیلتر از سخن هر کسی دیگر است چرا که اگر با سخن ایشان مخالفت وبا تمام جهان موافقت کنم مؤاخذه خواهم شد واگر با ایشان موافقت وبا جهانیان مخالفت کنم،جهانیان مؤاخذه خواهند شد،به شما پیشنهاد میکنم علوم الحدیث را حتماً بخوانید تا سخن علوانی و...را بر امیرالمؤمنین عمر،بخاری،مسلم،ترمذی،اوزاعی،زهری،نسائی،ابن ماجه،ابوحنیفه،مالک،شافعی واحمد حنبل ترجیح ندهی.
اما ششم:آخر هدف رجم نه مرگ که تعذیب مکیباشد،اگر مرگ میبود دستور میداد او را به قتل برسانید.
اما هفتم:یکی از شروط تفسیر آیات توجه به سیاق آیات میباشد چرا که محال است کلام خدا که در بلاغت در حد اعلاست مجزا وبهم ناپیوسته باشد وبر طبق گفته شما منظور از آیه:«وَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلًا أَنْ یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ»،از دواج با زنان شوهر دار میباشد.درسته؟!
اما هشتم:فقط شیخین آنرا روایت نکرده اند:
أخرجه البخارى ومسلم كذا أبو داود والنسائى والدارمى وابن ماجه وابن أبى شيبة والدارقطنى والبيهقى والطيالسى وأحمد من طريق مسروق عنه به.
واللفظ لأحمد , وزاد مسلم والنسائى فى أوله: " والذى لا إله غيره لا يحل ... ".
وله شاهد من حديث عائشة , وعثمان...
أما حديث عائشة , فله ثلاثة طرق...
وأما حديث عثمان , فله طرق...
اما جواب نهمی:"اذا صح الحدیث فهو مذهبی".

در پاسخ به مطلب (بررسی حکم سنگسار از منظری روایت‌گرایانه)
باسلام و تشکر نقدهای زیادی به (6 روز 8 ساعت پیش)

باسلام و تشکر
نقدهای زیادی به مدعاهای آمده در این مطلب وارد است. اگر فرصت یاری دهد به طرح آن‌ها در یاداشتی خواهم پرداخت

در پاسخ به مطلب (فلسفه و حکمت چندهمسری از دیدگاه اسلام و رد شبهاتی پیرامون آن)
با عرض سلام وتشکر از آقای (6 روز 18 ساعت پیش)

با عرض سلام وتشکر از آقای قطبیبه خاطر باز کردن دیدگاه طرفین . ولی نقدی که برمتن وارداست این است که اصل در این بود که نام ها را زیاد تکرار نمی کردوفقط به عنوان دیدگاها را مطرح میکردند ونتیجه را به خواننده واگذار می کردند.

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
مشکل اصلی که در موضوع (1 هفته 12 ساعت پیش)

مشکل اصلی که در موضوع چندهمسری و دفاع از آن کمتر بدان توجه می شود این است که ایرادگیرندگان به چندهمسری در بسیاری موارد آن را نقض حقوق زنان به حساب می آورند ولی کمتر مدافعه ای را می توان یافت که از این منظر به موضوع پرداخته باشد و یا تصریح به این مساله کرده باشد و این به اصطلاح شبهه را مورد بررسی قرار داده باشد.بلکه بیشتر دفاعیات از این نقطه می آغازند که عنوان کنند که ، واقعیت ،چند همسری را بر مردان تحمیل می کند.چون مثلا مرگ و میر مردان بیشتر است یا اینکه زنان بیشتر از مردانند و....یعنی امری طبیعی و بدیهی است که بنا بر فطرت ، دلایل اجتماعی ، سیاسی ، هنری ، ورزشی و... مردان مجازند چند همسر اختیارنمایند.اگرچه اصل بر تک همسری است اما بالاخره شرایط اقتضامی کند که مردان گاهی چند همسر داشته باشند.اگرچه که این مدافعه ها سعی دارند اثبات نمایند که در شرایط خاص و ویژه مردان می توانند چند همسر داشته باشند و این امری مباح است و واجب نیست اما بالاخره گاهی نیز مردان از این شرایط سوء استفاده می کنند و بدون هیچ توجیهی به سمت این مباح میروند و....!در همه ی این موارد کمتر به این موضوع پاسخ داده می شود که چرا چند همسری نقض حقوق زنان نیست؟ از سویی کمتر توجه می شود که زمینه ی تشریع حکم چندهمسری در واقع محدود کردن تعداد همسران فرد به نهایتا چهارتاست و نه مثلا بیشتر بودن تعداد زنان از مردان و امثال آن.مردان در گذشته می توانستند بیش از یک همسر اختیارنمایند و این امر عیب دانسته نمی شد.در نه فقط عربستان زمان پیامبر بلکه در بسیاری از جوامع دیگر نیز در طول تاریخ قضیه ی چندهمسری دارای قبح نبوده است.می توان برای آاین موضوع فلسفه های مختلفی هم در نظرگرفت.پیامبر تنها این امر را محدود کرد اگرچه که خودش از این محدودیت مستثنی بود.این که امروزبه این قضیه ایرادگرفته می شود بخاطر این است که طور دیگری به مساله چند همسری ، ازدواج ، حقوق زن و مرد و...نگریسته می شود.باید این مساله را در بسترتاریخی آن دید و از طرفی شرایط امروز را هم درنظر گرفت.وقتی عرف جامعه ی عربی با قضیه مشکل نداشت شریعت حکم به محدودیت تعداد همسران داد.اما امروزه که عرف این موضوع را نمی پذیرد نمی توان به صرفا از موضعی کلامی و با استناد به مباح بودن امر از منظر شریعت مجوز چنین اموری را صادر کرد یا از آن دفاع کرد.بخصوص هنگامی که یک طرف قضیه یعنی زنان ایرادگیرندگان اصلی به این موضوع هستند.از موضع طرح برابری حقوق زن و مرد در عصر حاضر است که ایرادی مانند اینکه "چرا چندهمسری برای مردان مجاز است اما برای زنان نیست ؟" مطرح می شود.اینکه فیزیولوژی آنها قبول می کند یا نه و یا اینکه از نظر روانی این امر صحیح است یا نه در مراتب دیگری از بحث قرار دارد که بایستی توسط متخصصان آن یعنی زیست شناسان ، فیزیولوژیست ها و روانشناسان انجام پذیرد و استناد به نظرات آنان می تواند پرتوی بر بحث بیفکند.در این میان ارجاع به نظر ویل دورانت یا مصطفی سباعی محلی از اعراب نمی تواند داشته باشد.
به هرحال امیدوارم نویسندگان و اندیشمندان از این زاویه نیز بحث را بشکافند و موضوع را به شکل مستند تر و علمی تر دنبال نمایند.مسلما اگرمن به عنوان یک مسلمان به چنین نوشته ای برخورد کنم شاید از روی عرق ایمانی و اینکه نظر مرا درباره ی چندهمسری تایید می کند و یا اینکه به هرحال مدافعه ای در برابر هجوم شبهات صورت گرفته ، بپذیرم و خودم را با همین حداقل ها راضی کنم اما برای یک فرد غیر معتقد یا کسی که مخالف است یا کسی که به دنبال تحقیق درباب این مساله است تا آن را به درستی و به شکل مستند بفهمد ، نمی تواند قانع کننده باشد.ارجاع به منابع دست اول علمی و بهره گیری از نظرات صاحب نظران عرصه های علمی مرتبط با بحث یکی از لازمه های اعتماد به داده های چنین نوشته هایی است.

در پاسخ به مطلب (فلسفه و حکمت چندهمسری از دیدگاه اسلام و رد شبهاتی پیرامون آن)
باسپاس فراوان از جناب (1 هفته 23 ساعت پیش)

باسپاس فراوان از جناب قطبی.
خلاصه ای جامع و مفید بود.
جزاکم الله خیرا

در فصل اول از کتاب آیین زندگی ترجمه استاد قاسمی نیز امام ندوی به بعضی از این نکات اشاره می فرمایند همچنین در کتاب النبوة والانبیاء فی ضوء القرآن .

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
چرا هر وقت نظری با نظر ما (1 هفته 1 روز پیش)

چرا هر وقت نظری با نظر ما مخالفه سریع به روانشناسی روی میاریم و میخوایم نیت کاوی کنیم و بعد بگیم این نظرها از روی سستی در باورها و احساس شکست خوردگی و سرخوردگی در برابر نظرات اون وریهاست؟؟؟؟؟شاید کسی واقعا به این نظرات رسیده باشه و به نظرش این چیزا درست اومده باشه.

در پاسخ به مطلب (آیا پلورالیسم دینی موجب دین‌گریزی است؟)
واقعا چرااااااا؟؟؟؟؟؟؟چرا (1 هفته 2 روز پیش)

واقعا چرااااااا؟؟؟؟؟؟؟چرا آخه؟؟؟

در پاسخ به مطلب (آیا پلورالیسم دینی موجب دین‌گریزی است؟)
به نظر مي رسد كه ما امروزه (1 هفته 2 روز پیش)

به نظر مي رسد كه ما امروزه دنبال اسلام راستين نيستيم بلكه دنبال ايينيم كه ساير اديان هم مثل اسلام داراي حقيقت اند و بر صراط مستقيم قرار دارند و هر جا كه كم آورديم در مقابل يك غير مسلمان بگوييم كه ما و شما هيچ تفاوتي با هم نداريم و هر دو بر يك راه قرار داريم. آيا اين را مي توان از فحواي قرآن و سنت به دست آورد؟ مسلماني كه امروز مي خواهد كم كاريهاي خود را در امر دين و ايمان به پاي افراط و تفريطهاي ديگران انداخته و براي غير مسلماناني كه دانسته و معتمدانه به جنگ اسلام بر خاسته اند دلسوزي كند چگونه مي تواند در مقابل هجمه ي بيگانگان ايستادگي نمايد؟
راستي چرا اينهمه به خودمان زحمت مي دهيم به قول آن بزرگ كه مي گفت كافري در اين دنياي جديد وجود ندارد و مي توان بر اساس پلوراليسم تمام اديان را بر صراط مستقيم دانست چرا اصرار بر اسلام ورزي داريم و وقتي مي توانيم به راحتي دين ديگري را انتخاب نمود و در پيش خدا هم مأجور بود چرا يكي از آنها را انتخاب ننمائيم و هم اين دنيا را داشته باشيم هم آن دنياي ديگر را. قرآن را كسي به درستي متوجه نشده است و هر كس مي توان تفسير خودش را داشته باشد و به پيامبر و مسلمانان راستين دسترسي نداريم با چه حجتي بايد بر دين خود اصرار بورزيم؟

در پاسخ به مطلب (آیا پلورالیسم دینی موجب دین‌گریزی است؟)
خداوند بر عمر و علم و ایمان (1 هفته 3 روز پیش)

خداوند بر عمر و علم و ایمان ایشان برکت دهاد

در پاسخ به مطلب (مراسم تجلیل از دکتر مصطفی خرّم‌دل در مهاباد برگزار شد)
آقای قطبی بابت ارائه ی این (1 هفته 3 روز پیش)

آقای قطبی بابت ارائه ی این معرفی مختصر و مفید از کتاب مذکور سپاس

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
بخش سوم اما به درستی از موضعی (1 هفته 3 روز پیش)

بخش سوم اما به درستی از موضعی تاریخی به نقد اندیشه ی مودودی پرداخته شده و با رجوع به واقعیت تاریخی نشان داده شده که نقش تصوف در تاریخ اسلامی در تصوف خانقاهی و غیر اجتماعی خلاصه نمی شود.در این بخش بهره گیری از واقعیت رخ داده خود بر وثاقت مدعا می افزاید.

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
در بخش دوم ، بخش زیادی از آن (1 هفته 3 روز پیش)

در بخش دوم ، بخش زیادی از آن چه در اندیشه های بزرگانی چون مودودی یا سید قطب اتفاق می افتد را باید محصول زمانه دانست.آنان فرزندان زمانه ی خویش اند.دهه های شکل گیری جریان هایی مانند اخوان یا جماعت اسلامی دهه های فروپاشی خلافت اسلامی ، استعمار سرزمین های اسلامی و از هم گسیختگی های فرهنگی-اقتصادی و اجتماعی جوامع مسلمان و نیز عصر قوام ایدئولوژی سازی و ایدئولوژی اندیشی است.لذا جرین ایدئولوژی ساز که جریانی تقلیل گرا و چاچوب ساز است بخش هایی از سنت دینی و فرهنگی را که قابلیت اسلحه شدن دارد را بر میگیرد ، بخش های دیگر را به آن نقاط که نقاطی مرکزی فرض می شوند کاهش داده می شوند ، و کل سنت دینی بر اساس آن نقاط مرکزی بازخوانی می شوند تا از آن ها سلاحی ساخته شود برای بیداری مسلمانان از یک سو و مبارزه ی فکری با هجوم ایدئولوژی های رقیب از سوی دیگر.در چنین بستری است که تفسیر سیاسی از اسلام نقش پررنگی یافته و به نگاهی غالب در میان بسیاری از طیف اندیشمندان اسلامی بدل می گردد.و همان گونه که در جایی از استاد مصطفی مشهور نیز نقل شده است تشکیل حکومت اسلامی به هدف اساسی تمامی تلاش های دعوتگران مبدل می شود.«خداوند قیام جماعت اخوان‌المسلمین را به عنوان سرآغازی جدید برای مبارزه جهت برپایی مجدد دولت اسلامی در میان ملل مسلمان به پیروزی رساند.» (مصطفی مشهور، روش دعوت، ترجمه عبدالواحد لشکرزهی، ص۱۵۴، نشر احسان، ۱۳۷۲) «اکنون ما در مرحله‌ی تکمیل زیربنای محکم و با صلابتی هستیم که بنای دولت اسلامی برآن ساخته خواهد شد. و ساختن این زیربنا بوسیله‌ی اسلامی نمودن فرد، خانواده و جامعه‌ی مسلمین انجام می‌شود و اکنون باید جدیت به خرج داده و با کوشش بی‌وقفه این زیربنا را برای بنای عظیم دولت اسلامی آماده نماییم."(همان ، ص 163)

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
در بخش نخست اگرچه می توان با (1 هفته 3 روز پیش)

در بخش نخست اگرچه می توان با استاد ندوی موافق بود و امت را به انحراف متهم ننمود اما نگاه ندوی نگاهی غیر تاریخی است و از منظری الهیاتی-کلامی به نقد مودودی پرداخته است.چنانچه این امر بانگاهی تاریخی نیز ممزوج می شد ثمرات بیشتری را درپی می داشت.

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)
دست مریزاد خلاصه ی مفیدی بود. (1 هفته 3 روز پیش)

دست مریزاد
خلاصه ی مفیدی بود.

در پاسخ به مطلب (بازخوانی نقد ابوالحسن ندوی بر اسلام‌شناسیِ ابوالأعلی مودودی)